سه‌شنبه 21 آذر 1396 - 9:50
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

فرهنگي و هنري

 

داود خسروي

 

کمدي در ميدان جنگ

 

نگاهي به گروه فيلمسازي «ضد گلوله»(مصطفي کيايي)

مصطفي کيايي متولد سال 1355 در کرج است. او فعاليت هنري خود را از سال 1373 در مرکز آموزش فيلمسازي ارشاد آغاز کرد و از سال 1376 همزمان با تحصيل در رشته فيلمسازي در دانشگاه به عنوان دستيار کارگردان در مجموعه هاي تلويزيوني و سينمايي مشغول به کار شد.

او پس از اتمام دوران تحصيل در سال 1381 به عنوان نويسنده، کارگردان و تدوينگر در برنامه هاي تلويزيوني فعاليت خود را ادامه داد و در اين مدت برنامه هاي زيادي را براي شبکه هاي مختلف تلويزيوني ساخت.

او در سال 1386 درخواست پروانه ساخت فيلم بعدازظهر سگي سگي را به اداره نظارت و ارزشيابي وزارت ارشاد ارائه نمود اما موفق به اخذ پروانه ساخت نگرديد و با تعويض تهيه کننده در سال 1388 پروانه بعدازظهر سگي سگي را به تهيه کنندگي جوزان فيلم اخذ نمود و اولين فيلم بلند سينمايي خود را جلوي دوربين برد. ضد گلوله دومين فيلم اوست.

رضا رخشان(تهيه کننده ضد گلوله)، درمورد پذيرفتن اين فيلم به عنوان اولين تهيه کنندگي خود، مي گويد: «زماني که داستان را شنيدم موضوع آن مرا جذب کرد و با وجود اينکه کيايي نيز علاقمند به نگارش اين فيلم نامه نبود چون معتقد بود که با فيلم ليلي با من است مقايسه خواهد شد اما به مرور زمان توانست با آن ارتباط برقرار کند.»

رخشان درباره ايده ساخت فيلم مي گويد: «ايده ساخته شدن اين فيلم از همکاري ام با سعيد سهيلي در يک فيلم سينمايي و ايده‌اي که از آنجا در ذهن وي شکل گرفت، شروع شد؛ بنابراين ارتباط ايده ضد گلوله به فيلم ‌ليلي با من است را رد مي کنم.

سپس طرح اوليه را با پيمان قاسم‌خاني در ميان گذاشتم و او هم خوشش آمد و گفت مي‌نويسم اما بگذاريد کار مهران مديري تمام شود حدود 5 ماه ديگر من در خدمت شما هستم؛ اما من احساس کردم دير مي‌شود.

 بعد با مصطفي کيايي، بعد از ظهر سگي سگي را کار کرديم و بعد از اتمام اين کار، طرح را با او در ميان گذاشتم؛ از او سه فيلمنامه خوب در ژانرهاي طنز، اجتماعي و جدي خوانده بودم، او هم خوشش آمد و ظرف 25 روز فيلمنامه اين کار را نوشت و من بعد از خواندن فيلمنامه خوشم آمد و رفتيم براي ساخت کار.»

کيايي درباره نوع کمدي فيلم مي گويد: «از زماني كه در حال نگارش فيلمنامه اين فيلم بودم؛ ژانر كمدي را برايش در نظر گرفتم و احساس مي‌كردم تجربه خوبي در فضاي جنگي خواهد بود.

قرار گرفتن افراد در موقعيت‌هاي اشتباه، فضا را براي ايجاد موقعيت کمدي فراهم مي‌کند، تلاش کردم که فضا و آدم‌ ها باورپذير باشند. به طوري که همه، آدم‌ هاي ضدگلوله را اطراف خود ديده‌ايم.»

کيايي درباره شباهت ضدگلوله با فيلم ليلي با من است مي گويد: «شايد جايي مخاطب احساس كند كه اين فيلم به ليلي با من است شباهت دارد اما اين دو فيلم در جزئيات، پرداخت و همچنين نوع نگارش متفاوت هستند. تنها شباهت اين دو فيلم با يكديگر به شخصيتي مربوط مي شود كه از يك فضا به فضاي ديگري مي‌رود.

ليلي بامن است در اين مسير خط شکن و آغازگر راه بوده ناخود آگاه هر فيلمي در اين فضا ساخته شود با آن مقايسه مي گردد، اما قصه فيلم ما با ليلي بامن است کاملا متفاوت است و در واقع مي توانم بگويم در تضاد است.

در ليلي با من است تلاش صادق براي کشته نشدن بود اما سليم براي کشته شدن تلاش مي کند. در ضدگلوله خبري از تحولات کليشه اي نيست، شوخي ها و فضا به فيلم هاي مشابه نزديک نمي شود و اساسا حرف فيلم چيز ديگري است. با اين وصف مي توانم بگويم فيلم ما به لحاظ بار قصه خط شکن بوده است.»

کيايي در مورد همکاري با مهدي هاشمي مي گويد: «در نسخه اوليه فيلمنامه سن بازيگران از جمله سليم پايين تر بود و اين شخصيت حدود سي تا سي و پنج سال سن داشت، فيلمنامه را رضا عطاران خوانده بود و خيلي اين نقش را دوست داشت، اما به دليل تعويق توليد اين فيلم و شروع کار فيلم جديد عطاران اين فرصت پيش نيامد.

سن شخصيت ها را بالاتر برديم و در آن مقطع اولين گزينه مهدي هاشمي بود که ابتدا همسر ايشان خانم آدينه گفتند که چون کار جنگي است بعيد مي دانم که هاشمي با توجه به شرايط سني اش بتوانند بيايند.

اما چند روز بعد خود هاشمي تماس گرفتند و گفتند که فيلمنامه را خوانده اند و دوست دارند در کار باشند. حضور مهدي هاشمي براي فيلم ما غنيمت بزرگي بود و باعث شد تا انگيزه هاي ما چند برابر شود.

در ابتدا آقاي هاشمي تصميم داشتند تا نقش پرويز را بازي کنند، چرا که از لحاظ زماني هم کمتر بود، اما من ايشان را مجاب کردم که نقش سليم را بپذيرند. بعد از انتخاب آقاي هاشمي به مسعود کرامتي رسيديم و خانم ژاله صامتي را هم که از همان ابتدا در نظر داشتم، چراکه معتقدم يکي از بهترين بازيگران ايران است.»

کيايي درباره ارگان هايي که با فيلم همکاري کردند، مي گويد:«در بخشي از فيلم از امكانات شهرك دفاع مقدس استفاده كرديم. من سال گذشته فيلمنامه را به جشنواره سينماي دفاع مقدس فرستادم، اما اصلا آن را انتخاب نكردند. وقتي فيلم ساخته شد، بهترين فيلمنامه جشنواره فيلم فجر را گرفت.

شرايط عجيب و غريبي است. انجمن دفاع مقدس هم با تفكر فيلمنامه و جزئيات آن مشكل داشت. پيشنهاد هم داد كه اگر نظرات ما را اعمال كنيد، ما در ساخت فيلم به خوبي با شما مشاركت مي‌كنيم، اما من زير بار نرفتم. گفتم تا جايي كه ممكن است مي‌خواهم فيلمي بسازم كه تفكر خودم باشد. من سفارشي‌ساز نيستم و نخواهم بود.

تهيه‌كننده‌ ها هم فيلمنامه را قبول نكردند. بالاخره فيلمي كه فكر خودمان بود را ساختيم. تهيه تجهيزات سخت بود. انجمن دفاع مقدس بعدا همكاري كرد، اما پول همه‌چيز را گرفت. اين‌طور نبود كه همكاري رايگان كند يا اگر هم كمكي مي‌كردند، مي‌گفتند اسم ما را جايي نبريد. گويي از كاري كه به آن آشنايي ندارند، مي‌ترسند و نمي‌دانند خوب است يا بد! به قضاوت‌هاي بعد مي‌انديشند كه اگر گفتند فيلم خوبي است، حمايتش كنند و اگر گفتند فيلم بدي است بگويند ما حمايت نكرده‌ايم.

براي بخش ديگري از فيلم با مسئولان سپاه پاسداران صحبت كرديم و فيلمنامه را به مسئولان تيپ 21 رمضان داديم تا مجوز بگيرد. سپاه نسبت به ارگان‌هاي ديگر همكاري بهتري با ما داشت، ولي آنها هم محدوديت خودشان را داشتند. من دوست داشتم در لانگ‌شات كه عراقي‌ها پيشروي مي‌كنند، 20 تانك داشته باشم، اما آنها در حد خودشان سه تانك به ما دادند.»

کيايي در مورد حاصل کارش در ضد گلوله مي گويد: «انسان گاهي اوقات به ايده آل هايي كه فكر مي‌كند دست پيدا نمي كند؛ نگاه نهايي گاهي با نگاهي كه در ابتداي فيلمنامه هنگام ساخت چنين پروسه اي از توليد وجود دارد متفاوت است، اما در نهايت چيزي حدود 80 درصد از خواسته هايم در اين فيلم برآورده شده است.»

مهدي هاشمي در مورد بازي در فيلم مي گويد:  «وقتي فيلمنامه ضدگلوله را خواندم به اين نتيجه رسيدم که در يک فيلم خوب بازي خواهم کرد. ضدگلوله فيلمي بود که بازيگر را در بهترين ميزانسن قرار مي‌داد و حساسيت کارگردان آن روي نکات ريزي که اکثر فيلمسازان رعايت نمي‌کنند براي من جالب بود ضمن آن که اين فيلم، با روحيه خوب، خوش خلقي و انبساط خاطر ساخته شد. نمي دانيد به عنوان بازيگري 65 ساله تا چه حد از يک کارگردان 35 ساله آموختم.»

ژاله صامتي درباره همکاري با کيايي مي گويد: «بعد از خواندن فيلمنامه ضد گلوله احساس کردم بعد از مدت‌ها فيلمنامه‌اي خواندم که اول و آخر و ميانه دارد و اوج و فرودهاي آن درست و بجاست. در حالي که بسياري از سناريوها صرفا طرح کلي هستند که در هنگام اجرا شکل و شمايل خود را پيدا مي‌کنند. اصولا با نقش زياد کلنجار مي‌روم و قبل از قرار گرفتن جلوي دوربين بايد نقش را روتوش کرده باشم. حتي چند اتود مي‌زنم تا کارگردان يکي از آنها را تاييد کند. خوشبختانه در اين فيلم بين من و آقاي کيايي، همفکري وجود داشت و نوع نگاهمان به طنز در يک راستا بود.

هر دو به نقش اشراف داشتيم. ايشان از طريق شخصيت‌پردازي و من هم از طريق نوع بازي‌ام نظراتمان را با هم چفت کرديم. من همان قدر نقش را پردازش کردم که نقش خوب نوشته شده بود و تعريف درستي داشت.»

صامتي در باره فيلم مي گويد: «ضد گلوله يک فيلم بي‌ادعا، صادق و آرام است که زندگي به شدت در آن جريان دارد و اين مسئله مديون عوامل فيلم و خود آقاي کيايي است. فکر مي‌کنم، فيلم در مجموع بسيار قابل‌قبول و باورپذير است و 80 درصد توقعات تماشاگر را برآورده مي‌کند. در واقع زندگي بيش از بازي در فيلم جريان دارد. به همين دليل است آدم ‌ها آن را دوست دارند و ما مي‌بينيم که تماشاچي پس از پايان فيلم از سالن خوشحال بيرون مي‌آيد.»

نيما جعفري جوزاني(تدوينگر) درباره همکاري يا کيايي مي گويد: «آشنايي من با مصطفي کيايي به فيلم قبلي او يعني بعداز ظهر سگي سگي برمي گردد. در فيلم جديد کيايي انجام وظيفه نکردم بلکه احساس مي کردم ضد گلوله مال خودم است.

در طول فيلمبرداري با کيايي در خصوص پلان ها مشورت مي کرديم. به نظر من ضد گلوله ريتم خود را در فيلمنامه پيدا کرد و دليل موفقيت ضدگلوله همکاري بين من و کارگردان است.»

مشخصات «ضد گلوله»:

نويسنده و کارگردان مصطفي کيايي، تهيه‌کننده و مدير فيلم‌برداري: رضا رخشان، تدوين: نيما جعفري جوزاني، صدابردار: امير نوبخت، طراح صحنه و لباس: فرامرز بادرام پور، طراح چهره پردازي: مهري شيرازي، صداگذار: مهران ملکوتي

بازيگران: مهدي هاشمي، مسعود کرامتي، ژاله صامتي، سعيد آقاخاني، محسن کيايي، علي کوچکي، امير عزيزي، پوريا رحيمي، کاظم نجارزاده، زهره بختياري، علي گل‌زاده، محمد حاج‌حسيني، علي زماني، عليرضا رشيدي، يوسف قليچ، مهدي فقيه و ... زمان: 90 دقيقه.

خلاصه داستان: داستان اين فيلم مربوط به اواسط دهه 60 و اوج دوران جنگ تحميلي ايران و عراق است که قصه مردي حدود 50 ساله در تهران را روايت مي‌کند که مشغول قاچاق نوارهاي لس آنجلسي و فيلم‌هاي ويدئويي بوده و در اثر يک اتفاق در مي‌يابد که توموري در سر دارد و تا دو ماه ديگر بيشتر زنده نخواهد ماند و ...

جوايز ضد گلوله:

-ديپلم افتخار بهترين فيلم (رضا رخشاني) سي‌امين دوره جشنواره فيلم فجر

-سيمرغ بلورين بهترين فيلمنامه (مصطفي کيايي) سي‌امين دوره جشنواره فيلم فجر

 

 

 

 

 

دوشنبه 27 شهريور 1391 - 12:38


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری