سه‌شنبه 2 آبان 1396 - 0:1
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

مقاله

 

ترجمه: غزال حسين زاده

 

کاريکاتوريستي مبارز و انقلابي

 

نگاهي به زندگي و آثار ناجي العلي(کاريکاتوريست برجسته فلسطيني)

ناجي سليم حسين العلي کاريکاتوريست شهيد فلسطيني است؛ که آثارش درباره موضوعاتي چون افشاي جنايات رژيم اشغالگر قدس و دفاع از ملت مظلوم فلسطين و برملا ساختن سياست هاي سازشکارانه سران عرب بود.

العلي در طول عمر پربارش بالغ بر 40 هزار کاريکاتور کشيده است. مشخصه آثار او حضور شخصيتي به نام حنظله مي باشد که در تمام کاريکاتورهايش به صورت يک ناظر حضور دارد. از زماني که حنظله توسط العلي خلق شد، بدل به نماد دفاع از حقوق فلسطينيان گرديد.

دوران کودکي:

ناجي العلي در سال 1936 در روستاي الشجره در الجليل شمالي در فلسطين به دنيا آمد. العلي به همراه خانواده اش بعد از ماجراي سال 1948 در فلسطين به جنوب لبنان(بنت جبيل) پناهنده شدند و در اردوگاه پناهندگان عين الحلوه در سيدون در شرق شهر صيدا زندگي مي کردند.

او در جنوب لبنان به مدرسه رفت و سپس در سيدون مشغول به کار شد او سپس به طرابلس رفت و به مدت دو سال ادامه تحصيل داد. العلي سپس به بيروت و اردوگاه شتيلا رفت و در مشاغل صنعتي متنوعي به فعاليت پرداخت.

العلي در سال 1957 پس از آنکه در رشته مکانيک اتومبيل ديپلم گرفت به عربستان سعودي رفت و آنجا به مدت دوسال مشغول به کار شد و در همين زمان در اوقات فراغت شروع به طراحي کرد.

فعاليت به عنوان کاريکاتوريست و روزنامه نگار:

ناجي العلي در سال 1959 به لبنان بازگشت و به جنبش ملي گرايان عربستان( anm) پيوست. سپس او چهار بار در مدت يک سال به دليل پيروي نکردن از مقررات حزب اخراج شد. او در سال هاي 61-1960 که در جنبش فعاليت مي کرد، مجله اي سياسي به نام الصرخه(فرياد) را منتشر مي کرد.

العلي در سال 1960 وارد آکادمي هنرهاي لبنان شد اما بعد به دلايلي سياسي دستگير شد و نتوانست به تحصيلاتش ادامه دهد. او پس از آزادي به شهر صور رفت و 3 سال در مدرسه الجعفريه(متعلق به شيعيان) با امام موسي صدر همکاري کرد و به عنوان معلم نقاشي به تدريس پرداخت.

در اين زمان غسان کنفي(از فعالان سياسي و نويسنده مشهور) با مشاهده تعدادي از آثار العلي؛ آنها را براي اولين بار در مجله الحوريا(شماره 88 ، 25 سپتامبر 1961) چاپ کرد.

العلي در سال 1963 به کويت رفت با اين اميد که بعدا با مبلغي که پس انداز کرده در قاهره يا رم به تحصيل هنر بپردازد. او در کويت به عنوان ويراستار، کاريکاتوريست و خبرنگار در روزنامه الطليعه مشغول به کار شد. العلي از سال 1968 به همکاري با روزنامه السياست پرداخت.

او در اين سالها شخصيت معروف حنظله را خلق کرد و در سال 1979 به رياست انجمن کاريکاتوريستهاي عرب رسيد. العلي، حنظله را كودك درون خويش مي‌داند و مي گويد: «من در كاراكتر حنظله بچگي‌هاي خودم را نشان داده ‌ام. او همان سني را دارد كه من وقتي فلسطين را ترك كردم داشتم؛ با همان حسي كه من داشتم.

با اين كه 35 سال از آن تاريخ مي گذرد، اما من همه‌ جزئيات آن روز را دقيقاً به خاطر دارم. كاراكتر حنظله شكل و شمايل مقدسي دارد كه از روح من، وقتي كسل مي شوم يا وظيفه ‌ام را از ياد مي‌برم، محافظت مي‌كند. اين بچه به من يادآوري مي‌كند كه از كجا آمده‌ام و نمي‌گذارد اشتباه كنم.»

 سپس العلي در مدت سه سال سفرهاي متعددي به لبنان داشت و در سال 1974 در روزنامه لبناني السفير مشغول به کار شد.

العلي در جريان حمله اسرائيل به لبنان در سال 1982 براي مدتي توسط نيروهاي اشغالگر بازداشت شد و در سال 1983 يک بار ديگر به کويت رفت و به همکاري با مجله القبس پرداخت.

 او در سال 1985 براي همکاري با بخش بين المللي نشريه القبس به لندن رفت و تا زمان مرگش در آنجا مشغول به کار شد. در سال 1984 گاردين به او لقب «واژه گويايي که مي توان توسط او عقايد ملت هاي عربي را دريافت.» را داد.

کاريکاتورهاي ناجي العلي در نمايشگاه متعددي در جهان عرب و سراسر جهان به نمايش گذاشته شد. 3 کتاب از گزيده کاريکاتورهايش طي سالهاي 1976، 1983 و 1985 به چاپ رسيد. العلي در حال انتشار کتاب چهارم بود که اجل به او مهلت نداد.

او همچنين دو سال پياپي(1979 و 1980) برنده جايزه اول نمايشگاه هنرمندان عرب شده است. در آن زمان روزنامه‌ آساهي ژاپن، وي را از ميان 10 کاريکاتوريست برجسته‌ جهان به عنوان نفر اول برگزيد.

شهادت العلي:

العلي در 22 جولاي سال 1987 در لندن و به هنگام رفتن به دفتر روزنامه‌ القبس ترور شد و پس از 38 روز اغما، 29 آگوست همان سال درگذشت. از ناجي العلي 4 فرزند به نامهاي خالد ، اسامه ، ليال و جودي به يادگار مانده است.

با وجود وصيت العلي مبني بر تدفينش در کنار پدر و مادر در اردوگاه عين الحلوه؛ خانواده العلي، ناگزير او را در انگليس و در آرامگاه مسلمانان در بروک وود در منطقه ويکمنگ (30مايلي لندن) به خاک سپردند؛ در حالي که بر مزارش پرچم فلسطين را برافراشتند.

پس از شهادت ناجي العلي براي گراميداشت او مرکزي فرهنگي در شهر بيروت با عنوان مرکز فرهنگي ناجي العلي تاسيس گرديد و روزنامه السفير نيز مسابقه کاريکاتوري به نام و ياد او برگزار کرد.

در سال 1988 اتحاديه بين المللي ناشران روزنامه ها در پاريس، العلي را يکي از بزرگترين کاريکاتوريستهاي جهان دانست و جايزه قلم طلاي آزادي را به او اهداء کرد که اين جايزه در ايتاليا به همسر و فرزندش داده شد. العلي اولين کاريکاتوريست عرب است که برنده اين جايزه شده است.

ناجي العلي مي گفت: «معناي مانورهاي سياسي را نمي‌فهمم؛ تنها راه حل فلسطين تفنگ است من با حل و فصل مشکلات (با صهيونيستها) موافقم؛ اما با سازش نه! من موافق آزادي فلسطين هستم، فلسطيني که تنها به کرانه باختري و نوار غزه منحصر نمي‌شود.

کبوتر و شاخه زيتون، نشانه صلح است و تمام جهان اين نشانه‌ها را مي شناسند اما همه نسبت به حق قانوني ما در خصوص فلسطين ناآگاهند. اگر انگشتان دستانم را قطع کنند، با انگشتان پاهايم طراحي خواهم کرد.

در جواني دوست داشتم در عرصه نمايش کار کنم و خواستهاي به حق خودم را فرياد بزنم ولي شرايط موجود، من را به سوي روزنامه ‌ها کشاند و در اين زمان احساس کردم کاريکاتور بهترين وسيله براي بيان نظراتم است.

کاريکاتور تنها يک اعلاميه نيست بلکه وظيفه دارد تشويق کند و بشارت بدهد. بشارت بدهد از آينده و آرزوها را بيان کند. کاريکاتوريستها وظيفه دارند فاصله ميان مردم و حکومتها را از ميان بردارند. بيننده‌هاي من نبايد تنها با ديدن طرحهاي من تفريح کنند؛ بلکه اين آثار بايد آنان را به انديشيدن وادارد. تنها خط قرمز در برابر طراحي من، تسليم در برابر اسرائيل بوده و حنظله نماد تلخيهاي آغاز راه است. او را چون کودکي فلسطيني در نظر گرفتم که به مرور زمان، آگاهيش فزوني مي ‌يابد.»

ناجي العلي در گفتگو با دکتر رضوي عاشور، رمان نويس مي گويد: «اولين کسي که مرا تشويق کرد، غسان کنفاني، نويسنده فقيد فلسطيني بود. آمده بود تا در ميزگردي که در اردوگاه ما برگزار مي شد، شرکت کند که کاريکاتورهاي من را روي در و ديوار ديد. صدايم کرد و از من چند کار گرفت و در مجله الحريه چاپشان کرد. بعد از اين که مدتي در دانشکده الجعفريه درس دادم ، امکان اين را پيدا کردم تا به کويت بروم و در مجله الطليعه کار کنم . قصد داشتم آنقدر پول جمع بکنم تا بتواتم به قاهره يا ايتاليا بروم و هنر بخوانم در اين کشور خيلي آزار و اذيت ديدم همين جا بود که حنظله من به دنيا آمد.»  

سيد شهيدان اهل قلم شهيد مرتضي آويني درباره العلي مي نويسد: «صاحبان اصلي فلسطين مردمي هستند که همواره در آنجا زيسته اند. چگونه مي توان هويت فلسطين را تغيير داد؟ اشغال فلسطين واقعه اي مربوط به هزاره هاي دور نيست که کسي آن را به ياد نياورد. همه به ياد دارند که اين قوم پليد(رژيم صهيونيستي) چگونه با حمايت سياسي و تسليحاتي امپرياليست هاي تجاوزگر، سرزمين فلسطين را از صاحبان اصلي آن غصب کرده اند. چگونه مي توان فراموش کرد؟ عبدالحي مسلم ، نقاش فلسطيني، اين گونه يادگارهاي گمشده اش را از فراموشي حفظ مي کند...

نقاش، مراسمي چون جشن هاي ازدواج فلسطينيان و تشريفات آغاز مراسم روزه داري آنها را بر تابلوهاي بزرگ به تصوير کشيده است.

هنرمندان فلسطيني اگر چه بيش تر درد غربت داشته اند، اما نشانه هايي از دستيابي به اين خودآگاهي تاريخي در ميان آنان جلوه کرده است.

ناجي العلي کاريکاتوريست شهيد فلسطيني که اکنون شهرت جهاني دارد نيز هشت ساله بود که بعد از اشغال روستاي شجره در منطقه الجليل توسط صهيونيست هاي تحت الحمايه انگليس و قدرت هاي بزرگ ديگر ، ناچار شد که همراه با پدر و مادر و ديگر هموطنانش به لبنان کوچ کند. او هرگز فلسطين و وظيفه خود را در دفاع از فلسطين از ياد نبرد.

در آثار ناجي العلي اين پسر فلسطيني که او را حنظله ناميده است همواره حضور دارد. حنظله به معناي ميوه تلخ است ، ميوه تلخي که اجازه نمي دهد زيتون ها و انگورهاي سرزمين غصب شده فلسطين در کام غاصبانش شيرين باشد.

حضور حنظله در کاريکاتورهاي ناجي العلي يک حضور سمبليک است. حنظله مظهر يک حضور سمبليک است، شاهد همه مصايبي که بر ملت او مي رود. حنظله شايد خود ناجي العلي باشد، پسري يک دنده و لجوج و پابرهنه، با شانه هايي آويزان و دست هايي گره خورده از پشت.»   

 

يكشنبه 12 شهريور 1391 - 9:20


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری