پنجشنبه 8 تير 1396 - 15:19
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

نقد و تحليل

 

صديقه مقدس پور

 

دفاع در جنگ نرم؛ مقدس تر از دفاع در جنگ سخت

 

در دين اسلام، دفاع، امري مقدس است چرا كه تكليف عقلي و شرعي هر انسان بلكه هر موجودي ، دفاع از خود است . ايثارگراني كه در اين عرصه، جان بر كف نهاده و در دفاع از سرزمين و اعتقادات خود ، نيز به تكليف خويش عمل كردند، جاودانه شدند. همان طوركه رهبر و مقتداي آنها معتقد بود «چه پيروز شويم و چه شهيد، پيروزيم چون به تكليف عمل
كرده ايم.»

حال اين پرسش مطرح است كه اگر اين جنگ از سخت به نرم تغيير ماهيت داد ،‌آيا باز هم دفاع يك ضرورت است؟

پاسخ به اين سوال مثبت است. چرا كه باز ، دفاع است و عمل به حكم اسلام ، تكليف .اما چرا دفاع در جنگ نرم دشوارتر از دفاع سخت است.

تفاوت هاي جنگ سخت و نرم

- در جنگ سخت هدف شكست نيروهاي مهاجم از طريق كشتن يا مجروح كردن آنها از صحنه درگيري و نابود كردن زيرساخت هاي اقتصادي و نظامي كشور مورد هجوم است ، در حالي كه در جنگ نرم زيرساخت هاي فرهنگي و فكري كشور هدف مد نظر مي باشد و به دنبال آن ، به صحنه آوردن قربانيان جنگ نرم ، كه بدون خونريزي مورد هدف قرار گرفته و دچار تغيير باورها و لغزش در هويت خويش شده اند.

- تحولات در جنگ سخت سريع و آشكار و همراه با سر و صداي زياد است، اما در جنگ نرم تغييرات بسيارآرام، تدريجي، بنيادين و بي سروصداست. در جنگ سخت پدافند و پاتك متناسب با شيوه هاي عملياتي مهاجم طراحي مي شود، اما در جنگ نرم به دليل پيچيدگي و عدم امكان مشاهده و اندازه گيري ميزان هجمه و نوع آن، اقدام به هر گونه حركت مقابله به مثل و بازدارنده بسيار دشوار است.

- در جنگ سخت فرماندهان جنگ، نيروهاي نظامي هستند كه طرح ريزي عمليات و مديريت نظامي را بر عهده دارند. در حالي كه عاملان و كارگزاران جنگ نرم نيروهايي هستند كه توان توليد فكر و خط مشي دارند و كمتر هم شناخته يا ديده مي شوند.

- جامعه هدف در جنگ سخت به طور معمول نيروهاي مسلح يك كشور مي باشند. اما در جنگ نرم جامعه مخاطب بدنه جامعه و نيروهاي اجتماعي هسستند.

- در جنگ سخت معمولاً برتري جبهه با طرفي است كه داراي امكانات نظامي، تسليحات هوايي، دريايي ، زميني و قدرت تهاجمي بيشتري باشد، اما در جنگ نرم اين برتري با كسي خواهد بود كه داراي قدرت رسانه اي بيشتر، فناوري ارتباطي قوي و كارآمد ، ايدئولوژي پايدارتر، شبكه هاي اجتماعي گسترده تر و ديپلماسي قوي تر باشد.

- قلمرو تهديد سخت به طور معمول امنيتي و نظامي است در حالي كه در جنگ نرم اين قلمرو گسترده شامل عرصه هاي اجتماعي، سياسي، فرهنگي مي باشد.

- در جنگ سخت به دليل تهاجم آشكار، افكار عمومي ، عواطف ملي و انساني معمولاً عليه كشور مهاجم برانگيخته
مي شود اما در جنگ نرم واكنش ها بسيار خفيف، غير عمومي و منحصر به طيف خاصي است. بر همين اساس مقابله با جنگ نرم به جهت عدم همراهي عمومي و اثربخشي دراز مدت بسيار مشكل و حتي جبران ناپذير تلقي مي شود.

 

برخي ديگر از تفاوت هاي خاص جنگ سخت و جنگ نرم

 

1- تفاوت عاملان و كارگزاران

دولت ها، سرويس هاي اطلاعاتي، سازمان هاي غير دولتي، سفارت خانه ها، نظريه پردازان فرهنگي، جامعه شناسان،
روان شناسان، تئوريسين هاي عمليات رواني، متخصصان رسانه، نويسندگان، خبرنگاران، مفسران، كارگردانان، هنرپيشگان، تصوير برداران، گروه هاي معاند، اپوزيسيون، جنبش هاي اجتماعي، ngo ها.

2- تفاوت از نظر شيوه و روش

- شيوه هاي اعتراضي به شكل تظاهرات

- شيوه هاي نافرماني اجتماعي

- شيوه هاي عدم همكاري اقتصادي

- اعتصابات

- شيوه هاي سياسي

- روش هاي رواني و تهاجم هاي غير خشونت آميز

3- تفاوت هاي ابزاري

رسانه هاي شنيداري، ديداري، نوشتاري، الكترونيكي، روزنامه ها، ماهواره ها، رسانه هاي مجازي، اينترنت، راديوها، تلويزيون ها، تلفن همراه و ... ابزارهاي جنگ نرم هستند.

4- تفاوت از نظر بودجه

بودجه جنگ نرم بر خلاف جنگ سخت بسيار اندك است. بي ثبات سازي كشور و دولت مورد هدف و تهاجم، حمايت اقتصادي از رسانه ها و شبكه هاي تلويزيوني هم سو ، حمايت از جامعه مدني .

5- تفاوت از نظر هدف

در حاليكه در جنگ سخت هدف حذف فيزيكي نيروهاي طرف مقابل مي باشد، در جنگ نرم هدف مهاجمين، باور ها و اعتقادات مذهبي، ارزش ها و هنجار هاي اجتماعي، هويت فردي و اجتماعي، خود باوري و اعتماد به نفس، همبستگي ملي و انسجام اجتماعي، اعتماد متقابل مردم و مسئولان، سلامت و صداقت نيروهاي دولتي و رشد علمي و روحيه ايثار گري و غيره مي باشد كه از طريق وارد كردن شبهات اعتقادي در بنيادهاي انديشه اسلامي، تضعيف ريشه هاي اعتقادي، حمله به مقدسات و شعار هاي اسلام ، كاهش روحيه اميد به آينده و سياه نمايي از وضعيت كشور، تغيير مطالبات اجتماعي، اقتصادي، احساسي كردن رفتارهاي عمومي، پخش اخبار و شايعات جعلي و غيره صورت مي گيرد.

6- تفاوت از نظر شكل اجرا؛

كودتاي مخملي كه به آن انقلاب رنگي نيز گفته مي شود به شيوه اي از براندازي نرم و سرنگون كردن حاكميت ها يا جابجايي قدرت گفته مي شود كه از طريق مسالمت آميز، آرام ، مبارزه اي منفي، نافرماني مدني و تحولات سياسي صورت مي گيرد.

تفاوت انقلاب رنگي با جنبش اجتماعي در اين است كه جنبش هاي اجتماعي معمولا به صورت طبيعي و مبتني برنيازهاي اجتماعي صورت مي گيرند كه حركت در آنها از پايين به بالا، يعني از توده ها آغاز مي شود و به تدريج به يك جنبش جدي و منسجم تبديل مي گردد اما انقلاب رنگي جنبشي مصنوعي است كه توسط احزاب و گروه هاي سياسي با پشتوانه خارجي طراحي شده و حركت در آن از بالا به پايين صورت مي گيرد و به تدريج توده ها را نيز با خود همراه مي كند.

نخستين بار اين واژه را «واتسلاو هاول» رئيس جمهور پيشين چك زماني مطرح كرد كه رهبري مخالفان چك اسلواكي را بر عهده داشت.

اين ايده به ترتيب در سال هاي 2000 در يوگسلاوي، 2003 در گرجستان(انقلاب گل رز) ، 2004 در اوكراين(انقلاب نارنجي) ، 2005 در قرقيزستان (انقلاب لاله)، 2006 در لبنان و بلاروس (ناكام) مطرح شد و تحت عنوان انقلاب هاي رنگي يا كودتاي مخملي مشهور شد.

اين انقلاب ها معمولا در كشورهايي صورت مي گيرد كه دموكراسي و مراجعه به آراء مردمي حاكم شده اما نتيجه آن مطلوب غرب و مدعيان دموكراسي نمي باشد، لذا به منظور تغيير نتيجه انتخابات ها به نفع خويش وارد عمل شده و با شيوه هاي خاصي كه در ادامه به آن اشاره مي شود، هدف خويش را دنبال مي كنند :

1- در اين انقلاب ها معمولا كمك هاي مالي، تبليغاتي و سياسي از سوي دولت هاي خارجي صورت مي پذيرد.

2- معمولا حركت هاي اعتراضي درانقلاب هاي رنگي بعد از انتخابات ها آغاز شده و بهانه اصلي نيز انجام تقلب در سير انتخابات است.

3- در اين انقلاب ها از نمادها و علائم رنگي به شكل بارز و پررنگي استفاده مي شود كه هدف از آن ايجاد هماهنگي، جو تبليغاتي، ايجاد فضاي رعب و بزرگنمايي در طيف معترضين مي باشد.

4- حركت هاي اعتراضي در اين انقلاب ها همراه با تظاهرات خياباني و ناامني اجتماعي مي باشد.

5- اين انقلاب ها با بمباران تبليغاتي رسانه هاي داخلي و خارجي و استفاده گسترده از عمليات رواني و راه اندازي شايعات گسترده همراه است..

6- از مشخصه هاي اين انقلاب ها ، ايجاد ترديد و بدبيني نسبت به قدرت حاكم و معرفي بازنده انتخابات به عنوان مظلوم و ناجي است.

7- معمولاً كشورهاي ذينفع از اين گونه حركت هاي اعتراضي به صورت آشكارا حمايت كرده و به موضع گيري سياسي مي پردازند تا روحيه معترضين را بالا برده و موجبات تضعيف مسئولان كشور هدف را فراهم سازند.

 

با توجه به مطالب ارائه شده و اهداف دشمن و شيوه هاي آنان در جنگ نرم ، مي توان ادعا كرد دفاع از حق و حقيقت در جنگ نرم به مراتب سخت تر از قرار گرفتن در جبهه هاي نبرد حق عليه باطل است و البته بصيرت نسبت به آن ، مرهون و مديون خون شهداي دوران دفاع هشت ساله است . چه فراوان بوده اند كساني كه در دفاع سخت از آزمايش هاي الهي سربلند بيرون آمدند اما در امتحانات پيچيده دوران جنگ نرم نمره مردودي گرفتند، از مسير اصلي منحرف شده و به بيراهه رفتند.

بر همين اساس اداي تكليف و دفاع از حق در برابر جبهه هاي باطل فرارو داراي قداست بيشتر و بيشتر است .

اهميت آگاهي و بصيرت در پيمودن راه و دفاع از آرمان هاي امام و شهدا و مسير صحيح اما دشوار كنوني را مي توان در رهنمودهاي رهبر معظم انقلاب مطالعه كرد و به آن گوش جان سپرد: «در زندگي پيچيده اجتماعي امروز بدون بصيرت
نمي شود حركت كرد . معلمان روحاني ، متعهدان موجود در جامعه ما از اهل سواد و فرهنگ از دانشگاهي و حوزوي بايد به مسئله بصيرت اهميت بدهند . بصيرت در هدف - بصيرت در وسيله - بصيرت در شناخت موانع راه – بصيرت در شناخت راه هاي جلوگيري از اين موانع و برداشتن اين موانع، اين بصيرت ها لازم است . »                                                    

 

 

يكشنبه 2 مهر 1391 - 11:21


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری