چهارشنبه 22 آذر 1396 - 3:16
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

گزارش

 

آرش معظمي

 

روايت از حماسه آفريني بانوان در جنگ

 

رونمايي کتاب «خاطرات ايران»

نشست رونمايي از کتاب «خاطرات ايران»شامل خاطرات ايران ترابي با خاطره‌نگاري شيوا سجادي، عصر روز دوشنبه 3 مهر در فرهنگسراي انديشه تهران و با حضور رئيس سازمان تبليغات اسلامي، راوي کتاب و مرتضي سرهنگي و نيز برخي از نويسندگان حوزه ادبيات دفاع مقدس برگزار شد.

 در اين مراسم حجت‌الاسلام والمسلمين دكتر سيدمهدي خاموشي، مرتضي سرهنگي رئيس دفتر ادبيات و هنر مقاومت حوزه هنري به سخنراني و مرور خاطرات خود از دفاع مقدس پرداختند.

حجت‌الاسلام خاموشي در اين مراسم با ذکر چند خاطره به اهميت نقش زنان در پيش‌برد اهداف دفاع مقدس پرداخت و گفت: ايثار زنان در طول دفاع مقدس و مقاومت در برابر متجاوزان عراقي نشان دهنده عقبه مذهبي و فرهنگي به خصوص مردم ماست.

وي افزود: فرهنگ دفاع مقدس فرهنگي به گستردگي جغرافياي انساني مردم کشورمان است. مگر ارامنه در اين جنگ افتخار نيافريدند؟ بايد دانست که تمامي مردم ايران در پيروزي اين نبرد نابرابر سهيمند و همه در پي يک هدف متعالي بودند که آن عزت ايران اسلامي است و آن را امام خميني (ره) به ما هديه کرده بودند.

رييس سازمان تبليغات اسلامي در ادامه با پرسيدن اين سوال که جنگ و دفاع مقدس آيا از نظر دشمن وقت ما به عنوان رويداد بزرگي تلقي مي‌شود يا خير؟ گفت: عراقي‌ها تاکنون چند فيلم در اين زمينه ساخته‌اند؟ اگر هم فيلمي در اين زمينه ساخته‌اند، صرفا توليداتي بري فروش بوده و در راستاي انتقال فرهنگ نبوده است. در مقابل در کشورمان تاکنون اتفاق‌هاي فرهنگي بسياري در اين زمينه رخ داده و کوشيده شده است تا فرهنگ دفاع مقدس انتقال يابد.

حجت الاسلام خاموشي سپس به تجليل از شخصيت راوي کتاب «خاطرات ايران» پرداخت و گفت: شخصيت خانم ترابي در دو فرهنگ تعليم ديد. نخست حرفه پرستاري را آموخت و دوم که مهم‌تر و با ارزش‌تر از آن بود، فرهنگ خانوادگي اوست که در ساخت شخصيت ايشان نقش مهمي ايفا کرد و او ميوه اين تعليم را با خدمت در بيمارستان ها در دوران جنگ تحميلي عراق عليه ايران و با استقامت در اين راه چيد.

وي با تقدير از شيوا سجادي، نگارنده خاطرات ايران ترابي، افزود: اين نويسنده قلم پر جاذبه و پرکششي دارد و اميدوارم با بهره گيري از تجربيات پيشکسوتان و مجربين اين حوزه بتواند بيش از پيش در خلق آثار ديگر در اين زمينه موفق باشد.

 

سيلي که زن ايراني در خرمشهر اشغال‌شده به سرباز عراقي زد

در اين مراسم سرهنگي با اشاره به حضور خود در اردوگاه اسراي عراقي جنگ تحميلي گفت: در اين اردوگاه با افسري عراقي به نام جبار آشنا شدم که سرباز بسيار فرزي بود و اظهار مي‌کرد که در همه 19 ماه حضورش در خرمشهر تنها يک بار خفت کشيده بوده و آن هم زماني بوده که يک زن ايراني را در خانه‌اش و پس از دوران اشغال اين شهر دستگير مي‌کند و وقتي از او سوال مي‌کند که اينجا چه مي‌کند؟ آن زن کشيده‌اي به او زده و گفته: اينجا خانه من است. تو اينجا چه مي‌کني؟

 وي ادامه داد: سرهنگ عراقي ديگري روايت مي‌کند که در گشت‌زني‌هايش در خرمشهر زني به نام فاطمه خزرجي را دستگير کرده که او در اعترافات خود عنوان داشته که براي تهيه عکس و اطلاعات براي سپاه در اين شهر حضور پيدا کرده است.

 سرهنگي همچنين در سومين روايت خود از حضور زنان در جنگ گفت: پدر همسر يکي از فرماندهان دفاع مقدس در مراسم تشييع جنازه او مي‌گفت که وقتي آن مرحوم براي خواستگاري فرزندش آمده بود به او گفتم که اين فرد و امثال او عمر زيادي ندارند و دخترم گفت: اگر آدم با يک مرد يک شب زندگي کند، بسيار بهتر است از صد سال زندگي با يک نامرد.

 مدير دفتر ادبيات و هنر مقاومت ادامه داد: همه محاسبات دنيا براي حمله به ايران درست بود، الا ناگهان سرباز شدن مردم ما که حتي پوشش و غذاخوردن آنها را نيز تغيير داد و پشت همه اين تغييرات و استقامت‌ها زنان ما ايستاده ‌بودند.

سهيلا فرجام‌فر که کتاب خاطرات او از دفاع مقدس با عنوان «کفش‌هاي سرگردان» به تازگي به چاپ چهارم رسيده، ديگر سخنران اين نشست نيز در سخنانش با اشاره به روند حضورش در کنار سربازان ارتش جمهوري اسلامي ايران به بيان خاطره‌اي پرداخت که در آن با رسيدگي به مجروحيت يک اسير خلبان عراقي در بيمارستان، در ضمن خشم فرو خورده‌اش از اين سرباز، خاطره‌اي خوبي از زنان ايراني به جاي گذاشته است.

 

راوي کتاب دا مشوق من بود

 ترابي در ابتداي سخنان خود از تدوين کننده کتاب «دا» تشکر کرد و گفت: اگر خانم حسيني و تشويق‌هاي او نبود اين کتاب هرگز نوشته نمي‌شد و من از اين بابت از او سپاسگزارم.

 وي ادامه داد: هشت سال دفاع مقدس براي من يک دانشگاه بود که توانستم در آن  و از آن فازغ التحصيل شوم.

 ترابي در ادامه ضمن مرور خاطرات خود در دوران محاصره شهر پاوه گفت: ورود ما به پاوه با يک بالگرد دو پروانه‌اي و با اسکورت چندين بالگرد جنگي بود. شدت تيراندازي‌ها به اندازه‌اي بود که ما پس از خارج شدن از بالگرد به صورت سينه‌خيز خودمان را به مقر رسانديم.

 وي در ادامه و در بخشي ديگر از خاطرات خود عنوان کرد: هيچ وقت از خاطرم نمي‌رود که وقتي پس از پايان محاصره به بيمارستان پاوه رفتيم با تلي از جسد شهدا روبرو شديم که توسط ضد انقلاب يا سربريده شده بودند و يا جسدشان مثله شده بود.

 ترابي همچنين تاکيد کرد: اگر زحمات زنان ما در جنگ نبود، بدون شک ما نيز پيروز نمي‌شديم. وزارت ارشاد و مسئولين ما بايد قبول کنند که در اين زمينه کاري نکرده‌اند. من اگر اين را در اينجا نگويم فردا شهدا دست و پايم را در آن دنيا مي‌بندند.

اين مراسم به دليل محدوديت زماني بدون سخنراني شيوا سجادي، نويسنده کتاب خاتمه يافت و در پايان از کتاب «خاطرات ايران» رونمايي شد.

 

سه‌شنبه 4 مهر 1391 - 13:46


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری