سه‌شنبه 21 آذر 1396 - 23:40
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

گفتگو

 

محمد عصاريان

 

پژوهش در تئاتر صفر است

 

گفتگو با تاجبخش فنائيان

تئاتر دفاع مقدس از دلِ مردمي برمي­آيد که هشت سال با واقعه جنگ روبرو بوده و آن را با تمام وجود خود حس کرده است لذا مفاهيمي که صرفاً از بطن نگاه تشريفاتي برمي­آيد ممکن است جايگاه اين را تا حدي خدشه دار مي­کند. برخلاف عقيده بسياري که معتقدند تئاتر دفاع مقدس گرفتار کليشه­هاي سختي شده است بايد گفت بيشترين کمکي که به اين براي ارتقاي کيفي نياز دارد که انجام بگيرد توجه به زمينه­هاي کارهاي مساعد است شايد بتوان عمده­ترين عاملي را که باعث کليشه سازي در اين حوزه مي­شود به عوامل حاشيه ساز اما بسيار مهمي معطوف کرد که در واقع بن مايه تئاتر را تشکيل مي­دهند.

بررسي­هاي بسياري در اين حوزه نشان داده است که نبود امکانات لازم اعم از سالن­هاي ويژه تئاتر دفاع مقدس با امکانات صحنه­اي مناسب عدم حمايت بخش­هاي خصوصي از اين ژانر دفاع مقدس عدم بودجه لازم و کافي براي اين بخش و . . . مي­تواند ضربه­هاي بسياري را به اين ژانر وارد کند. که کمترين آن کليشه سازي در زمينه مضامين و اجرا است. لذا جلوگيري از چنين مشکلاتي به پيشرفت اين بخش از تئاتر کمک مي­کند.

يکي از نکاتي که در عرصه تئاتر دفاع مقدس و مقاومت نقش مهمي در پيشگيري از کليشه دار شدن آثار دارد به ويژگي­هاي سالن­هاي اجرا برمي­گردد. اگر سالن­هائي مجهز به امکانات لازم از جمله فراهم کردن صداي مناسب صحنه و وسائل مورد نياز صحنه و تسهيل اجراي بازيگران شود قطعاً بخشي از مشکلات اين بخش رخت مي­بندد. و اما موضوع مهم ديگر بحث پرداختن به پژوهش و کشف سوژه و موضوع است که سعي شده است در گفتگوي ذيل با استاد تاجبخش فنائيان نويسنده و کارگردان شهير عرصه هنرهاي نمايشي به بحث گذاشته شود:

- آيا تئاتر دفاع مقدس را مي­توان در قالب تئاتر جنگ، گنجاند؟

موضوعات تئاتر مي­تواند تقسيم بندي شود به تاريخي و خانوادگي و اجتماعي و سياسي و روانشناختي و فلسفي و اقسام ديگر که يکي از اين اقسام هم مي­تواند جنگ و دفاع مقدس باشد به نظرم همين طور که موضوع خانواده با موضوع اجتماع يک تفاوت­هائي دارد تئاتر جنگ هم با تئاتر دفاع مقدس تفاوت­هائي خواهد داشت. همان طور که تئاتري موضوع آن فلسفي است با تئاتري که موضوع آن روان شناختي است تفاوت­هائي دارد. موضوع دفاع مقدس به اين دليل در واقع تحت عنوان تئاتر جنگ نامگذاري نشده است که بايد در فلسفه­ي اين حرکت تفاوت­هائي باشد جنگ ميان دو نفر يا دو گروه يا دو کشور است که انگيزه­ي برخورد و کشتار به عنوان پيش نياز براي او مشخص نيست صرف جنگ مطرح است مي­تواند اين جنگ بر سر يک انتقام جوئي باشد. کشمکش يا منافع طلبي باشد مثل ملک و زمين مسائل مالي و اقتصادي يا سر هر چيز ديگري باشد يا سر يک موضوع قبيله­اي باشد. ريشه­هاي جنگ مدنظر نيست خود جنگ مدنظر است اما در دفاع مقدس يک چيزهاي عقيدتي و فلسفي و شناختي وجود دارد که آنرا معنا مي­کند وقتي مي­گوييم دفاع مقدس و از آن طرف که به عنوان دفاع مقدس به حرکت خودش حرکت مي­کند انگيزه­هاي موجود انگيزه­ي دفاعي است و اصلاً انگيزه هجومي در نظر نيست. هجوم ابتدا از طرف مقابل است و اين طرف صرفاً دفاع صورت مي­ گيرد.

- پس اين قالب تئاتر يک تئاتر خاص است؟

بله دقيقاً اينگونه است.

- چرا افرادي که در اين زمينه نمايشنامه مي­نويسند هنوز نتوانسته­اند اين موضوع را درک کنند که ويژگي­هاي خاص خودش را دارد و براي نوشتن يک درام در اين قالب نبايد جنگ ما را با جنگ­ هاي ديگر در سطح دنيا مقايسه کرد؟

نگاه کنيد در پس هر نوشتني خيال است. اگر ما از اين ناراضي هستيم که چرا نويسندگان ما خلاقانه نمي­نويسند بايد اين موضوع را به بحث گذاشت. نگاه کنيد نمي­توان گفت که چون در يک کاري ما از عنصر خيال استفاده کرديم نويسنده صرفاً يک شخص تخيل گرا بوده است و بايد با عنوان خيال با اين کار مخالفت کنيم. نگاه کنيد خيال عنصر بدي نبايد محسوب شود. نگوييم چون خيال است کار جداست خيال اصل اساسي هنر است اما يک خيالي داريم بستر آن واقعيت است يک خيال بستر آن حقيقت است و يک خيال هست بستر آن حقيقتي است که مبتني بر خيال است اينها با يکديگر متفاوت است اينها بحث­هاي فلسفي است نمي­توان از اينها فرار کرد بايد به يک نتيجه علمي برسيم بحث کنيم و در انتها ببينيم که حق با کيست. خيال مبتني بر حقيقت برگرفته از واقعيت يک خيال درست و سالم و صادق است اما دوستان عزيز ما در شرايط ما درباره تئاتر بطور کلي و تئاتر به دفاع مقدس بطور اخص هول و گيج هستند و هنوز به آن نظريه لازم دست پيدا نکرده­اند. که اصولاً تئاتر چيست و بخواهند به مرحله بعدي برسند که تئاتر دفاع مقدس چيست؟ و چه مي­تواند باشد چون هول شدند هر کاري مي­کنند يکي مي­گويد تئاتر جنگ تئاتر جنگي است که مبتني بر واقعيت است و هر چيزي که پيرامون گذشته بايد منعکس کنيم و اين مي­شود تئاتر جنگ. زود باشيم و غير از اين هم چيز ديگري نيست هر اتفاقي که افتاده است ما مي­توانيم همان را منعکس کنيم مي­توانيم برگردان تئاتري کنيم. جنگ و تئاتر دفاع مقدس تفاوتي ندارد و موضوع را رها کنيد. يکي مي­گويد واقعيت­ها با تئاتر دفاع مقدس يکسان نبايد باشد وقتي تئاتر دفاع مقدس مقدس مي­شود ديگر نمي­توان جنبه­هاي واقي را گزارش کرد جنبه­هاي واقعي کنار مي­رود و يکدفعه همه چيز تخيلي مي­شود و خيالي نمي­شوند. همه­ي ارکان نمايش به سمت تخيلي بودن حرکت مي­ کند جنبه­هاي تخيلي از اين گونه نظر که غيرواقعي است به خودش مي­گيرد. يک تصاويري ساخته مي­شود که نسبتي با واقعيت ندارد يعني ما در اطراف جستجو مي­کنيم در صورت و سيرت موضوع را اينطور که دوستان ديدند نمي­توان ديد. اين در واقع مي­شود يک نوع جهل ناشي از يک تصور واهي از يک موضوع که اين درباره­ي آن شناخت کافي نداريم آناها اگر نسبت به آن موضوع شناخت کافي داشته باشيم براي برگرداندن تئاتر راهکار لازم را شناسائي نکرده است. به نظر من تئاتر دفاع مقدس هم بايد واجد يک ويژگي باشد که به هر حال ظاهر قصه مي­تواند يک ظاهري باشد که ما در واقعيت امر هميشه شاهد آن بوده­ايم يعني در جبهه­هاي جنگ در يک منطقه­اي و جائي و عملياتي عيناً شاهد يک حادثه بوده­ايم مي­توانيم اين حادثه را عيناً منعکس کنيم اما از آنجايي که اجزاء مي­توانند ما را به مسيرهائي راهنمائي کند ما مي­توانيم از تئاتر دفاع مقدس نتيجه گيري که مي­توان از اين واقعه­ي پيراموني کنيم يک نتيجه­ي الهي و خدائي و ديني باشد، نه يک نتيجه زميني و مادي. ما يک نفر مي­دود براي منافع خودش مي­جنگند يا انتقام جوئي کند براي جانش اما اين داستان دفاع مقدس متفاوت است او جنگيده است تا احکام الهي و خواسته­هاي او روي زمين پياده شود يک دفعه مي­گويد من مي­خواهم براي رسيدن به خواست­هاي خداوند به جنگ بروم. حالا اين مي­تواند واجد هر دين و آئين ديگري باشد هرکسي در راه خدا مي­خواهد نجنگد و انگيزه­هايش با همديگر فرق مي­کند نيت و اسم و صفت آن هم فرق مي­کند در همين بچه­هاي ما در جبهه­ها دعا مي­خواندند و گريه مي­کردند يا نماز مي­خواندند و با خداي خودشان راز و نياز مي­کردند و گريه مي­کردند اين گريه صورت ظاهر را نشان بدهي با گريه کسي که از عمليات مي­ ترسد و گريه مي­کند ظاهر جريان تفاوتي ندارد کسي مي­خواهد فردا به عمليات برود و از اينکه خداوند او را براي اعمال حقوق و حرف خودش انتخاب کرده است آنقدر خوشحال است که گريه مي­کند و برعکس اين هم کسي هست که از ترس عمليات فردا و از ترس کشته شدن مي­ترسد و گريه مي­کند اينها از نظر گريه يکي است اما زمزمه­هائي که با خودشان دارند دو گونه است يکي به يک سمت هدايت مي­شود و ديگري که گريه معنوي دارد بخاطر شور و شوق عشق پديد مي­آيد. ظاهر جريان يکي است بنابراين وقتي ما مي­خواهيم درباره دفاع مقدس صحبت کنيم بستگي به توان و آن انگيزه­هائي دارد که کساني که در اين جبهه­ها حضور دارند با آن انگيزه­ها و محتواها و خواست­ها وارد ميدان نبرد شده­اند اگر اين­ها را درست نشان بدهيم اين تئاتر دفاع مقدس مي­شود اما اگر نتوانيم اين منويات و انگيزه­ها و درونيات و خواستگاه را نشان بدهيم اين مي­شود تئاتر زد و خورد که همان تئاتر جنگ است.

- الان چقدر اين فضا و تئاتر دفاع مقدس به اصل خودش اجرا و عنوان شده است؟

تا به حال به هيچ عنوان اين اتفاق نيافتاده است.

- از دلايل آن نمي­خواهيد صحبت کنيد؟

اتفاقاً جاي دارد که درباره­ي دلايل آن ساعت­ها صحبت کرد. مهمترين دليل عدم شناخت دو مقوله است يکي در واقع انگيزه­هاي رزمندگاني که در جنگ شرکت داشته­اند و دومين مسئله اين است که تئاتر را براي گفتن اين انگيزه­ها خوب نمي­شناسيم.

- مگر در اين سالها کم درباره اين موضوع صحبت شده است يعني هنوز انگيزه­ها ناشناخته مانده است؟

با صحبت که نمي­توان انگيزه­ها را درک کرد. ممکن است يک حادثه­ي تاريخي را در 1400 سال پيش ولي شخصيت­ ها را درک کني اصلاً هم حضور نداشتيد ولي چون قدرت تحليل داريد آن شخصيت­ها را درک مي­کنيد و منويات و انگيزه­ها و خواست­ها را مي­فهمي و درک و سپس بازسازي مي­کنيد کسي که وارد عرصه هنر تئاتر مي­شود بايد اين قدرت را داشته باشد که شخصيت­هاي خودش را بفهمد و درک کند. حال در هر جايگاهي که مي­خواهد حضور داشته باشد. بايد بتواند شخصيت­ها را عميقاً درک کند اين اتفاق درباره هنرمنداني که در اين باره اقدام به توليد تئاتر کردند رخ نداده است اين شناخت اتفاق نيافتاده است اين شناخت نبوده است مسئله بعدي اينکه زبان تئاتر هنوز توي کشور ما آنطور که بايد تعريف نشده است ما در ژانرهاي ديگر تئاتر و مقولات اجتماعي مگر موفق هستيم مگر همه­ي تعاريف ديگر خوب است جز مقوله تئاتر دفاع مقدس.

- توقع ما اين است که در اين زمينه بيشتر باشد به هر حال مديران داعيه تئاتر دفاع مقدس را دارند.

توقع ما بيشتر است اما مشکل اين است که تئاتر در شکل خودش در موضوعات ديگر اصلاً موفق عمل نمي­کند. چرا؟ چون ما تکنيک­هاي لازم را براي بازگوئي مسائل شخصي يا اجتماعي در تئاتر هنوز به درستي ياد نگرفتيم اين اتفاق حتي در دانشکده­هاي ما هم نمي­افتد. من سالها است که در دانشکده­ها هستم و اطلاع دارم. اين شناخت دو جانبه هم محتوا و هم تکنيک هنوز آنطور که بايد و شايد رخ نداده تا ما در تئاتر دفاع مقدس هم مثل تئاترهاي ديگر در واقع پيش برويم. ما در تئاترهاي ديگر هم پيش نرفتيم اين نوع تئاتر ما هم رشدي نداشته است و در انزوا مانده است.

- در خبرها داشتيم که در بحث آکادميک مديران قصد دارند فرهنگستان هنرهاي نمايشي دفاع مقدس را راه اندازي کنند. آيا راه اندازي فضاهاي سخت افزاري همچون فرهنگستان هنرهاي نمايشي تئاتر مقدس مي­تواند در اين مسير راهگشا باشد؟

فکر مي­کنم اگر تئاتر را در مجموع در کشور بتوان يک تعريف اصولي و قابل تفاهم داشته باشيم در اين مسير مي­تواند کمک کند. آنگاه مي­تواند همه اشکال نمايشي در دِل آن موفق عمل کند.

- پس مهم مراکز نيست مهم افراد هستند؟

شايد بتوان اينگونه گفت از يک طرف تحقيقات و پژوهش­هاي لازم وجود ندارد. پژوهش­هاي خوب هم حمايت نمي­ شود ما پژوهشگر و حمايت کننده از پژوهشگر را در کشور نداريم بنابراين نظريه نداريم نظر داريم. هرکسي نظر مي­دهد اما نظريه پيرامون تئاتر تعريف شود هنوز نداريم نه اينکه ظرفيت و توانائي آنرا نداشته باشيم. خير. کساني که مسئوليت توليد و پژوهش­ها را به عهده دارند اصلاً نمي­توانند خط دهي کنند تا پژوهش­هاي لازم در اين باره صورت بگيرد.  

- آيا ما پژوهش­هاي مناسبي در اين زمينه هم داريم که مديران دغدغه حمايت داشته باشند.

مسئولين بايد بدانند که هنوز نمي­توانند موضوعات مناسب پژوهشي را سفارش بدهند يعني خودشان نمي­دانند که راجع به چه چيز تئاتر بايد پژوهش انجام بگيرد و دستاوردي که از پژوهش لازم دارند چيست تا به اهل آن سفارش بدهند يا درباره موضوعات خودشان فراخوان بدهند. اين اتفاق نيافتاده است مسئولين پژوهشي هنوز موضوع انتخاب نکرده­اند. مثلاً ما مي­خواهيم پيرامون هنر نمايش در ايران چه قواعد فلسفي داشته است. پيرامون اين موضوع پژوهش انجام شود اين قواعد را مورد بررسي قرار بدهند خب آيا اين افراد موضوعي مشخص کرده­اند. مثلاً آموزش براساس چه اصول محتوائي بوده است آن موقع ما به يک سري دستاوردهاي محتوائي و تکنيکي با هم مي­رسيم آنگاه ما مي­توانيم بفهميم که هنرهاي ايراني چه ويژگي­هايي داشته­اند و منشاء توليد آنان چه بوده است و دليل آن منشاء تفکري به چه شکل بوده است. ما بايد زمينه­هاي هنر قديم را بدانيم. تکنيک را شناسائي کنيم بدانيم اصل جنس از کجا آمده است. بررسي کنيم و شناسائي کنيم.        

  

 

 

يكشنبه 16 مهر 1391 - 14:24


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری