پنجشنبه 27 مهر 1396 - 12:31
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

كتاب

 

م رستمي

 

تاريخ نگاري در ايران پيش از اسلام

 

تاريخ نگاري در ايران پيش از اسلام

به اهتمام: دکتر علي اکبر ولايتي

مؤسسه انتشارات اميرکبير

نوبت چاپ: اول 1391

نگارنده در کتاب حاضر، نخست گام به گام تکوين و رشد انديشه تاريخ نگاري را در ايران باستان بررسي مي کند و در ادامه به شرح و نقد آثار تاريخ نگاري آن دوران مي پردازد.

کتاب هاي تاريخي دوران ساساني دو دسته بودند، يکي تاريخ هاي رسمي با عنوان خداي نامه ها، که داستان ايرانشهر و شاهان آن، از کيومرث تا زمان تدوين آن مجموعه ها در آن شرح داده شده بود، و ديگري رساله هاي مستقلي درباره پهلوانان، ماجراهاي عاشقانه معروف، و نبردها و وقايع مهم تاريخي ثبت شده در اذهان مردم بوده است، اين آثار مي توانستند منبع مهمي براي تاريخ ايران پيش از اسلام باشند، اما گذر زمان و در پي آن، از ميان رفتن برخي از اين آثار در کنار نفوذ روايات بعضا مجعول و غير تاريخي متون مذهبي يهودي، که مؤلفانشان اساسا رسالت وقايع نگاري و تاريخ نگاري براي خود قائل نبودند، دسترسي تاريخ پژوهان را به روايات اصيل تاريخي محدود کرد.

اين اثر، در سه فصل تنظيم شده است، فصل اول الگوها و روندهاي اصلي در تاريخ نگاري ايران پيش از اسلام را، مطالعه و بررسي مي کند.

دانشمندان و تاريخ پژوهاني که در عرصه تاريخ ايران پژوهش مي کنند همواره با اين پرسش اساسي دست به گريبان بوده اند که آيا ايرانيان پيش از ظهور اسلام همانند همتايان غربي شان با تاريخ و تاريخ نگاري آشنا بوده اند يا چنان که برخي از تاريخ نگاران امروز ادعا کرده اند، اين فاتحان جهان باستان به رغم آگاهي از بيشتر دانش هاي رايج در آن اعصار ازدانش تاريخ بي بهره و فاقد درک تاريخي بوده اند. ابهام اصلي در اين است که از آن دوران اسناد تاريخ نگاري بسيار اندکي به دست آمده است، افزون بر اين ماهيت تاريخ نگارانه همان چند اثر نيز به شدت مورد ترديد قرار دارد.

نگارنده ، با طرح نمونه هايي از اين دست، مقدمه اي ساخته است براي ورود به بحث تاريخ نگاري پيش از اسلام، در يکي از اين مثالها به سنگ بيستون در کرمانشاه اشاره شده است: بر سينه کوه عظيمي، سنگ نوشته سه زبانه اي هست که در آن شرح مفصلي از لشکرکشي هاي يکي از شاهان هخامنشي به جاي جاي منطقه آمده است، اين سنگ نوشته که به فرمان داريوش بزرگ بر اين صخره عظيم نقش بسته، جزو سنگ نوشته هاي انگشت شمار باز مانده از آن دوران است که در آن اشاره اي مستقيم به جهان گشايي ها و لشکرکشي هاي نظامي يک شاه شده است..

به نقل اين اثر: سنگ نوشته بيستون چيزي بيش از يک گزارش عمومي از فتوحات شاهي تازه بر تخت نشسته و جوياي نام نيست و ارزش تاريخ نگارانه ندارد.

از ديدگاه دانشمندان امروز، فقط متني را مي توان متن تاريخ نگاري ناميد و نويسنده آن را تاريخ نگار خواند، که نويسنده اش در زمان تحرير تراوش هاي ذهني خود، بر اين موضوع باور داشته باشد که در حال تحرير تاريخ است و نه فتح نامه يا اعلاميه. با اين نگرش، سنگ نوشته بيستون از جرگه متون تاريخ نگاري بيرون مي ماند، از سويي ديگر شاهان تاريخ متقدم ايران صرف نظر از سنگ نوشته بيستون هيچ دفتر وقايع نگارانه يا اثر ديگري که ماهيت تاريخ نگاري داشته باشد، از خود به يادگار نگذاشته اند. اين بدان معناست که ما از اين دوران هيچ شرح وقايع روزانه و زمان بندي شده اي که يک منشي يا وقايع نگار دربار به امر شاهان بزرگ تنظيم کرده باشد در دست نداريم..

فصل دوم كتاب به تاريخ‌نامه هاي ايران پيش از اسلام اختصاص دارد، نظير خداي‌نامه، آيين‌نامه و گاهنامه، تاج‌نامه، کتاب الصور يا کتاب صورت پادشان بني ساسان، کارنامه اردشير بابکان، و...

از ميان کتاب هاي تاريخي فارسي ميانه، که در قرون نخستين دوران اسلامي موجود بوده، فقط کارنامه اردشير بابکان بر جاي مانده است،  اين کتاب که نفوذ و تأثير آن در شاهنامه آشکار است، روايت مختصري است که در مجموع فقط 5600 واژه دارد و سرگذشتي است داستاني از اردشير بابکان که در پايان آن نيز مختصري در باب شاپور، پسر اردشير و هرمز، پسر شاپور، سخن رفته است، تاريخ تأليف کارنامه سال 600 م يعني اواخر دوران ساساني است.

کارنامه اردشير بابکان تاريخي است آميخته با افسانه در باره اردشير، نخستين شاه ساساني، و از اين نظر، در حقيقت نوعي رمان تاريخي است" در آغاز کتاب شرح مختصري درباره وضع ايران پس از حمله اسکندر و حکومت ملوک الطوايفي اشکانيان آمده است. بابک جد مادري اردشير، در زمان اردوان چهارم، آخرين شاه اشکاني، والي فارس بود و از خود فرزندي نداشت و ساسان که از نسل داراي دارايان( داريوش سوم هخامنشي) بود، شباني بابک را عهده دار بود، اما بابک از نژاد وي آگاهي نداشت تا اين که شبي در خواب ديد که خورشيد از سر ساسان مي تابد و همه جهان را روشني فرا گرفته است، شب دوم، در خواب ديد که ساسان بر پيل سپيد آراسته اي نشسته است و همه بدو احترام مي کنند. در شب سوم در خواب ديد که سه آتشکده بزرگ فرنبغ و گشتسب و برزين مهر در خانه ساسان مي درخشند و به همه جهان روشني مي بخشند، بابک تعبير خواب خود را به خواب گزاران خواست و آنان بدو گفتند که اين مرد يا يکي از فرزندانش به پادشاهي جهان مي رسد.

بابک ساسان را به نزد خود خواند و چون از نژاد او آگاه شد، وي را گرامي داشت و دختر خود را بدو داد. از اين ازدواج اردشير چشم به جهان گشودو بابک او را به فرزندي پذيرفت و در تربيت او کوشيد تا جواني نام بردار شد، اردوان که از شايستگي اردشير آگاه شده بود، از بابک خواست که اردشير را به دربار وي بفرستد. بابک به ناچار اردشير را به نزد شاه فرستاد، به فرمان اردوان، هر روز با شاهزادگان به نخجير وچوگان پرداخت، و چون در اين هنرها برتري خود را نشان ميداد محسود ديگران بود، سرانجام بر اثر حادثه اي اردوان بر او خشم گرفت و دستور داد که ديگر بر اسب ننشيند و پيوسته در آخور به سر برد، در اين زمان يکي از کنيزکان زيباي اردوان دل بر اردشير بست و اردشير به کمک او سلاح و درم و دينار و دو اسب، يکي براي خود و ديگري براي کنيزک، به دست آورد و از دربار اردوان گريخت، اردوان آنان را تعقيب کرد، اما از آنجا که فره ايزدي همراه اردشير شده بود، بدو دست نيافت، آنگاه اردوان سپاهي را مأمور جنگ و دستگيري اردشير کرد و ...

همچنين يادگار زريران، داستان بهرام چوبين، داستان رستم و اسفنديار، داستان شروين دشتبي، اسکندرنامه، مسکدانه و شاه زنان، کتاب سکسيکين و پيکار از ديگر تاريخ نامه هايي است که در اين قسمت از کتاب به شرح و بررسي آن پرداخته شده است.

از کتاب هاي مهم حماسي که به زبان فارسي ميانه نوشته شده کتابي بوده که مسعودي هنگام گفت و گو از چيرگي‌زو( پسر طهماسب) بر افراسياب از آن نام برده است. مطالب کتاب عبارت است از، اعمال کيخسرو، گرفتار کردن قاتلان سياوش، چاره گريها و جنگ هايي که ميان ايرانيان و تورانيان درمي گرفت، اخبار رستم، اخبار اسفنديار و قتل او به دست دستم، داستان قتل رستم به دست بهمن، پسر اسفنديار، و جز آنها کتاب مذکور از مهم ترين کتاب هاي تاريخ اساطيري ايران بوده است، که در آن قسمت بزرگي از روايات کهن متعلق به عهد کيانيان گرد آمده و به رستم و پهلوانان سيستان اختصاص يافته بود. به روايت مسعودي کتاب مذکور ميان ايرانيان از ديد اشتمال بر اخبار پيشينيان و شاهان آنان، اهميت و شهرت بسيار داشته است. گويا ابن مقفع اين کتاب را از زبان فارسي ميانه به زبان عربي برگردانده است. از گفتار مسعودي چنين در مي يابيم که ظاهرا از داستان رستم و اخبار جنگ رستم و اسفنديار و قتل رستم و جنگ ها و پهلواني هاي منسوب به او در خداي نامه اثري نبوده و در اين باب کتاب جداگانه اي، که ممکن است همين کتاب بوده باشد، به زبان فارسي ميانه تحرير شده است.

نيز روايات تاريخي در متون مذهبي ايرانيان باستان، در فصل سوم کتاب حاضر بررسي شده است، نظير دينکرد، بندهشن، ارداويراف نامه، مينوي خرد، زند وهمن يسن.

از ميان کتاب هاي ديگري که روايات تاريخي کهن ايران، آن گونه که در زمان ساسانيان انگاشته مي شد، در آنها تدوين شده بود، کتاب هاي مذهبي به زبان فارسي ميانه است، البته تدوين نهايي بيشتر اين کتاب ها در اوايل دوران اسلامي انجام شده بوده است، و تنها اندکي از آنها به دوران پيش از اسلام تعلق دارند، اهميت اين آثار در اين است که بخش بزرگي از روايات ملي ايرانيان را در خود حفظ کردهاند و امروز به واسطه اين آثار است که مي توانيم روايات ملي خود را با اصل و اساس آنها در دوران پيش از اسلام مقايسه کنيم، به عبارت ديگر، اين کتاب ها در کنار چند کتاب تاريخي و داستاني و ادبي ديگر واسطه ميان روايت تاريخي و اساطيري يشت ها و قطعات ديگر اوستا از طرفي روايات تاريخ اساطيري ايران به زبان فارسي نو از سوي ديگر هستند.

از اين رو دينکرد، مهم ترين و مفصل ترين کتاب به زبان فارسي ميانه است که اکنون در دست داريم، کتابي که در اصل در نه مجلد بوده ولي اکنون از آن تنها هفت مجلد بر جاي مانده است، دينکرد مجموعه بزرگي از داده هاي ديني، عادات و عقايد، روايات تاريخي و ادبيات مزديسناست.

مهم ترين فايده دينکرد در اين است که 21 نسکا اوستاي عهد ساساني در جلد هشتم آن خلاصه شده از مطالب بعضي از اين نسک ها، که از دست رفته است، فقط از راه همين کتاب ويا بعضي کتاب ها، که مطالبي از اين کتاب را در بر دارند، اطلاعاتي داريم.

نيز مينوي خرد يکي از کتاب هاي ديني زرتشتيان است که از نظر مطالب اخلاقي و اساطيري و معرفتي اهميت بسيار دارد، فصل 21 کتاب مطالبي در باره مهم ترين اعمال پادشاهان ايران تا گشتاسب در بر دارد، مانند برانداختن دو سوم از ديوان مازندران به دست هوشنگ، خط آموختن طهمورث از ديوان، بناي ورجمکرد به دست جمشيد و مانند اينها..

تا دوران معاصر درباره حجم آثار تاريخي ايران پيش از اسلام و انديشه تاريخ نگاري ايرانيان باستان آگاهي چنداني در دست نبود؛ به ويژه آن که ساسانيان کوشيده بودند آثار عهد اشکانيان، به ويژه روايات و حکايات آنان را از ميان ببرند.کمبود اسناد مکتوب به سبب رواج سنت شفاهي و نقل سينه به سينه روايات و حکايات تاريخي، خود علت ديگري بر کم دانشي ما از تاريخ نگاري ايران باستان بود. رفته رفته ترجمه برخي کتاب هاي مورخان يونان قديم چون هرودوت و گزنفون و نيز کشف رمز خطوط باستاني منطقه از جمله خط ميخي پارسي باستان و فارسي ميانه و پارتي، پرده از اسرار تاريخ نگاري ايران باستان برداشت. بر اساس اين اسناد بسياري از دانشمندان منصف در پي بررسي بازشناسي آثار تاريخ نگاري ايرانيان باستان و ترسيم خط فکري و انديشه آنان در تاريخ نگاري برآمدند، تا آن جا که حتي مخالفان انديشه تاريخ نگاري در ايران باستان نيز پذيرفتند نوعي از تاريخ نگاري در اواخر دوران ساساني ظاهرشده بوده است.

اثر حاضر براي تحقيق پژوهشگران و علاقمندان در زمينه اطلاعات تاريخي و بررسي آن مفيد به نظر مي رسد.

 

 

 

شنبه 8 مهر 1391 - 10:8


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری