يكشنبه 29 مرداد 1396 - 16:17
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

گفتگو

 

محمد عصاريان

 

او رفت جنگ، که تو سالم زندگي كني

 

گفتگو با يدالله وفاداري

هنر مردمي تئاتر همواره از اتفاقات پيرامون خود تأثير گرفته است و با جامعه و تغييرات آن خواسته و ناخواسته ارتباط داشته و بنا به خواست و مقتضيات اجتماعي مردم واکنش نشان داده است. دوران 8 ساله دفاع مقدس که در کنار انقلاب 57 به عنوان مهمترين مقطع تاريخي سياسي و اجتماعي ايران اثرگذار در ادبيات و هنر بويژه ادبيات نمايشي کشور داشته که تأثير بلامنازع و لاينفک آن را مي­توان در رويدادها و آثار نمايشي اين حوزه مشاهده کرد تئاتر دفاع مقدس از ديد پژوهشگران به سه دوره تقسيم مي­شود:

1) دوره هيجان

2) دوره انتزاع

3) دوره تکنيک

در دوره اول يا دوره هيجان در بيشتر آثار به دليل همزماني با جنگ و نياز جامعه به تشويق و تهييج يا آثاري تبليغي و شعارزده مواجه بوديم که عموماً بنابر سفارشات اقتضاي ملي فاقد ارزش هنري و تکنيکي بودند.

دوره دوم دوره انتزاع و آثار منتقدانه جنگ بود که در عموم اين آثار نگاه هنرمندان به مقوله جنگ و دفاع مقدس، منطقي­تر و نوعي ساختاري­تر بود اما به دليل سياست گذاري­هاي متغير جامعه اکثر اين آثار توسط خود هنرمند زير تيغ خودسانسوري رفته و ابتر شدند.

دوره سوم که اين دوران فعلي است مرحله تثبيت و تکنيکي شدن آثار نمايشي دفاع مقدسي است که روند رو به رشد و علمي شدن در آثار توليدي به خوبي نمايان است تئاتر امروز جنگ در ايران به قوام زدگي ملي و بعضاً جهاني نيز سايه مي­زند اما تئاتر امروز در عين بارور شدن همچنان از مشکلات ابتدائي و پيش پا افتاده رنج مي­برد مشکلاتي بنام حاشيه، سليقه نگري، رفيق مداري، نام شکني، حذف نسل جوان، بهاي بي مقدار به نسل­ها و . . .

شايد بتوان چرائي اين اتفاقات را تا راه اندازي در خود اين گفتگو از زبان يدالله وفاداري استاد و مدرس ادبيات نمايشي پرس و جو کرد. دکتر يدالله وفاداري متخصص در ادبيات نمايشي کودک و نوجوان و عضو شوراي عالي تخصصي تئاتر کودک و نوجوان مرکز هنرهاي نمايشي حوزه هنري است.

- تعريف مشخص شما از تئاتر جنگ به ويژه دفاع مقدس و صورت ايراني شده­ي آن چيست؟

بحث دفاع مقدس و هنر اين دفاع عظيم مقدس يک بحث کلي و طولاني است. پرداختن به اين هنر شايستگي­هائي مي­خواهد که در اين مقال به آن خواهيم پرداخت به طور کلي هنر دفاع مقدس و به طور کلي دفاع مقدس تعريف آن در خودش گنجانده شده است دفاع مقدس زماني صورت گرفت هويت ما زير سؤال و هجوم دشمن بيگانه قرار گرفت بنابراين از هنرمندان هم توقع مي­رود به اين هنر به گونه­اي بپردازند که اصل و هست مطلب روشن و مشخص باشد چرا که در اين ميان اين هويت ما ارزش­هايمان بود که زير سؤال و هجوم قرار گرفت اما گاهي شاهد اين مدعا هستيم که برخي از هنرمندان، نويسندگان، نمايشنامه نويسان به گونه­اي برخورد مي­کنند که اين جريان فضاي معکوس به خود مي­گيرد دفاع مقدس ما يک دفاع ارزشي بوده است اما گاهي شاهد هستيم پرداخت­هاي هنري فضاي يک حرکت کم ارزش و شايد هم بي ارزش به خود مي­گيرد اگر هنرمندان در اين عرصه به صورت يک حرکت ارزشي به اين مقوله دفاع مقدس بپردازند اين حرکت قابل تقدير است اگر حرکتي غير از اين صورت بگيرد اين هنر قابل دفاع و تقدير نخواهد بود و مقدس نيست. دفاع مقدس و تئاتر دفاع مقدس بايد به گونه­اي باشد که تقدس اين دفاع مقدس و تحميل جنگ به ايران و هجمه­هاي بزرگ فرهنگي و سياسي را کاملاً مشخص کند.

- بيشتر در مورد اين نوع تئاتر به طور مشخص صحبت کنيد.

اين نوع هم از ويژگي­هاي خاص خودش بهره مي­برد اين تئاتر مي­تواند با پرداختن به ويژگي­هاي خاص اين فضاي هنري بر روي صحنه مي­تواند نقطه­هاي متفاوتي را با ديگر پرده­هاي تئاتري ايجاد کند. در اين نوع تئاتر به طور ويژه اخلاق بحث اول است ويژگي­هاي ديگري مانند شجاعت، اعتقاد و ايمان و عدالت مواردي است که مي­توان در اين نوع تئاتر از آنها استفاده کرد اين گزينه­هاي مشخصه اصلي تئاتر دفاع مقدس است. اگر تئاتري اين ويژگي­ها را در قالب جنگ بپردازد از آن مي­توان به عنوان تئاتر دفاع مقدس ياد کرد. ارزش دفاع مقدس به دفاع از هويت ايراني و اسلامي ما بازمي­گردد اين نوع تئاتر يک نوع تئاتر عمومي نيست که بتوان ويژگي­هاي آن را با ديگر عرصه­هاي هنري برابر دانست  اين نوع تئاتر يک تئاتر ارزشي است که بايد گزينه­هاي بالا در آن به طور کاملاً مشخص لحاظ شود. تئاتر دفاع مقدس هميشه در طول زمان مختلف داراي اين ويژگي­ها بوده است اما اکنون شاهد اين هستيم که گاهي به اين ويژگي­ها به طور ويژه بها داده نمي­شود.

- در اجراهاي تئاتر دفاع مقدس معمولاً ديده مي­شود که نمايشنامه نويسان و کارگردانان از اسباب و لوازم و نوع بازي­هاي کليشه­اي استفاده مي­کنند و فضاي خلاقانه­اي بر روي صحنه شاهد نيستيم. دليل اين امر را چه مي­دانيد.

به نظرم به طور کلي نمايشنامه نويسان و کارگردانان در پرداختن به فنون و تکينيک­هاي هنري­شان داراي توانائي بسيار بالائي هستند اما مشکل از اين جا بوجود مي­آيد که اين افراد معمولاً فضا و حال و هواي جنگ را درک نکرده­اند. تکنيک و فنون به خوبي اجرا مي­شود اما نويسندگان درک مناسبي از اين فضا ندارند و چون خودشان را در اين شرايط هم قرار نمي­دهند نمي­توانند کار را به خوبي هدايت کنند اين افراد مي­توانند از طريق ابزارهاي مختلف در راستاي حال و هواي جنگ تا ميزان زيادي قرار بگيرند. مثلاً مي­توانند با مراجعه به موزه­هاي مختلف شهدا و خواندن مطالب مرتبط با جنگ از قبيل رمان­هاي جنگي مانند کتاب (دا) به يک بينش جديد پيرامون جنگ برسند. همين کتاب (دا) را که مثال زدم به عنوان يکي از بهترين کتاب­هائي است که مي­تواند در اين زمينه راهگشاي نويسندگان و نمايشنامه نويسان و هنرمندان و کارگردانان حوزه تئاتر جنگ و دفاع مقدس باشد. بنده خودم از سن دبستان تا پايان دبيرستان را در خرمشهر سپري کرده­ام و گواهي مي­دهم که تمامي مطالب نوشته شده در اين کتاب دقيقاً با حقايق برابري مي­کند مثلاً وقتي ايشان به فاصله زماني ميان مسجد و غسالخانه اشاره مي­کند و به اتفاقات حادث شدن در اين ميان نظر دارد دقيقاً زمان بندي ميان اين حوادث با واقعيت برابري مي­کند خوب به هر حال زماني بود که خرمشهر براي خودش يک پايگاه اقتصادي مهم به شمار مي­رفت و افرادي که علاقمند بودند که به کسب و کار از تمامي نقاط ايران بخصوص از کشورهاي منطقه براي ايجاد کسب و کار به اين شهر مهاجرت مي­کردند که پدرم هم يکي از کساني بود که به همراه خانواده و دوستانش در اين شهر از مسکو (روسيه) به اين شهر مهاجرت کرد و اين چنين بود که من از کودکي در اين شهر بزرگ شدم و با فضائل و ويژگي­هاي اين شهر و مردمانش هم به خوبي آشنا هستم بنابراين مي­توانم به خوبي تشخيص بدهم که کداميک از کتاب­هائي که در اين زمينه به چاپ رسيده­اند با واقعيت­هاي موجود در آن زمان در آن منطقه جنگي همخواني دارد. کتاب (دا) يکي از بهترين اين کارها است. کتاب­هائي چون بابانظر يا نورالدين پسر ايران و رمان­هاي ديگر در اين زمينه بهترين راهگشا براي علاقمندان به حوزه جنگ و دفاع مقدس در تئاتر و صحنه مي­تواند باشد. از طرفي اين دوستان مي­توانند با خواندن وصيت نامه شهدا يا سفر به مناطق جنگي در اين فضا قرار بگيرند تا بهتر بتوانند اين زمينه را براي مخاطبان فضاسازي کنند. اين افراد شاهد بودم که تکنيک را به خوبي مسلط هستند اما مشکل همان حس و حال اين فضا است که نويسنده و کارگردان بايد اين حال را تجربه کند از طرفي شاهد هستيم که اکثر نمايشنامه نويسان اين عرصه هم به طور عجيبي عجول هستند يعني همين که مطلبي مي­نويسند مي­خواهند اين مطلب روي صحنه اجرا شود خب اين اتفاق نياز به صبر و پختگي دارد. اکثر نويسندگان ما با کلمه­اي به نام بازنويسي غريبه هستند. نبايد از ياد برد که اکثر آثار بزرگ و مشهور جهان بيش از چندين بار بازنويسي شده­اند جايي مي­خواندم که بالزاک اکثر آثار خود را بيش از ده بار بازنويسي کرده است رمان­هاي قطور يا گوريو يا زنبق دره از جمله­اي از اين آثار بودند. از طرفي الگوبرداري از کارهاي بزرگ دنيا هيچ اشکالي ندارد به شرط اينکه اين الگوبرداري در انتها به خلاقيت و توليد منتهي شود آثار بزرگ نقاشان يا ديگر هنرمندان در ابتدا تنها يک الگوبرداري ساده از کارهاي بزرگان هنر خودشان بوده است تا کم کم اين ذهن و دست پخته شده و فرد به کمال الملک تبديل مي­شود.

- آيا پيوند ادبيات و تئاتر مي­تواند ظرافت­هاي ادبي آثار را در صحنه پوشش دهد؟

ما ظرفيت اين اتفاق را در صحنه­هايمان کاملاً داريم. ببينيد اين موضوع مطرح است که ممکن است صحنه پرداز امکانات سخت افزاري و نرم افزاري باشد اما صاحب صحنه نتواند از اين امکانات استفاده کند که البته بالعکس اين موضوع هم مي­تواند اتفاق بيافتد اين اتفاق ارتباط کاملاً مستقيمي با ميزان خلاقيت نمايشنامه نويسان و کارگردانان ما دارد. اين خلاقيت به هنرمندان ارتباط پيدا مي­کند. بايد مضمون رمان­هاي بزرگ جنگي و دفاع مقدسي را گرفته و روي صحنه با خلاقيت ويژه­اي به اجرا بگذاريم. بايد اين پيوند در چکيده مطالب و خلاصه­ي داستان مطرح و نمود داشته باشد.

- در اجراي اين رويکرد صحنه را چقدر موفق ديده­ايد؟  

اين بستگي به نوع کارهاي توليدي دارد که البته پيش زمينه­هاي اين رويکرد هم مهم است برخي کارها ضعيف است و برخي متوسط و برخي هم با شناخت کار کرده­اند و اثر قابل ملاحظه است اما به طور کلي بايد گفت که کار آکادميک در اين زمينه انجام نگرفته است که بخواهيم يک توقع عجيب و غريب داشته باشيم البته شنيده­ام که يک جاهائي يک سري کارهاي آموزشي آکادميک انجام مي­گيرد اما اينکه به طور جدي و مستمر در اين زمينه کار شود هنوز چيز قابل ملاحظه دريافت نشده است. اينکه يک واحد درسي خاص در دانشگاه­ها به اين عنوان تدريس شود يا يک استاد نمايشنامه نويسي موضوع يک ترم خود را نوشتن پيرامون اين مقال قرار دهد به طور جدي در دانشگاه­هاي ما انجام نگرفته است. براي اين کار هم تنها مباحث آکادميک مطرح و مهم نيست بلکه مي­توان از افراد يا نهادها و سازمان­هاي ديگري هم نام برد که حمايت اين مراکز براي پرداختن به هنر و تئاتر انقلاب اسلامي جنگ بسيار مهم و ارزشمند است. اينکه اين مراکز گروهي از نويسندگان و کارگردانان را انتخاب کنند و اين افراد از هر نظر حمايت شوند و تنها به وظيفه نوشتن پيرامون هنر جنگ و انقلاب بپردازند. هنوز اين اتفاق در دايره­ي هنري هنرمندان و مسئولين اتفاق نيافتاده است اين اتفاقات هم بايد داراي يک زمان بندي مشخص باشد که مسئولين بدانند طي اين سالها به دنبال چه چيزي هستند. اگر در اين مسير مديران و کارشناسان هنري در کنار هنرمندان باشند و با يک همدلي و تناسب بتوانند کار را جلو ببرند ما شاهد خواهيم بود که تئاتر دفاع مقدس فضاي جديدي را تجربه کند در حاليکه امروز بزرگترين سيستم ضعيف مديريتي را بر روي اين حوزه شاهد هستيم.

- البته اين تکرار و دلزدگي هنرمندان در مقوله جنگ هم باعث بد نوشتن اين افراد شده است و گاهي ديده مي­شود مردمي که به طور معمول با هنر تئاتر غريبه هستند با کناره گيري از حمايت معنوي و مادي از اين هنر، گذران وقت جلوي تلويزيون را از ديدن اينگونه تئاترها بيشتر مي­ پسندند. در اين ميان مي­خواهيم بدانيم وظيفه مراکزي چون حوزه هنري که به طور خاص وظيفه پرداخت به هنر جنگ و انقلاب را دارد، چيست؟

احساس مي­کنم اين مراکز در بحث حمايت از کارهاي معنوي و ديني بسيار بيشتر از گام­هاي جنگ و انقلاب رو به جلو حرکت کرده است اگر يک سري جشنواره برگزار شود. حوزه هنري به گروه­ها فضاي کار تمرين و سالن مي­دهد که گروه­ها کار کنند حتي جوايز مناسبي هم در اين ميان اهدا مي­شود اما من نديدم که در اين زمينه توانسته باشد يک کار مستمر و هماهنگ در سراسر کشور انجام دهد اکثر اين رويدادها به نوعي کلي و فصلي بوده است اينکه بتواند از صاحب نظران در حوزه جنگ و انقلاب از جمله افراد بسيجي و سپاهي و نظامي را دعوت کند تا از خاطرات و آن حال و هوا بگويند تا براي هنرمندان فضاي جنگ و جبهه­ها متجلي شود زماني را به ياد دارم که يک اردوي 2 هزار نفري در يکي از اردوگاه­هاي کشور برگزار شده بود در اين مراسم مسئولين مي­خواستند نتيجه يکي از جشنواره­هاي هنر تئاتر را هم اعلام کنند. اکثر مدعوين منتظر اعلام نتايج بودند و يک فضاي پر التهاب و هيجان انگيز به پا بود که در اين ميان حاج آقا ابوترابي شروع کردند که خاطرات جنگ را براي اين 2 هزار نفر در چيزي حدود يک ساعت و نيم مطرح کردند چنان سکوتي در اين ميان حاکم بود و همه تشنه شنيدن بودند که در اين يک ساعت و نيم کسي حرفي نمي­زند اگر ما بهترين اجراها را هم داشته بوديم چنين سکوتي در چنين فضائي بوجود نمي­آمد اينکه حوزه هنري يا ارشاد اسلامي مي­خواهد در اين زمينه کار انجام شود يک امر خوب است اما بايد در نظر گرفت که متولي اين امر هنوز مطرح نيست اگر اين متولي اعلام آمادگي کند مي­تواند به بسترسازي روي بياورد و در اين ميان از افراد صاحب نظر و صاحب تجربه دعوت کند اردوهاي چند ماهه در مناطق جنگي برگزار کند تا هنرمندان بتوانند خودشان را با شرايط و حال و هوا متناسب و متعادل کنند اينکه اگر سخن از ايثار و محبت و اعتقاد و ايمان به ميان مي­آيد مخاطب بتواند مفهوم اين الفاظ را از بطن تئاتر بيرون بکشد و متوجه بشود. خواندن رمان­هائي چون (دا) يا (نورالدين پسر ايران) که به طور دقيق و با صداقت کامل به فضاي جنگ پرداخته است مي­تواند در اين مسير راهگشا باشد. يک کتاب ديگر هم به ياد دارم که براي شهيد برونسي است اين کتاب هم بسيار خوب است به نظرم نويسندگان و اهالي تئاتر دفاع مقدس هرچه مي­توانند بايد خودشان را با اين فضا مأنوس کنند، تا بتوانند حرفي براي گفتن داشته باشند.

- با توجه به تجربه شما در بحث دانشگاه­ها، شاگردان خودتان چقدر به نوشتن در اين مسير علاقه نشان مي­دهند؟

نظرات متفاوت است برخي علاقه دارند برخي ديگر اصلاً توي باغ نيستند اما مهم اين است که اگر يک بسترسازي مناسب در اين مسير اتفاق مي­افتاد امروز شاهد بوديم تعداد زيادي از اين دانشجويان در اين مسير مي­نوشتند و کسب تجربه مي­کردند. ما بايد يک مقايسه آماري کنيم ابتدا در اين مسير بسترسازي صورت بگيرد و تبليغات محيطي انجام شود بعد آمارگيري کنيم که در حال حاضر بعد از اين فضاسازي­ها توجه مخاطبان و اهالي هنر چقدر به اين سمت جلب شده است و يک قياس با نظر اهالي هنر قبل از اين بسترسازي­ها انجام بگيرد.

- با توجه به اينکه تخصص شما در تدريس نمايشنامه نويسي و ادبيات داستاني کودک و نوجوان است اهميت توجه به پرداخت­هاي ارزشي دفاع مقدس براي اين سنين (کودک و نوجوان) چقدر مهم است؟

اصلاً در زمينه کودک و نوجوان مي­توان گفت که هيچ کاري صورت نگرفته است. اينکه يکي دو نفر تک و توک با علاقه شخصي خودشان و به صورت فصلي دست به اين کارها بزنند که نمي­تواند آمار مناسبي براي اين جريان باشد. کارکردهاي اين فضا مربوط به فعاليت­هاي جدي و آکادميک نبوده است زماني که يک برنامه ريزي هنري در جريان است بارها از مسئولين خواهش کردم که توجه به کودک و نوجوانان را از ياد نبرند چرا که اين نسل روشنگر راه آينده­ مان خواهند بود اگر اين افراد با مفاهيم ارزشي گذشته ما و تاريخ پرفراز و نشيب­مان آشنا شوند پس از کجا بايد بدانند که بايد پاي اعتقادات و ارزش­هاي هويتي ايراني اسلامي کشورشان بمانند. برخي از اين کودکان و نوجوانان امروز حتي نمي­دانند که چرا پدر و خانواده­شان به جنگ رفته­اند؟ نمي­دانند که اگر آن افراد نبودند امروز هيچ وقت نمي­توانست طعم آرامش را در کشورش لمس کند. او رفت جنگ که تو سالم بِزي. موفق باشي و سالم. اين معاني براي اين افراد گنگ است اگر بخواهيم بطور واقعي وارد اين جريان شويم بايد بگويم که ما در اين عرصه اصلاً موفق نبوده­ايم چرا که زمان بندي و برنامه ريزي مناسبي نداشته­ايم.

- به هر حال جنگ ايران در صد سال گذشته يکي از جنگ­هاي طولاني و پرهزينه تاريخ بوده است که تبعات مختلف آن براي هر دو کشور تا امروز هم ادامه داشته است اين جنگ براي کشورمان پتانسيل­هاي عظيم هنري به دنبال داشت که شاهد هستيم از اين استعدادهاي بالقوه هيچ استفاده­ اي نمي­شود و حتي خانواده­ها هم در اين مسير سعي دارند ارزش­ها را کم کم در زندگي روزمره و روزمرگي هضم کنند. اين دلسردي و عدم پرداخت به اين ويژگي­ها ناشي از چه رويدادي است؟  

رسالت و وظيفه هنر اين است که هنرمند را بتواند براي ايجاد تغيير و تحول آماده کند و فضاي ذهني او را به آرامش براي خلق اثر نزديک­تر کند. اما چيزي که امروز در جامعه­مان شاهد هستيم نکته­اي است که با اين داستان­ها متفاوت است امروز اگر نويسنده و نمايشنامه نويسي به نوشتن روي بياورد بايد بداند که اين کار يک ريسک است چرا که ممکن است از زندگي روزمره و امرار معاش عقب بيافتد چرا که هيچ متولي پيدا نمي­شود که بتواند او را تأمين کند اينکه متولي با او قرارداد ببندد و اگر کار سرانجام مناسبي نداشت کف قرارداد به او تعلق گيرد، اتفاقي است که باعث راضي روح و روان نويسنده مي­شود اما از اين نوع قراردادها خبري نيست.

- اين حمايت­ها حتماً بايد دولتي باشد.

خير ng هاي مختلف مي­توانند اين وظيفه را به عهده بگيرند.

- برخي معتقدند اين حمايت­ها ممکن است بازگشت مالي نداشته باشد.

چرا بازگشت مالي نداشته باشد مگر ما در سينما شاهد نبوديم که يک کار مناسب و خوب جنگي فروش ميلياردي داشته است چرا که فکر مي­کنيم اين اتفاق براي صحنه و اجراهاي ما نمي­تواند حادث شود. اتفاقاً در اين زمينه تجربه­اي هم دارم. يک سالي يک تئاتري ما کار کرديم که با استقبال عموم در مواجه شد سعي کرديم اين کار را به طور سراسري در کشور هم اجرا کنيم بنابراين از 20 گروه تئاتر از سراسر کشور دعوت کرديم که به ديدن اين تئاتر بيايند بعد از آنان خواستيم اين کار را همان طور که مي­بينند بدون هيچ گونه کم و کاستي و توليد خلاقيت تنها در شهرهاي خودشان به اجرا بگذارند متن و موسيقي و ميزانش را هماهنگ کرديم و خواستيم که اين نمايش با همين کيفيت تنها تحت نظر کارگردان و بازي عده­اي بازيگر در سراسر کشور اجرا شود که کار بسيار فوق العاده­اي هم از آب درآمد. حتي مي­ خواستيم cd اين کار را هم توليد کنيم و براي استفاده ديگر شهرها که در آنجاها اجرا نداشتيم به فروش برسانيم. آيا اين کار بازگشت مالي نمي­تواند داشته باشد؟ اگر يک کار خوب جنگي بسازيم و از همه پايگاه­هاي بسيج بخواهيم که اين کار را اجرا کنند آيا اين اشاعه فرهنگ و هنر انقلاب و جنگ به بهترين نحو انجام نخواهد گرفت. اگر به عرض بنده دقت کرده باشيد متوجه مي­شويد که اين اتفاق مي­تواند يک دگرديسي فرهنگي باشد. وقتي به شهرستان­ها مي­ روم گله مند هستند که اينجا هيچ گونه کار آموزشي انجام نمي­شود و بنده هم هميشه گفتم که مگر شکسپير چگونه شکسپير شد مگر او سواد نمايشنامه نوشتن داشته است؟ او هم با نگاه کردن به انواع آثار ادبي و مطالعه و استخراج فنون مي­توان به دستاوردهاي عظيمي دست پيدا کرد. امروز همه­ي گروه­ها مي­توانند از تکنولوژي موجود در اين عرصه استفاده کنند مگر در بحث تعزيه خواني يک تعزيه خوان چگونه رشد و نمو مي­کند او هم ابتدا با صبر و از مسلم خواني به قاسم خواني و علي اصغر خواني و عباس خواني و امام خواني مي­رسد و در صف مقابل هم با شمشير زدن و سياهي لشگري، رجزخواني و بعد به شهرخواني مي­رسد. الگوها در سراسر وجود دارند آموزش براي گروه­ها همين کتاب­ها است که آموزش در آن مستمر است مي­توان اين کتاب­ها را خواند و از آن اين مفاهيم را استخراج کرد. آموزش که فقط لحن و بدن نيست بلکه مي­توان با نگاه کردن هم به مقولات هنري تکنيک­ها پي برد البته اگر آموزش هم باشد چه بهتر.

- ما امروز در سطح جهان کشورهاي زيادي را سراغ داريم که فرهنگ و تاريخشان را به ديگر کشورها و ملت­ها صادر مي­کنند نمونه­ي اين کشورها کره است که هنگاميکه سياسيون و شخصيت­هاي ساير کشورها به اين کشور ورود مي­کنند با حضور در يک استاديوم گروه ده هزار نفري کره­اي انقلاب کشورشان را به نمايش مي­گذارند اين گروه يکي از بزرگترين گروه­هاي نمايشي جهان محسوب مي­شود. حال اين سؤال مدت­ها است در گلوي اهالي رسانه گير کرده است که چرا کشور ما با اين سابقه عظيم فرهنگي و تاريخي هيچ کار نتوانسته است تئاتر خود را به جهان معرفي کند يا در اين هنر حداقل در سطح منطقه حرفي براي گفتن داشته باشد؟

نکته بسيار جالبي را مطرح کرديد که داغ دل اهالي هنر تئاتر هم هست. مشکل هنوز هم مي­تواند متولياني باشد که متولي گري­شان را اعلام نمي­کنند بنابراين افراد و گروه­ها نمي­دانند که بايد درب خانه چه کسي را بزنند وقتي در سطح مديريتي مديران يک ساله تغيير مي­کنند و برنامه­هايشان کوتاه مدت است اگر کسي از کار کناره گيري کند و کس ديگري جانشين او شود کليه برنامه­ها را از ابتدا شروع مي­کند مديراني که در رأس هستند بايد توجه داشته باشند که کشورهائي که در اين مسير موفق بودند که برنامه­هايشان بلند مدت بوده است مثلاً ما هم بايد براي مديريت مدير کلي مرکز هنرهاي نمايشي ارشاد يا حوزه هنري يک شخص شايسته را به مدت 20 سال انتخاب کنيم تا اين افراد در اين مدت برنامه­هايشان را اجرا کنند و اگر پس از اين مدت برنامه­ها رضايت بخش بود او در کارش تمديد شود اما امروز شاهد هستيم که کوچکترين تغيير و تحول با پاشيده شدن گروه­ها در سطوح مختلف هنري و مديريتي همراه است. وقتي سيستم مديريت هنري­مان به اين شکل است چگونه مي­توان توقع داشت که ما حرفي هم در منطقه براي گفتن داشته باشيم. بايد پله پله شروع کرد و اين بنا را بنا کرد به ياد دارم زمان انقلاب بود که يک کار بسيار ارزشمند نمايشي در يک محوطه وسيع در ميدان خراسان انجام شد با اينکه اين کار از تکنيک و اصول يک اثر دراماتيک بي بهره بود اما بسيار مستعد و ويژه نشان مي­داد به طوري که همه را به وجد آورده بود اگر اين گروه­ها حفظ مي­شدند امروز روي آنها کار مي­شد شايد ما هم مي­توانستيم مانند کره يک گروه نمايشي چند هزار نفري داشته باشيم که فرهنگ و تاريخمان را به رجال سياسي بخورانيم. ممکن است الان هم گروه­هائي باشند که کارشان ساختار ارسطوئي نداشته باشد اما به شدت مورد توجه مخاطبان باشد براي حفظ اين گروه­ها چه کرده­ايم؟ آيا براي حفظ اين نمايشنامه نويسان و کارگردانان قراردادهاي مدت دار امضا مي­کنيم؟ آيا اين افراد از نظر معيشت تأمين هستند تا با فکري باز براي هنر انقلاب و جنگ قلم فرسائي کنند؟

 

دوشنبه 20 شهريور 1391 - 14:27


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری