سه‌شنبه 31 مرداد 1396 - 0:22
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

گزارش

 

روابط عمومي اداره كل تبليغات اسلامي استان قم

 

جستجوي بي‌پايان از جبل‌الطارق تا قم

 

 پژوهشگر آندولسي که شيعه شد؛

مقصد اصلي "يحيي پانز" جستجوي حقيقت بود. او براي يافتن و کشف گمشده خود به ايران سفر کرد؛ کشفي که بيش از 12 سال به طول انجاميد.

به طور قطع آندولسي‌‌هاي زيادي پيدا نمي‌شوند که وقتي درباره ايران حرف مي‌زنند، بهت و حسرت در چهره‌اشان ديده شود، اما يحيي پانز برايم از سرگرداني و اميد به روزنه‌هاي حقيقت در آن گوشه دنيا مي‌گويد و حسرتي که از گذشته در چين‌هاي صورتش نهفته است را باز مي‌کند.

يحيي پانز 20 ساله بود که جوشش «چرا»ها در ذهنش جوانه زد. از آن زمان بود که چراغ فکر او روشن شد اما يافتن حقيقت در سرزمين کفر و گم شدن براي او سخت بود.

وقتي پانز وسائل سفر از جبل الطارق به مقصد شهرهاي مختلف را آماده مي‌کرد، ديوار ذهنش به کوتاهي رسيدن به گروه‌هاي محيط زيست بود. او اصلا قرار نبود مسلمان شود، يا به خاطر ديني که انتخاب کرده سر بر سجده بگذارد و نماز بخواند، روزه بگيرد و عادت‌هاي بي‌ارزش و لذت‌هاي زودگذر را ترک کند و دل در صحراي عشق به خداوند بشويد، اما در ميانه راه، - به گفته خودش - به چاله افتاد و اين اهداف براي او بي‌ارزش و بي‌معني بود و از اين عادت پست زندگي ناراضي.

«چرا»هاي زيادي که در ذهن يحيي پانز وجود داشت او را به دنبال حقيقت اصلي دين کشاند. سال‌ها از راه دور و نزديک نظاره‌گر زندگي پيروان اديان الهي و البته مسلمانان بود.

او که پس از تشرف به اسلام اسم خود را از "جان پانز" به "يحيي پانز" تغيير داده مي‌گويد: وقتي با مسلمانان بحث مي‌کردم خيلي برايم جالب بود، بنابراين فهميدم که دين اسلام چيزهايي دارد که بقيه اديان الهي ندارند. از آن زمان جرقه مسلمان شدن در ذهنم خطور کرد. اولش در مورد شيعه يا سني بودن چيزي نمي‌دانستم و مثل مسلمانان سني مذهب در اسپانيا نماز مي‌خواندم اما بعدها فهميدم که شيعه چيزي است که من دنبالش بودم.

پانز 50 ساله، با لحني پر از حس کنجکاوي که از تکان دادن دست‌ها و سرش قابل درک است مي‌گويد: به مرور زمان با مردماني که در اسپانيا بعد از انقلاب امام خميني(ره) شيعه شدند آشنا شدم. يکي از دوستان وصيت نامه امام را به من داد و با مطالعه آن احساس کردم يک نور وارد فکر من شد. با خودم گفتم اين مردي که در غرب از او به اسم ديگري نام برده مي‌شود واقعا يک فرشته و مرد نوراني است. فهميدم که بايد دنبال اسلامي که امام خميني(ره) مي‌گويد باشم.

بعد از مدتي براي يحيي پانز مسجل شده بود که بايد به جاي ماندن در آندولس به ايران سفر کند، اما پيش از آن، به خاطر علاقه زياد به فرهنگ مقاومت به همراه دوستانش راهي جنوب لبنان شد. يک سال بعد يحيي براي کشف حقيقت راهي ايران و سپس قم شد؛ کشفي که بيش از 12 سال به طول انجاميد.

امام خميني(ره) پدر آينده من

از او مي‌پرسم پيش از مسافرت و سکونت در ايران چه تصويري از اين کشور در ذهن داشته است. با لبخندي بر لب مي‌گويد: قبل از اينکه به ايران سفر کنم انقلاب اسلامي و مقاومت حزب الله را حرکت‌هاي نجات بخش مي‌دانستم و مي‌ديدم که نوري در تاريکي اروپا مي‌درخشد اما اين حالت من کمي احساسي بود که از دور نگاه مي‌کردم؛ درست مثل توپ بهشت که هميشه دنبالش بودم. بعد از اينکه به ايران آمدم وارد حقيقت شدم و بعد از مدتي فهميدم که هنوز مشکلاتي در ايران وجود دارد ولي اين براي من مسجل شده بود که ارزش‌هايي که انقلاب اسلامي دارد قابل مقايسه با اهداف مادي نيست.

چون دنبال فهميدن بودم انگار از صفر وارد زندگي ديگري شدم. حرف‌هاي همه را باور مي‌کردم اما هر حرفي که امام خميني(ره) بيان مي‌کردند را نمي‌شد به سادگي از کنارش گذشت، بنابراين امام خميني پدر آينده من شد و هر چه ايشان مي فرمودند تشنگي مرا براي فهميدن بيشتر مي‌کرد. از آنجا بود که فهميدن اينکه در دنيا چه کنيم مهم‌ترين اولويت آينده من و سخت ترين قسمت زندگي‌ام شد.

خنجر زهرآلود عادت بر قلب تمدن آندولس

خوشحالي خودش را هنگام روايتش پنهان نمي‌کند و برايم از خنجر زهرآلود عادت‌هاي بي‌مهابا که بر قلب تمدن کهن آندولس فرود آمده مي‌گويد: اسپانيا حدود 8 قرن در دست مسلمانان بود و نور آن تمدن اروپا را نوراني ساخته بوده و علم و ادب و صنعت فقط در همين سرزمين اروپايي رونق داشت، از همين رهگذر بود که علوم مختلف در اسپانياي اسلامي تکميل شد و به بار نشست.

اين تحول و پيشرفت زماني بود که اروپا گرفتار دوره رکود علمي قرون وسطي بود و از ناداني و جهالت رنج مي‌برد، اما بعد از مدتي فساد و تباهي و اختلاف را در تمام پيکره جامعه اسلامي رسوخ دادند و جامعه اسلامي را از درون تهي و توان مقاومت را از آنها گرفتند و اين فرهنگ و تمدن اسلامي دچار اضمحلال شد.

از نظر يحيي پانز وقتي موسوعه عادت‌هاي ضدارزشي وارد زندگي هر جامعه بشري شود ارزش‌هاي آن جامعه را  کمرنگ مي‌کند. از اين روست که او به جامعه ايران هشدار مي‌دهد که دشمنان در صدد از بين بردن فرهنگ اسلامي که زيربناي جامعه اسلامي هستند.

شنيدن اين جملات از کسي که نگاه متفاوتي به ايران دارد قابل تامل است که "متاسفانه در اين زمان حساس موضوع فرهنگ امري ناقص و بي‌ارزش ديده مي‌شود و روزنامه، تلويزيون، هنر، سينما و... جزئي از اين مهم نيست. آندولس در اين عادت‌ها افتاده که وارد کار نفهميدن ارزش فرهنگ شد."

با اندکي تامل مي‌گويد: "الان در ايران مشکل دورشدن از فهم فرهنگ دين را مي‌بينم و بسياري از مسائلي که در ايران مي‌گذرد از جمله اقتصاد و... غربي است ولي رنگ فرهنگ اسلامي دارد.

در آندولس از حالت انقلابي و پاک مسلمان بودن سرگرم عادت‌هاي غلط و گيج کننده شدند و به جاي حقيقت و عدالت به دنبال عادت‌ها رفتند اما در ايران روح آندولس بلکه قوي‌تر از آن وجود دارد و ايران توانست يکي از ارکان بزرگ تفکر شيعي يعني ولايت فقيه را پياده کند."

ايجاد شهرک نمونه برادري

يحيي پانز زندگي مدرن امروزي را مثل يک کشتي مي‌داند که با فکر و عادت غلط هر روز پوسيده‌تر شده و مسافران خود را دچار مشکلات و سختي‌هاي مختلفي مي‌کند.

مي‌گويد: "تعمير اين کشتي هر روز پيچيده‌تر مي‌شود و حتي اگر تعمير شود استحکام و قدرت يک کشتي نو را ندارد. تمام مشکلات انسان به هم پيوسته است و راه حل جامع و پيوسته‌اي مي‌طلبد اما به دليل راه‌حل‌هاي جزئي و ناقص تلاش و کوشش متخصصان ما به نتيجه مطلوب و دلخواه نمي‌رسد."

يحيي بر اين باور است: "خارج شدن از کشتي امروزي بشر ممکن نيست مگر با داشتن جايگزين مناسب، و حضرت امام(ره) چارچوب اين کشتي جديد را به ما دادند و از ما خواستند تا بعد از انقلاب سياسي، انقلاب فرهنگي را بسازيم."

او پيشنهاد مي‌دهد که "ما بايد در ساخت اين کشتي نجات از تاريخ اسلام به ويژه اوايل دوره طلايي آندولس که با بصيرت عميق و سبقت در خيرات از بهترين تجربه‌هاي مسلمانان شده، استفاده کنيم. ما مي‌خواهيم با هدايت مقام معظم رهبري در گوشه‌اي از ايران يک جامعه کامل‌تر بسازيم و اين جامعه کامل را در قالب يک شهرک اجرا کنيم.

اين جامعه (کشتي) بايد بدون نفوذ افکار غلط رايج از ابتدا با فرهنگ صد در صد اسلامي و الهي باشد تا شرايط براي برپايي دولت موعود فراهم شود.

حال ما براي ساخت اين جامعه قدم‌هايي برداشته‌ايم و در موضوعات شهرسازي، تغذيه و کشاورزي الهي و... طرح‌هايي را اجرا کرده‌ايم تا مردم به ويژه جوانان با ديدن يک روش کامل و انقلابي با ما در ساخت اين جامعه نمونه همکاري کنند."

يحيي معتقد است که فکر کامل، پيروي از ولايت فقيه، کار جدي و برادرانه، زمين و آب از مهم‌ترين نيازها براي ساخت شهرک نمونه است.

چرا قم؟

قطعا براي خيلي‌ها اين سئوال پيش مي‌آيد که چرا يحيي پانز از ميان همه شهرهاي فرهنگي، تاريخي و مذهبي کشور، شهر قم را براي سکونت انتخاب کرده است؟

يحيي شهر قم را مرکز علم شيعي دنيا مي‌داند و مي‌گويد: "مقام معظم رهبري مي‌فرمايد قم بايد نمونه باشد. قم کانون تفکر شيعي است و من براي رسيدن به حقيقت راه ميان‌بر را انتخاب کرده‌ام."

او در مدت اقامت خود در قم تجربه‌هاي زيادي را پشت سر مي‌گذراند.

يحيي پانز را خدا براي جستجوي حقيقت و فهميدن خلق کرد. او افتخار مي‌کند که تنها مسلمان شد و هيچ کسي او را به خدا معرفي نکرد.

يحيي عاشق حقيقت است و اين عشق روز به روز در او جوانه مي‌زند اما هميشه در حسرت اين است که چرا قبل از رحلت امام خميني(ره) ديداري با ايشان نداشته است.

 

روح‌الله كريمي

كارشناس رسانه روابط عمومي اداره كل تبليغات اسلامي استان قم

 

يكشنبه 12 شهريور 1391 - 13:8


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری