پنجشنبه 26 مرداد 1396 - 10:25
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

كتاب

 

محمدرضا صادقي

 

خاطرات رزمنده اي از اقليت هاي ديني

 

نگاهي به کتاب«چه کسي قشقره‌ها را مي‌کشد؟»؛ خاطرات آزاده جانباز سورن هاکوپيان

 

کتاب«چه کسي قشقره‌ها را مي‌کشد؟»؛ خاطرات آزاده جانباز سورن هاکوپيان، رزمنده اي از اقليت هاي ديني کشورمان (ارامنه) است که با گردآوري و تدوين حجت شاه محمدي چاپ و منتشر شده است.

در اين کتاب خاطرات کسي به تصوير کشيده شده که به عنوان عضوي از جامعه اقليت هاي ديني (ارامنه)، در لحظه هاي حساس و سرنوشت ساز کشورمان که درگير جنگ ناخواسته اي از سوي دشمنان انقلاب اسلامي شده بود عازم مناطق جنگي شده، مدت ها با دشمنان اين آب و خاک جنگيده و درست در زماني که آتش اين جنگ ناخواسته در حال فروکش کردن بوده، مجروح و به اسارت دشمن بعثي در مي آيد. او سال در ارودگاه بعقوبه با سخت ترين شکنجه ها مبارزه مي کند و سرانجام همراه بقيه رزمندگان به آغوش ميهن باز مي گردد.

در ابتداي کتاب به اين نکته تاکيد شده است که با شروع جنگ تحميلي توسط رژيم بعثي عراق، همه اقشار و اقوام ايراني احساس کردند که تماميت ارضي کشور و انقلاب اسلامي در معرض تهديد جدي قرار گرفته است و اين خود شروع فصل جديدي از حماسه آفريني ايرانيان غيور بود.

راوي کتاب چه کسي قشقره‌ها را مي‌کشد، سورن هاکوپيان متولد ششم مهر ماه 1344 در فريدونشهر اصفهان است که بخشي از دوران کودکي خود را در خرمشهر طي کرده و قبل از شروع جنگ تحميلي، نظاره گر ددمنشي  بعثيون بوده است. سورن اوايل سال 67 به اسارت نيروهاي عراقي در آمده و در تاريخ 22 شهريور 1369 به ميهن باز گشته است.

او در مقدمه خاطرات خود مي گويد:«در طي 26 ماهي که مفقودالاثر بودم، در سوله اي تنگ و تاريک و دلگير، جايي که نه خبر از کسي داشتم و نه کسي اطلاع از من داشت، در روزهاي سخت و جان فرسايي که نور خورشيد و هوا و غذا، آب و دارو، دستشويي و خلاصه همه چيزهاي لازم براي بقا، از ما دريغ شده بود و 1700 نفر درون يک سوله چپانده بوديم، در جايي که براي نشستن مان هم جا نبود و خواسته و ناخواسته، بايد چسبيده به هم مي نشستيم و به هم تکيه مي داديم، اولين درس مهم اسارت، بدون هيچ استادي، خيلي واضح و روشن، به همگي مان تفهيم شد؛ ما براي بودن و ماندن، بايد کنار هم و دوش به دوش هم، آن روزهاي سخت را مي گذرانديم، که گذرانديم.» (ص 19)

کتاب حاضر خاطرات يک سرباز مسيحي ارمني را از روز‌هاي آخر جنگ که به اسارت رژيم بعثي عراق درآمده، روايت مي‌کند. سورن و خانواده اش ساکن خرمشهر هستند، چند ماه قبل از آغاز جنگ تحميلي شاهد ترورها و بمباران عراق در خرمشهر و حوالي آن هستند. سورن به خاطر سن و سال کمي که دارد نمي‌تواند به جبهه برود، با وخيم شدن اوضاع خرمشهر او و خانواده اش از خرمشهر به اصفهان مهاجرت مي کنند. دريافت کارت پايان خدمت سربازي سورن مقارن شده است با روز‌هاي پاياني جنگ، او در آخرين عملياتي که از سوي منافقين و رژيم بعثي عراق به نام مرصاد شروع شده به اسارت دشمن در مي آيد. بعد از اسارت در يکي از اردوگاه‌هاي نامعلوم که اسراي ايراني به طور فضاحت باري نگهداري مي‌شوند، برده مي شود.

اين کتاب در راستاي معرفي رشادت‌ها و دلاوري‌هاي آزادگان و شهداي اقليت‌هاي ديني و به خصوص ارامنة کشور، که نقشي اساسي و انکار‌ناپذير در دوران هشت سال دفاع مقدس داشتند، به رشتة تحرير درآمده و خاطرات حضور و همچنين چهار سال اسارت سورِن هاكوپيان، در اردوگاه‌هاي عراق در دوران دفاع مقدس است، که مطالب آن با استفاده از اسناد و مدارک آرشيوي و مصاحبه با اين آزاده و همسرش گردآوري و تدوين شده است.

حضور سورن هاکوپيان، اين رزمنده ارمني در دوران دفاع و مقدس، اسارت‌ و تحمل سال‌ها شکنجة متجاوزان عراقي اثبات‌کنندة شخصيت محکم و استوار او است که نشان مي دهد دفاع از ميهن رنگ، نژاد و مذهب نمي‌شناسد.

مخاطب در لابه لاي خاطرات اين آزاده ارمني به روشني در مي يابد که او علاقه و ارادت فراواني به حضرت امام خميني(ره) داشته و حتي در زير شکنجه‌هاي طاقت‌فرسا هم از گفتن اين موضوع دريغ نکرده است. روايت اين اثر خاطره داستاني است. شاه محمدي قصد خواسته است تا با انتخاب اين شيوة روايت و با ايجاد فضاسازي‌هاي داستاني بر جذابيت اثر افزوده، خواننده را بدون واسطه و به صورت کامل با اين شخصيت آشنا کند. راوي در بخشي از خاطرات خود مي گويد:«يكي از شب‌هاي عمليات، همه رزمندگان دعاي كميل مي‌خواندند. تنها بودم و نمي‌دانستم چه بايد بكنم. داخل سوله رفتم، كتابي دست گرفتم و پشت سر بچه‌ها نشستم. نمي‌دانستم چه مي‌گويند. بنابراين در حالي كه دست به صليب داشتم و نگاه به آسمان، هرچه بچه‌ها مي‌گفتند را تكرار مي‌كردم.»

 درباره وجه تسميه نام اين اثر که برگرفته از خاطرات راوي است، در بخشي از کتاب به اين موضوع اشاره شده است، قشقره، کلاغ زاغي است که با انسان انس و الفت بر قرار مي‌کند. در دوران اسارت قشقره‌ها و کبوتر‌هاي چاهي بر فراز اردوگاه  پرواز مي‌کردند و يا روي حصار‌هاي مي‌نشستند، که با تيراندازي يکي از سربازان عراقي جسد قشقره‌ها بر روي زمين مي‌افتد. فرمانده عراقي خودش را تند و تيز به سرباز مي‌رساند و را را به باد مشت و لگد مي‌گيرد که چرا او در کشتن قشقره‌ها پيش دستي کرده است. اسراي ايراني در سال‌هاي اسارت مانند همان قشقره‌ها بودند که حتي صليب سرخ هم از آنها خبر نداشت، عزيزاني که توسط زندان‌بانان اردوگاه يا زير شکنجه‌ها کشته مي‌شدند و ما از آنها خبري نداشتيم. در بخش پاياني کتاب، زندگينامه و خاطراتي از سه شهيد ارمني ديگر به نام‌هاي «وارتان آبراهميان»، «راموند باغراميان» و «ورژ باغوميان» از دوران دفاع مقدس هم روايت شده است.

همچنين در بخش«عکس ها و مدارک»، هجده قطعه عکس و سند مرتبط با موضوع اثر ضميمه کتاب شده است.

کتاب «چه کسي قشقره ها را مي کشد؟»از سوي دفتر مطالعات و ادبيات پايداري مراکز استاني( حوزه هنري اصفهان) تهيه و در 352 صفحه، قطع رقعي و با قيمت 6500 تومان از سوي انتشارات سوره مهر در تهران چاپ و منتشر شده است.

 

 

 

يكشنبه 2 مهر 1391 - 11:41


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری