شنبه 28 مرداد 1396 - 8:20
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

كتاب

 

ياسر حمزه لوي

 

من ساتيا هستم !

 

با نگاهي به کتاب بررسي افکار ساتيا ساي بابا

اثر حاضر با نگاه به کتبي که مسائل عرفاني و مذهبي را تفسير و نقد ميکند مورد مطالعه قرار و نگارش قرار گرفته است. نويسنده ي حاضر از اين گونه موضوعات اطلاعات بسيار مفيديداشته  و در .اقع اين کتاب اولين نوشته ي تفسيريه او از موضوعات عرفاني و مذهبي نيست پس جاي بسي خوشحالي دارد که نويسنده در يک سلسله کتب تقريبا پيوسته، به ابعاد و دستاوردهاي موضوعاتي از اين دست، در دنياي امروز و عصر حاضر پرداخته است و به نوعي روشنگري در مورد اين مسائل دست زده است . اثر در ابتدا مخاطب خود را معرفي ميکند اين نوع از اطلاعات براي خوانندگان مفيد است زيرا مشخصا ميتوان فهميد که روي سخن با کدام دسته از مخاطب است که اين نيز از ويژگي هاي نگارنده محسوب ميشود . کتب از ده بخش تشکيل شده است که عبارتند از :   هندوئيسم و متون مقدس هندو ، آواتار ، تجلي الوهيت بر زمين ، سوآمي ساتيا ساي بابا ، انسان محوري به سبک هندي ، خدا باوري و اديان در عرفان ساي بابا ، سه آموزه ي عرفاني و هم گرايي با روح امپرياليسم ، عدم انتقاد به ديگران در تمام امور ، عدم خشونت وتندي به ديگران در تمام موارد، در همه حال ، خدمتبدون هيچ چشمداشت ،مراقبه.

در ادامه اين مطلب، ابتدا به تاريخچه ي بسيار کوتاه  در مورد هندوستان اشاره مي شود که سرچشمه شروع را از اقوام قبل از آرياييان که به اقوام دراويدي شهرت دارند  مي داند نويسنده در ادامه سخن را به اين نکته ميرساند که دليل مطرح کردن اين سلسله گفتار را اين چنين مي داند که تصديق وتاييد اين گونه اعمال وآموزههاي مذهبي از سوي نگارنده مد نظر نيست بلکه نوعي کيفيت سنجي است در واقع  به گفته ي خود او « بيان کيفيت کانوني هند از حيث تجمع مکاتب رنگارنگ با کثرت گزاره هاي متفاوت است ».

به عقيده او هندوئسم از نگاه غير هنديان نوعي مذهب يا دين تلقي ميشود ولي از نظر کلي نوعي روش زندگي تفسير شده است هندئيسم شايد تاريخي چند هزار ساله داشته باشد زيرا در کاوشهاي باستاني در هند مهر هاي کوچکي يافت شده است که نقشهاي روي آن به گونه ي آموزههاي ديني در آن دوران را نمايش مي دهد که اين مطلب خود مصداقي بر اين ادعا است. در مقدمه اشاره مي شود که موسس هندوئسم مشخصا يک فرد نيست بلکه در طول تاريخ هندوئيسم شکل گرفته است . اقوام آريايي اقوامي کوچ رو و فاقد تمدن غني بودند و اکثر آثار بدست آمده از اين قوم قبل از يکجا نشيني لوازم و اشيائي کوچک بوده که قابل حمل ميباشند و آثار باستاني بزرگ معماري در ميان اين قوم يافت نشده است . آنها خط و دين مشخصي نداشته اند و آن گونه که از شواهد و قرايين پيداست پس از يکجا نشيني خط و دين اقوام مغلوب را به عاريت گرفته اند. به نظر مي رسد بيان اين مطلب در ادامه صحبت ها نه تنها خالي از لطف نبوده بلکه عدله اي محکم را براي نويسنده به ارمغان مي آورد.

با توجه به نظرات نويسنده و با دقت بيشتر در آثار به جا مانده از آرياييان قبل از ورود به سرزمين هاي جنوبي مانند ايران و هند مي توان سر نخ هايي از نوعي مذهب را يافت که اکثرا ، بت هاي کوچک قابل حمل و اشيايي از اين دست مي باشد . نگارنده معتقد است که شايد اديان باقي مانده از هند امروز مربوط به مردماني که قبل از ورود آريايي ها در آنجا مي زيسته اند باشد با توجه به شواهد تاريخي اين اعتقاد ميتواند صحيح باشد زيرا در کاوشهاي باستاني شواهدي دال بر وجود اديان هندي پيش از ورود آرياييان نزد اقوام دراويدي بدست آمده است . هندوئيسم بيش از پنج هزار سال قدمت دارد و درطول تاريخ به آرامي به شکل امروزي خود رسيده است هم چنان فاقد نوعي متون ديني است که، مانند اديان ديگر براي رفع اختلاف بتوان به آن مراجعه نمود . البته هندوئيسم داراي آثار مدون است ولي قدمت اين آثار به اندازه قدمت وجود هندوئيسم نيست . در مباحث بعدي تاکيد مي شود که در کل آثار مدون هندوئيسم از دو بخش تشکيل ميشود ، شروتي که به معناي شنيده شده مي باشد و سمرتي به معناي به ياد آمده که شروتي به نوعي گفته هاي فرزانگان هندي است و سمرتي را محققين به نوعي روايات و احاديث هندي تعبير ميکنند .

در ادامه نويسنده به نکته اي در مذهب هندوئيسم اشاره ميکند که براي فهم آن توضيحاتي را در پي مي آورد . به همين جهت اصطلاحات زير تعريف مي شود: آواتار به معناي ظهور و تجلي خداوند در زمين است ، اين کلمه معاني گسترده اي را شامل ميشود. يکي از نکات ضعف اين تعاريف اين است که فهم اين اصطلاحات و احساس آثاري که بر انسان دارد به دليل عدم اعتقاد ديگران بر آن، براي غير هنديان مشکل مي باشد . در تاريخ هند خدايان سه گانه صاحب عزت و احترام بسياري شده اند که مهمترين آنها ويشنو ميباشد که حافظ جهان و آواتار هاي درون دنيا است . در ادامه نويسنده به زندگي ساتيا ساي بابا در کودکي اشاره ميکند که در نوجواني زندگي شخصي و خصوصي خويش را رها کرده و رسالت آواتاري خود را آغاز نموده است. اين مطلب در آثاري ديگري از اين دست نيز به چشم مي خورد. از نظر نويسنده ساتيا سه رکن را براي آرامش و صلح نياز ميداند ، يک : رهايي از وابستگي دوم : دين و ايمان سوم : عشق . در صفحه ي بيست و ششم نويسنده به اين نکته اشاره ميکند که داستان زندگي ساتيا سرشار از اتفاقات و تبليغات معنوي است که اين وقايع عرفاني در سنت هند نشانه ي روشن بيني و وارسته گي است اما در بسياري موارد اين وقايع در مقايسه با سنت ها و عرفانهاي ديگر يا قابل فهم و درک نيست، يا آن قدر ساده لوحانه و ابله هانه است که طرفداران ساتيا را در يک پارادوکس بزرگ فرو مي برد. اين مهم در نظرات نويسنده به خوبي آشکار گشته است.

 اين موضوع قابل بحث است که هر چند ما تاريخ تولد و اندکي از اتفاقات دوران کودکي ساتيا را به روشني مي دانيم ولي تمامي اتفاقاتي که در طول عمر چند ساله زندگي براي او اتفاق افتاده است کاملا مشهود و مستند نيست زيرا بنا به بعضي گفته ها و شنيده ها شکل گرفته است و کتابهايي که به نوعي زندگي نامه وي را بيان ميکند کاملا از قهرمان سازي مبرا نبوده است زيرا اين متون همان طور که نويسنده به آن اشاره ميکند در بعضي از اوقات کاملا ساده انگارانه و ابلهانه است.اين مطلب  به دو برداشت ازاين ادعاها مي انجامد يک ، اين داستان پردازي ها در مورد ساتيا نوعي داستان سرايي و بزرگ نمودن شخصيت او در ميان مردم است و يا اين گونه داستان ها به دور از هر گونه قصد و قرضي از پيش تعيين شده و بدون برنامه ريزي قبلي از سوي طرفداران او است که در هر دو صورتنميتوان به صحت تمامي آن ها مطمئن بود .

 در هر حال طرفداران ساتيا ،همان گونه که گفته شد، او را آواتاري ميدانند که براي نجات بشر پا به عرصه ي وجود نهاده است در واقع اين استباطي است که از نکات درون اثر مي توان به دست آورد. ساتيا خود را آواتار مي داند و اين به آن معناست که ساي بابا براي طرفداران خود خداي مجسم است او در اين نظريه تجلي وشنو است که مراقبت از اين جهان را بر عهده دارد و به امور اين جهان تسلط کامل دارد و هدف از ظهور او نجات جهان از مخاطرات پيش آمده است. ساتيا ساي بابا در نظر طرفداران خود به صورت جسم خاکي ويشنو نمايان شده پس بسيار مقدس شمرده ميشود و براي اجراي دارما که همان مسير اصلي زندگي معنا دارد به اين جهان است، پا گذاشته است . دارما در متون هندي به اين معناست کهآنچه که دوست داري ديگران در حق تو انجام دهند را تو در حق ديگران انجام دهي ، ساتيا خود را آواتاري جديد ميداند که براي تحقق دارما آمده و نقش خود را اينگونه معرفي ميکند که من يک معلم حقيقتم و اين نقش جديد براي او يک آواتار است او در جايي به اين نکته اشاره مي کند که طرفدارانش نبايد او را در نقشي به غير از نقش يک معلم حقيقت بر شمرند . به راستي او چرا چنين در خواستي دارد ؟

 در ادامه مشخصا مي توان گفت که از ديدگاه ديگر، درخواست او به اين معني است که طرفدارانش انتظاراتيکه از ديگر آواتارها داشته اند را ، از او نداشته باشند . زيرا اين نقشي  را که براي خود معرفي مي کند مسئوليتي نيست که بتوان آن را مورد آزمايش قرار داد و اين مفهوم به وضوح در گفته هاي وي پيداست در حالي که بايد توجه داشت تمامي پيامبران اللهي براي به اثبات رساندن رسالت خود از سوي خداوند متعال براي مردم معجزات بي شماري آورده اند که اين خود دليلي بر اللهي بودن رسالتشان مي باشد حال آن که گفته هاي ساتيا اگر با حقيقت همراه بود مي بايست مورد امتحان قرار مي گرفت. در اينجا نکته  حائز اهميت اين است که چگونه فردي با اين ادعا توانسته موفقيت هايي داشته باشد ودر ميان مردم طرفداراني پيدا کند با توجه به نظر نويسنده و به عقيده نگارنده اول اينکه بدون وجود تبليغات گسترده از سوي کشورهاي غربي نمي توان مطمئن بود که فردي به نام ساتيا ساي بابا در سطح جهان شناخته شده شود که اين خود جاي بررسي دارد و دوم اينکه ادعاي ساي بابا در محيطي مناسب براي رشد مطرح شده است زيرا بستر مناسب مذهب هندوئيسم ميتواند براي کسب موفقيت اين ادعا مناسب باشد . البته نبايد اين موضوع را فراموش کنيم که ساتيا ساي بابا از ابتدا مورد توجه جهاني نبوده است بلکه پس از کسب موفقيت هايي، نظر کشور هاي غربي به خود جلب و براي اجراي هدف آنها مناسب تشخيص داده شده است و در ادامه با کمک آنها توانسته به نقطه ي کنوني برسد

در ادامه شاره مي شود که در اين مرحله انسان محوري غربي وارد هندوئيسم شده است هرچند که هندوئيسم پيش از آن نيز سابقه اي از انسان محوري در لايه هاي پنهاني خود داشته ولي به گونه اي که اينک در غرب وجود دارد بسيار متفاوت بوده است در اين زمان برداشت هايي که از متون کهن هندي ميشود، با تفسيري به سبک غربي قرائت شده و اين چنين است که خدا محوري در مذهب هندي به انسان محوري تبديل ميشود که براي نشان دادن رنگ و بوي ديني آن با اندکي مداخله در قوانين آن مطرح ميشود در اين آموزه ها اگر انساني خود را مطلقا تحت اختيار آواتار انساني که در اينجا ساتيا ساي بابا است بگذارد ميتواند به درجه استادي برسد به تعبيري دين هندوئيسم انسان محوري يا استاد محوري را جايگزين خدا محوري قرار داده و با اين ترفند انسان پرستي رنگ و بوي معنوي به خود ميگيرد و به نوعي ياد آور مذهب يونانيان باستان ميشود که در آنجا انسانهاي نيمه خدا پرستش ميشدند و الهه هاي نيمه انسان مورد توجه بودند در حالي که فرهنگ غربي از آن مذهب فاصله ي چنداني ندارد و وام دار آن است .

در جايي نويسنده به نوشته هاي ساي بابا اشاره ميکند که گفته است برترين نحوه ي ستايش ، ستايش با عشق است و يکتا پرستي را در ميان همه ي مردم جهان ترويج ميدهد و آنها را تشويق ميکند که در دين خود باقي بمانند و در انجام امور آن بکوشند . او در جايي ميگويد" من براي اين در ميان شما آمده ام که هر کسي در دين خود بهتر شود . مسيحي ، مسيحي بهتر مسلمان ، مسلماني بهتر ، و هندو ، هندويي بهتر شود ." در ادامه به اين نکته اشاره ميکند که به نظر او منشاء همه ي اديان يکي است و نبايد ميان اديان فاصله گذاشت و ديگري را بر ديگري برتر دانست . اين سخنان به ظاهر بشر دوستانه مينمايد و شنونده و خواننده آن را نيکو ميپندارد ولي نويسنده معتقد است اجراي اين گفته ها در لايه هاي پنهاني خود باعث ميشود که در طولاني مدت اديان موجود به نوعي با يکديگر ادغام شوند و سنت هاي اين اديان اصالت خود را از دست بدهد و در انتها به مذهبي انساني ختم شود و هدف ساتيا ساي را بيشتر ترويج کتب مقدس هندي در ميان اقوام ديگر ميداند و معتقد است ساي بابا در ميان مردم جهان به يک عارف سر شناس هندو معروف شده است و گفته هاي او را به عنوان مردي عالم مي پندارند .

پس از اين سخنان بر داشت ميشود که ساي بابا به ظاهر در ميان اديان الهي و غير الهي فرقي نميبيند در حالي که خود در اصل براي تبليغ دين نورد پذيرش خود تلاش کرده است ، البته نبايد تصور شود که ديني که ساي بابا مبلغ آن است هندوئيسم واقعيست بلکه با برداشتي که ساي بابا از هندوئيسم دارد ما به نوعي با دين جديدي روبرو ميشويم که انسان محوري را به گونه اي نمايش ميدهد که گويي از هر دين انسان محوري که تا کنون وجود داشته است برتري دارد در واقع ترکيبي از اديان الهي و انحرافي و همچنين مذهبي خود ساخته است . براستي که اين گونه ي مذهبي از نظر تاريخي واقعا جديد است . در اينجا بد نيست به صحبت هاي ساتيا اشاره کنيم که در جايي گفته است من براي طرفدارانم نقش جديدي از آواتاري دارم و براي افکندن نظم جديدي در دين هاي گذشته آمده ام حال اندک اندک منظور او روشن ميشود سپس در جايي از سخنان ساي بابا به سه آموزه ي عرفاني او بر ميخوريم که نويسنده معتقد است اين سه آموزه براي استمرار و گسترش امپرياليسم مناسب است و بسيار مطلوب ميباشد در اين ميان نکته اي نهفته است ، تاريخ هند نشان ميدهد مردم اين کشور به راحتي زير سلطه ي استعمار گران قرار داشتند و تاريخ مبارزات آنها در مقابله با استعمارانگلستان طولاني بوده است و چه بسا اگر سردمداري چون گاندي نبود اين مبارزات به ثمر نميرسيد ، اين موضوع ثابت ميکند که اولا مردم هند هميشه به يک منجي احتياج دارند که آنها را هدايت کند و اين از اعتقادات آنها برميخيزد و دوم آنکه سياست مداران غربي با سوء استفاده از آموزه هاي هندوئيسم توانسته اند هم چنان تسلط خود را در ميان مردم حفظ کنند

 حال سخن ساتيا اينگونه تعبير ميشود که او تسليم بي چون و چرا شدن مردم در مقابله با مسائل و معضلات اجتماعي و سياسي را خواستار است اين آموزه ها را اين چنين ميتوان برشمرد ، اول عدم انتقاد به ديگران در تمامي امور دوم عدم خشونت و تندي به ديگران در تمام امور و سوم خدمت بدون هيچ چشم داشت . حال به بررسي هر يک از اين آموزه ها ميرسيم ، نويسنده در مورد اين آموزه ها معتقد است که عدم انتقاد به ديگران ميتواند مانند تيغ دو پهلو عمل کند مثلا اگر در جايي که انتقاد مخرب و با غرض صورت پذيرد عملي زشت و نا پسند صورت گرفته ويا اگر انتقاد از روي دل سوزي بي غرض انجام بگيرد مفيد خواهد بود ولي ساي بابا اين نکته را روشن نميکند که چرا با فوائد انتقاد پسنديده و مفيد مخالف است ، آيا اين مخالفت با هدف سوء استفاده از مردم صورت نميگيرد ؟ در مورد آموزه ي دوم نويسنده معتقد است عدم خشونت در تمامي موارددر ظاهر پسنديده است په بسا در جايي نياز به خشونت باشد اين موضوع در دين اسلام به شدت مورد انتقاد است که در مقابل ظلم سکوت کنيم . از آموزه هاي ديني ما مسلمانان اين است که در مقابل با ستمکاران ايستادگي کرده و از حق خود و ديگران دفاع کنبم زيرا چه بسا ايستادگي نکردن در مقابل آنها باعث شود که ستم بيشتري روا دارند در بخش سوم آموزه هاي ساي بابا نويسنده معتقداست خدمت بدون چشم داشت به نوعي سوء استفاده مي انجامد که هدف اصلي امپرياليسم جهانيست

لازم است به جهت اهميت موضوع و مطالب ارائه شده، تشکر و قدر داني از نويسنده و ناشرکتاب حاضر کرده و با توجه به اينکه نياز به انتشار چنين آثاري در بين جوانان مهم بر شمرده مي شود اميدواريم نشر چنين کتب ارزشمندي ادامه يابد.

 

 

 

دوشنبه 10 مهر 1391 - 10:45


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری