دوشنبه 5 تير 1396 - 9:57
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

گزارش

 

محمدرضا صادقي

 

استفاده خوب از نماد‌ها در شخصيت‌پردازي

 

گزارش جلسه نقد رمان «ميوه‌هاي رسيده» در حوزه هنري

 

در پنجمين نشست از سلسله جلسات نقد و بررسي رمان هاي مرکز آفرينش‌هاي ادبي حوزه هنري، رمان «ميوه‌هاي رسيده» اثر سيد مهرداد موسويان با حضور نويسنده و کارشناسان؛ فيروز زنوزي جلالي، راضيه تجار، جواد افهمي برگزار شد. در اين نشست، راضيه تجار درباره زواياي فني رمان ميوه هاي رسيده گفت:«در اين اثر زاويه ديد نويسنده مشکلي ندارد و شخصيت پردازي‌ها در اين رمان به خوبي انجام شده است و به نظر من شخصيت‌هاي رمان به خوبي پرداخت شده‌اند و به خوبي مرام اين افراد ترسم شده است.» وي در مورد نقاط ضعف رمان «ميوه‌هاي رسيده» هم گفت:«اين اثر ايراداتي نيز دارد اما بايد توجه داشته باشيم که نويسنده در اول راه نويسندگي است و اين اولين اثر چاپ شده وي است. هر چند اين نويسنده پر کار است و در حال حاضر دو رمان ديگر براي انتشار نوشته است.»

راضيه تجار درباره اشکالات پيرنگ داستان عنوان کرد:« طرح داستان مشکلاتي دارد و از لحاظ علي و معلولي اتفاقات با يکديگر چفت و بست نمي‌شوند. مشخص است که نويسنده خودش طرح داستان را جلو مي‌برد و به روابط علي و معلولي توجهي نمي‌کند. شتابزدگي در اين اثر بسيار ديده مي‌شود. نمونه‌هاي بسياري از اين اشتباهات املايي و قواعد نگارشي در رمان وجود دارد.»

وي در مورد اين شتابزدگي در ميان نويسندگان جوان گفت:«متاسفانه نويسندگان تازه کار ما در ابتدا بسيار خوب مي‌نويسند اما در اواخر داستان تهي مي‌شوند و با شتابزدگي آن را تمام مي‌کنند. در اين شتابزدگي که آقاي موسويان داشته برخي از شخصيت‌هاي داستان حذف شده‌اند.»

در ادامه نشست، جواد افهمي نويسنده کتاب«سوران سرد» درباره ويژگي‌هاي فني رمان ميوه هاي رسيده گفت:«در چهار خط اول اين رمان از 15 نوع فعل استفاده شده است. به نظر من اگر قرار است نثر نويسنده‌اي جذاب باشد نويسنده نبايد از هر نوع زماني در اثر خود استفاده کند. اين غلط‌ها در اکثر رمان‌ها ديده مي‌شوند. ما معمولا هر ساختار زماني را وارد رمان خود مي‌کنيم. براي استفاده از زمان افعال بايد قاعده‌مند عمل کنيم. در رمان‌هاي ما استفاده‌هاي بي‌قاعده‌اي از زمان مي‌شود. ما بايد يک مقدار در نوشتن و کاربرد افعال خود را محدود کنيم و زماني را استفاده کنيم که به روايت رمان ضربه نزند.

 

وي در ادامه افزود: اين محدوديت‌ها به اين معنا نيست که حرف‌هاي خود را نزنيم بلکه در کاربرد افعال حساب شده‌تر عمل کنيم. اين روند در آينده به زبان فارسي نيز کمک خواهد کرد. ما نبايد کاري کنيم که به قاعده‌مندي زبان فارسي لطمه وارد شود.»

نويسنده کتاب «تاکسي سمند» در مورد فضاي رمان گفت:«اين رمان 239 صفحه است که 227 صفحه آن به روايت ماجرا اختصاص دارد و اين روايت به دو طيف مبارزان چپ و راست در جريان انقلاب پرداخته است. در طول اين رمان دو طيف چپ و راست بررسي مي‌شوند. طيف چپ با شيشه‌هاي نوشيدني‌هاي الکلي، کتاب‌هاي مارکسيستي و.... روايت مي‌شوند. اين امر موجب شده تا به تمام زوايا و ابعاد طيف چپ پرداخته نشود. از سوي ديگر افراد طيف راست خيلي خوب و افراد خير ترسيم شوند.»

وي در ادامه افزود:«در 4 صفحه آخر اين رمان هم آقاي موسويان که راوي داستان است بيانيه سياسي صادر کرده و اين بخش از رمان بسيار ظاهري بوده است. به نظر من اين گونه بيانيه صادر کردن در صفحات آخر داستان چندان جالب نيست و نشان مي‌دهد که نويسنده يک سري مسائل را ماست‌مالي کرده است. يکي از ايرادات آقاي موسويان که دوستان آن‌ها بر روي آن صحه مي‌گذراند، شتابزدگي است که اين امر موجب شده تا وي بسياري از آثاري را که مي‌نويسد بازنويسي نکند.»

افهمي در مورد اهميت مفهوم زمان در روايت گفت:«هنگامي که زمان به يکي از عناصر داستاني فرو کاسته مي‌شود، چنين ايراداتي در رمان بروز پيدا مي‌کند. زمان و روايت يک بده بستان هستند و ما نمي‌توانيم به راحتي از کنار آن‌ها بگذريم.»

اين نويسنده و منتقد ادبي در مورد فضاي داستان عنوان کرد:«داستان اصرار فراواني دارد که انقلاب مردم همدان را بنويسد ولي اين امر به رمان لطمه زده است. ‌اي کاش خسرو از ابتدا تا انتها رکن اساسي داستان مي‌شد و اتفاقات حول وي رخ مي‌دادند.»

افهمي در مورد شخصيت‌پردازي داستان گفت:«در اين رمان استفاده خوبي از نماد‌ها شده است و اين کمک فراواني به شخصيت‌پردازي کرده است. اين رمان به چيزهايي رجوع کرده که تا به حال کمتر به آن‌ها پرداخته مي‌شده است. هر رماني در هر ژانري که نوشته مي‌شود بايد مقداري راز آلودگي داشته باشد و اين به هيچ نوع خاصي از رمان محدود نمي‌شود. در اين رمان حکم همه چيز از پيش تعيين شده است و فضايي براي تفکر خواننده باقي نمي‌ماند.»

همچنين فيروز  جلالي زنوزي در ادامه نشست گفت:«متاسفانه دوستاني که تازه قلم بدست مي‌گيرند، تلاش مي‌کنند در رمان اول خود تمام حرف‌هاي خود را بزنند. از آنجا که ما آدم‌هاي شرقي هستيم و خيلي زود در مورد مسائل به تصميم گيري مي‌پردازيم، اين عادت در نوشته‌هاي ما نيز منعکس شده است. از سوي ديگر در آثارمان يا دوست داريم يا دشمن.»

وي افزود:«نويسنده در اين اثر به عنوان راوي صحبت‌هايي مي‌کند که خطاب به مخاطب است و از زبان شخصيت بيان نمي‌شود اين زاويه ديد به اثر لطمه زده است. به نظر من قسمت پاياني اين اثر القا کننده است و به خواننده تحميل شده است.»

زنوزي گفت:«در بخش‌هايي از رمان تصويرپردازيي‌هاي بسيار خوبي صورت گرفته است و دغدغه‌هايي که در خسرو به عنوان يکي از شخصيت‌هاي داستان وجود دارند، در رمان خوش نشسته‌اند. واقعا کمال بي‌انصافي است که به اين موارد اشاره نکنيم.»

وي ادامه داد:«به نظر من نويسنده از فصل 26 به بعد رمان از دستش خارج شده است. آقاي موسويان از اين فصل به بعد راوي انقلاب مردم در همدان مي‌شود اين امر موجب شده تا اثر دو دست شود. به نظر مي‌رسد که از اين فصل به بعد آقاي موسويان ناگهان به اين فکر مي‌افتد که من قرار است رمان انقلاب را بنويسم و اين چرخش 180 درجه‌اي در داستان رخ مي‌دهد و شخصيت‌هاي داستان را به زير سايه مي‌برد.»

زنوزي گفت:«از سوي ديگر نويسنده چندان در زمينه‌چيني براي بروز اتفاقات به خوبي عمل نکرده است. در جهان رمان امر غير واقعي وجود ندارد و نويسنده از آنجايي که يک دروغگوي بزرگ است بايد براي شخصيت‌هاي داستان خود انگيزه ايجاد کند. نويسنده بايد بتواند زير ساخت‌هاي رمان خود را به خوبي در داستان لحاظ کند. اسم اين اثر نيز چندان جالب نيست و از آنجا که نويسنده مي‌خواسته نام اثر در داستان وجود داشته باشد آن را از زبان يکي از شخصيت‌هاي داستان بازگو مي‌کند.»

در پايان اين نشست، سيد مهرداد موسويان، نويسنده کتاب در سخنان کوتاهي درباره کتاب خود گفت:« متاسفانه من آدم دقيقي نيستم اما در روايت داستان خود تلاش کردم تا به حوادث تاريخي وفادار باشم. متاسفانه اين اثر بعد از نگارش از سوي استادان فن مورد مطالعه قرار نگرفت تا از راهنمايي‌هاي آن‌ها استفاده کنم.»

 

يكشنبه 2 مهر 1391 - 11:46


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری