چهارشنبه 1 شهريور 1396 - 1:2
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

گفتگو

 

سازمان تبليغات اسلامي

 

براي من رمان، متني ديني و اجتماعي است

 

گفتگو كتابشهر با محمد علي گوديني

 

«تالار پذيرايي پايتخت» رماني تاريخي اجتماعي است که برخلاف ساير آثارم برهه اي از تاريخ معاصر ايران را روايت کرده که در جريان رويدادهاي بزرگي چون انقلاب اسلامي و هشت سال دفاع مقدس پنهان مانده بود.

رمان "تالار پذيرايي پايتخت" نوشته محمدعلي گوديني از نظر هيئت داوران دومين دوره جايزه جلال به عنوان اثر تقديري شناخته شده است. نويسنده درباره شکل گيري تم اصلي اين داستان مي گويد: من براي ادامه تحصيل و کار به تهران آمدم روزها کار مي‌کردم و شب‌ها درس مي‌خواندم و در همان سال‌ها بود که در تهران تضاد فرهنگي وحشتناکي ديدم ميان روستايياني که به دليل همين انقلاب سفيد به شهرها مراجعه و مهاجرت کرده بودند و گرفتار زندگي شهري شده بودند و حتي برخي به دليل بيکاري و فقر واقعا زندگي سختي داشتند و به فلاکت افتاده بودند و در رمان هم به آنها اشاره شده است تقريبا 90 درصد حوادث داستان ريشه در واقعيت و تجربه‌هاي من دارد.

اين نويسنده سال 1335 در روستايي در نزديکي کنگاور متولد شده است و به گفته خودش 6 سال داشت که انقلاب سفيد رخ داد، همين تجربه کودکي بعدها موجب شد که موضوع اصلي داستان هايش درباره تبعات زيانبار اصلاحات ارضي در زندگي مردم روستايي باشد. در کارنامه او، کتاب‌هايي چون لبخند تلخ، کنار جاده خاکي و مجموعه داستان سيلاب ثبت شده است:

خبرنگار پايگاه اطلاع رساني کتابشهر در همين زمينه با نويسنده اين اثر گفتگو کرده است که در زير مي خوانيد:

 

 نگارش تالار پذيرايي پايتخت که معروف ترين اثر شماست، چگونه در ذهن شما شکل گرفت؟

تقريبا سال 83 بود که من شروع به نوشتن اين کتاب کردم پس از آن هم مدتي رهايش کردم و دوباره کار بازنگري و ويرايش آن را انجام دادم و به دنبال ناشر براي انتشارش بودم.

چند سال پيش متوجه شدم حوزه هنري فراخواني داده است براي «جشن داستان انقلاب» خب کتاب من هم ناگفته‌هاي انقلاب را به نوعي در بر مي‌گرفت و ديدم بهترين فرصت براي ارائه است و در آخرين روزهاي مهلت ارسال آثار بود که اين رمان را تحويل دادم.

 شما تاکنون چندين کتاب در زمينه قصه هاي روستايي موضوعات کارگري، دفاع مقدس – انقلاب و امام نوشته بوديد، رمان اخيرش با عنوان تالار پذيرايي پايتخت اگرچه در حيطه ادبيات کارگري تعريف مي شود اما از برخي لحاظ با ديگر آثارتان متفاوت است، دليلي براي تجديد نظر درويکرد داستان نويسي داشتيد؟

اين رمان، رماني تاريخي اجتماعي است که برخلاف ساير آثارم برهه اي از تاريخ معاصر ايران را روايت کرده که در جريان رويدادهاي بزرگي چون انقلاب اسلامي و هشت سال دفاع مقدس پنهان مانده بود. ماجراي داستان مربوط به اجراي طرح تقسيم اراضي موسوم به انقلاب سفيد شاه است، طرحي که موجب کوچ مردم از روستاها به سوي پايتخت شد موضوعي که کمتر در تاريخ معاصر به آن توجه شده است. من در اين رمان نگاهي مثبت يا منفي به اين رويدارد ندارم و آنچه را که به چشم مي ديدم به تحرير درآوردم. حقيقت داستان نيز در اين است که آن روزها، پايتخت ايران مانند تالاري ميزبان مهماناني شده بود که شهر و روستا و ديار خود را ترک گفته بودند هجرتي که جز فقر و تباهي و فساد چيزي با خود به همراه نداشت.

 

_ نثر زبان شما ساده و فاقد نوآوري است، رمان شما بيشتر به سمت تحليل اجتماعي پيش مي رود تا تلاش براي ارائه فرم و نگاهي تازه، فکر نمي کنيد که رمان شما بيشتر صبغه مردم شناسي دارد تا رمان؟

_ رمان براي من به منزله متن ديني و اجتماعي است که يکي از وظايفش بازگويي رويدادهاي اجتماعي است. براي جامعه شناسي هر کشوري به رمان هاي شاخص آن جامعه مراجعه مي کنند. هزاران مقاله ممکن است درباره اين رويدادها نوشته شود اما اين مقالات پس از خوانده شدن به فراموشي سپرده مي شوند. اما داستان اين رويدادها را ماندگار مي کند. "جاي خالي سلوچ" و "نفرين زمين" هزار بار بهتر از هر مقاله اي وضعيت مردم روستا را در دوران پهلوي روايت کرده اند. موضوع رمان من نيز موضوعي بود که دير يا زود بايد به آن توجه مي شد. که من با توجه به اهميت آن تصميم گرفتم به اين رويداد و عواقب آن در داستانم بپردازم. هسته اوليه اين داستان نيز7 سال پيش تشکيل شد و حدود 5 سال پيش نگارش و بازنويسي آن آغاز شد تا اينکه بعد از اتمام کار توانستم سيزدهمين کتابم را در انتشارات سوره مهر چاپ و منتشر کنم.

_ جايزه جلال چه تاثيري در موفقيت رمان شما داشت؟

امروز تبليغات حرف اول را مي زند، هر کالايي اعم از فرهنگي و اقتصادي براي عرضه بهتر بايد از بستر تبليغات بگذرد، امروز کتابهاي زيادي در انبار ناشران مانده به اين دليل که تبليغات زيادي براي آن وجود ندارد. چاپ هاي متعدد از دا نشان دهنده اهميت تبليغات در حوزه کتاب است. انتشارات سوره مهر نقش فراواني در معروفيت اين رمان دارد چرا که در مکان ها و مناسبت هاي مختلف اين کتاب را در معرض ديد مردم قرار داد. ضرب المثلي وجود دارد که مي گويد " عقل مردم در چشمشان است" اگر کتاب بيشتر در پيش ديد مردم باشد فروش خوبي نيز خواهد داشت، رسانه ها و جوايز ادبي نيز يکي از ابزارهاي تبليغاتي مهم است. مسلما کتابي که برنده جايزه اي مي شود، بيشتر نظر مخاطبان را جلب مي کند.

 

يكشنبه 12 شهريور 1391 - 10:41


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری