سه‌شنبه 25 مهر 1396 - 23:48
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

كتاب

 

ياسر حمزه لوي

 

بامداد نزديک است

 

با نگاهي به کتاب « شال سبز » که با تلاشهاي خالصانه و قلم علي اکبر عسگري فرصت وجود يافته است

کتاب حاضر روايتي داستاني از زندگي شهيد عبد الحسين دستغيب دارد. در واقع با جمع آوري خاطرات و نوشته هاي زمان حيات آن شهيد بزرگوار به گونه اي برخورد مستند و مستدلي با موضوع داستان که شرح حال و زندگي ايشان است دارد. اثر از سري مجموعه کتاب هاي قهرمانان انقلاب مي باشد که در هر کتاب به زندگي يکي از اين ستارگان مي پردازد. کتاب فاقد فهرست مطالب مي باشد و به چهارده بخش پيوسته تقسيم مي شود. در ابتدا به طرح روي جلد کتاب بر مي خوريم که از رنگ و طراحي مناسب استفاده شده است ولي عکس روي جلد که از شهيد دستغيب به چاپ رسيده مناسب نيست. شايد تصوير واضح تر و بهتري از ايشان در دست نبوده که براي استفاده روي جلد کتاب مناسب حال باشد. که اين موضوع بيانگر مظلوميت و سادگي آن بزرگوار است.

 سر آغاز کتاب نگارنده به بهانه ي آوردن مقدمه اي در مورد اين شهيد بزرگوار نامه اي مستند از مکاتبات اداري سازمان ساواک را آورده و در آن سابقه ي کلي مبارزاتي اين گرانقدر را متذکر ميشود و داستان را در مرحله ي روايت به خوبي پيش مي راند، در ادامه در مورد پيشينه ي پدر ايشان سخن به ميان آورده و داستان را از آن روزگار آغاز مي کند. نثر داستان بسيار هوشمندانه است. در گفت و گوهاي ميان شخصيت هاي داستان استفاده از عبارات عاميانه شوق و شور تازه اي به کتاب بخشيده است و خواننده را با سادگي کلام شخصيت ها جذب مي کند، هر چند گروه مخاطب اين اثر کودک و نوجوان مي باشد ولي نويسنده از تکنيک هاي حرفه اي براي نگارش آن استفاده کرده. تصاوير ذهني در جاي جاي اين اثر موج ميزند که مناسب برخوردي کاشفانه است و اين نظر نيز از مخاطبان انتظار مي رود. در واقع بيان بعد عاطفي همراه با گونه اي از نوشتار نمايشي داستان را به پيش مي برد و خوانندگان اين اثر را از اين گونه تکنيک هاي نويسندگي بي بهره نمي گذارد.

يکي ديگر از خصوصيات مثبت کتاب، داشتن پاورقي است. که اين موضوع باب آشنايي خوانندگان با موضوعات جالبي است. لغات و اصطلاحات دشوار، معرفي شخصيت ها و پيشينه ي تاريخي آن ها و از همه مهم تر، ترجمه ي عبارات عربي و آيات الهي قرآن کريم که براي درک بهتر خوانندگان در بخش پاورقي آورده شده و کمک شاياني به گروه هدف کتاب مي کند. گاه به نظر مي رسد آوردن توضيحاتي در مورد اصطلاحات ساده زياده گويي و ساده انگاريست، ولي اگر نظر منطقي تر و هوشمندانه تري به موضوع بيفکنيم در ميابيم که قصد و مقصود از اين کار با توجه به گروه سني مخاطبان مثبت و قابل قبول است وبا اين هوشمندي دايره ي اطلاعاتي و لغات گروه مخاطبان کمک شاياني مي شود . 

در قسمت سوم از کتاب، نويسنده به دوران کودکي شهيد دستغيب اشاره دارد و کودکي ايشان را در دو بخش آورده است قسمتي که در هنگام زنده بودن پدر اتفاق مي افتد و قسمتي در هنگام مرگ او، چنان که هر قسمت از کتاب با عددي در ابتداي آن از هم جدا شده است. وليکن امتداد داستان به سبک داستان هاي شرقي و ادبيات داستاني قدماي ايراني نگاه داشته شده است زيرا در حالي که هر قسمت داستاني جدا گانه براي خوانندگان نقل مي کند وليکن به داستان کلي نيز مربوط مي شود و ترتيب اين قسمت ها يکي پس از ديگريست. مانند اکثريت کتب داستاني کهن مانند منطق الطير يا داستان هزار و يک شب، استفاده از اين شيوه روايي نه تنها بر قدرت داستان پردازي و بيان مطالب گوناگون در اطراف موضوع اصلي بيان مي کند بلکه خواننده را با خود همراه ساخته در حالي که او را با ابعاد و ويژه گي هاي گوناگون موضوع اصلي آشنا مي سازد از خستگي و ملال آور شدن داستان براي خوانندگان خويش فرار کرده و آنان را تا انتها همراه مي آورد. استفاده از اين شيوه با هوشمندي نويسنده همراه است، زيرا در هر بخش به نکته اي ظريف در متن اشاره دارد و هم چنان که داستان پيش مي رود شخصيت قهرمانش را شکل مي بخشد و با آوردن خاطراتي از آن زمان و يا اضافه نمودن گزاره هاي خود ساخته به مطلب اصلي داستان شکل مي بخشد و هر جا که بتواند از مستندات تاريخي براي اثبات نوشتار استفاده مي کند که ساختاري قوي ومستند گونه به داستان مي بخشد.

با پيش روي در متن کتاب متوجه ي اين مطلب شده که نويسنده به گونه اي از عبارات مذهبي و سخنان شخصيت هابهره گرفته که گويي تمامي اين حوادث و عبارات ذکر شده از سوي قهرمان داستان و شخصيت هاي موجود در آن مي رود تا در نهايت به مرحله ي رشد و شکوه شخصيت آن شهيد بزرگوار برسد، که هدف اصلينويسنده در اين نکته خلاصه مي شود و نشان دادن شخصيت واقعي ايشان کاملا واضح و به دور از هرگونه کاستي نمايان است و اين موفقيت عمده ي نويسنده در متن کتاب به خوبي آشکار است. در اين رهگذر استفاده از آيات قرآن کريم کمک شاياني به نويسنده  مي کند. از اين ميان گاه گاه توصيفات کوتاه از حالات و گفتگوهاي شخصيت هاي داستان و يا حتي استفاده ي پي در پي از عبارات و سوره هاي قرآن رشته ي داستان را پاره کرده و در صفحاتي اين امر مشهود مي شود که چون به درازا نمي انجامد اشکال عمده اي براي مخاطبان ايجاد نمي کند.                         

 در بخشهايي از کتاب اشاراتي به وقايع تاريخي آن زمان ميشود که در برخي از آنها افکار و جهت گيري شخصيت اصلي داستان پيدا است، که خواننده را با اين افکار به طور مستقيم آشنا مي کند، مثلا در جايي شهيد دستغب درمورد اوضاع و احوال در پاسخ به يکي از مريدان چنين مي گويد :« نه هر چيو کارشون، رو حساب و کتابه. اول، جلو سينه زني و عزاداري بر امام حسينو گرفتن، چون مي دونن ذکر مصيبت آقا، خون مردمو به جوش مياره و ديگه بي غيرتي رو تاب نميارن. بعدم رفتن سراغ لباس مردا و زنا، کلاه سر مردا گذاشتن و چادر از سر زناشون کشيدن »

از علت يابي دقيق تر اين سخن چنين بر مي آيد که برنامه ريزان اصلي اعمالي که ذکر آن در متن کتاب رفته است با هدف از قبل تعيين شده که اجراي آن سالها به طول مي انجاميده شروع به اقداماتي اين چنين کرده اند زيرا از عمق اين مطالب بر مي آيد که اين گونه برخورد با جامعه هدفي جز تحول فرهنگي و مذهبي نداشته است زيرا حمله ي اصلي به سمت و سوي اعتقادات مذهبي و فرهنگي است در حالي که اين موضوع براي عالمان ديني و فرهنگي مشهود مي شود خودرا در قبال آگاه ساختن مردم از مطالب، مسئول دانسته و حتي خود پيشاپيش حرکتي که در مقابل با اين هدف شوم بر مي خيزد قرار مي گيرند و اين سخن به درستي يکي ديگر از ابعاد شخصيتي قهرمان اين داستان را بيان مي کند و نويسنده نيز به خوبي از پس مطرح کردن اين بعد از شخصيت شهيد بر آمده است. نويسنده در باب هم گرايي قسمت هاي مختلف کتاب از عبارات تکراري در ابتدا و انتهاي بخش ديگر استفاده کرده است چنان که در انتهاي بخش ششم و ابتداي بخش هفتم است و اين به رسايي و جذب خواننده مي انجامد، القصه در عباراتي که گاه به کار مي برد نوعي تکرار مکررات و عبارات کم مايه است، مانند « شانه هايش سنگيني کرد و عرق شرم بر چهره اش نشت »         

و در جايي توجه شهيد را به آثار تاريخي بيان ميدارد که مردم را به تعمير مسجد جامع عتيق تشويق و خود در تعمير و باز سازي آن همت مي گمارد.   با تلقي از اين موضوع در مي يابيم که چه بسا بزرگان ديني در برهه هاي مختلف زماني با حمايت همه جانبه ي خود از ميراث فرهنگي و آداب و رسوم مردم مانع از بين رفتن ارزشهاي فرهنگي و تاريخي اين ملت بوده اند. بي گمان اشاره ي نويسنده در مورد اين موضوع اهداف والا و مسئولانه ي اين شهيد بزرگوار را نمايان مي سازد، حال آنکه گروه ها و تشکل هاي بسياري در زمان وقوع اين اتفاق در ايران وجود داشته است که ادعاي پشتيباني و حراست از ميراث فرهنگي را داشته اند و نيروي متخصص و امکانات مالي مناسبي نيز از بودجه ي کشور در اختيار آنها قرار مي گرفته، وليکن همت و راهنمايي اين شهيد باعث احياي مسجد عتيق شده است.

سبک داستاني کتاب در ادامه بهتر نمايان مي شود و گاهي ميان اثري مطلقا داستاني و کتابي مستند گونه در نوسان است و همين امر يکي از  خوصوصيات اين اثر مي باشد، مثلا در قسمت هايي که از نامهاي اداري ساواک و توضيحاتي در مورد شخصيت هاي حقيقي کتاب آورده ميشود داستان، گونه اي مستند به خود مي گيرد و در قسمت هاي ديگر روال داستاني امتداد پيدا مي کند و شروع مبارزات مردمي را متذکر ميشود. نويسنده در لحظه ي ترور شهيد دستغيب از تعابيري استفاده مي کند که گويي اين لحظه را جان بخشيده است. تعابير بسيار گيرا و موزون در پي هم مي آيند و لحظه ي انفجار و شهادت آن بزرگوار را به تصوير مي کشد. و در آخر با اشاراتي پنهاني از لکه دار شدن دامان گروهک تروريستي منافقين به خون اين شهيد و فرار سر دسته هاي اين گروهک به خارج از مرزهاي ايران اشاره دارد و به نوعي امتداد مبارزات را متذکر مي شود.

در پايان با تشکر فراوان از زحمات نويسنده و ناشر اين اثر گرانقدر خرسنديم که نشر و چاپ اين گونه آثار آغاز شده است، که امتداد اين چنين فعاليت هايي مي تواند براي شناساندن ابعاد مختلف انقلاب اسلامي ايران به جوانان و نوجوانان اين مرز و بوم مفيد باشد و اين برهه از تاريخ مهم ملت بزرگ ايران را نمايان سازد.

 

 

دوشنبه 6 شهريور 1391 - 10:22


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری