پنجشنبه 2 شهريور 1396 - 5:44
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

گفتگو

 

محمد عصاريان

 

افراد پشت جبهه در ادبيات جنگ فراموش شده اند

 

گفتگو با حميدرضا شاه آبادي

 ارزش يا لااقل تمام ارزش يک قطعه ادبي در موضوع آن خلاصه نمي­شود. گره خوردگي غيرقابل انکار قالب و محتوا در ادبيات ارزشگذاري آن را به دو دسته تبديل مي­کند. در عين حال بايد پذيرفت که نقد يکي از اين دو لزوماً به معناي انکار ديگري نيست اما آيا اين مسئله براي متوليان توليد و عرضه ادبيات دفاع مقدس روشن و جاافتاده است؟

برخي از مراکز و نهادها كه عهده دار سرپرستي آثار متعهد به انقلاب و دفاع مقدس هستند با ديد همه جانبه نگر هنرمند به تمامي سر سازگاري ندارند. از ديد اين مراکز موضوع و پيام ادبيات تماميت ادبيات را شکل مي­ دهد و شکل در درجه­ي دوم اهميت قرار مي­گيرد و از آنجا که ملاحظات غيرفرهنگي در تصميم گيري­هاي اين مراکز وجود دارد پس در غياب ديد هنرمندانه نقد ادبيات دفاع مقدس به معناي نقد موضوع آن گرفته مي­شود. البته طي چند سال اخير تغييرات مثبتي در نوع نگاه اين مراکز به هنر و آزادي هنرمند ايجاد شده است که قابل تقدير است اما تا رسيدن به نقطه مطلوب هنوز راه زيادي در پيش است.»

حميدرضا شاه آبادي نويسنده و منتقد ادبي در ادامه انتقاداتي هم به دولتي شدن فضاي ادبي دفاع مقدس دارد. انتقاداتي که هر چند تند و تيز است اما با نگاهي منطقي و شفاف بيان کننده خلأهاي مديريتي و نظارتي در اين حوزه­ي ادبي است.

- طي سالهائي که از جنگ و دوران دفاع مقدس گذشته شاهد اين اتفاق در عرصه ادبيات معاصر بوده­ايم که رويکرد قابل توجهي نسبت به طرح داستان­هاي جنگ و دفاع مقدس سال به سال رشد داشته است اما همچنان شاهد اين رويداد هستيم که نويسندگان سعي دارند تفکرات غيرخلاقانه و تکراري­شان را به صورت طرح­هاي کليشه­اي در قالب داستان به سمع و نظر مخاطب برسانند دليل اين اتفاق از نگاه شما چيست؟

به طور کلي اگر بخواهيم با نگاه زيربنائي به پديده خلق داستان بپردازيم بايد توجه داشته باشيم که اصلاً داستان چه زماني خلق و توليد مي­شود. تصور کنيد بنده هر روز از محل کار به منزل مراجعت مي­کنم آيا اين حرکت مي­تواند داستان خلاقانه­اي توليد کند و يا اگر در طول مسير اتفاق خاصي مانند يک صحنه تصادف اثرگذار يا سرقت اموال يا مواردي مشابه اتفاق بيافتد آنگاه مي­توان با استفاده از اين مايه­ها يک داستان خلاقانه توليد کرد؟ داستان زماني پديدار مي­شود که طي يک حرکت حادثه­اي رخ بدهد که عبارت (خب بعدش چي شد) را به همراه خودش بياورد. اين اتفاق سرچشمه­ي داستان مي­شود. معتقدم هيچ واقعه­اي به اندازه پديد آمدن جنگ نمي­تواند شرايط زندگي انسان­ها را بهم بريزد چرا که اين حادثه يک واقعه­ي غيرقابل پيش بيني است. وقتي از جنگ صحبت مي­کنيم از انبوهي از اتفاقات صحبت به ميان مي­آيد هرکدام پتانسيل خلق يک اثر بزرگ هنري ادبي را در خودش يدک مي­کشد و بايد بدون هيچ تعارفي عنوان کرد که جنگ دستمايه­هاي گران بهائي را براي داستان نويسان خلاق و فرصت طلب ادبي پديد آورده است که با اندکي فرصت طلبي مي­توانند خودشان و حقايق جنگ و لحظات دلهره آور جنگ را بيان و مطرح کنند مي­ توانند اثري بسيار اثرگذار و جذاب خلق کنند که امروز شاهد هستيم که ويترين­هاي کتاب فروشي­هايمان از وجود اين آثار دچار خلاءهاي جدي است بنابراين مي­توان در اين رابطه نوشت و اثرگذار هم بود اما سؤالي که مطرح است اين است که چرا ما نتوانستيم اين فرصت­ها را غنيمت بشماريم و به راحتي در حال از دست دادن اين فرصت­ها هستيم. ما به خوبي مي­توانيم به اين نکته معترف باشيم که هنوز نتوانسته­ايم فضاهاي موفق و مؤثر جنگ و لحظات ناب را شناسائي و کشف کنيم. به سازه­هاي ادبي اين واقعه هنوز توجهي نکرده­ايم هنوز نتوانسته­ايم به جنگ نگاه متفاوتي داشته باشيم و بسياري از موقعيت­ها را بشناسيم به نظرم اين اتفاق هم تنها يک مقصر اصلي دارد و تغيير اين اتفاق هم به گردن کساني است که هنوز هم سعي مي­کنند اين فضا را انحصاري و دولتي جلوه دهند. به نوعي ادبيات کشور سعي مي­کند اين قالب ادبي را رسمي جلوه دهد و البته اين رسمي بودن را همگان قبول دارند اما از آن بعد رسمي، که ادبيات جنگ را تنها متعلق به بخش دولتي قلمداد کند اين اتفاق باعث مي­شود عملاً سطح خلاقيت و کشف نقاط خاص هنري و ادبي در اين واقعه به پايين­ترين ميزان ممکن سقوط کند که اين اتفاق باعث هزينه دار شدن بستر نگارشي ادبيات جنگ و دفاع مقدس مي­شود اگر شرايط طبيعي باشد و همه­ي افراد بتوانند به اين حوزه وارد شوند مي­توان عظمت و بزرگي اين واقعه را بيش از مطالب موجود بيان کرد مي­توان از افراد مختلف دعوت کرد که خودشان بنابر ميل قلبي به سراغ پرداختن به اين شاخه­ي ادبي بروند و اين ادبيات را از قالب رسمي و کليشه­اي دولتي بودن خارج کنند و از نگاه و نظرات جديد براي شرح و بسط دادن به آن استفاده کنند عده­اي متأسفانه براي نفي و انحصاري کردن مطالب و مقولات جنگ برچسب دولتي بودن به آن داده­اند که اين برچسب بازي­ها فضاي زيبا و اثرگذار ادبيات پاک دفاع مقدس را با تهديد روبرو مي­کند چرا که اگر امروز کسي مي­خواهد در اين مسير خلق اثر کند بايد از فيلترهاي مختلف عبور کرده و در انتها نيز برچسب دولتي يا سفارشي نويسي دريافت خواهد کرد. به نظرم کساني که ادبيات را دولتي نگاه مي­ کنند و کساني که براي نفي ادبيات جنگ لقب دولتي بودن و برچسب به اين قالب ادبي مي­دهند هر دو به ادبيات خيانت مي­کنند.

- عده­اي از نويسندگان نوقلم که در عرصه ادبيات جنگ و دفاع مقدس مشغول به کار هستند دليل عدم نگارش ويژه و توجه به لايه ­هاي پنهان جنگ و خلا خلاقيت را نبود اسناد و مدارک کافي براي مطالعه در اين زمينه مي­دانند شما با اين نظر تا چه ميزان موافقيد؟

به نظرم اين نظرات بهانه­اي بيش نيست. امروز شاهد هستيم که ميزان توليد اسناد و مدارک از جمله خاطره نويسي­ها در اين عرصه بسيار گسترده است اين افراد با مطالعه آثار سياستمداران و همين طور بازماندگان و يادگاران جنگ مي­ توانند خودشان را در اين مسير قرار دهند هرچند که البته در اين زمينه آثار ماندگار و زيبائي نيز خلق شده است خاطرات اصل سند است. مي­توانند به گفتگو با ياران و بازماندگان جنگ بپردازند و با همذات پنداري با عناصر بازمانده از جنگ خالق بهترين­ها باشند.

- چرا اکثر داستان­هائي که در اين زمينه نوشته شده است در قالب خاطره نويسي قرار گرفته است؟

به هر حال خاطره نويسي يک قالب ادبي است و پرداختن به اين قالب را نمي­توان يک عيب يا نقص عنوان کرد اما اين دو قالب يعني داستان نويسي و خاطره نويسي را بايد از يکديگر متمايز دانست در عين اينکه اين دو قالب با يکديگر کارکردهاي متفاوتي دارند. ما داستان خاطره نداريم ما در قالب ادبيات داستاني جنگ و دفاع مقدس بسيار کمرنگ ظاهر شده­ايم و روي اين موضوع به حداقل­ها بسنده کرده­ايم و به نوعي به تاريخ ادبيات جنگ و دفاع مقدس بسيار کم بها داده­ايم چرا که اين تاريخ جنگ ما بوده است که سوژه­هاي بسيار ويژه­اي را براي نگارش داستان مي­تواند به جامعه­ي ادبي ما هديه کند اما متأسفانه اين عدم شناخت صحيح از سوژه­ها تک تک اين موارد را باطل مي­کند از طرفي معتقدم نوع حمايت­هائي هم که در اين زمينه صورت گرفته است بسيار سطحي و کم رنگ و شايد غلط بوده است چرا که تا به حال به اين جريان نگاه حمايتي سفارشي نويسي مي­شده است.

- منظورتان از حمايت­هاي غلط دقيقاً به چه معنا است؟

نهادهاي متولي اين نوع ادبيات متأسفانه ضمن حمايت­هاي حداکثري نتوانسته­اند اين تفکر را از ادبيات دفاع مقدس به عنوان يک قالب سفارشي نويسي بيرون بياورند در ادامه نيز شاهد اين مدعا هستيم که برخي اين نهادها را به خشکي و رسمي نويسي هم متهم مي­کنند که البته در اين باره بايد آمار گرفت. نوع حمايت­هائي که بايد از دايره ادبيات دفاع مقدس مي­شده است ابتر بوده است و باعث تضعيف اين فضا شده است که اين فضا به قوت خود همچنان باقي و پايدار است.

- ناشرين خصوصي هم به اين دليل به سمت حمايت از ادبيات دفاع مقدس نمي­آيند؟

وقتي موضوع از نگاه نهادهاي دولتي صرفاً حمايتي است و دولتي شناخته مي­شود باعث مي­شود که اين بازخورد در ميان اهالي نشر نيز بوجود بيايد.

- اما برخي بازدهي مالي و اين دست مقولات را مطرح مي­کنند.

نظرها متفاوت است اما بنده اين نکته را بيشتر دخيل مي­دانم.

- عده­اي معتقدند براي اينکه داستان­هاي جنگ خلاقانه­تر شود بايد يک دوره گذار طي شود آيا ما در حال طي اين دوران هستيم؟

در دوراني اين بحث بود که بايد يک دوره گذار طي شود و يک دوره­اي و نسلي از اين واقعه بگذرد تا بتوان بطور عيني­ تر درباره حوادث جنگ صحبت کرد گمان مي­کنم در دوره­اي گفتن اين حرف­ها درست بود. اما الان با وجود تبادل سريع اطلاعات و شناخت­ها و ايدئولوژي­هاي مختلف کمتر مي­توان به اين عبارات اعتماد کرد. امروز نسل جوان و مردم آگاه هستند و خوب و بد را مورد ارزيابي قرار مي­دهند. به نوعي اين مردم هستند انتخابگر شده­اند و آگاهي دارند. مي­ توان هنوز هم درباره جنگ و واقعيات و حقايق و دلهره و اثرات آن سخن گفت به شرطي که گرد و غباري که حول اين موضوع سالها است که به هوا برخاسته است فروکش کند و افراد بتوانند نظراتشان را بطور صحيح و مشخص مطرح کنند.

- به نظر مي­رسد اکثر کساني که در اين حوزه خاطره نويسي مي­کنند و موفق هم هستند زن هستند؟

حرفتان را قبول دارم البته عده­اي از زنان در اين عرصه پيشرو بودند که به حق هم آثاري بس شگرفت توليد کرده­اند اما اينکه تمامي افراد موفق در اين جريان زن باشند به نظرم سخن درستي نيست. شايد حضور زن­ها در جشنواره­هاي متعدد معيار شما است که البته اين معيار هم جاي صحبت دارد. به هر حال زنان در اين مسير موفق عمل کرده­اند اما اين موفقيت شامل همه­ي اين افراد نمي­شود.

- بخش بزرگي از پيروزي­هاي کشور ما در جنگ تحميلي به خاطر حمايت­هائي بوده است که زنان از پدران، برادران و فرزندان خود در ميهن کرده­اند از سوي ديگر در حوزه ادبيات دفاع مقدس کمتر پيش آمده است که داستاني بخوانيم که قهرمان آن زني باشد که در دفاع از ميهن اسلحه به دست گرفته است اگر در اين حوزه کاري انجام شده است بيشتر با موضوع ايستادگي و ايثار در حفظ کيان خانه و خانواده در مقابل مشکلات ناشي از جنگ بوده است. به نظر شما اين نوع مقاومت و ايستادگي زنان ما در ادبيات جنگ نمودي يافته است؟

سؤال تأسف برانگيزي است در واقع بايد گفت متأسفانه ما در باب جنگ آن گونه که بايد و شايد در هيچ بعدي نتوانسته­ايم کامل کار کنيم هر سال متوجه مي­شويم که نتوانسته­ايم مطالبات مقام معظم رهبري را پاسخ بدهيم همان طور که دفاع مقدس مظلوم بود. دايره المعارف جنگ هم مظلوم است در موضوع حضور زنان فعاليت­هاي مردم، سازمان­ها، نهادها اين مظلوميت را مي­بينيم عرض کردم تا اسم جنگ مي­آيد همه تصويري از رزمنده­اي دارند که اسلحه به دست دارد و از کشورش دفاع مي­کند اما مسئله به همين سادگي نيست خيلي حاشيه­هاي ديگري هم دارد چيزي حدود بيست نفر بايد فعاليت کنند تا يکنفر رزمنده بشود بتواند بجنگد آن نوزده نفر ديگر هم فراموش شدند تا ما يک نفر رزمنده را به تصوير بکشيم در حاليکه اين کار را هم به خوبي نمي­توانيم انجام بدهيم البته کارهائي شده است اما نواقصي هم دارد هرچقدر ما کار کنيم که بتوانيم پازلي از جنگ طراحي کنيم باز دچار خلل مي­شويم به قول مقام معظم رهبري اگر موضوعات را فهرست کنيم و بخش­هائي را که در آنها کار کرده­ايم مشخص کنيم متوجه مي­شويم هزار هزار حادثه وجود دارد که ما هنوز به آنها وارد نشده­ايم. از جمله کمبودها در خصوص حضور بانوان در جبهه­هاي جنگ است. نکته­اي که مي­توان در اين باره ذکر کرد اين است که معمولاً پژوهشگران خانمي که خود مستقلاً کاري را آغاز مي­کنند و خودشان هم آن را تمام مي­کنند کم است با اينکه تعداد نويسندگان و محققان در اين زمينه کم نيست باز مي­بينيم که آقايان بايد کمک کنند آنجا اين فقر مشخص مي­شود. متأسفانه هميشه آقايان بايد بيايند و کار را به اتمام برسانند البته اين موضوع جهات مختلفي دارد ما نمي­خواهيم خداي ناکرده يک طرفه به قاضي برويم به هر حال بسياري از خانم­ها مسئوليت­هاي زيادي در خانه و خانواده دارند و مسلماً با کمبود وقت مواجه هستند به همين دليل اين امکان وجود نداشت که در جمع­هاي پژوهشي و کميته­هاي علمي از جمع­هاي مثلاً ده نفر دو نفر مرد باشند و بقيه زن.

- معمولاً وقتي زنان دست به قلم شده­اند موفق عمل کرده­اند آيا زنان مي­توانند از موضوع جنگ که از يك ديدگاه پديده اي زمخت و خشن است اثري زيبا و خواندني بيافرينند يا نه؟

تفاوت روحيه خانم­ها با آقايان در همين است لطافت روحيه آنان، قوه تخيلشان، نگرش­هاي دروني احساس علاقه و . . . باعث جذابيت نوشته­هاي آنان مي­شود و به همين دليل بيشتر نويسندگان زن موفق هستند.

- مي­دانيد که در حوزه­ي ادبيات دفاع مقدس حوزه هنري گوي سبقت را از ديگر نهادهاي همسو ربوده است دليل آنرا چه مي­دانيد؟  

به هر حال حوزه هنري داراي شرايط و منابع مالي و معنوي خاصي است حوزه هنري جائي است که کساني که به آن وارد شده­اند انگيزه­ي بيشتري داشته­اند جنبه­ي اداري آن کمتر است و بيشتر هنرمندان در آن با عشق کار مي­کنند.

- به نظر شما چقدر توانسته­ايم سهم و تأثير زنان در حوزه دفاع مقدس را در قالب­هاي ادبي و هنري بيان کنيم.   

خيلي کم. همان طور که در حوزه­هاي گوناگون کم کار کرده­ايم فرصت نکرده­ايم يا همت نکرده­ايم تا واقعيت­ها را بيان کنيم من سالها است که در زمينه­هاي مختلف ادبي کار کرده­ام و هرجا را که نگاه مي­کنم کوهي از کار است که انجام نشده است.        

 

دوشنبه 3 مهر 1391 - 12:18


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری