شنبه 25 آذر 1396 - 6:49
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

گفتگو

 

سيدرضا آباقي

 

نهج البلاغه هنوز هم ناشناخته و مظلوم است

 

گفتگو با حجت الاسلام سيد ابراهيم حسني پژوهشگر و محقق نهج البلاغه

 

اشاره

در ساعتي اداري به اتاقي دنج وکوچک که خيلي  شبيه حجره‌هاي طلبگي است، درگوشه‌اي از طبقه دوم ساختمان شهيد نواب درست کنار کتابخانه معاونت پژوهشي و آموزشي به پژوهگشر قديمي سازمان که سالها به کار تحقيق و پژوهش مي‌پردازد، سري زديم و با استقبال گرم او روبرو شديم. وقتي آثار و جزوات تاليفي منتشرشده و منتشرنشده‌اش را نشانمان داد، حس كرديم چيزهاي نهفته و مطالب ناگفته و مغفولي دارد كه دانستنش براي همه ما مفيد باشد. گفتگوي ما را با حجت‌الاسلام سيد ابراهيم حسني كه به تازگي در نخستين آيين تكريم از خادمان نهج البلاغه مورد تقدير قرار گرفته است، حتما بخوانيد:

 

ازچه سالي و چگونه وارد سازمان تبليغات اسلامي شديد و ديگر اينکه غالب سوابق کاريتان در سازمان درچه حوزه هايي رقم خورد و بيشتر فعاليتتان درچه بخش هايي بود؟

بسم الله الرحمن الرحيم

 رب اشرح لي صدري ويسرلي امري واحلل عقده من لساني

ممنونم از شماکه به گوشه نشين اداره سر زديد و بنده ضعيفي را فرصت کلام بخشيديد.حقير به جهت صبغه و سابقه و ذوق نويسندگي و تاليفي که از ديرباز داشتم و با زمينه‌هاي علمي که از حوزه و  تحصيلات کلاسيک و مطالعات دانشهاي روز و نيز دغدغه‌اي که به مقتضاي همان تعاليم در راستاي تبليغ دين به زبان و ادبيات روز داشتم درکنار تحصيل درحوزه به مطالعات ادبي وتاليف و نويسندگي هم مي‌پرداختم و مدتي هم به دنبال جايي براي استقرار جهت انجام کار وخدمات و مطالعات پژوهشي گشتم تا هم آرامش نسبي از حيث کاري و هم ميدان  فعاليت و رشد داشته باشد.اين شد که ميان دوسه جايي که در نظر داشتم، اين سازمان را براي کارمناسب ديدم من از مهر 1375 در مجله بصائر که آن زمان تنها مجله پژوهشي سازمان بود در معاونت پژوهشي مشغول به كار شدم.ازآن به بعد هم تا    5 سال در دفتر بررسي‌هاي اسلامي كه آن زمان پايگاه تحقيقات در سه حوزه علوم اسلامي و سياسي و اجتماعي بود يعني دفتر پژوهشهاي كاربردي كنوني فعاليتم را با انجام امور محوله پژوهشي و مطالعات و فيش برداري‌هاي حديثي و...ادامه دادم. بعد از آن هم ازسال 82 با تحولاتي که در معاونت ايجاد شد تاكنون تحت اشراف حاج آقاي بزرگوار استاد موسوي هوائي به انجام خدمات و مطالعات پژوهشي غالبا درحوزه نهج‌البلاغه پرداخته‌ام.

 

گفتيد غالبا در حوزه پژوهشهاي ديني کار کرديد، شما چه خلاء و ضرورتي را احساس کرديد که درميان اين همه کار اجرايي و فرهنگي به امر پژوهش درسازمان روي آورديد؟ به نظر شما انجام فعاليتهاي پژوهشي مي‌تواند به پيشبرد اهداف سازمان کمک کند؟

 همانطور که عرض کردم به لطف خدا هم ذوق و علاقه شخصي و هم زمينه‌هاي علمي حوزوي و هم دغدغه تبليغي كارآمد و به‌روز مرا به اين امر خطير يعني پيگيري امر پژوهش وادار كرد.اما درخصوص علم و پژوهش که پرسيديد بايد بگويم که پژوهش مي‌تواند پشتوانه هرکاري  باشد و بايد هم اين طور باشد.چون اگرکاري از پشتوانه علمي و البته نوآوري و تازگي برخوردار باشد از ارزش و پذيرش خاصي در جامعه و مخاطبان برخوردار خواهد بود. اين مهم البته بدون تحقيق و پژوهش محقق نمي‌شود.اما اگر در جامعه‌اي تقريبا مثل جامعه ديروز ما كه البته آثار و عوارضش هنوز هم وجود دارد ـ هرچند به يمن انقلاب عظيم اسلامي مخصوصا در چند سال اخير به تحول و علم گرايي روي آورده ـ چنين گرايشي(پژوهش محوري) وجود نداشته باشد بايد آن را به حساب تنبلي و مصرف گرايي جامعه خصوصا جامعه علمي گذاشت كه متاثر از همان نهضت ترجمه از ديرباز است که استعمارگران در طول تاريخ مارا دچار آن كرده اند. چنانکه ازطرفي كتب غني ديني ما مخصوصا شيعه‌هارا سوزاندند يا بلوكه کردند يا محتويات آن را به نفع خود و به نام خود مصادره كردند و متون بازمانده و دست چندم خود را به خورد ما دادند و ما را به ترجمه آن متون و وابستگي علمي و روحيه ترجمه‌گري سرگرم و وابسته كردند و متاسفانه اثر آن را هنوز هم درحد افتخار در برخي قشرهاي علمي و دانشجويي و پايان نامه‌ها به جاي توليد و ايده پردازي مشاهده مي‌کنيم . و اخيرا هم شاهد نهضت گردآوري هستيم که اين ديگر به دشمنان برنمي‌گردد تنبلي خودمان است پژوهشگران و نهادهاي مختلف به جاي حمايت و تشويق به امر پژوهش متاسفانه به نشر آثار گردآوري شده و مرقومات برجاي مانده از ديگران و چاپ و خريد و فروش آن مي پردازند و در مقابل ـ طبق شواهدعرض مي کنم ـ حتي آثار تحقيقي و پژوهشي خوب را به بهانه‌هاي مختف مثل نبود هزينه چاپ و ترس از فروش نرفتن آن ـ به علت فروش محور بودن ـ و بالا بردن سطح توقعات علمي و بررسيهاي مکرر و حتي سليقه‌اي به جاي اهتمام و يا تقويت مردود و معطل مي‌کنند و در فايلها و انبارها وکشوها انباشته و درنتيجه پژوهشگران را از ادامه کار و يافته‌هاي علمي مايوس مي‌سازند. هردوي اين گرايشها چيزي جز ايستايي و مصرف زدگي علمي و هدر دادن زمان و تسهيلات و امکانات آموزشي و پژوهشي و بيت‌المال مخصوصا در نهادهايي که به اين منظور تشکيل شده‌اند به بار نمي‌آورد. ضمن اينکه  گرايش عمومي به خريد چنين آثاري را بايد نشان از همان فرهنگ مصرف گرايي و علم گريزي مخاطبان بدانيم که درنتيجه کم توجهي ما نويسندگان و پژوهشگران ديني و نيز مسئولان امر پژوهشي حاصل شده و تداوم مي‌يابد و ما بايد اين فرهنگ را تغيير و جامعه را به سمت پژوهش محوري سوق دهيم.

 

 چه پيشنهادي براي بهبود انجام کارهاي پژوهشي و حل مشکلات عمده درمسيرپژوهش در کشور داريد؟

 البته در صحبتهاي قبلي‌ام به اين سؤال شما بطور فحوائي پاسخ داده شده مضاف بر اينكه بايد بطور جد حمايتهاي همه جانبه از ناحيه مسئولان امر از كار پژوهش و امر تحقيق و نوآوري مباحث نو پديد ديني بعمل آيد و به صرف برگزاري همايش و اهداي جايزه و پردازشهاي فصلي و توصيه و سخنراني اكتفا نکرد. اگرچه در اين مساله هم غفلت هست مثلا همين تكريم از خادمان نهج البلاغه كه بهانه‌اي شد تا شما را به ياد ما بياندازد، اولين همايش بعداز سي و چند سال از انقلاب، تازه امسال از سوي دولت برگزارشد.علاوه براين بسيج امكانات وگسترش موسسات و نهادهاي پژوهشي مخصوصا در حوزه متون غني اسلام که معطل و مهجور مانده مثل نهج البلاغه بايد نسبت به قبل بيشتر و موضوعي‌تر و تخصصي‌تر و اجمالا  علاوه بر بسط و توسعه ميداني، هماهنگ‌تر باشد تا به نتايج مطلوبتري در زمينه‌هاي علمي و پژوهشي دست پيدا كند.

 

چه ضرورتي باعث شد که در ميان اين همه متون و مقولات پژوهشي به وادي نهج البلاغه وارد شديد؟ آيا مقدماتي هم براي ورود به اين عرصه پشت سر گذاشتيد؟ اجمالا براي کساني که مي‌خواهند وارد اين فضا شوند چه توصيه‌هايي داريد؟

ببينيد چون قرار ما براختصار است برحسب «خيرالكلام ماقل ودل» خلاصه بگويم همانطورکه درباره مظلوميت امر پژوهش دركشور عرض كردم درباره نهج‌البلاغه هم بايد اذعان کنم همچنانکه هنوز ابعاد وجودي صاحبش يعني جامع اضداد امير بيان علي(ع) در عالم اسلام حتي ميان شيعه آنچنان كه شايسته است شناخته نشده کلام و کتابش نيز ناشناخته و مظلوم باقي مانده و اين مظلوميت مضاعف است. به دليل وجود اين احساس نياز و مهجوريت و نيز از آنجايي که احساس کردم جاي اين پردازش و علم و خلا آن در سازمان وجود دارد بانضمام همان گرايشات و پيشينه مطالعاتي که داشتم مرابه اين وادي  كشانده است. در ادامه سوالتان بايد به همه كسانيكه مي خواهند وارد اين وادي پربار بشوند، بگويم که در ابتداي راه  بايد متون مربتط با نهج البلاغه ازجمله آثار دكتر دلشاد تهراني (مجموعه مهر) و محمد دشتي (مجموعه با نهج البلاغه آشناشويم) و نيزكتاب شهيد مطهري(درسهايي از نهج البلاغه) و همچنين آثار(دکترمحمدمهدي جعفري)رامطالعه کنند. بعدازآن البته مراحل سنگين تري هست مثل مطالعه آثار(دکترسيدجوادمصطفوي)(دکترشهيدي) و(علامه جعفري). البته ناگفته نماندکه درجهت تحقيق در نهج البلاغه صرفا متن عميق اين کتاب راهگشا وکافي نيست بلکه بايد کتابها و مقالات مختلفي را براي ورود به هر خطبه و کلام آن مطالعه كرد و درکنار آن نبايد از كتابهاي ديگري كه حاوي سخنان حضرت علي است، مثل غررالحكم و... غافل شد.

 

به عنوان كسي كه سالها در زمينه نهج البلاغه تحقيق كرده‌ايد تعريف شما از نهج البلاغه چيست؟ آيا اين كتاب كتابي صرفا سياسي و اخلاقي است يا ابعاد ديگري هم دارد؟ اين كتاب وثيق چه جايگاهي در ميان مسلمانان دارد؟

 ببينيد در اين زمينه سخن بسيارگفته و نوشته شده شايد ديدگاه من به عنوان يك خوشه چين اقل آنها باشد. همين قدر بگويم که اين کتاب فوق كلام مخلوق و دون كلام خالق است. تالي قرآن است همانطوركه امامت تالي نبوت است.چشمه‌سار جوشان و خروشاني است كه تمامي ندارد. دريايي است كه عمقش دست نايافتني است. همان خطبه اول را كه مي خواني به ابعاد عميق معرفتي و بينش توحيدي حضرت پي مي بري. عهدنامه مالك اشتررا که مي خواني هرجمله‌اش در ادبيات شاهكار است، درعلوم قضائي، مديريتي، حاكميتي، سياسي، عاطفي و... غوغاست.همين نامه كافي است که مخاطب را به جامعيت علمي و وجودي حضرت برساند.خطبه‌هاي بي نقطه و بي الف را كه مي‌خواني به قدرت خارق العاده کلام حضرت پي ميبري .نه حالا حضرت خواسته باشد فقط خطبه اي بخواند كه بي نقطه باشد. اين كاررا بعضي از شاعران و سخندانها هم كردند البته در مفهوم بسيار پايين و سخيف بوده.شما بعضي شعرها حتي ترجمه‌هاي منظوم قرآن و نهج البلاغه و صحيفه سجاديه را كه پشتوانه علمي هم دارد مي بيني بوضوح احساس مي كني شاعر فقط مي‌خواسته قافيه را درست كند اول كلمه را استخدام كرده بعد مفهوم راکه دلالتش هم چندان محسوس نيست چه رسد به عمق. ولي اتفاقا از جمله زيباترين در عين حال پربارترين خطبه ها همين دو خطبه است که خواننده را به عمق اعجاز و تسلط مولا به علم و کلام توامان وامي‌دارد.خطبه اشباح را که مي‌خواني به اشراف علمي حضرت بر همه موجودات و اجرام سماوي علوم طبيعي ودست نايافتني دست مي‌يابي..همه خطبه ها ونامه‌هايش چنين اند.مخصوصا حكمتها جمله جمله‌اش بحر سخن است.بنابراين نهج البلاغه جامع علوم ارضي و سماوي است و به موضوع خاصي محدود نمي‌شود و دامنه علومش پايان ناپذير است.يك محقق هرچه از اين دريا مي‌نوشد تشنه تر مي‌شود و سيري نمي‌پذيرد.

 

شمادر صحبتهايتان گفتيد که نهج البلاغه مظلوم  واقع شده و جايگاه حقيقي خود را در جامعه اسلامي حتي شيعيان آنچنان که شايسته است نيافته است. چگونه مي‌توان اين مظلوميتها را کاهش داد؟چگونه مي‌توان آموزه‌هاي اين کتاب را به صورت کاربردي و ملموس به مردم در قالب پژوهشهاي ميداني ارائه کرد. چه خلاها و پيش نياز هايي را احساس مي‌کنيد و خواسته و توقعتان در اين زمينه از سازمان چيست؟

 صحبت در اين زمينه زياد است. به نظر من اولين راهکار آن نشر و توزيع ترجمه ها و شرح هاي ساده و روان و كاربردي نهج البلاغه در سطح گسترده در جامعه به تناسب محيط ها ومخاطبان مختلف است. دومين راهکار آموزش مفاهيم نهج البلاغه در سطوح عمومي وکلاسيک در مدارس ومساجد و ادارات و محافل علمي ديني ومذهبي است. سومين راهکار آن گسترش زمينه ها و بسترها و تسهيل و تيسير منابع مطالعاتي نهج البلاغه در سطوح مختلف بر اساس پيش نيازهاي محيطي و كاري و كاربردي و منابر توسط نهادهاي مرتبط است و بالاخره چهارمين و مهمترين راهکار همان پژوهش و تحقيق موضوعي وکاربردي درعلوم نهج البلاغه است. در اين زمينه البته بايد اهل فن و نهادها و موسسات مرتبط  ـ که البته خيلي کم هم هستند و بايد ايجاد و تقويت شوند ـ وارد عمل شوند که قبلا در اين خصوص مفصل سخن گفتيم.

 

بزرگترين درس و بيشترين نتيجه و بهره علمي و معنوي که از تحقيق درنهج البلاغه درکار، زندگي و انديشه تان گرفته ايد، چه بوده است؟

 نهج البلاغه همه اش درس است من هرچه دارم از قرآن و نهج البلاغه است.عنايت ملموس مولا علي(ع) در احضار حافظه و القاي مطلب درحين نوشتار و تدبر درنهج البلاغه خاطرات شيرين و درعين حال مسئوليت بار و روح بخش است كه بارها احساسش كردم.همين خودش درس است .يعني مولا (ع) به ضعفائي امثال ما توجه دارد و بر ما تكليف مي‌كند. ما نبايد غافل باشيم و از خودمان رفع تکليف کنيم و ثمره زحمات و خدمات علمي بزرگان و علماي دين و يا امكانات حاصل شده از خون شهدا چه درحوزه يا دانشگاه اسلامي را بر باد دهيم و صرفا با مطامع مادي دست از كار علمي و پژوهشي برداريم. اگرچه دراين زمينه مسئولان امر پژوهشي و نهادهاي مرتبط مسئوليت مضاعفي در فراهم سازي بسترها و جهت دهي و هدايت و تشويق و حمايت پژوهش وپژ وهشگران دارند.

 

سخن آخر؟

 فكر مي‌كنم خلاصه آنچه بايد دراين مجال بگويم گفتم انشاء الله زمينه‌اي باشد براي فرصتهاي بعدي. امثال ما پژوهشگران را فراموش نكنيد .ما را در ادامه مسير قوت و نشاط دهيد و ارشاد و دعايمان كنيد. به قول شاعر:

كي شعر تر انگيزد خاطر كه حزين باشد   يك نكته از اين معني گفتيم و همين باشد

 

 

 

سه‌شنبه 4 مهر 1391 - 11:12


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری