شنبه 28 مرداد 1396 - 19:26
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

نقد و تحليل

 

روابط عمومي اداره كل تبليغات اسلامي استان سمنان

 

اميد و نشاط در فرهنگ ديني

 

  

     از پيغمبر اکرم (ص) نقل است که اگر کسي يک سال از عمرش باقي مانده باشد و توبه کند براي او امکان رستگاري است بعد مي‌فرمايند که اگر يک ماه از زندگي او باقي باشد، بعد مي‌فرمايند يک روز و بعد مي‌فرمايند اگر يک ساعت.

شما به تأثير اين نگاه کنيد که تا چه اندازه اثر بخشي در حوزه اميد و اميدواري مي‌تواند ايجاد کند.

در حوزه فقه هم نگاه مي‌کنيم که گزينه‌هاي متفاوت و متعدد و قرار دادن اين گزينه‌ها به پيش  روي مکلّف، به انعطاف دروني در روانشناسي اجتماعي مکلفين منجر مي‌شود: بهتر اين است که کسي نمازش را اول وقت بخواند. آثار بسيار مثبت خواهد داشت، اما اگر کسي نتوانست بخواند اين طور نيست که بلافاصله حکم ممانعت کلي يا رد شدن کلي صادر شود، اگر نشد قضايش را بخواند باز اگر نتوانست و خودش از دنيا رفت امکان اين که کسي براي او به جا بياورد، و اينها در فرهنگ ديني ماست.

 بسيار مصداق‌هاي عميقي در فرهنگ شيعه وجود دارد که تعادل بين دنيا و آخرت را برقرار مي‌کند و شادي يکي از مهمترين اين محورهاست.

از حضرت امام حسن (ع) نقل است که نسبت به دنيا طوري عمل کن گويي که براي هميشه زنده هستي يعني اگر مي‌خواهي ابزاري را درست کني طوري درست کن که ماندگاري داشته باشد جهت و ديدت پويا باشد. به آخرتت هم طوري نگاه کن که گويي فردا از دنيا خواهي رفت.

اين تعادل بين دنيا و آخرت يکي از مهمترين و برجسته‌ترين ويژگي‌هاي فرهنگ اسلام و فرهنگ شيعي است که با اين تعادل ارتباط  اجتماعي بسيار منظم، منسجم و پويايي تنظيم مي‌شود. ما مي‌توانيم از تجليات اين به بحث اميدواري اشاره کنيم. يکي از تجليات مهم معرفت شناسي در کنار بحث‌هاي عميق هستي شناسي در فرهنگ شيعه که مرتبط موضوع شادي مي‌شود وجود اميد و اميدواري هست.

سراسر ادبيات عارفانه ما پر از اميد است. وقتي از بعد روانشناسي اجتماعي به قضيه مينگريم مي‌توانيم نگاه کنيم که تا چه اندازه اثر بخشي در حوزه روابط ايجاد مي‌کند، بايد توانايي و شجاعت عذرخواهي داشته باشيم.

ابن سينا مي‌گويد به ياد داشته باشيد اگر براي يک موضوع غلط هزار دليل بياوريد مي‌شود هزار و يک غلط. خود اين را که از جنبه آثار اجتماعي در نظر بگيريد آثار بسيار عميقي در حوزه هيجانهاي مثبت دارد. فرهنگ ضد حرماني که در حوزه روانشناسي اجتماعي شيعه داريم اين است که مولانا مي‌گويد:

        تا تو تاريک و ملول تيرهاي                دان که با ديو لعين همشيرهاي

مثلاً يأس و حرمان يکي از مهمترين نشانه‌هايي است که فرد از جاذبه رحمت الهي خارج شده است «غايه آمالالعارفين» در دعاي کميل سرشار از انرژي مثبت است.

 

متغيرهاي موثر بر نشاط اجتماعي

1-محبت و مهرورزي

امروز خيلي از تحقيقات در حوزه روانشناسي اجتماعي ثابت کرده که شما وقتي به کسي محبت مي‌کنيد چه محبت کلامي ‌و چه محبت غيرکلامي «‌سروتونين» بدن طرف مقابل بالا خواهد رفت. کمبود سروتونين و کاهش سروتونين همان طوري که دوستان مستحضر هستند مي‌تواند باعث افسردگي شود. داروهاي ضد افسردگي يکي از ويژگي‌هاش آن است که سروتونين را تنظيم مي‌کند. کساني که محبت مي‌کنند نيز سروتونين بدنشان افزايش مي‌يابد. کساني که شاهد ماجرا هستند سروتونين بدن آنها هم افزايش پيدا مي‌کند. در فرهنگ کينه توزي و تنفر و خشمهاي مخرب آثار آن کاملاً معکوس است.

2- معاشرت و روابط انساني

يکي از بحث‌هاي مهم در حوزه‌هاي روانشناسي اجتماعي اين است که ما تا چه اندازه با روابط کلامي‌ و روابط غير کلامي ‌اين را گسترش بدهيم. در بسترهاي اصيل فرهنگ ايراني خيلي بحثهاي مختلف داريم، در همين نماز جماعت، براساس يک آيين مرسوم افراد از نماز که فارغ مي‌شوند با همديگر دست مي‌دهند، «قبول باشه» به همديگر ميگويند، آثار اين را شما نگاه کنيد يکي از مهمترين و برجسته‌ترين مسايل اين است که من به تو نيز فکر مي‌کنم به تو هم مي‌انديشم و اين طور نيست که فقط نماز من قبول شود و من به تو کاري نداشته باشم، يعني يک عمل مبتني بر ارتباط اجتماعي که تعامل اجتماعي را‌ ترغيب مي‌کند و تا اندازه بسيار زيادي مي‌تواند در فضاي مرتبط با شعائر و مناسک و آداب مذهبي ايجاد فرح بخشي ‌نمايد. در توصيه‌هاي بسيار زيادي که در روايات آمده کسي که اول سلام مي‌کند ثواب بيشتري مي‌برد و اگر ما به اين حوزه نگاه کنيم خودش از نظر اجتماعي تأثير بسيار زيادي خواهد داشت که ما تا چه اندازه اين تعامل‌ها را با شادي مي‌توانيم توأم کنيم. از جنبه هستي شناسي تا زماني که نتوانيم خوب اين را تحليل کنيم که ما به چه وجوهي از هستي قائل هستيم، چه وجوهي از هستي را ‌ترغيب مي‌کنيم و وجوه هستي که در هستي شناسي ما مطرح هستند چه آثار مختلفي را دارند بحث تنظيم نميشود؟ اين سؤال مربوط به هستي شناسي آثار بسيار مختلفي را ايجاد خواهد کرد. وقتي ما رهبانيت را اصل قرار مي‌دهيم با نگاه قرآن تفاوت دارد در قرآن صريحاً هست که چرا لذات مشروع و مجاز را به خودتان حرام مي‌کنيد؟ اين از جنبه تعامل‌هاي اجتماعي بسيار آثار مثبت خواهد داشت. وجود رخوت و سکون در ابعاد مختلف در اسلام مورد انکار قرار مي‌گيرد. تعبير باغ وجود در «گلستان سعدي» و دل به عنوان يک مأوا و يک باغي که مي‌تواند دايم طراوت و شادي را تجربه کند ارتباط بسيار مستقيم و عميق دارد با شادي و نشاط جتماعي.          سؤال اصلي اين است که ما تا چه اندازه از آنها الهام بگيريم و چه اندازه از روابط فردي و اجتماعي از آنها استفاده مي‌کنيم؟ سعد بن معاذ که از دنيا که رفت پيامبر اکرم (ص) جنازهاش را مشايعت کردند. وقتي به خاک سپرده شد رنگ پيامبر پريد. فرمودند: ايشان در داخل خانواده خوب رفتار نمي‌کرد اين معنايش اين است که مسلمان و مؤمن ارتباط اجتماعي و فردياش مي‌تواند ضد نشاط باشد و شادي ارتباط بسيار مهمي‌ دارد با توجه کردن به حسن خلق يکي از مهمترين عواملي که باعث انقطاع شادي است اين است که اضطراب‌ها و نگراني‌ها در قالب حزن و تألم در حوزه‌هاي مختلف، بر ذهن غالب شود.

 3- خلاقيت، توکل و نوجويي

همۀ ابعاد خلاقيت را در نظر بگيريم. بين خلاقيت و شادي و نشاط رابطه‌ها و همبستگي‌هاي بسيار بالايي است يعني زماني که شادي از شما جدا شود خلاقيت نيز کم خواهد شد وقتي ما به حرمان و يأس و نا اميدي برسيم که ديگر نمي‌توان کاري کرد خلاقيت معني نخواهد داشت. خلاقيت خودش را وقتي نشان ميدهد که در آن گزينه‌هاي متفاوت و متعدد مطرح باشد پايه اينها اميد بخشي است. شما همين توکل را اگر در نظر بگيريد آثار اين در حوزه اجتماعي آثار بسيار شگفت انگيز است چون توکل رفع همه زنجيزهايي است که باعث حرمان و يأس مي‌شود کنار زدن تمام حصار‌ها و تمام عواملي است که نا اميدي را به صور مختلف‌ ترويج و تبليغ مي‌کند. اگر آثار توکل را از نظر اجتماعي بررسي کنيم بعد اصلي و روانشناسي اجتماعي آن در شادي و نشاط اجتماعي تحقق پيدا ميکند. در هستي شناسي اسلامي‌ روي مرکز مديريت ذهن بر اساس «اميد» تأکيد مي‌شود. هر کسي را از نظر روانشناسي اجتماعي تحليل کنيم يک مرکز مديريت دارد اگر فرض کنيد کسي مرکز مديريت ذهنش پول باشد يعني امنيت دروني را در اين مرکز ببيند اگر پولش افزايش پيدا کرد شاد  خواهد شد وقتي ميزان آن پايين بيايد ناراحت و مغموم خواهد بود. بعضي‌ها روزي که پول گرفتند شاد هستند و ممکن است «سبز سبزم» را بيان کنند به مجرد اين که يک مقدار پولشان کم شود. شروع مي‌کنند همراه با تأسف که خداوند اين جهان را براي چه آفريد؟ چون صرفاً بر اساس کنترل کننده‌هايي که منطبق با مديريت پول است به قضيه نگاه مي‌کنند. حالا اگر قرار شد مرکز مديريت ذهن به جاي پول «توکل» باشد آثار بسيار شگرف و عجيبي را ايجاد خواهد کرد ما نمونه‌هاي بسيار زيادي در تاريخ داريم که با اين موضوع توانستند با چالشهاي بسيار مهمي‌ برخورد کنند. در دانشگاههاي آمريکا بحث­ها و آزمايشهاي مهمي را در حوزه افسردگي انجام دادند مثلاً دو تا خانم را مورد بررسي قرار دادند که هر دو از کار بيکار شدند شرايط سختي براي آنها فراهم شده بود يکي از اينها تا مرز خودکشي جلو مي‌رود و ديگري کسب و کار جديدي را بوجود مي‌آورد و در آن زمينه بسيار موفق جلو مي‌رود چون شناخت او مبتني بر اميد است. يکي از اساسي‌ترين ابعاد فرهنگ اسلامي در اين حوزه اميد بخشي و اميد دادن است. نو شدن و تازگي. بحث صدرالمتألهين را که در نظر بگيريم هم مي‌بينيم که خداوند هر لحظه در کاينات است. (کل يوم هو في شأن) اين طور نيست که مثل يونانيان قديم خداوند مانند يک ساعت سازي باشد که ساعت را درست کرده باشد بعد نشسته باشد کنار. هر لحظه، هر حرکتي، هر چشم به هم زدني و هر برگ درختي که بيفتد محتاج است که از فياض مطلق بهره جويي کند و بتواند در آن لحظه متصل باشد به درياهاي رحمت الهي. اين نو شدن در فرهنگ اسلامي ‌و فرهنگ شيعي يکي از بسترهاي شادي است. «قبل از اين که از شما حساب بکشند شما اعمال خودتان را حساب کنيد.» امام صادق (ع) مي‌فرمايند: «امروزتان بهتر از ديروز باشد و فردايتان بهتر از امروز.» بحث بهتر بودن و بهتر شدن يکي از مهمترين پايه‌هاي شادي هست چون اگر قرار باشد روند، بهتر شدن باشد نه بدتر شدن، پس رفتن بسوي فرايند پيشرفت مطرح شود. اگر قرار است لحظه بعد همواره بهتر از لحظه اکنون باشد و لحظه اکنون به مراتب بهتر از لحظه پيشين باشد اين آثار به مراتب مهمي خواهد داشت. مخصوصاً اگر ما بياييم روي اين مؤلفه در رسانه تکيه کنيم. در فيلم سازي و تآتر به تکامل‌هاي اجتماعي نگاه کنيم که تا چه اندازه توليد لحظه‌هايمان مبتني بر فرهنگ اميد، بهتر بودن، پيشرفت، روشني، نو شدن، تازگي و خلاقيت را بايد نهادينه کنيم، به جاي اين که مخاطب رخوت، پسرفت و ماندگار شدن در حوزهاي غير پويا را تجربه کند.

وجود اجتهاد در فرهنگ شيعه بحث عميقي است که اگر شما به آثار روانشناختي آن توجه کنيد مي‌بينيد مي‌تواند آثار بسيار گرانبهايي در حوزه اميد بخشي داشته باشد. وقتي قرار است که مجتهد بتواند استنباط کند و همه در گزينه‌هاي مختلف مبتني بر تفکر و تعقل برسد به يک طرح نوين و جديد، پس اين پيشرفت خواه ناخواه در حوزه آثار هم خواهد بود.

 4- نگاه زبان شناختي و مسأله ذهنيت

به بحث زبان شناختي  قضيه هم وارد شويم. از هر گفتني که شروع کنيم. بحث اين است که «چه داريم مي‌گوييم. من عرض مي‌کنم «در را ببنديد». اين  در اصل بعد «لوکوشرني» است. يعني وقتي من دارم چيزي را بيان مي‌کنم آيا دارم قول مي‌دهم؟ آيا دارم وعدهاي مي‌دهم؟ آيا دارم امر مي‌کنم و خط مشي ميدهم ... اما بحث «پرلوکوشرني» تأثير آنچه که من مي‌گويم روي مخاطب است از جنبه نشاط و اميد بخشي.  شما نگاه کنيد به گزاره‌هايي که در اين حوزه از جنبه هستي شناسي مورد توجه واقع مي‌شود چه آثاري را مي‌تواند در حوزه تعامل‌هاي اجتماعي ايجاد کند. در يکي از تحقيقات مهمي‌که در چند سال گذشته در آمريکاي شمالي انجام شد و باعث شد محقق آن دکتراي دومي ‌بگيرد اين بود که آدمهاي موفق چه ويژگي‌هايي دارد؟ به هر حال آدم موفق نمي‌تواند آدم بي­نشاط و بيروحي باشد. آدم موفق نمي‌تواند آدم افسردهاي باشد چون افسردگي ضد موفقيت است يک سؤال اصلي اين است که آدمهاي موفق چه ويژگي‌هايي دارند؟ ايشان روي اين حوزه داشت کار مي‌کرد. افراد مختلف را مورد بررسي قرار داد از صنعتگر موفق تا مدير موفق، معلم و روزنامه نگار موفق.تحقيقات ايشان ثابت کرد يکي از مهمترين ويژگي‌هاي انسان‌هاي موفق که مي‌توانند پويايي را تجربه کنند و از رخوت و سستي پرهيز کنند «تصوير سازي‌هاي مثبت» است يعني وجود تصوير سازي‌هاي مثبت مي‌تواند عامل بسيار مهمي ‌باشد در ايجاد موفقيت و دوستان مي‌دانند ما هميشه در حال تصوير سازي هستيم الان بنده که عرايضم را ادامه مي‌دهم  صرفاً يک نفر در حال تکلم است اما همه دوستاني که اينجا هستند صرفاً يک گفتار دروني را عملاً تجربه مي‌کنند ما حتي در هنگام خواب هم تصوير سازي مي‌کنيم، هم کلامي هم تصويري. مثلاً موقعي که در بخش ناهشيار با خودمان صحبت مي‌کنيم و اين بخش ناهشيار مي‌تواند مؤثر باشد بر ناخود آگاه و ضمير ناخودآگاه جمعي يا فردي ما نگاه کنيم در حوزه هستي شناسي اسلامي ‌تا چه اندازهاي روي تصوير سازي‌هاي مثبت کار مي‌شود؟ در فرمايشات امام رضا (ع) نمونه‌هاي بسيار زيادي هست «بزرگي انسان به بزرگي انديشه اوست» وقتي انديشه وسعت پيدا کرد در گستره وسعت انديشه جاي پاي اميد، موفقيت و تلاش بسياري است و پويايي و حرکت از دلش بر مي‌آيد.

     امام حسين (ع) مي‌فرمايند: «خداوند کارهاي بزرگ و متعالي را دوست دارد «ان الله يحبّ معالي الامور» آثار اين را شما نگاه کنيد در حوزه روانشانسي اجتماعي بسيار عجيب خواهد بود اساس مطلب به اين برمي‌گردد که کسي که در حوزه رسانه و فرهنگ سازي عمومي‌ و در حوزه تعامل‌ها و روابط اجتماعي کار مي‌کند اولاً خودش تا چه اندازه از اين رويکرد برخوردار است. چون فاقد شيء نمي‌تواند معطي شيء باشد. معلمي ‌که خودش رخوت زده است نمي‌تواند اميد بخش و اميدوار باشد در بحث‌هاي موفقيت و پيشرفت و در بحث‌هاي اثر بخشي، تحقيقات مختلف انجام گرديده از جمله «گومن» و بحث‌هاي مربوط به هوش عملي و بحث‌هايي که اسپنسر و ديگران در بايسته‌هاي شغلي هم مورد توجه قرار دادند. يکي از ويژگي‌هاي مديران موفق و انسانهاي پويا، تصوير سازي‌هاي مثبت و انگيزش‌هاي دروني است. دوستان مي‌دانند که در بحث انگيزش در حوزه روانشناسي دو تا محور وجود دارد يکي محور خارجي کنترل که در طرف ايجاد انگيزه مي‌کند اما يکي از بحث‌هاي مهم فرايند آن ميباشد و در رابطه با اين است که تا چه اندازه از محورهاي دروني انگيزش برخوردار هستيم و تا چه اندازه مي‌توانيم تصوير سازيهاي مثبت، اميد بخش، نشاط آفرين و انگيزه‌هاي بالا در خودمان ايجاد کنيم. ما وقتي از جنبه فرهنگ عمومي ‌نگاه مي‌کنيم که تا چه اندازهاي تصوير سازي‌هاي مثبت در تعامل‌هاي اجتماعي‌ترغيب مي‌شود و تا چه اندازه اين را در ابعاد مختلف مورد توجه قرار دهيم و تا چه اندازه مي‌توانيم در حوزه‌هاي گوناگون به بحث پيرامون آن از جنبه‌هاي عملي و کار بردي بپردازيم و تا چه اندازه فيلم توليد شده که يک اثر هنري است به معناي عام کلمه و متن‌هاي ايجاد شده از اينها در‌ ترغيب اين نشاط عمومي‌ نقش آفريني مي‌کند.

 5- «در حال» بودن و زندگي مدرن

     ارتباط بسيار عميقي در حوزه روانشناسي اجتماعي بين شادي است و «در حال» زندگي کردن است. در آمريکاي شمالي از مديراني که داخل اتاقهايشان مي‌شدند تستي به عمل آورده شد. فضا را با سبزي و گل و گياه تزئين گرديده بود و فضاي سبز جديدي بوجود آمد. با بسياري از آنها که مصاحبه شد اظهار کردند اصلاً توجهي به گلها و فضاي سبز جديد نمي‌کردند و خود را گرفتار و مشغول قلمداد مي‌کردند و بيشتر در انديشه فعاليتها و پروژه‌هاي خود بودهاند و تمايلي به ديدن اطراف نشان نمي‌دادند. يکي از ويژگيهاي جهان امروز و يکي از مهمترين عواملي که بر اساس آن مشکل ايجاد مي‌شود اين است که انسانها کمتر «در لحظه» حال زندگي مي‌کنند و از لحظه حال خيلي کمتر بهره مي‌برند.

     ما کمتر در لحظه «حال» آرامش را تجربه مي‌کنيم و کمتر در حال حاضر زندگي مي‌کنيم، متکثّر و پراکنده هستيم به ظاهر داريم در لحظه‌هاي حال از نظر فيزيکي زندگي مي‌کنيم اما اگر خودمان را مورد تحليل قرار مي‌دهيم و درون کاوي خوبي به عمل آوريم مي‌بينيم که کاملاً پراکنده هستيم حتي اين در نماز هم خيلي اتفاق مي‌افتد مي‌خوانيم، بعد فکر مي‌کنيم چند رکعت خواندهايم؟ بعد از بسم­الله تازه فکر مي‌کنيم کدام چک را بايد فردا بنويسيم و چه کار کنيم، براي اين که ما غايبانه در جهان زندگي مي‌کنيم و اين که هر چه ميزان غيبت ما در جهان بيشتر باشد شادي‌هاي معقول را کمتر تجربه مي‌کنيم. همه همّ عارفان در فلسفه و معرفتشناسي و هستي شناسي اسلامي ‌روي اين است که انسانها بتوانند با آن تعادليکه از حضرت امام حسن (ع) عرض کردم بتوانند در «لحظه حال» هوشيارانه زندگي کنند. ما کمتر هوشيارانه در حال زندگي مي‌کنيم از منزلمان خارج شده مي‌رويم سر کار. اصلاً نيستيم و محيط اطراف را نمي‌بينيم ممکن است سپر ماشين به يکي ديگر بخورد بعد بگوييم اصلاً ما نبوديم و نيستيم در آن لحظه کاملاً خارج از حال زندگي مي‌کنيم. حالا نگاه کنيد عارفان چه «همّ» متعالي داشتند. قدر حال خود را بدانيد. در حال زندگي کنيد در حال، فرصتها را خوب مورد توجه قرار دهيد و اين رابطه مهمي ‌با نشاط دارد.

           صوفي ابنالوقت باشد اي رفيق                 نيست فردا گفتنش شرط طريق

    اصلاً فردا گفتن در روش استعلايي نمي‌تواند بگنجد: اين نگو فردا که فردا‌ها گذشت.                

عمر ما قرباني فرداها مي‌شود چون از لحظه حال استفاده نمي‌کنيم. عجله نکن چون زمان، شمشير برّان است.

     حضرت علي (ع) مي‌فرمايند: «مافات مضي ...» آنچه گذشت گذشته است. برخيز و فرصت بين دو عدم را غنيمت شمار يکي در مورد گذشته يکي در مورد آينده. اين به فرصت طلبي مثبت منجر مي‌شود. در ادبيات امروز يکي از ويژگيهاي مهم مديريت بالنده از نظر حوزه‌هاي روانشناسي اجتماعي فرصتطلبي آنها است. نه به معناي مذموم کلمه بلکه به معناي ممدوح که مديران مي‌توانند از فرصتها عميقاً استفاده کنند و اين با آن نشاط رابطه مستقيم دارد. مي‌گويند ابوسعيد جايي رفته که صحبت کند جمعيت زيادي را ديد يکي بلند شد و گفت خدا رحمت کند کسي را که يک گام و يک قدم جلو بگذارد بعد از منبر پايين آمد گفتند: کجا داري مي‌روي؟ گفت: چيزي که من مي‌خواستم بگويم اين شخص گفت: يک گام به جلو نهادن و استفاده مناسب از فرصتها. پس اينکه در حال فرد بتواند خوب زندگي کند، رابطه مستقيمي ‌با شادي و نشاط دارد. به اصطلاح ابن سينا ابتهاج و بهجت از شادي‌ها هستند. شما هندوانهاي را مي‌خوريد که خيلي خوشمزه است اين خود سطحي از شادي ميباشد اما سطح شادي که موقت و محسوس است. ابن سينا از شادي‌هاي معقول صحبت مي‌کند و اگر کسي آن شادي‌ها را چشيد ديگر اين شادي‌هاي محسوس برايش معني نخواهد داشت. نمي‌خواهم عرض کنم به شادي‌هاي محسوس توجه نبايد کرد در سلسله مراتب شادي‌هاست.

6- شادي درون و رحمت واسعه

يکي از مهمترين ويژگيهايي که در فلسفه و عرفان اسلامي ‌نهفته است توجه به استعمال شاديها است. نه تنها به شادي‌ها توجه عميق شده بلکه توجه و سفارشهاي ويژهاي در مورد کامل کردن شادي‌ها هست که ديگر از شادي‌هاي سطحي فراتر مي‌رود و شادي‌هايي را تجربه مي‌کند که خيلي عميق‌تر است. در اين سطح نه تنها به آن شادي‌ها توجه مي‌شود بلکه در آن بعد عميق‌تر و ژرفتر مورد توجه قرار مي‌گيرد. در تاريخ است که امام حسين (ع) در سفرش به کربلا با دوستان بذله گويي مي‌کردند سفري که پر از مشقت بود. اگر از مشقت بار بودن سفر سخن مي‌فرمودند، سفر سختتر بر آنها ميگذشت. اما چه چيزي در درون اينها درخشيده است که در آن شرايط هم لبخند از آنها دور نمي‌شود. اين لبخند دروني و اتصال دروني که در عارفان بسيار تأکيد کردهاند يکي از محوري‌ترين پايه‌هاي شادي اجتماعي است و بايد فرهنگ سازان اين سؤال را مطرح کنند که تا چه اندازه مي‌توانيم لبخند دروني را ارتقا بخشيم؟ تا چه اندازه برنامهريزي ما در حوزه‌هاي مختلف سينما، تئاتر، ادبيات، داستان نويسي، تعامل‌هاي اجتماعي و ارتباطات اجتماعي اين لبخند دروني را مورد توجه قرار مي‌دهد و چه اندازه ‌ترغيب مي‌کند؟ و مهم‌تر اين که من که دارم اين کار را که انجام مي­دهم تا چه اندازه از اينها برخوردار هستم چون اگر قرار باشد که در وجودم حرمان و يأس باشد چطور قادر خواهم بود که در سازمان‌هايي که هستم اميد بخش باشم اگر قرار باشد کاملاً سيطره نااميدي و يأس بر من سنگيني کند چطوري مي‌توانم «رحمت» ايجاد کنم. مطلب ديگر از هستي شناسي اسلامي‌ که بسيار قابل توجه است «رحمت خداوند» است. پيامبر اکرم (ص) «رحمه للعالمين» است. من فکر مي‌کنم در اين حوزه خيلي کم کار شده است. وقتي علما کار کردند و وقتي به برگردان صفت‌هاي پيامبر اکرم مي‌پردازند همه اينها بر مي‌گردند به اين که رحمه للعالمين هستند. رحمتي که براي همه جهان و جهانيان ساطع شده است آثار اين خيلي جدي است و نمي‌تواند فقط در لفظ بگنجد. اين فقط مفاضله با کلمات نيست.

     آسايش دوگيتي تفسير اين دو حرف است           با دوستان مروت با دشمنان مدارا.

     اين در دل آن فرهنگ مطرح شده است. بارقه‌هاي «رحمت» توليد کننده آثار بسيار شگرفي در حوزه ناخودآگاه خواهد بود. چون از خلاقيت و فرآيند خلاقيت که صحبت کنيم يک بخش آن، بخش نهفته سازي است که بصورت ناخودآگاه به چيزي فکر مي‌کنيم. چيزي به صورت نهفته در ضمير ما فعاليت مي‌کند و اگر ما بپذيريم که ناخودآگاه فردي و ناخودآگاه جمعي داريم اين ناخودآگاه جمعي که ناشي از اين قضيه است مي‌تواند در فرآيندهاي مختلف تأثير داشته باشد. تا چه اندازه رحمت خداوندي را در ارتباط با خودمان جاري و سيال مي‌دانيم؟ و در مقابل تا چه اندازه از پيچيدگي‌هاي مختلف که در حوزه‌هاي مختلف مي‌تواند فرآيندهاي ممانعت را ايجاد کند برخوردار هستيم. عرضم اين نيست که ما از انذار استفاده نکنيم. اسلام هم بشير است و هم نذير. اما اين که ما بتوانيم اين را در حوزه اجتماعي به صورت متعادل مورد توجه قرار دهيم، يعني در فرهنگسازي، از فرآيندهاي اميد بخش و نويد بخش و در کنارش از انذار استفاده کنيم مهم است اگر ما به تاريخ عرفان و انديشههاي متعالي ايراني در زندگي ديني متألهين نگاه کنيم ميبينيم که علما و کساني که در حوزه‌هاي فقه و فلسفه فعاليت دارند واقعاً از فرهنگ اصولي بهره‌هايي بسيار بردهاند. سايکوبايوگرافي يک رشتهاي در روانشناسي است که به صورت روان تحليلي يا روان کاوي يا روانشناختي روي زندگي افراد کار مي‌کند که چه مسايلي براي اين افراد پيش مي‌آيد که اينطوري مي‌شوند؟

ويلسون يکي از کساني بوده که در اين روش بحث کرده و موفقيت‌هاي بزرگي به دست آورده است. ما اگر سايکوبايرگرافي کنيم کساني که در فقه و عرفان بهره‌هاي بسيار زيادي از معرفت شناسي اسلامي‌ بردند تا چه اندازه از اين اتصال دروني برخوردار بودند بسيار موثر خواهد بود. اکثر کساني که با اينها ارتباط دارند ميتوانند اذعان کنند که اين شاخص‌ها موجود است. وقتي با اين بزرگان يک ارتباط کلامي ‌و اجتماعي ايجاد کنيد با يک لبخند هميشگي در زندگياشان برخورد ميکنيد. حرمان و يأس بر وجود اينها تأثيري ندارد. شما روي علماي بزرگ تحقيق کنيد آثار «توکل» باعث چه لبخندي در روابط فردي و اجتماعي آنها شده است و همچنين در پاکي درون و تميزي بيرونيشان چه اثراتي داشته است؟

7- نشاط و سيماي شهري

اگر در معماري ايراني نگاه کنيد (در اصفهان، اردبيل و....) آثار شگفتي و زيبايي بيرون را  مشاهده ميکنيد. در داخل آن شگفتي چندين برابر ميشود و زيباييها فوقالعاده بيشتر مي‌شود. سقف‌هايي با ارتفاع بلند، پنجره‌هاي ظريف و زيبا، از جنبه فرهنگي اين موضوع مهم است که چه ارتباطي با روانشناسي اجتماعي دارد؟ و اين که اين ساختمانها تا چه اندازه رابطه با انديشههاي انسان دارد؟

     اگر شما به کشورهاي کمونيستي تشريف ببريد مشاهده ميکنيد همه جا حالت پادگاني و حد و حصر دارد. در فرهنگ اسلامي ‌وقتي دقت مي‌کنيد مي‌بينيد چقدر اين «روحيه نشاط» روي دکوراسيون نقش داشته است يعني تأثير بسيار زيادي در چيدمان ساختمان دارد. راهکارهايي عرض خواهم کرد که چطور مي‌شود به اين فرهنگ توجه جدي نشان داد و چطور اين را ارتقا دارد و چه ابزار و وسايلي در حوزه‌هاي گوناگون مي‌تواند اين زمينه را فراهم کند؟ چه از لحاظ کلامي‌ و چه از لحاظ غير کلامي. ما در حوزه غير کلامي‌ هم که نگاه کنيم ميتوانيم حالات يک انسان شاد و برخوردار از نشاط را با حالت يک انسان گرفته مقايسه کنيم. اصلاً وجود ماه رجب و شعبان و اعياد آن، رابطه بسيار عميقي با شادي و نشاط دارد.

8- نشاط و ادب ظاهر

شما به عنوان يک نمونه ساده اخم کنيد و خود را گرفته نشان دهيد بعد به پردازش اطلاعات در ذهنتان مراجعه کنيد، سپس لبخند بزنيد و مقايسه کنيد کدام يک از اينها شادي را در شما به وجود خواهد آورد. تحقيقاً اذعان خواهيد کرد که وقتي لبخند مي‌زنيد، پردازش اطلاعات به صورت ديگري در ذهنتان انجام خواهد شد. يعني در روابط غير کلامي‌ در يک لحظه حالت مثبتي در شما ايجاد مي­شود شما نگاه کنيد به توصيه‌هايي که در کتب آداب و اخلاق که مثلاً سر سفره چطور بنشينيم؟ مي‌خواهيم به ديدن کسي برويم چطور برخورد کنيم و چگونه ادب اسلامي ‌را رعايت کنيم؟ بين ادب و شادي هم رابطه هست. امام رضا (ع) مي‌فرمايد: «سکوت دري از درهاي حکمت است». جاي ديگر مي‌فرمايند: «نيکي با مردم نيمي ‌از خردمندي است». امروز در بحث‌هاي هوش هيجاني اين بحث مورد تحليل قرار گرفته است که ممکن است انسان‌ها iq و بهره هوشي بالايي داشته باشند و يا iq آنها پايين باشد که پژوهشها نشان مي‌دهد که چند درصد از موفقيت‌ها به iq و ضريب هوشي بر مي­گردد. بالاترين iq را هم در سازمانها بگذاريد، موفقيت را نهايتاً 24 درصد تضمين خواهيد کرد. يکي ازمهمترين ظرفيت‌هاي هيجاني، وجود مؤلفه‌هايي مثل اميد و نشاط دروني است. کتابي که در سال 1996 در آمريکا نوشته شده است تحت اين عنوان که چرا آدمهاي باهوش کارهاي احمقانه انجام مي‌دهند؟ داستان کساني بود که از نظر ظاهري iq بالايي دارند، اما در تعامل‌هاي اجتماعي و فردي با خودشان درگيريها و مشکلات مختلف دارند.

     حضرت امام صادق (ع) مي‌فرمايند: «بعضي از انسانها که از اين دنيا مي‌روند آزاد هستند، بعضي اسيرند. آزاد کساني هستند که توانستند ظاهر و باطنشان را با شادي‌هاي واقعي تطبيق دهند.» وقتي اسير سايه‌ها شويد مسلماً شادي واقعي اتفاق نمي‌افتد. فيلم «سيتي زن کي» را نگاه کنيد. سيتي زن کي، شخصي است که از همه ابزارها و تمتعات بيروني برخوردار است اما خانمش مي‌گويد: اگر چه براي من قصر مهيا کردي اما من احساس تنهايي مي‌کنم. احساس تنهايي موجود در جهان امروز به واسطه اين است که شادي‌هاي واقعي شناخته نشدند. ادعايي که من امروز مي‌خواهم بکنم اين است که نه تنها در اسلام به شادي و نشاط توجه عميق مي‌شود، بلکه فرهنگ اسلامي ‌مي‌تواند فرمولي را در جهان ارايه دهد که صادر کننده شادي‌هاي واقعي باشد. از آن چيزي که انسان امروز گرفتارش است و از دغدغه‌ها و ناراحتي‌هايي که انسانها در جهان امروز اسيرش هستند. انسان سعي مي‌کند اين تنهايي را با شادي‌هاي موقت  جبران کند. مثلاً در کافهاي يک چيزي بخورد تا بتواند شادي موقت در خودش بوجود آورد. «مي‌گريزم از خودي به خودي يا به شوقي اي مهتدي».

     اگر راه کارهاي شادي واقعي نشان داده شود فرهنگ اسلامي ‌مي‌تواند صادر کننده اين مقوله باشد. به آن جهت که روي بعد مادي متمرکز شده ايم تا صرفاً اطلاعات ما گسترش پيدا کند،  عقل و فرزانگي و حکمت ما افول کرده است و نتيجه نپرداختن به خود استعلايي و خود متعالي باعث شده ما به از خود بيگانگي برسيم و شادي را بيرون خودمان جستجو کنيم که شادي واقعي نخواهد بود. درک اين مطلب از جنبه رسانه و فرهنگ سازي  بسيار مهم خواهد بود. اين نکته را تصحيح مي‌کنم که اين بحث مقدمهاي بود براي اين که بتوان شادي و جدي بودن شادي در حوزه روانشناسي اجتماعي را با ديد ديني و اسلامي و از منظر معرفتشناسي و هستيشناسي اسلامي‌مطرح کرد. چون عرض کردم همه حوزه‌هايي که در مباحث اجتماعي مطرح مي‌شود در اصل به يک پرسش اصلي هستي­شناختي بر مي‌گردند. اگر آن پرسش هستيشناختي را در نگاه اسلامي‌ مورد تعمق قرار بدهيم مي‌بينيم که آثار بسيار گرانبهايي از آن بوجود خواهد آمد. اصل مطلب اين است که بتوانيم به راهکارها و رويکردها و آثار عملي آن درحوزه رسانه و فرهنگ سازي چه در سينما، تأتر و ادبيات مرتبط با کودکان و چه در حوزه‌هاي ديگر که تعامل‌هاي اجتماعي را مطرح مي‌کنند برسيم. اگر فرصت ديگري پيدا شد من بعضي از راهکارها و  طراحي‌هايي را که در اين زمينه هم مي‌تواند بصورت استراتژيک مطرح شود و در درازمدت جواب بدهد و هم مي‌تواند در بعد کلان و خرد مطرح شود، خدمت دوستان عرض خواهم کرد. والسلام.

 

 

سيد عباس طباطبائي

 معاون اداري و مالي اداره کل تبليغات اسلامي استان سمنان

 

دوشنبه 10 مهر 1391 - 9:12


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری