پنجشنبه 27 مهر 1396 - 23:47
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

كتاب

 

م رستمي

 

صائب تبريزي

 

صائب تبريزي(از مجموعه آفرينندگان فرهنگ و تمدن اسلام بوم ايران)

به اهتمام: دکتر علي اکبر ولايتي

ناشر: شرکت سهامي کتابهاي جيبي)وابسته به مؤسسه انتشارات اميرکبير(

نوبت چاپ: اول 1391

 

کتاب حاضر، از سري كتاب هاي مجموعه«آفرينندگان فرهنگ و تمدن اسلام بوم ايران»، گامي است در جهت بازشناساندن زندگي نامه و انديشه هاي يکي ديگر از شخصيت هاي ماندگار به نام صائب تبريزي، بدين وسيله به توصيفي دقيق از زندگي و آثار اين چهره تارخي درشش فصل، پرداخته شده است.

فصل اول نگاهي دارد به عصر صائب، در اين راستا به سبک هاي هندي و اصفهاني در شعر اين دوران توجه شده است.

در اوايل قرن دهم هجري، پس از فروپاشي دولت هاي ايلخاني و تيموري، دولت عثماني بزرگ ترين رقيب حکومت و قدرت نوپاي صفويه بود. شاه اسماعيل صفوي، بنيانگذار اين سلسله تا شاه طهماسب آخرين پادشاه صفوي در دوران سلطنت خود به جنگ هاي خونين با عثماني ها پرداختند و گاهي با آنها هم زيستي مسالمت آميزي کردند. از رويدادهاي مهم در دوران پادشاهي شاه طهماسب، پناه آوردن همايون پادشاه هند به ايران بود. همايون پسر و جانشين ظهيرالدين بابر، بنيان گذار سلسله گورکانيان هند بود. اقامت همايون شاه در ايران در تبادلات فرهنگي ميان ايران و هند و تداوم دوستي ميان جانشينان شاه اسماعيل و باز ماندگان ظهيرالدين بابر بسيار اهميت داشت تا جايي که همايون برخي از ادبا و اهل فضل را از ايران به هند برد..

صائب در چنين دوراني که حد اعتلاي قدرت دولت صفوي بود به هند رفت و در آن جا به مدت هفت سال با شهرت زندگي کرد، سپس در زماني که آوازه شاعري وي از هند تا عثماني را فرا گرفته بود به ايران بازگشت. در عصر صائب بسياري از شاعران و اديبان به کشورهاي بيگانه مهاجرت کردند.

در ادامه به مهم ترين دلايل مهاجرت هاي گسترده آن زمان اشاره شده است که يکي از آنها، وجه اشتراک نژادي و فرهنگي و ادبي ميان دو کشور ذکر شده است.

در اواخر قرن يازدهم هجري همگام با دگرگوني هاي سياسي و اجتماعي و تمرکز قدرت سياسي در اصفهان در شعر نيز دگرگوني هايي پديد آمد، آفرينندگان اين شيوه جديد از ايران برخاسته و در اين سرزمين پرورش يافته بودند، از اين رو شيوه آنان ايراني بود و از آنجا که برخي از شاعران به هند سفر کرده بودند، بسياري از شاعران فارسي زبان ايراني و هندي از اين شيوه جديد تقليد کردند.

به نقل از کتاب حاضر، در زمان صائب تبريزي سبک اصفهاني به سبب نو بودن به "طرز" معروف بوده است، و شعراي وقت به تازه بودن آن در شعر خود اعتراف کرده اند و در آثار خود به کار برده اند... طرز، همان سبک اصفهاني يا هندي استکه بر پايه تخيل و مضمون يابي است و از تمثيل، معادله پردازي، تشبيه، استعاره، تشخيص، جناس، ايهام و مراعات نظير استفاده مي شود که مضمون نو نيز، خميرمايه و اصل آن است.

در دنباله اين بحث به ويژگي هاي سبک اصفهاني، همراه با نمونه هايي از اين سبک ها، در اين دوران اشاره شده است، يکي از ويژگي هاي ذکر شده در اين خصوص تمثيل است، تمثيل بيشترين کاربرد را در ميان شاعران اين دوران دارد.

تمثيل در لغت به معناي مثال آوردن، تشبيه، يا صورت چيزي را مصور کردن است:

آدمي پير چو شد، حرص جوان مي گردد

خواب در وقت سحرگاه گران مي گردد

زندگي صائب موضوع فصل دوم نوشتار حاضر است، که از اين منظر، ضمن معرفي کامل وي در خصوص نام، کنيه وتولد ونياکان او، به مذهب و سيرت وي، استادان و شاگردان وسفرها ونيز در پايان به تاريخ وفات و آرامگاه وي اشاراتي شده است.

محققان در باره تاريخ تولد ميرزا محمد علي صائب تبريزي نظريات گوناگوني بيان کرده اند، به احتمال فراوان تاريخ تولد وي يکي دوسال بعد از 1000 ه ق است، اين نظر با استناد به تاريخ فوت او که بر روي آرامگاه وي منقوش است و هم چنين با توجه به بيتي که به هشتاد سالگي اش اشاره دارد، بيان شده است:

دو اربعين به سر آمد و زندگاني من

هنوز در خم گردون شراب نيم رسم

صائب از تبارزه اصفهان بود، به نظر استاد زرين کوب اين طايفه اگر در اصفهان هم به دنيا مي آمدند، به حکم انتساب خانوادگي، عباس آباد اصفهان را قطعه اي از خاک تبريز مي دانستند و خود را منسوب به تبريز مي کردند، چنان که صائب نيز يکي ازايشان بود، حتي صائب در اين باره که اهل تبريز بوده است يا اصفهان چندين بار در اشعارش اشاره کرده است:

صائب از خاک پاک تبريز است

هست سعدي گر از گل شيراز

درباره مذهب صائب آمده است، وي شيعه اثني عشري بوده است، نام محمد علي که ميان شيعيان مشهور است، مدايح حضرت امير مؤمنان علي(ع) و امام رضا(ع) اشاره به مباني خاص شيعي، عدم مدح خلفاي اهل سنت، سکونت طولاني در اصفهان در زمان صفويه که مهد تشيع بوده، همه نشان دهنده شيعه بودن صائب است، همچنين از ديگر مؤيدات شيعي بودن او مصاحبت با ظفرخان در اصفهان و هندوستان است که حاکمي شيعي و دين دار بوده است..

در فصل سوم اين اثر به ابعاد شخصيتي و سبک شعر صائب پرداخته شده است. در اين راستا به سبک وي و انديشه هاي عرفاني که بيشتر در قالب غزل سروده شده و نيز زبان و فرهنگ عاميانه از ديدگاه صائب، اشاره شده است.

صائب در باره موضوع هاي گوناگوني سخنوري کرده است، گاهي عاشقي مجنون و زماني عاقلي کاردان است، گاه عارفي است گوشه نشين که جهانيان را به قطع تعلق و گسستن از عالم صورت و پيوستن به عالم معني ميخواند و زماني دنيا داري است جهانگرد که آدميان را به تلاش معاش و تنازع بقا و بهره از لذات مادي دعوت مي کند، در هر شئني از شئون زندگي سخن مي گويد، و در هر امري از امور اجتماع اظهار نظر مي کند، گاه پيري است جهان ديده و زماني کودکي نارسيده، گاه از نشاط مي خندد و زماني از غم مي گريد، گاه با آسمان بر سر صلح و تسليم و زماني با روزگار در ستيزه و پيکار، گاه چون باد بي قرار و زماني چون کوه استوار، گويي چون خون در عروق اجتماع جاري بوده، چرا که از چمن گلي چيده و از هر گريبان سري به در آورده و از هر بابت تجربتي آموخته و در هر وادي نفسي سوخته است. ديوانش گنجينه اي است از پند و نصيحت و اندرز، همچنين مجموعه اي رموز زندگي اجتماعي و طريق کسب معرفت و طرز معاشرت را دربر مي گيرد.

در قسمت ديگري از اين فصل در خصوص فرهنگ عاميانه، مي خوانيم، در ديوان تقريبا 75 هزار بيتي صائب فرهنگ بسيار پرباري از امثال و حکم ديده مي شود، گرچه همگي حکم مثل را پيدا نکرده اند، ولي صائب به خوبي آنها را متناسب با مفهوم بيت به کار برده است و گاه در حکم ارسال المثلين است، يعني هر دو مصراع تمثيل اند. صائب اينها را از زبان مردم گرفته و از کوره انديشه و خيالش گذرانده و پر مغز و سنجيده در ابيات گنجانده است و يا مصراع محسوسي است که در حکم تمثيل يا تشبيه مرکب از آن مصراع معقولي ساخته است با توجه به اين که واژه ها و بافت آنها از زبان مردم گرفته شده و براي همه کس دريافتني است، مي توان همان تک مصراع هاي محسوس را به شکل ضرب المثل يا مثل نيز به کار برد.

فصل چهارم نگاهي دارد به آثار صائب تبريزي، نگارنده در اين زمينه آورده است، وي از پر کارترين شاعران در تاريخ ادبيات ايران است، تعداد ابيات او را 200 تا 300 هزار بيت گفته اند.

افزون بر ديوان اشعار مثنوي محمود و اياز، يک مثنوي رزمي ناتمام به نام قندهارنامه، که در باره فتح قندهار به دست شاه عباس دوم است، نيز از سروده هاي صائب است که چنين آغاز مي شود:

برازنده تاج وتخت و کلاه

خديو جوان بخت عباس شاه

چو بر تخت فرمانروايي نشست

به نظم ممالک برآورد دست

همچنين کتاب شناسي صائب در فصل پنجم بررسي شده است، از موضوعات خواندني اين فصل، منابع زندگي صائب و نيزکتاب شناسي آثار صائب، مي باشد. اشعار صائب که در نسخه هاي ديوان و کليات چاپي او نوشته شده اند، همه کامل نيستند، مثلا مصرع اول مطلع غزلي از صائب در تذکره اشارات بينش آمده است، که در هيچ يک از نسخ چاپي نوشته نشده است اما در يک نسخه خطي که از روي نسخه اي که صائب در کشمير براي ظفرخان احسن تهيه کرده بود، نوشته شده است، شمار ابيات برخي غزلهايش نيز در نسخه هاي گوناگون متفاوت است.از اين مطلب مي توان حدس زد که صدها غزل و هزاران ابيات از صائب در گوشه وکنار دنيا پراکنده مانده است..

در پيوست کتاب که فصل آخر کتاب حاضر را تشکيل مي دهد، به نمونه هايي از اشعار صائب اشاره شده است، در شعري با عنوان آتشين رخسار، مي سرايد:

در ته يک پيرهن از يار دور افتاده ام

آه کز نزديکي بسيار دور افتاده ام

مي کشم خميازه بر آغوش در آغوش يار

همچو مرکز از خط پرگار دور افتاده ام

نيز در جلوه ي مستانه مي سرايد:

زان شعله حذر کن که توانگر شده باشد

زان موم بينديش که عنبر شده باشد

اميد گشايش نبود در گره بخل

زان قطره مجو آب که گوهر شده باشد

بنشين که چو پروانه به گرد تو زند بال

از روز ازل آنچه مقدر شده باشد..

 

 

 

 

شنبه 15 مهر 1391 - 10:5


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری