سه‌شنبه 2 آبان 1396 - 2:10
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

مقاله

 

داود خسروي

 

شاعري آزاده و بسيجي

 

نگاهي به زندگي و آثار  محمدرضا آقاسي

محمدرضا آقاسي، 24 فروردين ماه سال 1338 در تهران در خانواده‌اي مذهبي و شاعر متولد شد. وقتي از مذهبي بودنش مي‌پرسيدند، مي‌گفت: « اوّل از همه به پندارم محيط مساعد خانوادگي منشاء اثر بوده. مرحوم پدرم، با آنکه سوادي به آن صورت نداشت، امّا قاري قرآن بود و از مريدان مرحوم آيت الله«حاج سيد احمد طالقاني آل احمد» که روحاني سرشناس محل ما بود و پدر جوانمرد فاضل؛ زنده ياد«جلال آل احمد». تا آنجا که به خاطر دارم، از همان اوان کودکي، هر صبح بعد از نماز، صداي تلاوت قرآنِ بابا، توي خانه ميپيچيد. از طرفي، مادرم حدود چهل سال افتخار مدّاحي حضرت قمر بني هاشم (عليه السلام) را دارد.»

آقاسي به علت اختلاف نظر با مسئولين هنرستان تجسمي ادامه تحصيل نداد و به مدرك سيكل اكتفا كرد. اما شاعري در وجود او شعله مي‌کشد. به خصوص اينکه دو برادر بزرگترش هم دستي در شعر داشته‌اند. خودش مي‌گويد: «از زمان بچگي کلمات را به هم مي بافتم. مشخصاً از سنين سيزده چهارده سالگي. بعد، به مرور زمان، تا سال ۵۵ به رغم اين که هفده هجده ساله بودم، به بعضي از انجمن هاي ادبي فعّال آن دوران پايتخت سرک مي کشيدم.» با اين وجود، آنچه را که در اين سالها مي‌سرايد، به عنوان شعر قبول ندارد و فعلاً دارد خودش را محک مي‌زند.

اما دور و برش دارد اتفاقاتي مي‌افتد که او نمي‌تواند نسبت به آن بي‌تفاوت بماند. شهر و کشور بوي انقلاب، بوي خون مردم بي‌گناه و بيش از هر چيز بوي خميني گرفته است. محمدرضاي انقلابي حالا شعر را فراموش کرده و تمام فکر و ذکرش شده انقلاب اسلامي. خودش مي‌گويد: «از همان شب اول پيروزي انقلاب در بيست و دو بهمن ۵۷، در کميته‌ انقلاب؛ مستقر در مسجد امامزاده سيّد نصرالدين- محلّه‌ي ما در خيابان خيّام- تفنگ به دوش کشيدم و شدم يکي از صدها هزار جوان پاسدار انقلاب.»

او يک سالي در کميته‌ي انقلاب مشغول مبارزه با منافقين و ديگر گروهک‌ها مي‌شود. اما اين تازه آغاز انقلابي‌گري اوست. محمدرضا عزم آزادي فلسطين در سر دارد و بر مبناي همين باور، دوره هاي مقدّماتي جنگ چريکي را در تهران آموزش مي‌بيند. در آذرماه 58، به جمهوري عربي سوريه مي‌رود. آنجا در يکي از پادگان‌هاي متعلّق به جناح نظامي «سازمان آزادي بخش فلسطين»- معروف به قواي العاصفه- مستقر مي‌شود و مربيان زبده‌ فلسطيني، يک دوره تخصصي از رزم پارتيزاني را به او آموزش مي‌دهند. با پايان دوره‌ي آموزشي، در حالي که همه چيز آماده است براي جهاد، نيروهاي مسيحي لبناني طرفدار ارتش اسرائيل – معروف به فالانژها راه ورود آنها به لبنان را به روي او و همراهانش مي‌بندند.

اما محمدرضا انقلابي‌تر و آرماني‌تر از اين است که نااميد شود. او به اتفّاق تعدادي از دوستانش به تهران برمي‌گردد تا خود را به جبهه‌هاي نبرد افغانستان عليه شوروي برساند، اما باز هم سنگي جلوي پاي او ودوستانش قرار مي‌گيرد…

در اين سال‌ها، هنوز شعر براي چريک جوان ما خيلي جدي نشده و در عوض تا دلتان بخواهد آرمان‌‌‌‌هايش براي او جدي است. به خصوص اينکه در اين ميان رژيم بعثي عراق هم به ايران حمله مي‌کند. او بعد از فراغت از حضور در کميته‌ي انقلاب و ماجراي منافقان، به جبهه‌ جنوب اعزام مي‌شود. مقصد اين بار کربلاي جبهه‌هاست؛ جزاير مجنون و دشت شلمچه.

جنگ که تمام مي‌شود، آقاسي جوان تازه ياد شعر مي‌افتد. به خصوص اينکه سرو کله‌ «يوسف‌علي ميرشکاک» و به تبع آن حوزه‌ هنري هم در اين سالها در زندگي او پيدا مي‌شود. همين آشنايي با ميرشکاک تأثير عجيبي بر او مي‌گذارد؛ به حدي که تا پايان عمر هيچ‌گاه بدون لفظ استاد اورا خطاب نکرد.

در همين دوران از کلاس درس مهرداد اوستا نيز بهره‌مند مي‌شود و کم کم با آغاز سال 68، به صورت جدي شعر را دنبال مي‌کند. بيش از هر چيزي به اين مقيد است که در شعرش از ائمه و مرام شيعه بگويد. از همين رو، مثنوي «شيعه ‌نامه» در عمق وجودش مي‌جوشد و معروف‌ترين اثرش را خلق مي‌کند.

«شيعه نامه» به شدت در ميان مردم جا باز مي‌کند و نام آقاسي مطرح مي‌شود. اما او در مورد موفقيت اين مجموعه معتقد است: «در رابطه با معروف‌ترين شعري که خلايق در اين ملک مرا به آن مي‌شناسند؛ يعني شيعه‌نامه، فقط مي‌توانم بگويم که من شيعه‌نامه را از کرم اهل بيت (عليهم السلام) دارم، نه از خودم؛ که هيچ‌ام و هيچ.»

البته آقاسي قبل از انقلاب هم، در سالهاي 55 و 56 به عضويت انجمنهاي ادبي آن زمان درآمده بود؛ و از سال 51 شروع به سرودن شعر نمود اما عمده اشعار وي متعلق به سالهاي 68 به بعد است.

از آقاسي كه با مثنوي بلند شيعه در جامعه شناخته شد، اشعار زيادي در خصوص جبهه و اهل بيت بر جاي مانده است.

سرانجام محمد‌رضا ‌آقاسي‌، شاعر و مثنوي‌سراي اهل بيت عصمت ‌و ‌طهارت‌، در سن‌‌46 ‌سالگي‌، بامداد سه شنبه سوم خرداد ماه 84 به علت عارضه قلبي در مركز تخصصي قلب تهران دار فاني را وداع گفت.‌ پيكر وي 5 خردادماه از مقابل معراج الشهداي تهران تشييع و در قطعه 44 شهيدان بهشت زهرا به خاك سپرده شد.

پس از درگذشت محمدرضا آقاسي رهبر معظم انقلاب اسلامي پيامي به اين متن انتشار دادند:

با تأسف و تأثر خبر در گذشت شاعر آزاده و بسيجي مرحوم محمد رضا آقاسي را دريافت کردم. اين حادثه‌ غم انگيز ضايعه‌اي براي هنر و ادبيات متعهد کشور و بويژه شعر مذهبي و انقلاب به شمار مي‌رود.

شعر روان و با مضمون و خوش ساخت آقاسي که نمايشگر دل پاک و احساسات صادق و هنر خودش او بود، بي شک داراي جايگاه ويژه‌اي در ادبيات معاصر است. درگذشت اين شاعر عزيز را به جامعه‌ي ادبي و شعراي کشور و به علاقمندان آثار او و بطور خاص به خانواده‌ي گرامي و دوستان و ياران اين بسيجي دلباخته تسليت عرض مي‌کنم و شادي روح و علو درجات او را از خداوند متعال مسألت مي‌نمايم.

منابع:

1-رجانيوز

2-سايت سوره مهر

 

دوشنبه 3 مهر 1391 - 12:10


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری