پنجشنبه 26 مرداد 1396 - 22:9
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

كتاب

 

علي الله سليمي

 

يادگارهاي يک نويسنده شهيد

 

نگاهي به مجموعه داستان«گل خاکي» نوشته شهيد حبيب غني پور

 

مجموعه داستان«گل خاکي» شامل هشت داستان کوتاه به قلم نويسنده شهيد، حبيب غني پور با عناوين کانال، گل خاکي، کاکا صالح، شکار در آسمان روشن، کبوترها مي گريند، مولود شب قدر، شفق و يک آشيانه و دو پرستو است که توسط انتشارات سوره مهر در تهران چاپ و منتشر شده است. قبل از پرداختن به تک تک داستان هاي اين مجموعه، يادآوري اين نکته خالي از لطف نيست که بسياري از خوانندگان داستان در ايران، حبيب غني پور را اغلب به خاطر جايزه انتخاب کتاب سالي که به اسم اين شهيد و از طرف دوستان نويسنده او در مسجد جواد الائمه(ع) نامگذاري شده است مي شناسند، در حالي که از منظر آن گروه از نويسندگاني که در دهه شصت فعاليت داستان نويسي خود را شروع کرده اند، شهيد حبيب غني پور يکي از نويسندگان صاحب سبک در آن دوران بوده و اگر نبود هجوم وحشيانه دشمن به آب و خاک اين سرزمين در آن زمان، حبيب حالا به يکي از داستان نويسان مطرح و با آثار متعدد تبديل مي شد. هر چند او اکنون هم در کنار آثار داستاني معدودي که از خود به يادگار گذاشته است، به دليل موقعيت شناسي، رشادت و از جان گذشتگي اش در يکي از حساس ترين مقاطع تاريخي کشورمان (دوران هشت ساله دفاع مقدس) نام ماندگاري در تاريخ دفاع مقدس و ادبيات داستاني معاصر کشورمان محسوب مي شود.

بخشي از آثار داستاني به يادگار مانده از شهيد حبيب غني پور، داستان هاي کوتاه او است که در مجموعه داستان«گل خاکي» چاپ و منتشر شده است.

در بخش مقدمه اين کتاب براي آشنايي نسل جديدي از خوانندگان داستان با نويسنده شهيد کتاب گل خاکي امده است: حبيب غني پور در سال 1343 هجري شمسي در محله جي واقع در جنوب غربي تهران، چشم به جهان گشود و در همان محله بزرگ شد. زندگي ، پس از انقلاب، هشت سال به طول انجاميد؛ هشت سال تلاش همه جانبه و کوششي پيگير در زمينه هاي ادبي، هنري و تربيتي.

اولين و عمده ترين فعاليت ادبي شهيد حبيب غني پور در سال 1359هجري شمسي به بار نشست. حبيب همراه جمعي ديگر از دوستانش، دست به انتشار اولين کتاب سوره، بچه هاي مسجد زد که در سراسر ايران به نام انتشارات مسجد جوادالائمه(ع) منتشر شد.

غني پور در سنين نوجوانيف مديريت کتابخانه مسجد جوادالائمه(ع) را، با هفت هزار عضو، به عهده داشت. نقطه عطف ديگر زندگي حبيب، شرکت در چند عمليات نظامي مهم در جبهه هاي جنگ تحميلي بود. او در عمليات مسلم ابن عقيل شرکت کرد و در اين عمليات از ناحيه دو پا مجروح شد. غني پور با پاهاي مجروح هم در فعاليت هاي کتابخانه شرکت مي کرد. او به منظور کمک به مردم محروم سرزمينمان يکي دو سال، تعطيلات نوروز را در يکي از مناطق محروم کشور، در روستاهاي دور افتاده کهنوج گذراند.

حبيب غني پور در سال 1362 پس از پايان دوره دبيرستان به عنوان معلم در مدرسه راهنمايي شهيد چمران- در ميدان راه آهن تهران- مشغول تدريس دورس ديني، انشا و ادبيات شد. شهيد غني پور در کنار کارهاي تربيتي و آموزشي، فعاليت ادبي خود را با کار در دو مجله معتبر کشور، يعني کيهان بچه ها و رشد جوان ادامه داد. در سال 1364 وارد دانشگاه شد و در رشته ادبيات دانشگاه شهيد بهشتي، به تحصيل خود ادامه داد. در دوران دانشجويي، چند بار به جبهه رفت و در چند عمليات از جمله: والفجر8 (فتح فاو)، کربلاي يک و کربلاي پنج شرکت کرد. و سر انجام در طي عمليات کربلاي پنج در شب دهم اسفند 1365 در مراحل نهايي عمليات، شهيد شد.

در حوزه داستان نويسي، با نگاهي کوتاه به مجموعه آثاري که از شهيد غني پور به يادگار مانده است، به خوبي مي توان روحيات حاکم بر قشرهاي مختلف اجتماعي در دهه شصت را مشاهده کرد. در آثار او اغلب شخصيت هاي داستاني سايه جنگ را بر سر خود حس مي کنند، برخي از آنها به طور مستيقم با موضوع جنگ در ارتباط هستند. مانند شخصيت سعيد در داستان«کانال» که وقايع آن در خط مقدم جبهه هاي جنگ به وقوع مي پيوندد.

تعدادي از داستان ها هم مربوط به افراد غير نظامي جامعه در زمان وقوع جنگ هشت ساله است که ارتباط مستقيمي با صحنه هاي جنگ ندارند، اما تبعات جنگ بر زندگي آنها هم سايه انداخته است. مانند شخصيت ننه کلثوم در داستان گل خاکي که پيرزن  تنهايي است که در روستايي دور از صحنه هاي جنگ زندگي مي کند، اما دغدغه جنگ او را هم رها نکرده و پيرزن سعي مي کند به اندازه توان خود در دفاع از سرزمين خود سهيم باشد. «ننه کلثوم، به طرف اتاق رفت. جواني آنجا نشسته بود. ننه کلثوم گفت:« من براي جبهه، چيز کوچکي آورده ام، مي خواهم آن ها را بدهيد به سربازها.» بعد گوشه چادرش را کنار زد و بقچه اش را بيرون آورد. از توي ان، کلاه و شال گردني را که ديشب بافته بود، در آورد و به ان جوان داد...»  ( ص 30 و31)

موضوع وقايع تلخ درگيري هاي مسلحانه کردستان در دهه شصت هم از نگاه تيزبين شهيد غني پور دور نمانده است. داستان کوتاه کاکا صالح به اين مسئله مي پردازد و در آن، خيانت بعضي از افراد فريب خورده نشان داده مي شود.

انتقاد هاي اجتماعي به برخي از بي عدالتي ها در جامعه آن روز هم در برخي از آثار نويسنده ديده مي شود. داستان کوتاه «شکار در آسمان روشن» نمونه اي از اين آثار محسوب مي شود. شخصت علي در اين داستان به شرايط حاکم بر بيمارستان هاي خصوصي معترض است و نويسنده به اين وسيله يکي از موارد مطرح در امور سلامتي جامعه را به چالش مي کشد. داستان هاي ديگر کتاب گل خاکي هم هر يک به نوبه خود به يکي از مسايل مطرح در دهه شصت در جامعه ايران مي پردازند. نويسنده به اغلب وقايع جامعه ايران در دهه شصت با نگاه دلسوزانه اي نگريسته است و اين مسئله، تعهد شهيد غني پور در مقابل آرمان هاي انقلاب اسلامي را به وضوح نشان مي دهد.

 

 

دوشنبه 3 مهر 1391 - 12:9


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری