چهارشنبه 26 مهر 1396 - 9:22
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

كتاب

 

ياسر حمزه لوي

 

کشور رنگها

 

با نگاهي به کتاب داستان لبنان نوشته ي زهره يزدان پناه قره تپه

در کتاب حاضر با نثر ساده و دقيقي روبرو هستيم که نويسنده براي توصيف سفر خود به کشور لبنان از آن استفاده کرده است . کتاب شامل ده فصل ميباشد که عبارتند از : فصل اول : جلسه ي توجيهي  فصل دوم : تهران-دوحه. فرودگاه امام خميني  فصل سوم : فرودگاه بيروت .ديدار ميزبانان  فصل چهارم : موزه ي ملي بيروت  فصل پنجم : ديدار  از شبکه ي المنار  فصل ششم : صيدا  فصل هفتم : بعلبک  فصل هشتم : مصاحبه با شبکهي المنار   فصل نهم : حاريصا فصل دهم : برج البراجه

در فصل اول نويسنده با دقت بسيار اتفاقات داخل جلسه ي توجيهي را بيان ميکند و حتي از نوع لباس پوشيدن و پيشينه ي همسفران خود صحبت به ميان مي آورد. در مورد جشنواره سلام بر حزب الله توضيحاتي مي دهد همچنين بهانه ي اين سفر را توضيح ميدهد در صفحه ي دوازده دليل عفب افتادن اين سفر را مسائل سياسي داخل لبنان بيان ميکند . در همان ابتدا نويسنده از خطرات اين سفر و مشکلات آنسخن به ميان مياورد و متذکر ميشود که گروههاي لبناني در داخل لبنان به صورت کاملا واضح قدرت را در دست دارند و گروه حزب الله مسئوليت امنيت اين گروه  ايراني را بر عهده گرفته  درادامه در مورد سختي هاي پرواز به سمت لبنان صحبت مي کند . نکته حائز اهميت اين است که نويسنده دو خواسته مهم همسفران خود را چنين  بيان کرده که يکي ديدار با سيد حسن نصر الله دبير کل حب الله و ديگري سفر به سوريه و زيارت است در واقع با اين عمل خواننده را اميدوار مي کند که تا انتهاي اين سفر همراه اين گروه براي اين دو خواسته همدل شود .

در صفحات ابتدايي توضيحاتي در مورد کشور لبنان و مقاومت هوشمندانه ي انقلاب اسلامي در مقابل آمريکا و اسرائيل را متذکر ميشود همچنين پيشينه ي اين مقاومت را مورد بررسي قرار داده و ابراز عقيده مي کند . در جايي نيز نويسنده احساس خوبي که در هنگام پرواز به او دست مي دهد را به زيبايي تمام بيان کرده و خواننده را وادار به تفکر به روح وجسم دنياي خود ميکند . به نظر مي رسد هدف، همراهي و برقراري ارتباطي عاطفي بين خود و مخاطبين است. موضوعات متفاوتي نظيربرخورد خود با مسلمانان ديگر ملل و بيان درسي  براي خوانندگان از رنج هاي پيامبر (ص) و همه گير شدن اسلام در کشور هاي ديگر ميگويد .

در ادامه نويسنده به اولين نشانه هاي ورود به فرهنگ ها و افکار مختلف و متفاوت اشاره کرده و تاکيد ميکند مسلمانان واسلام در هر فرهنگ و مليتي که باشند با هم مشترکات زيادي دارند . در مورد کشور لبنان و تضاد فرهنگي و تبعيض ميان شيعه و گروه هاي مذهبي در آن ،در طول کتاب توضيحات کاملي داده و در صفحه ي سي پنج با اشاره به مسائل امنيتي اين گروه ايراني متذکر اين نکته مي شود که ورود و خروج آنها از در پشتي هتلشان بوده . سپس در مورد بناي رستوراني که به آن دعوت شده و غذاها ونوع خوراکيهاي لبناني توضيحاتي ميدهد که در غالب يک سفر نامه توضيح مکانها و شخصيت ها بجاست . در ادامه به کارهاي عمراني شهرداري تهران در بيروت اشاره کرده و ابراز ميکند که در اين کشور رنگها معاني خاص دارند. با اين توصيفات سعي بر آن بوده تا آشنايي و بابي جهت برقراري ارتباط باز شود.

در ادامه سفر خود به ضاحيه منطقه ي تحت کنترل حزب الله توضيح مي دهد که چگونه در اين منطقه جنگ تخريب هاي زيادي بوجود آورده و اشاره ميکند که اسرائيل اين منطقه را به دليل وجود شبکه ي المنار و خانه ي سيد حسن نصر الله دبير کل حزب الله ، پي درپي بمباران کرده که علت بروز خرابيهاي زيادي پس از جنگ در اين منطقه بوده است و به داستان سرباز اسرائيلي اشاره ميکند که در جنگ مجروح شده بود و به گفته ي خودش توسط مردي که سوار بر اسب بوده دو دستش با شمشير قطع شده بود بازگو مي کند. براي ادعاي خود نيز اشاره ميکند که اين داستان  از مستند هاي شبکه هاي اسرائيلي که پس از جنگ درون اسرائيل ساخته شده بود مي باشد.

در ادامه  به سراغ تک تک رنگ ها در لبنان رفته و اين بار شروع به شرح معنا و نشانه هاي آنها مي کندو از اينجا آغازگر آن است  که رنگ زرد متعلق به حزب الله است و آبي آسمان مربوط به به جريان المستقبل ، سبز به نشانه ي حرکت امل و قرمز براي کمونيست ها و نيروهاي انضباط حزب الله که با لباس مشکي مشخص ميشوند و کتائبي ها با پرچم سفيد و رنگ نارنجي مختص حزب طيار الوطن الحر که متعلق به ميشل عون است و بيشتر مسيحي ها طرفدار او هستند.  در ادامه خواسته ي مردم لبنان که با شعار ما حکومت همه ي رنگها را ميخواهيم اشاره ي مستقيم به خواسته ي وحدت و همبستگي در لبنان ميکند . در فصل پنجم نگارنده به ديدار از شبکه المنار و ديدار با ابراهيم فرحات رفته و در مورد اين شبکه ي تلوزيوني شيعي مذهب که به طور خاص به تفکر حزب الله خيلي نزديک است توضيحاتي ارائه ميدهد . به شبکه ي نيو تي وي رفته و صحبت هاي مدير شبکه ديميتري خدر اشاره ميکند که موضع اين شبکه در مورد مقاومت بحث کلي تري است که آن همان مقاومت عليه ظلم و ظالم است نه فقط اسرائيل و عوامل آن .

 در اينجا ما با دو نوع تفکر مواجه مي شويم که  در لابه لاي سطور اين کتاب پنهان است و خواننده را به صورت کاملا نا محسوس به اين تفکر وا ميدارد که چگونه در لبنان گذاره هاي فرهنگي و تعليمات مذهبي بر روي سياست و نحوه ي عمل مردم و همچنين گروه هاي سياسي و فرهنگي لبنان دارد؟ با اشاره به اين موضوع در مي يابيم که در لبنان بر خلاف کشورهاي ديگر جهان تنها فاصله طبقاتي مطرح نيست بلکه فاصله ي فرهنگي ، مذهبي ، سياسي و اقتصادي مطرح است زيرا اگر تنها يک يا دو گروه سياسي مسلط برلبنان وجود داشت شايد رسيدن به وحدتي يک پارچه آسان تر مينمود در طول کتاب گاه گاه اشاره اي به ورود فرهنگهاي غربي در لبنان و پذيرش آنها توسط عده اي از مردم سخن به ميان آمده است . مثلا در جايي نويسنده تابلوها ي تبليغاتي خيابانهاي بيروت را با تابلوهايي از اين دست در کشور هاي اروپايي مقايسه کرده و اين دو را مانند هم ميداند و در جاي ديگر به اين نکته اشاره ميکند که براي کساني که در لبنان شيعه مذهب هستند کار کمتري وجود دارد زيرا ديگر مذاهب در لبنان کمتر به شيعيان لبنان کار ميدهند و همچنين در بعضي از شهرها ي لبنان عمليات عمراني به دست کشور هاي ديگري صورت گرفته و کمک هاي مالي کشورهاي ديگر به مردم لبنان کمک کرده است که پس از جنگ مقداري از خرابيهاي آن را جبران کند .

 با توجه به نکات اين چنيني هر چند کوتاه در مي يابيم که کشور لبنان تنها به وحدت سياسي نيازمند نيست بلکه به وحدتي اساسي تر نيازمند است ، وحدتي ميان تمامي گروه هاي سياسي ، مذهبي و نظامي . نويسنده با ديداري که از شيعيان لبنان دارد سخن به ميان مي آورد و ارادت آنها را نسبت به امام رضا (ع) بيان ميکند و از اينکه يک ايراني شيعه مذهب و نماينده ي جمهوري اسلامي ايران در لبنان است و شيعيان لبنان او را با نام ايران ، انقلاب اسلامي و امام خميني (ره) و امام آيت الله خامنه اي مدظله العالي مي شناسند، افتخار کرده و پيامهاي شيعان لبنان را که در نامه اي براي امام رضا (ع) نوشته اند را تحويل ميگيرد و با بيان اين مطلب که بار سنگين اين خواسته ها و تعاملات قلبي مردمي اين چنين رنج کشيده بر دوش اوست احساس شعف و نگراني ميکند .

در اين بخش از کتاب به نکته اي ظريف بر ميخوريم که ياد آوري آن خالي از لطف نيست چگونه مسلمانان در کشور هاي مختلف با هم ارتباط دارند ، آيا ميتوان گفت که اکثر مسلماناني که در کشور هاي متعدد اسلامي و غير اسلامي زندگي ميکنند از نوعي ارتباط ساده با يکديگر محرومند ؟ نويسنده هرچند کوتاه ولي در مورد اين نوع ارتباط سخن به ميان مي آورد . چرا در جهان امروز که راه هاي ارتباطي بسياري وجود دارد اين نوع ارتباط بين مسلمانان برقرار نمي گردد؟ و چه کساني متولي برقراري ارتباط بين مسلمانان هستند ؟ آيا بهتر نيست که اين نوع ارتباطات هرچه گسترده تر و جامع تر بوجود بيايد ؟ چه بسا گروههاي مذهبي بسيار کوچک و انحرافي که در دنياي امروز با تبليغات گسترده و با راه هاي ارتباطي بسيار براي خود پيرواني از سراسر جهان مي يابند . حال آنکه جامعه مسلمين جهان که بخش قابل توجهي از جمعيت جهان را تشکيل ميدهند فاقد اينگونه ساختارهاي منسجم ارتباطي اند . چه رسد به اينکه از طريق ارتباطات گسترده بتوانند به وحدت کلمه و هم بستگي برسند ، جاي بسي نگرانيست !

 در ادامه راه نويسنده به ديدار روزنامه السفير مي رود و از زبان سر دبير روزنامه در مورد کمبود ترجمه هاي ادبيات فارسي به عربي صحبت ميکند . در حالي که متون فرانسه و انگليسي در لبنان بسيار زياد ترجمه شده است . اين نکته حائز اهميت است که متون معاصر فارسي و عربي در لبنان و ايران بسيار کم ترجمه شده است اين مطلب را ميتوان از زبان نويسنده در کتاب بيان کرد و در اينجا يکي از کمبود هاي فرهنگي که ميتواند جاي تامل و بررسي داشته باشد را اشاره کرد . در فصل ششم نگارنده به ديدار موسسه امام موسي صدر مي رود و در مورد کارهاي عام المنفعه که براي مردم لبنان بخصوص شيعيان در جنوب و روستاهاي آسيب ديده از جنگ و همچنين خانواده ي شهدا انجام پذيرفته است سخن به ميان مي آورد ، در حقيقت اين مطلب اشاره ي ريز بينانه اي به خدمات برخي از موسسات و افراد دارد که بيانگر ارائه خدماتي در شرايط اجتماعي ، اقتصادي و سياسي نا به سامان لبنان توسط روحانيون و پشتيبانان مردم صورت پذيرفته است، دارد . در اين ميان موسساتي مانند  ، موسسه امام موسي صدر که سابقه تاريخي در لبنان دارند بيشتر و بهتر ميتوانند به مردم کمک کنند زيرا موسسات خيريه ي گوناگوني در لبنان فعاليت ميکنند که اکثر آنها بر طبق منافع کشورهاي غربي شکل گرفته است ولي موسسه امام موسي صدر از نظر مذهبي و اعتقادي به مردم لبنان و به خصوص شيعيان نزديک است و مردم از خدمات آن بهتر بهره مند مي شوند

 در ادامه با نگاهي تاريخي به لبنان برخورد ميکند که متن کتاب حاضر را بيشتر به سبک و سياق يک سفر نامه نزديک کرده است و اشاره به جنگ سي و سه روزه لبنان و رشادت ها و دلاوري هاي حزب الله در مواجهه با رژيم اشغالگر قدس دارد . در پيروي از اين مطلب، اهميت کشور لبنان را از نظر تاريخي را يادآور ميشود ، نويسنده به اختلافات بين برخي از گروههاي لبناني و نگراني از برنامه ي سفر به سوريه و ديدار با سيد حسن نصر الله سخن به ميان آورده است و اشاره ميکند که سيد نقش ميان جگري بين گروه هاي درگير در لبنان را بازي ميکند و خواننده را تا حدي از ديدار با سيد حسن نصر الله نا اميد مي کند . در شروع فصل نهم با جمله اي اندوهگين به اين نکته اشاره ميکند که سفر اين گروه رو به پايان است و خواسته هاي آنها احتمالا به وقوع نخواهد پيوست چيزي که تا به اين جا خواننده را به سوي خود جذب مي کرد از داستان فاصله گرفته و فضاي اتمام داستان را بر خواننده تحميل ميکند .

 در ادامه اين فصل به چند مکان تاريخي -  مذهبي اشاره دارد که بيانگر فضاي روايي داستان لبنان از نگاه يک نويسنده صاحب ذوق که همچنان داستان را ما بين يک سفر نامه و کتابي داستاني نگاه مي دارد ، مي باشد. در فصل پاياني نگارنده هم چنان به ديدار سيد حسن نصر الله اميد وار است اما براي برآورده شدن خواسته ي خود دست به اقدامي منحصر به فرد زده و کلمات خود را در پاراگرافي به صورت نامه به او مي نويسد . در واقع اين اثر فضايي روايي ، داستاني از وضعيت لبنان دارد . براي اين منظور نويسنده از تکنيک هاي نگارشي خاصي استفاده کرده و اين مطب به روشني شناختي کامل براي خوانندگان از لبنان ارائه و آنها را در جهت همسو کردن با داستان کمک مي کند . در ادامه از ناشر و نويسنده که تجربيات يک سفر پر بار را در اختيار مخاطبين قرار داده و به موضوعي که امروزه کمتر به آن توجه ميشود پرداخته اند تشکر و قدر داني کرده و اميدواريم نشر چنين کتبي جهت ارائه مطالب کاملتر ادامه يابد.

 

 

يكشنبه 19 شهريور 1391 - 10:21


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری