پنجشنبه 2 شهريور 1396 - 2:0
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

مقاله

 

روابط عمومي اداره كل تبليغات اسلامي استان همدان

 

نقش شوراي امنيت در جنگ ايران و عراق

 

طرح مسئله

شوراي امنيت سازمان ملل متحد كه يكي از اركان اصلي آن سازمان مي باشد كه  طبق ماده 24 منشور سازمان ملل متحدو حافظ  صلح و امنيت جهان مي باشد كه الزاما بايد نقش ويژه اي در پايان جنگ ايران و عراق ايفاء مي كرد. حال با توجه به اين جايگاه حقوقي آن سازمان و عملكرد آن در بحرانهاي گذشته در جهان از قبيل بحران كوبا كه نزديك بود جهان را به كام يك جنگ جهاني ديگر نزديك كند. و يا جنگ اعراب واسرائيل كه موجب يك بحران نظامي در خاورميانه و يك بحران اقتصادي و نفتي در جهان گرديد و همچنين حمله نظامي ايالات متحده امريكا به ويتنام نمونه اي از بحرانهاي پس از جنگ جهاني دوم است كه شوراي امنيت سازمان ملل نقش مهمي را در پايان اين بحرانها يا جلوگيري از وقوع چنين بحرانهائي ايفاء نكرد. حال سوال اين است در جنگي كه كشور عراق عليه ايران تحميل كرده و در واقع با چراغ سبز برخي كشورهاي عضو دائم شوراي امنيت به عراق و حمايت جدي از آن كشور توسط آنها شكل گرفته ، آيا اين شورا قادر است بعنوان يك سازمان بين المللي بصورت بي طرف وارد صحنه شود و در كمترين زمان به اين جنگ پايان دهد؟

علت ، انگيزه و هدف از انتخاب موضوع

علت : علت انتخاب اين موضوع سوالي كه در ذهن من بود كه آن شورا كه در واقع  طبق ماده 24 منشور سازمان ملل متحدحافظ صلح و امنيت جهاني است آيا نقش واقعي خود را ايفاء كرده است؟

انگيزه : من يك ايراني هستم انگيزه ام در مورد جنگي كه بر عليه ميهن و وطنم تحميل شده اين است كه آيا شوراي امنيت به عنوان مسئول حفظ صلح و امنيت بين الملل توانسته به موقع اقدام صحيح را انجام دهد و حق كشورم را بگيرد و متجاوز را به سزاي اعمال خود برساند.

هدف : اول آگاهي نسبت به آشنائي با تاريخ جنگ ايران و عراق و نقش شوراي امنيت در اين جنگ و دوم اينكه ورود شورا در اين جنگ چگونه بود و چطور و با چه ابزاري توانست به اين جنگ پايان دهد.

سوال اصلي

آيا شوراي امنيت بعنوان حافظ صلح و امنيت جهاني توانست در جنگ ايران و عراق بصورت بي طرف اقدام نمايد و در منطقه صلح و امنيت را ايجاد كند.

 سوالات فرعي

1- شوراي امنيت پس از آغاز جنگ بين ايران و عراق چه اقداماتي جهت ايجاد صلح و امنيت منطقه انجام داد؟

2- پس از پذيرش قطعنامه 598 توسط ايران آيا عراق اقدام نظامي عليه ايران انجام داد؟

 مفروض

جنگ تحميلي عراق عليه ايران با تحريك استكبار جهاني خصوصا آمريكا آغاز گرديد زيرا عراق بدون چراغ سبز قدرتهاي بزگ خصوصا آمريكا توان چنين حمله گسترده اي عليه ايران نداشت

 فرضيه

شوراي امنيت در طول جنگ ايران و عراق عليرغم صدور قطعنامه هاي مختلف سرانجام با تصويب قطعنامه 598 موفق به پايان جنگ بين دو كشور شد و در طول جنگ بي طرفي را رعايت نكرد و حمايت خود را از كشور عراق داشت.

  

ادبيات موضوع

در خصوص جنگ ايران و عراق و اقدامات شوراي امنيت در اين خصوص برخي از محققان داخلي و خارجي كارهاي پژوهشي خوبي انجام داده اند كه پژوهشها بصورت اسنادي، تحليلي، تاريخي به رشته تحرير درآمده است.

منابعي كه در اين تحقيق مورد استفاده قرار گرفته است.

1-سازمان­هاي بين المللي و جنگ ايران و عراق، سازمان ملل متحد، حسين يكتا، دانشكده فرماندهي و ستاد سپاه پاسداران، اول،1374

2-سازمان­هاي بين المللي، رضا موسي زاده، بنياد حقوقي ميزان، چهاردهم، 1388

3-تاريخ سياسي جنگ تحميلي عراق عليه جمهوري اسلامي ايران، علي اكبر ولايتي، دفتر نشرفرهنگ اسلامي، اول 1376

4-جنگ ايران و عراق در اسناد سازمان ملل متحد ج.1، محمد­علي خرمي، مركز اسناد دفاع مقدس 1378

5-نقد وبررسي جنگ ايران و عراق ج.4 روند پايان جنگ، محمد دروديان، مركز مطالعات و تحقيقات جنگ سپاه پاسداران اول،1384

6-سياست امريكا در قبال ايران طي دوره جنگ تحميلي، سيد مجتبي تهامي، گل­محمد بهمني و...،اول،1380، وزارت امور خارجه

7-سيري در جنگ ايران و عراق ج.5، محمد دورديان، چاپ2، 1380، مركز مطالعات و تحقيقات جنگ سپاه

8-روزنامه كيهان

9-روزنامه جمهوري اسلامي.

 

فصل اول- اقدامات شوراي امنيت

شوراي امنيت به موجب بند 1 ماده 24 منشور، مسئوليت اوليه حفظ صلح و امنيت، بين­ المللي را برعهده دارد و در اجراي اين مسئوليت بر اساس ماده 39 منشور« شوراي امنيت وجود هرگونه تهديد عليه صلح، نقض صلح و يا عمل تجاوز را احراز و توصيه­هايي خواهد نمود يا تصميم خواهد گرفت.[1]

عليرغم اينكه تجاوز عراق به ايران كاملا محرز بود اما شوراي امنيت سازمان ملل در طول هشت سال جنگ، هشت قطعنامه مرتبط با « وضعيت بين ايران و عراق» و چهار بيانيه در خصوص به كارگيري سلاح هاي شيميائي صادركرد.[2]

پس از بررسي اجمالي بيانيه­ها و قطعنامه­هاي شوراي امنيت كاملا محرز است كه  آن شورا بطور جدي از عراق حمايت كرده است و اين خود بيانگر آن است كه اگر شوراي امنيت بي طرف عمل مي­كرد قطعا محتواي قطعنامه ها اينگونه به ضرر ايران و به نفع عراق صادر نمي شد.

با توجه به محرز بودن تجاوز عراق به ايران، شوراي امنيت سازمان ملل در اولين واكنش خود در 23 سپتامبر1980 برابر با اول مهر1359- يك روز پس از آغاز جنگ عراق عليه ايران در بيانيه رسمي از « احراز تجاوز» عراق به ايران خودداري كرد و آن را « وضعيت» ناميد.شورا حتي « درگيري مسلحانه» در مرزهاي دو كشور را در حد « نقض صلح» و « تهديد عليه صلح» هم ندانست تا با توسل به مواد 41و 42 فصل هفتم منشور «به اقدامي كه براي حفظ يا اعاده صلح و امنيت بين المللي ضروري است مبادرت كند.»

شوراي امنيت جهت حفظ صلح و امنيت بين المللي براي رفع اختلافات مسالمت آميز مطابق فصل ششم منشور سازمان ملل متحد اقدام به "توصيه نامه" براي حل اختلاف منمايد كه ازام آور نيست.

اما در صورتي كه صلح و امنيت بين الملل مورد تهديد يا تجاوز قرار گيرد شورا اقدام به تصميم الزام آور كه بر مبناي فصل هفتم منشور است خواهد نمود.

در اجراي فصل هفتم شوراي امنيت مي تواند به دو نوع اقدام تنبيهي ويا  قهري متو سل شود.

اول-براساس ماده 41 به اقدامي متوسل مي شود كه متضمن توسل به زور نيست در اين قبيل اقدامات ،شوراي امنيت مي تواند از اعضاي ملل متحد بخواهد تا به اقدامي چون قطع تمام يا قسمتي  از روابط اقتصادي و ارتباطات راه آهن ،درياي،هوايي،پستي و... ويا قطع ارتباط سياسي متوسل شوند.

دوم-بر اساس ماده 42 به اقداماتي متوسل شود كه متضمن زور است و اين در صورتي است كه اقدامات پيش بيني شده در ماده 41 كافي نباشد ،شورا مي تواند به وسيله نيروي هوايي ،درياي  و يا زميني به اقداميكه براي يا اعاده صلح و امنيت بين المللي ضروري است مبادرت ورزد.[3]

اما با ادامه جنگ چون شورا نمي­توانست از تصميم گيري در مورد جنگ ايران و عراق طفره برود لذا در 6 مهر 1359 ناچار شد اولين قطعنامه خود را با شماره 479 صادر كند كه مهمترين بند آن اين بود كه شوراي امنيت از ايران و عراق مي­خواهد از هرگونه كاربرد بيشتر زور به فوريت خودداري كنند و مناقشه خود را از راههاي مسالمت­آميز و طبق اصول عدالت و حقوق بين­الملل حل نمايند.[4]

شورا حتي در قطعنامه 479 باز از واژه «وضعيت» بجا ي «تجاوز و جنگ» استفاده كرد و اين قطعنامه جنبه توصيه داشت نه تصميم و جالب اينكه در اين قطعنامه متجاوز را معرفي نكرده است[5] بهمين جهت دولت عراق از شوراي امنيت بخاطر صدور قطعنامه 479 تشكر مي­نمايد و آمادگي خود را جهت پذيرفتن قطعنامه اعلام مي­دارد.[6]

پس از قطعنامه 479 شوراي امنيت كه جنبه توصيفي داشت بمدت 21 ماه و 15 روز سكوت شوراي امنيت را در قبال بزرگترين جنگ دران برهه از زمان مي­بينيم اگر قدرت­هاي بزرگ و اعضاي دائم شورا خصوصا امريكا و شوروي مي­­خواستند بي­طرفي را رعايت كنند بايد در فاصله بين مهر 1359 تا 1361 اقدام جدي انجام مي­دادند و قطعنامه الزام آوري در شورا به تصويب مي­رسانند اما پس از فتح خرمشهر كه توازن قوا به نفع ايران شد و پيروزي­هاي چشم­گيري نصيب ايران گشت در يك اقدام فوري شوراي امنيت به پيشنهاد اردن و حمايت امريكا در 12 ژوئيه 1982 (21 تير 1361 ) به اتفاق آرا قطعنامه 514 را صادر كرد و درابتدا ضمن بيان مسئوليت اوليه شوراي امنيت در حفظ صلح و امنيت بين المللي به موجب ماده 24 منشورسازمان ملل در قطعنامه 514 خواستار:

1-آتش بس و خاتمه فوري همه عملياتهاي نظامي مي­شود.

2-عقب نشيني به مرزهاي بين المللي

3-گروهي از ناظران ملل متحد جهت نظارت بر آتش بس و عقب كشيدن نيروهاي نظامي به مرزهاي بين المللي به منطقه اعزام كند.

مي توان گفت هدف اصلي شوراي امنيت از تصويب قطعنامه 514 جلوگيري از ورود نيروهاي ايران به خاك عراق شد زيرا دوروز پس از اين قطعنامه نيروهاي ايران در عمليات رمضان وارد خاك عراق شدند و شوراي امنيت بلافاصله در 15 ژوئيه 1982 بيانيه براي اجراي قطعنامه 514 صادر كرد كاري كه بايد دو سال قبل انجام دهد.[7]

ارزيابي قطعنامه514

1-در آن قطعنامه شوراي امنيت به خطر افتادن صلح را احراز نمود ولي اقدامي در معرفي متجاوز يا شروع كننده جنگ و تنبيه آن به ميان نياورده

2-در قطعنامه براي نخستين بار خواستار آتش بس بين دو كشور شده

3-براي اولين بار از احترام به حاكميت و استقلال و تماميت ارضي و عدم مداخله درامور داخلي كشورها مورد توجه قرار گرفته است.

4-از دبير كل خواسته مي­شود ظرف سه ماه گزارشي از اقدامات دو كشور در خصوص قطعنامه 514 به شورا ارائه كند در حاليكه در قطعنامه 479 كه در آن زمان موازنه به نفع عراق بود هيچكدام از موارد فوق كه بسيار مهم بود مورد توجه قرار نگرفته بود و 48 ساعت فرصت براي دبير كل لحاظ شده بود تا گزارش از اجراي قطعنامه 479 ارائه كند. اين موارد خود نشان دهنده اين است كه شوراي امنيت تحت تاثير قدرتهاي بزرگ خصوصا امريكا و شوروي نتوانسته با رعايت بي­طرفي اقدام جدي در خصوص ايجاد صلح بين دو كشور انجام دهد.

وزارت امور خارجه جمهوري اسلامي ايران طي بيانيه­ايي تصويب اينگونه قطعنامه­ها را تلاشي هماهنگ از طرف ابرقدرتها در ممانعت از دستيابي به حقوق طبيعي خود وكوشش جهت جلوگيري از سقوط رژيم بعث عراق تلقي كرد و تا تحقق خواسته­هاي بر حق خويش به مبارزه ادامه خواهد داد.

پس از ورود نيروهاي ايراني به داخل خاك عراق ،شوراي امنيت بصورت ويژه وارد صحنه شد و در فاصله­هاي كمتر چند قطعنامه صادر كرد كه در اين قطعنامه­ها فشار بيشتر عليه ايران جهت پذيرش آتش بس بدون در نظر گرفتن  حق و حقوق ايران كه به بررسي قطعنامه مي­پردازيم.

قطعنامه 522

در فاصله قطعنامه 514 و 522 كه با فاصله كمتر از سه ماه صادر گرديد. دو عمليات عمده در جبهه­هاي جنگ صورت گرفت. عليات رمضان در محور جنوب كه موفقيت كاملي نداشت و عمليات مسلم بن عقيل در منطقه سومار كه منجر به آزادسازي بخشهاي مهمي از خاك ايران و تسلط بر شهر مندلي عراق شد.[8]

عمليات رمضان هرچند به ظاهر موفقيت چشم­گيري از جهت تصرف و ازادسازي بخش­هائي از خاك عراق نداشت لكن تهديدي جدي عليه رژيم بعثي عراق بود كه نيروهاي ايران قدرت ورود به خاك عراق را خواهند داشت چنانچه حجت الاسلام هاشمي رفسنجاني نماينده امام در شوراي عالي دفاع و سخنگوي آن گفت: « ما مي خواهيم به صدام و حاميانش بفهمانيم كه پشت مرزها نخواهيم ايستاد».[9]

و« همان طور كه نشان داديم اگر لازم باشد، وارد خاك عراق نيز خواهيم شد» و « در آينده خواهيم ديد كه چه نقاطي براي ما تقدم دارند».[10]

اقدامات كشورهاي غربي پس از عمليات رمضان نشان از تهديد جدي عمليات رمضان عليه عراق داشت چنانچه وزير خارجه وقت فرانسه در ديدار با وزير خارجه عراق گفت:

« هرگونه تهديد عليه وحدت ملي عراق، تهديدي بي­چون و چرا عليه ثبات منطقه خاورميانه است».[11]

برهمين اساس دولت فرانسه شصت فروند جنگده ميراژ اف1 و تسليحات ديگر از جمله­ هلي­كوپترهاي جنگي « غزال » كه به موشك « هوت » ضد زرهي  و تيربار با آتش سريع مجهز بودند به عراق ارسال كرد و تعدادي كارشناس نظامي جهت نظارت بر اوضاع جاري در جبهه­ها به آن كشور اعزام كرد.[12]

اگر اين كمك­هاي نظامي كشورهاي غربي و حمايت­هاي مالي كشورهاي عرب حوزه خليج فارس از عراق نبود نبود قطعا پيروزي­هاي نظاميان ايران عليه عراق بسيار بيشتر بود.

عمليات مسلم­بن عقيل در منطقه سومار و آزادسازي بخش عمده­اي از خاك ايران و تسلط بر شهر مندلي عراق تهديد جدي و احساس خطر براي رژيم بعث عراق بود برهمين اساس دولت دست به دامن شوراي امنيت شد و از آن شورا درخواست كمك كرد.

كه در 4 اكتبر 1982 (12 مهر 1361) شوراي امنيت قطعنامه 522 را به تصويب رسانيد. اين قطعنامه از نظر شكل و محتوا تفاوت عمده­ائي با قطعنامه­هاي قبلي نداشت.

با توجه به فاصله اندك زماني اين قطعنامه با قطعنامه 514 و عدم تفاوت ماهوي و شكلي با آن به اين نتيجه مي­رسيم كه صدور قطعنامه 522 تنها پاسخي به فشار عراق و طرفدارانش در شوراي امنيت بوده است لذا اگر قطعنامه 479 ظالمانه­ترين و غيرعادلانه­ترين قطعنامه شوراي امنيت در مورد جنگ ايران و عراق بدانيم قطعنامه 522 را نيز بايد كم ارزشترين و كم اهميت­ترين قطعنامه دانست.

ثمره اين قطعنامه پذيرش آن از طرف عراق و رد آن توسط ايران كه متعاقب آن حملات عراق به شهرها و مناطق مسكوني و كشتيهاي تجاري و  نفتكش ها شد و فرانسه جهت تقويت بنيه نظامي عراق هواپيماهاي سوپر اتاندارد مجهز به موشكهاي اكزوسه را در اختيار آن كشور قرار داد.[13]

قطعنامه 540

در حاليكه ايران براي تعيين سرنوشت جنگ و تنبيه متجاوز اجراي عمليات نظامي را در زمين دنبال مي­كرد در فاصله بين صدور قطعنامه 522 تا قطعنامه 540 چند عمليت در جبهه­هاي جنگ به وقوع پيوست كه ثمرات آن به شرح ذيل است

-عمليات محرم كه باعث آزادسازي 700 كيلومتر مربع از سرزمين­هاي اشغالي ايران شد.

-والفجر مقدماتي، والفجر1، والفجر2 كه باعث آزادسازي ارتفاعات غرب پيرانشهر و پادگان حاج عمران شد.

- والفجر3 و والفجر4 كه 700 كيلومتر مربع در منطقه بانه و مريوان و تسلط بر ارتفاعات مهم منطقه شد. همزمان عراق اقدام به بمباران شهرها، مراكز نفتي و حمله به كشتي­ها و نفتكش ها را بعنوان مهم­ترين هدف و استراتژي خود دنبال مي­كرد.

ايران از عراق بخاطر حمله هوائي به شهرها و بمباران مناطق مسكوني به سازمان ملل شكايت كرد دبير كل سازمان ملل هيئتي را براي تحقيق به مناطق مسكوني دو كشور اعزام كرد كه نتيجه تحقيق حكايت از تخريب شديد مناطق مسكوني در ايران و خسارت سبك در مناطق مسكوني عراق داشت. اما پس از گزارش هيئت اعزامي شوراي امنيت اقدامي انجام نداد تا پس از عمليات والفجر4 سرانجام شوراي امنيت قطعنامه 540 را تصويب كرد.   

اين قطعنامه با اشاره به گزارش هيئت اعزامي دبيركل براي بررسي حمله به مناطق مسكوني و ابراز تاسف از مناقشه بين دو كشور بر « تاييد لزوم بررسي واقع بينانه علل جنگ » تاكيد داشته و از دبير كل سازمان ملل مي­خواهد براي ميانجيگري تلاش كند. همچنيني نقض حقوق انساني را محكوم كرده و خواستار توقف كليه عمليات­هاي نظامي عليه هدفهاي غير نظامي شده و بر حق كشتيراني آزاد تاكيد نمود و خواستار پايان حملات به خطوط دريائي و پايانه­ها، تاسيسات دريائي و بنادر شده است.

اما فاصله بين صدور قطعنامه و بازديد هيئت اعزامي به ايران و عراق از مناطق مسكوني بمب ­باران شده شش­ماه و ده روز مي گذشت كه اين قابل توجيه نيست لذا به  اين نتيجه مي رسيم كه صدور قطعنامه 540 متاثر از عمليات والفجر4 بوده است.[14]

پس از صدور قطعنامه 540 تيم­هاي سازمان ملل متحد براي نظارت بر عدم حمله به مناطق مسكوني در تهران و بغداد مستقر شدند، روابط سياسي عراق و امريكا بصورت علني برقرار گرديد و طرح 8 ماده­اي دبير كل در خصوص عدم حمله هوائي عدم كاربرد سلاح­هاي شيميائي ، عدم تهديد امنيت هوانوردي، خودداري از بكارگيري سلاح­هاي شيميائي و تبادل اسراء مطرح گرديد ولي در عمل موثر واقع نشد و كشور عراق علاوه بر عدم رعايت مفاد اين قطعنامه­ حمله به كشتي­هاي تجاري و نفتكش­ها را آغاز كرد كه شوراي امنيت دراين خصوص قطعنامه 552 را صادر كرد.

قطعنامه 552

همزمان با حمله عراق به شهرها، رژيم بعث عراق حملات گسترده­اي به كشتيراني در خليج­فارس و  به كار گيري سلاح هاي شيميائي در جبهه­هاي جنگ را در دستوركار خود قرار داد ، جمهوري اسلامي ايران نيز براي مقابله به مثل كشتيهاي كشورهاي حامي عراق را مورد حمله قرارداد در نتيجه در 21 مه 1984 (3 ارديبهشت 1363) كشورهاي حوزه خليج­فارس (بحرين، كويت، عربستان، امارات ، قطر و عمان) طي نامه­اي به شوراي امنيت شكايت كردند.

شوراي امنيت در اول ژوئن 1984 ( 10 خرداد 1363‌) تشكيل جلسه داد و قطعنامه 552 را صادر كرد كه در اين قطعنامه شوراي امنيت :

1-از همه دولتها مي­خواهد كه طبق حقوق بين الملل به حق كشتيراني احترام بگذارند.

2-از همه ولتها مي­خواهد به تماميت ارضي دولتهايي كه طرف مخامصه نيستند احترام بگذارند .

3-حملات اخير به كشتهاي بازرگاني در مسير بنادر كويت و عربستان سعودي را محكوم مي­كند.

4-درصورت عدم رعايت قطعنامه بارديگر جهت بررسي اقدامات موثري كه متناسب با شدت وضعيت باشد بمنظور تضمين آزادي كشتيراني در منطقه مزبور تشكيل جلسه دهد.[15]

دولت عراق قطعنامه 552 را پذيرفت اما جمهوري اسلامي ايران با انتشار بيانيه­ايي قطعنامه مذكور را به دليل عدم محكوميت عراق به عنوان آغاز كننده و نيز ادامه دهنده حملات به نفتكشها فاقد اعتبار دانست و آن را بخاطر مغايرت با اصول مندج در منشور سازمان ملل متحد محكوم كرد.[16]

عليرغم اينكه آغاز كننده حمله به كشتيهاي تجاري و نفتكش­ها كشور عراق بود و اين عمليات با حمايت نظامي كشورهاي بزرگ از جمله فرانسه كه با در اختيار قراردادن هواپيما­هاي سوپراتاندارد و موشكهاي پيشرفته شكل گرفت اما آنكه محكوم ميشود ايران است نه عراق و اين نشان دهنده حمايت­هاي شوراي امنيت از كشور عراق است كه در واقع و آن شورا به رسالت خود عمل نكرده است.

                                      

قطعنامه 582

پس از عمليات والفجر8 توسط نظاميان ايران و تصرف شهر فاو در 20 بهمن 1364 كشور عراق بهمراه اردن، عربستان ، تونس، يمن شمالي، كويت و مراكش از شوراي امنيت درخواست اقدامي جهت جلوگيري از عمليات­هاي ايران كردند.[17]

شوراي امنيت در مورخه 5 اسفند 1364 قطعنامه 582 را تصويب كرد.

در اين قطعنامه با يادآوري شش سال جنگ و ابراز نگراني از طولاني شدن جنگ از اعضا مي­خواهد از بكارگيري سلاح­هاي خفه كننده (شيميائي) خودداري نموده و بر غير قابل قبول بودن كسب و تصرف اراضي از راه زور تاكيد كرده است  همچنين از تشديد حملات به مناطق غير نظامي كشتيهاي بي طرف و هواپيماهاي مسافربري اظهار تاسف كرده است و از طرفين مي­خواهد آتش بس را رعايت كرده و به مبادله جامع اسراء اقدام نمايند.[18]

در ارزيابي اين قطعنامه اين سوالات مطرح مي­شود كشوري كه مورد حمله قرار گرفت ناگزير به قوه قهريه متوسل مي­شود( اصل دفاع مشروع مندج درماده 51 منشور ملل متحد) آيا اگر از طرف مرجع ذيصلاح اقدام موثري صورت نگرفت آن كشور بايد دفاع را ترك كند.

در اين قطعنامه شوراي امنيت بر اصل غير قابل قبول بودن كسب و تصرف سرزمين از راه زور را مورد تاكيد قرار داده است در حاليكه چند سال بخش عمده از سرزمين ايران در تصرف عراق بود ولي هيچگاه نه آن كشور محكوم كرد و نه در قطعنامه­­هاي قبلي به اين موضوع اشاره كرد.

استفاده از سلاح­هاي شيميائي طبق قوانين بين المللي ممنوع است و عراق در طول جنگ از اين سلاحهاي غير مجاز استفاده كرده است ولي در اين قطعنامه شوراي امنيت فقط از بكارگيري آن ابراز تاسف كرده است اين سوالات و ارزيابي ها نشان دهنده يك طرفه قضاوت كردن شوراي امنيت است.

قطعنامه 588

اين قطعنامه بيشتر متاثر از شرايط سياسي صادر شد و در قبال سياست جمهوري اسلامي مبني بر تهديد به انجام عمليات سرنوشت ساز بود البته عمليات نظامي ايران  در اين مدت كه منجر به آزادسازي مهران و حضور نيروها­ي ايران بر ارتفاعات مشرف بر منطقه و حمله به سكوهاي نفتي الاميه و البكر ادامه داشت.[19]

شوراي امنيت بهمين خاطر اين قطعنامه را صادر و ادامه منازعه را محكوم مي­نمايد و نسبت نسبت به طولاني شدن منازعه احساس خطر مي­كند.

اين قطعنامه كه 8 اكتبر 1986 مطابق (6 مهر 1365)  صادرگرديد همچنان عنوان وضعيت ما بين ايران و عراق را بكار مي­برد و از بكاربردن لفظ جنگ خودداري مي­كند.[20]وهيچ اشاره­اي به مسئوليت آغاز كننده جنگ نكرده و نسبت به پرداخت خسارت از ناحيه متجاوز سكوت كرده و لذا ايران  شوراي امنيت را به ناديده گرفتن واقعيت متهم كرده و اعلام داشته: با رژيم كنوني عراق چه مستقيم و چه غير مستقيم مذاكره نخواهد كرد.[21]

در ارزيابي اين قطعنامه مفاد جديدي در آن نيامده بلكه تاكيدي است بر اجراي قطعنامه هاي قبل ولي آنچه بيشتر مشهود است اين است كه عليرغم گزارش كارشناسان اعزامي دبير كل سازمان ملل به منطقه در خصوص به كاربردن سلاح­هاي شيميائي آمده ولي فقط رئيس شورا به بيانيه­ايي اكتفا مي­كند  و در اين قطعنامه عراق را بخاطر بكارگيري سلاحهاي غير متعارف محكوم نكردند.

قطعنامه 598

قدرت­هاي بزرگ در سال 1365 براي حفظ موازنه قوا در جنگ و براي جلوگيري از برتري ايران بر عراق  كوشيدند و مشخصه­هاي جنگ را در سال 1366 شكل داد و روند جديدي را در سطح بين المللي و منطقه بوجود آوردند كه بستر خاتمه جنگ شكل گرفت.[22] امريكا بعنوان يكي از اعضا دائم شوراي امنيت در اين راستا نقش عمده­اي داشت آن  كشور پس از شكست طرح ايران – گيت در سفر مك فارلين به ايران « طرح تهاجم همه جانبه» عليه ايران را در پيش گرفت.[23]بطوري كه شولتز وزير خارجه امريكا بر اين نظر بود كه بايد به ايران فشار وارد كرد زيرا كاستن از توان نظامي ايران كه طرف سركش اين جنگ است تاثيرگذار خواهد بود.[24]

بهمين خاطر امريكا در اين دوران تلاش كرد از طريق از طريق شوراي امنيت قطعنامه جديدي براي پايان جنگ به تصويب برساند و براي فشار نظامي به ايران  نيروهاي خود را به خليج­فارس تحت عنوان اسكورت نفتكش­ها و تضمين رفت و آمد كشتي­هاي تجاري  و نفتي اعزام كرد.

بهمين خاطر امريكا به درخواست كويت از 27 تير 1366 ، عمليات نصب پرچم امريكا بر دكل­هاي 11 فروند كشتي كويتي و اسكورت آنها با ناوهاي جنگي امريكا را آغاز كرد اين اقدام در حمايت از كشورهاي عربي و عليه ايران در جنگ بود.[25]

سرانجام شوراي امنيت سازمان ملل متحد تحت فشار قدرتهاي بزرگ و اعضاي دائم آن شورا خصوصا امريكا در 20 ژوئيه 1987 برابر 29/4/1366 به اتفاق آراءقطعنامه شماره 598 را در مورد اعمال آتش بس ميان ايران و عراق تصويب و بصورت آمرانه آن دو كشور را ملزم به پايان جنگ دعوت كرد. در اين قطعنامه علاوه بر تكرار مفاد قطعنامه­هاي قبل خصوصا قطعنامه 582,  براي اولين بار آغاز و تداوم جنگ را مورد نگوهش قرار داده و نسبت به بمباران مناطق غير نظامي و حمله به كشتيهاي بيطرف و يا هواپيماهاي غير نظامي اظهار تاسف كرده است.[26]و براي اولين بار پس از 7 سال جنگ خواستار تشكيل يك هيئت بي­طرف جهت تحقيق براي مسئوليت جنگ شده اما چرا پس از اين مدت كه اين خود نشان از عدم انجام وظيفه شوراي امنيت است كه متاسفانه بي­طرفي را رعايت نكرد.

پس از تصويب اين قطعنامه ايران با شوراي امنيت به خاطر جابجائي بندهاي قطعنامه در اجراء اختلاف نظر داشتند كه ايران خواهان اين بودند كه ابتداء متجاوز شناخته شود سپس بندهاي ديگر اجراء شود. ولي در قطعنامه ابتداخواهان آتش بس و سپس عقب نشيني به مرزهاي بين المللي بود.[27]

و ايران ابتداء آن را نپذيرفت و لذا فشار كشورهاي بزرگ خصوصا آمريكا عليه ايران بيشتر شد بطوري كه ايالات متحده بصورت مستقيم وارد جنگ شد و در چند مورد به مواضع ايران حمله و خسارت هايي به بار آورد كه بعنوان نمونه به برخي از آن موارد اشاره مي شود.

-در 30 مرداد 1366 يك فروند كشتي ايراني توسط يك فروند هليكوپتر امريكائي در خليج فارس مورد حمله قرار گرفت

-در 30 شهريور 1366 يك هليكوپتر امريكائي به كشتي تداركاتي ايراني حمله كرد و 5 نفر از خدمه آن را به شهادت و 25 نفر را زخمي كرد و پس از 5 روز توسط امريكائيها در خليج فارس غرق شد.

-27 مهر 1366 چهار فروند ناوشكن امريكائي به جزيره رستم ايران حمله كرد و تاسيسات نفتي آن را منهدم نمود.

-29 فروردين 1367 سه فروند ناو جنگي امريكائي سكوهاي نفتي ساسان و نصر را مورد حمله قرار داد و ناوچه جوشن ، سهند و سبلان را منهدم و غرق كردند.

12 تيرماه 1367 ناو وينسنس امريكا هواپيماي مسافربري ايراني شركت ايران اير را كه از بند عباس به مقصد دبي در پرواز بود هدف موشكهاي ضد هوائي قرارداد و سرنگون كرد  و 290 نفر مسافر بي گناه آن رابه شهادت رساند.[28]

سرانجام جمهوري اسلامي ايران در 27 تير 1367 با ارسال نامه­اي به خاوير پرز دكوئيار ، دبير كل سازمان ملل متحد رسما قطعنامه 598 را پذيرفت.[29]

 

فصل دوم: اقدام عراق پس از پذيرش قطعنامه 598 توسط ايران

پاسخ رسمي جمهوري اسلامي ايران به قطعنامه598

پس از عقب نشيني ايران از برخي مناطق همچون حلبچه در 22 تير 1367، ادامه حملات عراق و تشديد فشار بين المللي به ايران سلسله جلساتي در داخل كشور با هدف اتخاذ تصميم نهائي درباره جنگ تشكيل شد. در جلسه مشترك روساي قواي سه­گانه مجلس خبرگان و شوراي نگهبان وضعيت موجود كشور بررسي شد و در ادامه جلساتي با حضرت امام در 23 و 24 تيرماه 1367 تشكيل دادندكه سرانجام در 25 تير67 13چهل تن از شخصيت هاي كشوربه دستور امام تشكيل جلسه دادند كه امام طي پيامي ضمن بيان نظرات خود تصميم­گيري در مورد آينده جنگ را به جلسه مذكور واگذار كردند. نتيجه آن جلسه به پذيرش قطعنامه 598 منجر گرديد و امام آن را مورد تاييد قرار داد و پذيرش قطعنامه را به صلاح نظام و انقلاب اسلامي ايران دانستند . درپي اين تصميم رئيس جمهور وقت (آيت ا... خامنه­اي) طي نامه­اي در 27 تير 1367 به دبير كل سازمان ملل پذيرش قطعنامه 598 را اعلام نمودند. دبير كل سازمان ملل اعلام كرد ايران قطعنامه 598 را پذيرفته و پس از تشكيل جلسه با شوراي امنيت اعلام آتش بس كردند.

 

واكنش عراق دربرابر پاسخ مثبت ايران به قطعنامه 598

رژيم بعثي عراق عليرغم اينكه پس از تصويب قطعنامه 598 آنرا پذيرفته بود ولي پس از پاسخ مثبت ايران به قطعنامه 598 و برتري نظامي خود در آن زمان از پذيرش قطعنامه توسط ايران ناخشنود بود چنانچه تا 4 ساعت پس از پذيرش قطعنامه توسط ايران راديو عراق هيچگونه خبري را در اين مورد منعكس نكرد.

تجاوز مجدد عرق به ايران پس از پذيرش قطعنامه

-جلسه شوراي فرماندهي عراق به رياست صدام در 30 تير 1367 سه روز پس از پذيرش قطعنامه 598 توسط ايران نشان داد دولت عراق تصميم گرفته دست به اقدام مهمي بزند كه نشانه­هاي آن با آغاز پيش­روي نيروهاي عراق به خاك ايران و صدور اطلاعيه شماره 3269 آغاز شد.

ارتش عراق اسم آن عمليات را «توكلنا علي الله4» ناميد و هدف از آن را آزادي باقي مانده سرزمين عراق، انهدام نيروهاي ايران و به اسارت درآوردن تعداد بيش­تري از نيروهاي ايراني براي ايجاد برابري با تعداد اسراي عراقي اعلام كرد.

ولذا در 31 تير 1367 نيروهاي عراقي از محور «كوشك» و «شلمچه» به داخل خاك ايران پيش روي كردند و در محور «شلمچه» كانال شهيد ادب را تصرف كرد و از محور «كوشك» به حاشيه جاده خرمشهر اهواز رسيد .و 30 كيلومتر از جاده مذكور را تصرف كرد. همزمان حملات هوائي دشمن افزايش يافت.

انتشار خبر پيشروي عراق بازتاب گسترده در ميان مردم داشت مردم بارديگر احساس خطر كردند و مجدد بسيج و عازم جبهه شدند

همزمان امام پيامي براي فرمانده سپاه ارسال كرد و فرمود:

« اين نقطه حياتي كفر و اسلام است.يعني نقطه شكست يا پيروزي، يا اسلام يا كفر است و بايد متر به متر جنگيد و هيچي از هيچكس پذيرفته نيست و اينجا نقطه­ايي است كه يا موجب مي­شود سپاه حيات پيدا كند دوباره در كشور و يا براي هميشه يك سپاه ذليل و مرده­اي بشود».

اين پيام امام روح مقاومت و حماسه را دربين سپاهيان و بسيجيان احياء كرد و بعدازظهر همان روز رزمندگان اسلام پادگان حميد را آزاد كرد سخنگوي نظامي عراق آمار اسراي عملياتي « توكلنا علي الله4» را 8635 تن ذكر كرد- سرانجام نيروهاي عراقي پس از 5 روزتصرف بخشي از مناطق كشور از رزمندگان ايران شكست خورد و مجبور به عقب نشيني از خاك ايران شد در اين درگيري­ها 18 تيپ زرهي و مكانيزه كه قدرت اصلي نيروهاي عراقي بود منهدم شدند.

عصمت كنائي نماينده وقت عراق در سازمان ملل نيز در مصاحبه­اي با تلويزيون سي بي اس امريكا اعلام كرد كليه نيروهاي عراقي خاك ايران را ترك خواهند كرد.

اما ارتش عراق در شرايطي دست به عقب نشيني زد كه اوضاع در سطح بين المللي و نظامي به زيان آن كشور بود.

تجاوز مشترك ارتش عراق و نيروهاي منافقين به غرب

در حاليكه آخرين تانك­هاي عراق در 3 مرداد 67 از منطقه جنوب در حال عقب نشيني بودند سخنگوي نظامي عراق رسما اعلام كرد كه نيروهاي عراق در شهر گيلان غرب و صالح­آباد عقب نشيني كرده­اند.

اما نيروهاي منافقين با حمايت نظاميان عراق در روز 3 مرداد 1367 ساعت 14:30 پس از اجراي آتش سنگين و بي­سابقه توپخانه ارتش عراق در محور سرپل ذهاب حمله خود را آغاز كردو با تانك­هاي عراقي با آرم منافقين بطرف كرمانشاه حركت كرده و پس از تصرف شهرهاي كرند غرب، اسلام­آباد در منطقه حسن­آباد بين اسلام و كرمانشاه درگيري بين نيروهاي ايران و منافقين شدت گرفت در اين عمليات كه بنام « مرصاد» نام­گذاري شد نيروهاي منافقين منهدم شدند.

اما همزمان با پيش روي نيروهاي منافقين در عمق خاك ايران براي جلوگيري از عمليات هوائي هواپيماو هلي­كوپترهاي ايراني, هواپيماي عراقي پايگاههاي شكاري نوژه همدان، وحدتي دزفول، پادگان تيپ 2 سقز و پايگاه هوانيروز كرمانشاه را بمباران كردند. اما عليرغم حمايت عراق از منافقين برتري ايران در صحنه نظامي موجب عقيم ماندن طرح مشترك عراق و منافقين شد و موجب تقويت موضع سياسي ايران با دبير كل سازمان ملل متحد شد. بهمين جهت حجت الاسلام هاشمي رفسنجاني در خطبه­هاي نماز جمعه تهران گفت:

« اگر عراق به تجاوز خود ادامه دهد شاهد پاسخ ما در ميدان جنگ خواهد بود».

امريكا وقتي وضعيت را چنين ديد بهمراه ساير اعضاي شوراي امنيت و عربستان عراق را تحت فشار قرار داده تا آتش بس را بپذيرد.

 

پي نوشت ها:

1- سازمانهاي بين المللي و جنگ ايران و عراق،سازمان ملل متحد، حسين يكتا،دانشكده فرماندهي و ستاد سپاه پاسداران، چاپ اول-1374 ص88

2-سازمانهاي بين اللملي، رضاموسي زاده، بنياد حقوقي ميزان، چاپ چهاردهم، 1388،ص140

[3] -همان-صص-126و128

-تاريخ سياسي جنگ تحميلي عراق عليه جمهوري اسلامي ايران، علي اكبر ولايتي،دفتر نشر و فرهنگ اسلامي، چاپ اول1376 ص67[4]

-همان صص72-70[5]

-جنگ ايران و عراق در اسناد سازمان ملل متحدج.1، محمد علي خرمي، مركز اسناد دفاع مقدس1387 ص56[6]

-سازمانهاي بين المللي و جنگ ايران و عراق ص92[7]

-تاريخ سياسي جنگ تحميلي عراق عليه جمهوري اسلامي ايران[8]

-نقد و بررسي جنگ  ايران و عراق ج4- روند پايان جنگ –محمد دروديان ،مركز مطالعات و تحقيقات جنگ سپاه  پاسداران،اول،1384،صص76-75[9]

-همان ص76[10]

-همان ص90[11]

-همان صص91-90[12]

-تاريخ سياسي جنگ تحميلي عراق عليه جمهوري اسلامي ايران[13]

-همان ص159[14]

-سازمانهاي بين المللي و جنگ ايران و عراق  ص97[15]

-روزنامه كيهان،13/3/1363[16]

-سازمانهاي بين المللي و جنگ ايران وعراق ص98[17]

-تاريخ سياسي جنگ تحميلي عراق عليه جمهوري اسلامي ايران ص161[18]

-سازمانهاي بين المللي و جنگ ايران و عراق ص100[19]

-تاريخ سياسي جنگ تحميلي عراق عليه جمهوري  اسلامي ايران ص162[20]

-سازمانهاي بين المللي و جنگ ايران و عراق ص100[21]

-نقد و بررسي جنگ ايران و عراق ج4 روند پايان جنگ-ص224[22]

-مقاله موضع قدرتهاي بزرگ و جنگ ايران و عراق و موقعيت بين المللي پايان جنگ/حسين يكتاص23[23]

-روزنامه جمهوري اسلامي 27/9/1365،ص16[24]

-سياست امريكا در قبال ايران طي دوره جنگ تحميلي، سيد مجتبي تهامي، گل محمد بهمني و..اول،1380،وزارت امورخارجه تهران،ص272[25]

- سازمانهاي بين المللي و جنگ ايران و عراق ص101[26]

-تاريخ سياسي جنگ تحميلي عراق عليه جمهوري اسلامي ايران.ص244[27]

-سياست امريكا در قبال ايران طي دوره جنگ تحميلي صص275-272[28]

-سيري در جنگ ايران و عراق ج5، محمد دروديان ، چاپ 2 ،1380،مركز مطالعات و تحقيقات جنگ سپاه ص147[29]

 

علي مراد كياني

 

شنبه 1 مهر 1391 - 8:51


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری