شنبه 29 مهر 1396 - 1:6
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

گزارش

 

محمدرضا صادقي

 

جريان سازي رمان«ترکه‌هاي باغ آلبالو» در ادبيات جنگ

 

گزارش مراسم رونمايي رمان«ترکه‌هاي باغ آلبالو» در بنياد ادبيات داستاني ايرانيان

 

مراسم رونمايي از کتاب«ترکه‌هاي باغ آلبالو» نوشته اکبر خليلي با حضور نويسنده  کتاب و منتقدان، رضا امير خاني، سهيلا عبدالحسيني، جهانگير خسروشاهي و همچنين مهمانان ويژه؛ سرهنگ احمد حيدري و اسدالله بادامچيان در سالن همايش‌هاي بنياد ادبيات داستاني ايرانيان برگزار شد.

 در ابتداي اين نشست رضا اميرخاني گفت:«در فرهنگي که ما زندگي مي‌کنيم، کلمه «کسوت» همواره مورد احترام بوده است و براي من هميشه جاي سؤال بوده که به چه کسي پيشکسوت گفته مي‌شود؟ بسياري از لغت‌شناسان شيعه و سني معتقدند که ريشه کلمه «کسوت» به حديث کساء باز مي‌گردد. ريشه اين کلمه در فرهنگ ما به صورت‌هاي گوناگون بازتوليد شده است؛ براي نمونه در فرهنگ صوفيان به صورت کلمه «خرقه» درآمده است. صوفيان زماني که يکي از بزرگان آنها از دنيا مي‌رود، عنوان مي‌کنند فلاني «خرقه تهي کرد». همچنين در ادبيات ما کلماتي مانند «پيشکسوت» يا «پسکسوت» ايجاد شده‌اند.»وي افزود:«به نظر من «کسوت» آن چيزي است که جرياني را تغيير مي‌دهد و «پيشکسوت» کسي است که لباس اين جريان را عوض مي‌کند. در عرصه ادبيات انقلاب دو نويسنده وجود دارند که از نگاه من پيشکسوت هستند حتي اگر تنها همان يک اثر از آنها نوشته مي‌شد. يکي از اين افراد اکبر خليلي است و ديگري هم قاسمعلي فراست؛ اين دو فرد نقش مهمي در ادبيات ما داشته‌اند. کتاب‌هاي «ترکه‌هاي درخت آلبالو» و «نخل‌هاي بي‌سر» دو کتابي بوده‌اند که در عرصه ادبيات داستاني بعد از انقلاب تأثيرگذار بوده‌اند. اين دو کتاب به زعم من جريان‌ساز بوده‌اند و از کتاب‌هاي مهم پس از پيروزي انقلاب محسوب مي‌شوند و همچنان باقي‌ خواهند ماند.»وي در ادامه با انتقاد از بي‌توجهي به اين نويسندگان و آثار آنها گفت:«به نظر من اگر قرار است مجسمه يا تنديسي از بزرگان ادبيات داستاني ساخته شود، بايد مجسمه و تنديس اين دو فرد ساخته شود! اما ما با پيشکسوتان خود چه کرده‌ايم؟ چرا کتاب «ترکه‌هاي درخت آلبالو» تنها در سال 1368 منتشر شد و بعد از آن دوباره منتشر نشد و در حال حاضر بعد از 23 سال اين کتاب مجدداً منتشر شده است؟ چرا اين کتاب تاثيرگذار پيش از اين در دسترس مخاطبان قرار نگرفته است؟»

در ادامه، اکبر خليلي، نويسنده اثر در مورد تجديد چاپ کتاب خود بعد از 23 سال گفت:«نگارش اين کتاب، ساده نبود و اين به پژوهش‌ها و تحقيقات در مورد اين کتاب مربوط نمي‌شد. در نوشتن اين کتاب با مسائل بسيار عجيبي رو به رو شدم و در موخره‌اي که در انتهاي چاپ جديد کتاب آمده است به آن اشاره کرده‌ام.»

وي در ادامه به خاطره حضور خود در يکي از محافل ارتشيان اشاره کرد و گفت:«بعد از گذشت سالها از انتشار اين کتاب به محفلي وارد شدم که بسياري از بزرگان ارتش در آن حضور داشتند. آنها سوالات بسياري در مورد کتاب از من مي‌کردند و اين نشان مي‌داد که آنها کتاب را با دقت فراوان خوانده‌اند. من تصور نمي‌کردم که اين کتاب تا اين اندازه مورد استقبال قرار گرفته باشد. در آن جلسه يکي از ارتشيان به من گفت که با خواندن اين کتاب ده سال جوان شده است.»

خليلي در مورد نگارش کتاب گفت:«من براي نوشتن بخش‌هايي از اين کتاب که در کردستان مي‌گذرد تنها يک هفته در کردستان و در روزگاري که در اوج درگيري‌ها قرار داشت حضور داشتم. اين کتاب در شرايط بسيار حساسي نوشته شد و به نظر من اين کتاب را شهدا نوشته‌اند. در حال حاضر 30 سال از نگارش و 23 سال از انتشار اين کتاب مي‌گذرد و من به تازگي توانستم با خانواده شهيد ايرج نصرت‌زاد ارتباط برقرار کنم و خوشحالم از اينکه کتابي نوشته‌ام که تا حد بسيار زيادي به خانواده و شرايط اين شهيد شباهت داشته است.»

اکبر خليلي در مورد شرايط نگارش اين کتاب گفت:«در اوايل انقلاب من داستان کوتاهي را براي راديو نوشتم و اين داستان موجب شکل‌گيري ارتباط من با آنها شد. آنها از من خواستند تا به راديو بروم اما من نپذيرفتم اما از آنها يک سفارش کار قبول کردم و آن در مورد زندگي ايرج نصرت‌زاد بود. من تحقيقات اوليه را انجام دادم اما متوجه شدم که قالب داستان کوتاه براي آن مناسب نيست و به آنها اعلام کردم که قصد دارم اين داستان را در قالب رمان بنويسم. آنها نيز استقبال کردند اما در ادامه فردي که قرار بود اطلاعات بيشتري در مورد اين اثر به من بدهد به شهادت رسيد و نوشتن رمان به مشکلاتي برخورد.»

خليلي گفت:«آقاي اسدالله بادامچيان در دسترسي من به برخي منابع براي نوشتن اين کتاب نقش مهمي داشتند. براي اينکه در اين کتاب بتوانم فضاها را به خوبي روايت کنم از اسدالله بادامچيان خواستم، مدتي من را به زندان منتقل کند و من در زندان در کنار  شهيد کچويي تجربيات بسياري بدست آوردم.»

وي در پايان افزود:«اين کتاب بدست شهدا نوشته شد و من در نگارش اين کتاب تنها يک عمله قلم بودم.»

در ادامه نشست، سهيلا عبدالحسيني منتقد ادبيات در مورد کتاب «ترکه‌هاي درخت آلبالو» گفت:«آشنايي من با آقاي خليلي با خواندن اين کتاب آغاز شد. اين کتاب يکي از آثاري بود که تاثير فراواني بر من گذاشت و يکي از آثار شاخص آقاي خليلي محسوب مي‌شود. به نظر من در زمينه انقلاب آثاري به مانند اين کتاب کم هستند.»

 

وي افزود:«کتاب با زندگي سرهنگي آغاز مي‌شود و در ادامه داستان با محيط زندگي اين سرهنگ آشنا مي شويم. در ادامه روند داستان به طور پلکاني به داخل زندگاني شخصيت اصل داستان وارد مي‌شود. همچنين در بخش ديگري از اين کتاب وقايع کردستان به خوبي روايت مي‌شوند. من تا به حال چندين اثر در مورد وقايع کردستان خوانده‌ام اما تاکنون اثري به زيبايي اين کتاب نتوانسته است وقايع کردستان در اوايل انقلاب را روايت کند.»

عبدالحسيني گفت:«در اين کتاب همچنين معناگرايي خاصي ديده مي‌شود. معناگرايي مفهومي است که در حال حاضر در ادبيات جهان به انواع مختلف ديده مي‌شود. برخي از نويسندگان اين مفهوم را در دين و عرفان مي‌بينند و برخي ديگر نيز آن را در جايگاه‌هاي ديگري جستجو مي‌کنند. بعد از انقلاب بسياري از کتابهايي که نوشته شدند تلاش کردند تا از شهادت را نقطه ثقل معناگرايي روايت خود قرار دهند.»

وي در مورد ويژگي داستان‌هاي خوب گفت:«داستان‌هاي خوب يک ويژگي دارند و آن اين است که با گذشت زمان گرد فراموشي بر روي آنها نمي‌نشيند و از ذهن‌ها خارج نمي‌شود.»

همچنين سرهنگ احمد حيدري، مدير بنياد حفظ آثار و نشر ارزش‌هاي دفاع مقدس نيروي زميني ارتش در مورد کتاب گفت:«خدا به آقاي خليلي براي نوشتن اين کتاب طول عمر بدهد. خلوص نويسنده موجب ماندگاري اين اثر شده است و اين کار خداست که اثري به اين بزرگي و مهمي بار ديگر از پشت ابرها بيرون آمده است.»

وي در مورد شهداي ارتش در دفاع 8 سال دفاع مقدس گفت:«متاسفانه شهداي ارتش گمنام هستند. در هنگام بحث در مورد دفاع مقدس بيشتر بحث‌ها بر روي نفرات محدود مي‌شود و حرفي از يگان‌ها به ميان نمي‌آيد. در مورد کردستان در اوايل جنگ هم بسيار کم صحبت کرده‌ايم و اين يکي از کمبودها در حوزه دفاع مقدس است.»

سرهنگ حيدري افزود:«انقلاب ما در 22 بهمن 1357 به پيروزي رسيد. بسياري فکر مي‌کردند مردم با ورود به پايگاه‌هاي ارتش مردم توانسته‌اند آن پايگاه‌ها را اشغال کنند. اما واقعيت اين بود که اين نظاميان ارتش بودند که درهاي پايگاه‌ها را به روي مردم باز کردند. براي فهم بهتر مي‌توانيد وقايعي که در ليبي و مصر اتفاق افتاد را با ايران مقايسه کنيد.»

وي در مورد مسئله کردستان در اوايل پيروزي انقلاب گفت:«درگيري‌ها در کردستان بلافاصله بعد از پيروزي انقلاب آغاز شد. اگر برخي از پايگاه‌هاي ارتش نبود مطمئنا کردستان سقوط مي‌کرد.»

حيدري در ادامه نامه‌اي از شهيد بروجردي که در سر برگ‌هاي اداري دوران شاه نوشته بود را نشان داد و گفت:«شهيد بروجردي در اين نامه به اوضاع و شرايط کردستان به خوبي پرداخته و از خطر ضد انقلاب سخن گفته است. وي در بخشي از نامه خود نوشته است: اگر کمک‌ها و فعاليت‌هاي ارتش در کردستان نبود، کردستان سقوط کرده بود.»

در ادامه مراسم، جهانگير خسرو‌شاهي در مورد انتشار اين کتاب با اشاره به طراحي جلد آن گفت:«تا به امروز ما در طراحي‌هاي کتاب خود فرم و شکل به اين خوبي را نداشته‌ايم. پيش از اين طرح‌هايي چون بند پوتين و جيب لباس رزمندگان بر روي جلد کتابها طراحي شده بود اما چندان جالب نبودند. اما طراحي کتاب فعلي يک ارتقاي کيفي در عرصه کتاب و کتابخواني است. رنگ صفحات کتاب بسيار چشم‌نواز است و فونت بسيار مناسبي نيز انتخاب شده است. اين کتاب دريچه اميدي است به سوي ادامه روند کتاب‌هاي بنياد ادبيات داستاني.»

همچنين اسدالله بادامچيان در مورد کتاب گفت:«نوشته‌هاي اکبر خليلي در اين سالها بسيار تاثير گذار بوده‌اند. من در شکل‌گيري اين کتاب به اندازه موري که دانه‌اي را حمل مي‌کند زحمت کشيدم. اين کتاب بعد از انتشار در ايران خشم استعمار پير را درآورد و بي‌بي‌سي در يک برنامه به انتقاد از نويسنده و کتاب پرداخت. استعمار پير از اين کتاب به خشم در آمد و من در مورد اين موضوع مقاله‌اي نوشتم و در روزنامه‌ها منتشر شد.»

وي افزود:«اين کتاب بسيار تاثير گذار بود زيرا اکبر خليلي اين کتاب را با تمام وجود نوشت و به مانند ديگران نبود که در اتاق خود به نوشتن بپردازند. آقاي خليلي براي نوشتن اين کتاب به زندان رفت و تفاوت وي با ما در اين بود که ما را به سبب فعاليت‌هايمان از خانه به زندان‌هاي شاه مي‌بردند و شکنجه مي‌کردند اما آقاي خليلي با پاي خود رفت تا اين کتاب را هر چه بهتر بنويسد.»

در انتهاي مراسم نيز کتاب «ترکه‌هاي درخت آلبالو» با حضور سرهنگ حيدري، جهانگير خسرو‌شاهي و حسني مدير بنياد ادبيات داستاني و نويسنده کتاب رونمايي شد.

 

 

 

يكشنبه 9 مهر 1391 - 10:15


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری