چهارشنبه 26 مهر 1396 - 13:1
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

كتاب

 

اميد زماني

 

آن روز سه و نيم بعد از ظهر

 

آن روز سه و نيم بعد از ظهر (خاطرات مهدي صمدي صالح)

مصاحبه و تدوين: سيد سعيد غياثيان

چاپ اول: 1391

شمارگان: 2500 نسخه

قيمت: 7900 تومان

انتشارات: سوره مهر

کتاب آن روز سه و نيم بعد از ظهر خاطرات مهدي صمدي صالح روي اين کتاب عکس معروفي دارد که سال­ها او را به عنوان يک شهيد زنده مي­شناختند اما صاحب اين عکس در دانشگاه بوعلي سينا مشغول کار است. سعيد غياثيان تدوين کننده اثر براساس يک اتفاق به مهدي صمدي صالح که در دوران هشت سال دفاع مقدس يکي از دوستان همرزم او بوده برخورد مي­کند. وي تصوير او را در ميان منتخبي از بهترين عکس­هاي گرفته شده توسط تعدادي از عکاسان کشور مي­بيند. عکس روي جلد کتاب يکي از مشهورترين عکس­هاي دفاع مقدس است که مهدي صمدي با لباس نظامي روي خاک مشغول نماز خواندن است. ما براي اين عکس و چاپ شدنش در يکي از روزنامه­هاي پرتيراژ کشور با ذکر خاطره­اي از شهيد و پس از نصب اين عکس به صورت پوسترهاي رنگي بزرگ آن را به يکي از معروفترين آثار به جا مانده از سال­هاي دفاع مقدس مبدل کرد تا آنجا که اين تصوير روي ديوارهاي شهرها نيز نقاشي شد. اما در اين ميان کمتر کسي از نام و نشان صاحب عکس خبر داشت تا آنجا که تدوين کننده کتاب در هنگام ديدار با خانواده به صورت اتفاقي وارد منزل يکي از خانواده شهدا مي­شود و در آنجا تعداد فراواني از اين عکس را روي ديوار مي­بيند در حالي که مادر شهيد آن را متعلق به فرزندش مي­دانسته است. تمام اين اتفاقات باعث شد تا غياثيان براساس جمع آوري اطلاعات و ثبت و ضبط خاطرات مهدي صمدي صالح در قالب يک کتاب عکس معروف او را از غربت و گمنامي بيرون آورد. وي در پاييز سال 1368 به زادگاه او رفت و پس از اصرار بسيار خاطرات وي را ثبت کرد. اما بدليل گذشت ساليان متمادي از پايان جنگ بيشتر وقايع به ويژه جزئيات حوادث از ذهن صمدي پاک شده بودند و فقط کلياتي از خاطرات آن روزها به خاطر مي­آورد. اين زواياي پنهان و جزييات خاطرات باعث شد تا غياثيان و صمدي صالح ساعت­ها در اتاق کوچکي در منزل پدري تدوين کننده کتاب بنشيند و اتفاق­ها و خاطرات گذشته را با يکديگر مرور کنند سرانجام پس از گذشت دو هفته و با نشست­هاي روزانه­اي که بيش از 6 ساعت طول کشيد حاصل کار در 11 ساعت مصاحبه منبع کتاب شد. مهدي صمدي صالح در دانشگاه بوعلي سيناي همدان مشغول به کار است. او يکي از نيروهاي قديمي لشکر انصار الحسين (ع) بود که در طول سال­هاي دفاع مقدس همواره در گردان خط شکن 145 حضرت علي اکبر (ع) حضور فعال و موثر داشته است.

کتاب آن روز سه و نيم بعد از ظهر شامل 25 خاطره است که نخستين آن­ها با عنوان مدافعين تنگه احد از غروب بيست و ششمين روز بهمن ماه سال 1365 از عملياتي در اروند رود آغاز مي­شود و آخرين خاطره با عنوان ملاقاتي عجيب در يکي از شب­هاي تابستان سال 1380 به پايان مي­رسد. در بخشي از کتاب درباره تصوير معروف مهدي صمدي صالح که با عنوان کتاب در ارتباط است آمده:

«ساعت سه و نيم بعد از ظهر بود و زمان زيادي تا غروب آفتاب در شلمچه نمانده بود. با اين که عرض کانال کمتر از 80 سانتي متر بود و در چنين فضايي رکوع و سجود کار دشواري مي­نمود اما چند نفر از بچه­ها مشغول خواندن نماز شدند. با يک جهش از کانال بيرون پريدم و چند متر آن طرف­تر به نماز ايستادم. تمامي بچه­ها مرا از بيرون رفتن منع مي­کردند زيرا هر لحظه احتمال مي­رفت خمپاره­اي در اطراف کانال فرود آيد. اما من ترجيح مي­دادم در فضاي باز نماز بخوانم. پس از نماز چند متر آن طرف­تر تعدادي عکاس و فيلمبردار را ديدم که از روبرو به من نزديک مي­شوند. در آن لحظه هرگز فکر نمي­کردم که يکي از آنها عکسي از من گرفته است. عکسي که در آينده او را يکي از شهدا خواهند خواند. غافل از اينکه من هنوز زنده­ام.»

عناوين آمده در فهرست به عبارت زير هستند:

«مقدمه، مدافعين تنگه احد، زيارت پس از شهادت، اولين اعزام، هفت کوتوله، دادگاه نظامي، سنگر کمين، کاروان والفجر 2، پادگان در آتش و خون، دسته ويژه، آزموني سخت، اولين مسئوليت، چترهاي منور، عمليات با 14 نفر، حماسه مجنون، با صادق و علي در اصفهان، عاشورايي ديگر، تلخ­ترين عمليات، چشم در چشم دشمن، ويلچرران حرفه­اي، نبود چارزبر، ديدن عکس خودم، استخدام با عکس، دريغ از يک بليط، ملاقاتي عجيب و تصاوير».

تدوين گر کار تدوين خاطرات را همزمان با تحويل سال 1387 آغاز کرده و بهترين استفاده را از تعطيلات نوروزي آن سال کرده است.

در پشت جلد اين کتاب آمده است:

«ساعت سه و نيم بعد از ظهر بود و زمان زيادي تا غروب آفتاب شلمچه نمانده بود. با اينکه عرض کانال کمتر از هشتاد سانتي متر بود و در چنين فضايي رکوع و سجود کار دشواري مي­نمود اما چند نفر از بچه­ها مشغول خواندن نماز شدند. با يکي جهش از کانال بيرون پريدم و چند متر آن طرف­تر به نماز ايستادم. تمامي بچه­ها مرا از بيرون رفتن منع مي­ کردند زيرا هر لحظه احتمال مي­رفت خمپاره­اي در اطراف کانال فرود آيد. اما من ترجيح مي­دادم در فضاي باز نماز بخوانم. پس از نماز چند متر آن طرف­تر تعدادي عکاس و فيلمبردار را ديدم که از روبرو به من نزديک مي­شوند. در آن لحظه هرگز فکر نمي­کردم که يکي از آنها عکسي از من گرفته است. عکسي که در آينده او را يکي از شهدا خواهند خواند. غافل از اينکه من هنوز زنده­ام.»

 کتاب آن روز سه و نيم بعد از ظهر کاري از سيد سعيد غياثيان با شمارگان 2500 نسخه و با قيمت 7900 تومان از سوي انتشارات سوره مهر منتشر شده است.

  

 

 

يكشنبه 19 شهريور 1391 - 10:12


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری