سه‌شنبه 25 مهر 1396 - 15:13
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

گزارش

 

محمدرضا صادقي

 

قصه گويي بر بستر رويدادهاي تاريخي

 

 

جلسه نقد و بررسي رمان«اي کاش گل سرخ نبود»نوشته منيژه آرمين حضور نويسنده و منتقدان؛ علي‌الله سليمي‌ و فرحناز عليزاده و جمعي از علاقه مندان به ادبيات داستاني در فرهنگسراي اخلاق برگزار شد.

در ابتداي جلسه، علي‌الله سليمي‌ درباره رمان«اي کاش گل سرخ نبود» گفت:«در اين کتاب با يک رويکرد تاريخي سر و کار داريم که در آن، سرگذشت فردي به نام«گُللر» روايت مي‌شود. ويژگي اول اين کتاب نگاه تاريخي آن کتاب است و در کنار آن، اثر حاضر همه ويژگي هاي يک رمان را هم دارد.»

وي افزود:«ويژگي اين گونه آثار ادبي اين است که مخاطب بهتر است با برخي از رويدادهاي تاريخ معاصر آشنايي داشته باشد، چون بيشتر شخصيت‌ها ارجاع بيروني دارند. شيوه داستان سرايي نويسنده هم به اين شکل است که داستان از زمان حال شروع مي‌شود و به مرور به گذشته بر مي گردد و به روايت تاريخ در گذشته مي‌پردازد و دوباره در انتهاي داستان به فضاي حال برگشت دارد.»

سليمي‌ گفت:«داستان شروع تلخي دارد و اين يکي از ويژگي‌هاي رمان‌هاي تاريخي است. در فصل‌ اول داستان به ماشين نعش‌‌کش اشاره مي‌شود که تلخي اين فضا را به مخاطب القا مي‌کند. در ادامه اين داستان اين تلخي‌ها ادامه پيدا مي‌کنند و اثري از کاميابي در اين داستان ديده نمي‌شود.«گللر» در طول داستان سرنوشت بدي دارد و سختي‌ها و تلخي‌هاي بسياري را تجربه مي‌کند. اين شخصيت به نوعي بلاکش اين داستان محسوب مي‌شود.»

وي در ادامه گفت:«يکي از ويژگي‌هاي مثبت اين رمان، همسان سازي شخصيت«گللر»با فضاي اجتماعي در ده هاي گذشته تاريخ معاصر کشورمان است. به همان ميزان که شخصيت اصلي روزگار نابساماني دارد، شرايط اجتماعي داستان در دوران حضيض به سر مي‌برد و پستي‌ها و بلندي‌هاي زيادي را طي مي‌کند.»

 سليمي‌در مورد ساختار کتاب هم گفت:«خانم آرمين چندان فرم‌گرا نيست و دغدغه پرداختن به فرم را هم نداشته است. اين داستان شروع بسيار خوبي دارد و اين يکي از نکات کليدي است که نويسنده به آن اهتمام داشته است. اما در ادامه داستان از اين فضا فاصله مي‌گيرد و داستان فداي رويکرد تاريخي مي‌شود.»

وي در مورد ويژگي‌هاي مثبت اين رمان گفت:‌»فضاسازي‌ها در اين کتاب بخوبي انجام شده است و پرداخت تاريخي در درون اثر از ديگر ويژگي‌هايي است که آرمين به آن توجه کرده است. اين نويسنده دغدغه تاريخ دارد و در ديگر داستان‌هاي خود نيز بر برهه‌هاي ديگر تاريخي پرداخته است. اين داستان فضاي رئاليستي دارد که در بخش هاي پاياني و در صحنه کوتاهي وارد فضاي سورئاليستي مي‌شود. به نظرم اين وضعيت به کار ضربه مي‌زند و چارچوب يکدست کار را زير سؤال مي‌برد.»

وي در انتها يکي از نقاط ضعف اين رمان را تعدد شخصيت‌ها دانست و گفت:«در اين رمان با ازدحام شخصيت‌ها روبرو هستيم که البته بيشتر آنها تيپ هستند تا شخصيت. شخصيت‌هاي فرعي که در اين داستان وارد مي‌شوند نقش چنداني ندارند و فقط  فضاي داستان را بيش از پيش شلوغ مي‌کنند.»

در ادامه، فرحناز عليزاده در مورد رمان اي کاش گل سرخ نبود گفت:«يکي از دلايلي که نويسنده‌اي پس زمينه فضاي رمان خود را تاريخ قرار مي‌دهد به دليل بازگويي رازها و رمزگشايي از تاريخ است. نويسنده تلاش مي‌کند در اين گونه ادبي با واکاوي تاريخ به هويت‌يابي دگرگونه برسد و اين در مورد داستان خانم آرمين نيز صحت دارد.»

وي در ادامه گفت:«چيزي که در کتاب ديده مي‌شود ادغامي از تفکر اجتماعي و تاريخي است و در مقابل اصلا به مسائل سياسي پرداخته نشده است و نويسنده در درون داستان به اين امر اشاره مي‌کند. در اين داستان شخصيت اصلي «گللر» است و داستان وي در خانه سالمندان روايت مي‌شود.»

اين منتقد ادبي ادامه افزود:«تمرکز روايت روي گذشته معطوف شده و اين‌قدر در گذشته بسر مي‌بريم که از فضاي حال غافل مي‌شويم. اين امر موجب مي‌شود مخاطب چندان نتواند با اين اثر همذات پنداري کند.»

عليزاده در مورد شخصيت‌هاي اين رمان گفت:«کساني که در اين داستان انتخاب شده‌اند از سوي نويسنده به طور هوشمندانه‌اي انتخاب شده‌اند و واقعيتي پشت هر يک بعضي از شخصيت‌ها نهفته است.»

وي همچنين اذعان کرد:‌»گهگاه در درون داستان صحنه‌هايي روايت مي‌شوند که چندان به داستان ارتباط ندارند و کارکردي در پيشروي داستان ايفا نمي‌کنند. گزارش‌نويسي‌هاي بيهوده و از اين شاخه به آن شاخه پريدن‌ها فراواني نيز در درون داستان بسيار ديده مي‌شود. از سوي ديگر به چرايي انگيزه‌هاي دروني شخصيت اصلي داستان که موجب تصميم‌گيري‌هاي او مي‌شود اشاره نمي‌شود.»

عليزاده در انتقاد از اين کتاب گفت:‌»اگر نويسنده هوشمندانه از تاريخ استفاده کند مخاطب به راحتي مي‌تواند بدون داشتن پيشينه تاريخي به داستان متصل شود و آن را ادامه دهد اما در اين اثر اين مهم رعايت نشده است.»

وي در مورد ويژگي‌هاي مثبت اين اثر گفت:«خانم آرمين بخوبي توانسته است حال و هواي زنان گذشته را در درون رمان به خوبي توصيف کند. اين نشان مي‌دهد که زنان ايراني در دوره‌هاي پيشين چگونه فداکارانه با مشکلات سياسي، اقتصادي و اجتماعي به مبارزه مي‌پرداختند. اين يکي از زيباترين کارهايي است که خانم آرمين به تصويرسازي آن پرداخته‌اند.»

وي در ادامه افزود:« روايت‌هاي تاريخي به خوبي در اين اثر گنجانده‌ شده‌اند و بسيار تاثير برانگيز هستند. کشمکش‌هاي ذهني، عاطفي و فردي به خوبي پرداخت شده‌اند اما محدود شدن نويسنده به زمان گذشته و غافل شدن وي از زمان حال به اين اثر ضربه زده است.»

در بخش پاياني جلسه، منيژه آرمين در خصوص انتقادات وارد شده، گفت: من کلا به نقد و برگزاري اين گونه جلسات اعتقادي ندارم زيرا اين نقدهايي که معتقدم در مورد آثار من انجام مي‌دهند در ذهن من باقي نمي‌ماند. به نظر من در اين رمان با تعدد شخصيت مواجه نيستيم بلکه با تيپ‌هايي مواجه هستيم که بافت داستان به آنها احتياج دارد. اين رمان به هيچ‌وجه تاريخي محسوب نمي‌شود و من هم ادعاي چنين کاري ندارم. اين رمان دغدغه تاريخ را ندارد بلکه به دنبال بازتاب اجتماعي برهه‌اي از تاريخ است. هر رماني که نوشته مي‌شود هر قدر که دروني باشد و نگاه هستي‌شناسانه داشته باشد، تاريخ جزئي از آن محسوب مي‌شود و هيچکس جداي از تاريخ نمي‌تواند زندگي کند. من افسوس مي‌خوردم از زنان نويسنده‌اي که فقط به موضوع زنان مي‌پردازند و از موضوعات ديگر اجتماعي غافل مي‌شوند.»

وي در ادامه گفت:«جزء جزء اين داستان به يکديگر ارتباط دارند و مخالف اين نظر هستم که داستانم بخش‌هاي اضافه‌اي دارد. دغدغه من در اين رمان تضادهايي است که در درون شخصيت گللر وجود دارد و اين تضادها به فضاي اجتماعي دوران وي باز مي‌گردد.»

وي در پاسخ به استفاده از سورئال در پايان داستان خود گفت:«به نظر من داستان و رمان مثل خود زندگي است و رئال و سورئال ندارد. همه ما در يک دنياي رئاليستي زندگي مي‌کنيم اما افکار ما سورئاليستي هستند. همچنين نويسنده آزاد است که آغاز و پايان داستان خودش را انتخاب کند. به نظر من تنها چيزي که نويسنده به آن متحد است ارزش هاي انساني است.»

 

دوشنبه 20 شهريور 1391 - 14:36


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری