جمعه 24 آذر 1396 - 21:26
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

فرهنگي و هنري

 

حسين آرياني

 

در جستجوي سرچشمه نيکي

 

نقد يک فيلم معروف سينماي روسيه «کودکي ايوان»(آندري تارکوفسکي،1962)

کودکي ايوان نخستين فيلم بلند تارکوفسکي است. تارکوفسکي برخلاف ساير آثارش در کودکي ايوان رويکردي واقع گرايانه دارد. چنين رويکردي ما را به ياد آثاري با گرايش رئاليسم سوسياليستي مي اندازد که به اصطلاح «جنگ کبير ميهني» را مطابق سفارش رهبران اتحاد جماهير شوروي به تصوير مي کشيدند.

اما به جز واقع گرايي موجود در فيلم از ديگر جهات کودکي ايوان با آن آثار متفاوت است. اينجا ديگر تارکوفسکي از شخصيت اصلي خود(ايوان) يک قهرمان نمي سازد. او شخصيتي است رنجور و تلخ انديش که در پايان کشته مي شود.

بي جهت نبود که کودکي ايوان پس از نمايش در جشنواره ونيز و دريافت جايزه اصلي مورد حمله نشريات چپ گراي ايتاليا قرار گرفت و نقطه آغازي شد بر اختلافات پردامنه بعدي تارکوفسکي با مقامات اتحاد جماهير شوروي.

ديگر تفاوت کودکي ايوان با فيلم هاي جنگي شوروي سابق در اين بود که تارکوفسکي در لحظاتي از فيلم خاطرات و روياهاي ايوان را به تصوير مي کشد و بعدي فرا واقعي را به فيلم اضافه مي کند. خاطره-روياهاي «کودکي ايوان» بهترين صحنه هاي فيلم هستند.

تارکوفسکي درباره يادآوري خاطرات مي گويد: «بازگشت به خاطرات، کنشي ضروري است تا آدمي بتواند قوانين زندگي را دريابد، در آنها سرچشمه نيکي را بيابد که سازنده زيبايي و حقيقت بنياني هستي اوست، و به دليل آن به خويشتن وفادار مانده است.»

رويا- خاطرات در کودکي ايوان نه تنها چيزي از صحنه هاي تلخ و واقع گراي فيلم کم ندارند که حتي از آنها پيشي مي گيرند و فضاي تازه اي را پيش روي تماشاگر ژانر جنگي مي گسترانند. روياهاي فيلم آن قدر تاثير گذار و قدرتمند هستند که آنها را عين واقعيت و حتي چيزي فراتر از آن مي پنداريم. تارکوفسکي مي گفت: «خاطره موقعيت دوم در لحظه حاضر است و نه اين مورد ساده که به گذشته بنگريم.»

در نخستين خاطره در فيلم با ايوان آشنا مي شويم. شاهد زندگي شاد او با مادرش هستيم. مادر در اين صحنه سعي مي کند از آب از چاه بيرون بياورد.

خاطره-روياي دوم کابوسي است که ايوان در کليسا مي بيند. ايوان درون چاه قرار دارد و مادرش از بالاي چاه به او مي گويد که مي توان تصوير ستاره ها را داخل چاه، حتي در روز ديد. بعد اين تصاوير به کشته شدن مادر پيوند مي خورند. مادر مي افتد و سطل به داخل چاه پرتاب مي شود.

خاطره سوم مربوط به کاميون حمل سيب در تابستان است و خاطره چهارم و پاياني فيلم باز هم نشان از زندگي شادمانه ايوان در پيش از جنگ دارد. ايوان و مادرش در ساحل دريا هستند. ايوان با چند کودک بازي و شنا مي کند.

تارکوفسکي ميان آثار خود و کارگردان هاي سينماي کلاسيک شوروي(ايزنشتين، پودوفکين و ...) فاصله مي ديد ولي در اين ميان خود را به الکساندر داوژنکو نزديک مي دانست.

او از کارگردان هاي زيادي مثل برگمان، برسون و... تاثير پذيرفته ولي در مصاحبه اي به ميشل سيمان مي گويد: «اگر بايد حتما مرا با سينماگري قياس کنند او کسي جز داوژنکو نخواهد بود.»

سکانس اول زمين(داوژنکو، 1930) با نماهاي درشت سيب هايي بر شاخه ها آغاز مي شود. سپس پيرمردي را مي بينيم که زير درخت سيبي دراز کشيده و به دوستش مي گويد: «دارم مي ميرم.» در پس زمينه پيرمرد، زمين پر از سيب است. او سيبي مي خورد و سپس مي ميرد.

تارکوفسکي در اداي ديني آشکار به زمين و داوژنکو در رويا-خاطره سوم در کودکي ايوان که به آن اشاره اي کوتاه کردم؛ ايوان را در زمان گذشته نشان مي دهد که سوار کاميوني است که بار سيب دارد. راننده بار را خالي مي کند و زمين مملو از سيب مي شود.

بعد از اين رويا ايوان به ماموريتي مي رود و در پايان مشخص مي شود به دست آلماني ها اعدام شده است. اين جا نيز مانند فيلم داوژنکو نماهايي از سيب هاي پرشماري که زمين را پوشانده، نشانه اي  است از سويه معنوي و شاعرانه طبيعت، و در حقيقت اين نماها تجسمي معنوي هستند از عروج قريب الوقوع پيرمرد و ايوان.

روياهاي شاعرانه ايوان(تحت تاثير فيلم شاعرانه داوژنکو) رئاليسم تلخ فيلم تارکوفسکي را تلطيف مي کند و در فيلم هاي بعدي او تبديل به رويکرد اصلي در سبک فيلمسازي اش مي شود.

بي جهت نيست که تارکوفسکي مي گفت: «مي‌توان‌ دو دسته‌ از كارگردانها را از يكديگر جدا كرد؛ دسته نخست‌ مي‌كوشند تا جهاني‌ كه‌ در آن‌ زندگي‌ مي‌كنند را به‌ تقليد بازسازي‌ كنند و دستهِ دوم‌ مي‌كوشند تا جهاني‌ ويژه خود بيافرينند، اين‌ دسته دوم‌ شاعران‌ سينما هستند.

برسون، داوژنكو، ميزوگوشي، برگمان، بونوئل، كوروساوا و آنتونيوني‌ از اين‌ دسته‌ اند، نام‌ آنها مهمترين‌ نام‌هاي‌ تاريخ‌ سينماست. آثار دشوارشان‌ از الهام‌ دروني‌ آنها سخن‌ دارند و از اين‌ رو همواره‌ با ذوق‌ همگان‌ خوانا نيستند.»

      

 

شنبه 25 شهريور 1391 - 9:50


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری