دوشنبه 30 مرداد 1396 - 5:15
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

فرهنگي و هنري

 

داود خسروي

 

آرمان‌هاي يک فلسطيني

 

نگاهي به گروه فيلمسازي «هيام»(محمد درمنش، 1382) به مناسبت پخش از شبکه سوم سيما

محمد درمنش متولد دوازدهم مهر ماه سال 1339 تهران، فارغ التحصيل كارشناسي ارشد در رشته فيلمبرداري سينما است.

وي فعاليت فيلمسازي را از سال 1359 در مركز تل فيلم وابسته به سازمان صدا و سيما آغاز كرد. او در سال 1360 وارد حوزه هنري شد و پس از مديريت فيلمبرداري 13 فيلم سينمايي به كارگرداني روي آورد.

فيلم دوشيزه اولين تجربه كارگرداني وي مي باشد و هيام دومين فيلم او در مقام کارگردان است.

فيلمبرداري هيام که در ابتدا زيتون شکسته نام داشت از نيمه آذر ماه 1381 در سوريه آغاز شد و پس از سه ماه و 75 جلسه به پايان رسيد.

درمنش در هيام نيز مانند فيلم اولش، رضايت تلويزيون را جلب کرد و معاونت برون مرزي صدا و سيما تهيه فيلم را بر عهده گرفت.

فيلم به زبان عربي ساخته و براي نمايش در ايران دوبله شد. ترکيبي از بازيگران سوري، لبناني، فلسطيني و عراقي در فيلم همکاري داشته اند.

درمنش درباره چگونگي ساخت هيام مي گويد: «هيام مسئله دغدغه ذهني و فكري ام درباره موضوع فلسطين بود چرا كه كسي مثل من 30-40 سال اين مطلب را شنيده است و همچنين يك احساس اداي دين بود.

اما در بحث اجرايي، در ميان فيلمنامه‌هايي كه داده بوديم، يك طرحي نوشتم و به شبكه سحر دادم (اين شبكه در آن مقطع كار سينمايي هم توليد مي‌كرد) طرح درباره يك عمليات استشهادي بود؛ اولين عمليات استشهادي كه حزب الله در جنوب لبنان انجام داد و براي اولين بار شوك جدي و جديدي به نيروهاي مهاجم آمريكايي و فرانسوي وارد شد. عمليات خوب و جالبي است و اگر يك روزي تصوير شود كار قشنگي است كه نفوذ مستكبرانه آمريكا را نابود كرد.

من اين طرح را نوشتم و دادم. اما نگراني كه آنها داشتند اين بود كه اين در بهترين شرايط يك جريان تروريستي به نظر مي‌آيد و توصيه كردند که بهتر است در بعد انساني قصه كار كنيد كه از آن، نگاه سياسي استخراج نشود. اين شد كه آمديم روي قصه هيام كار كرديم. اول اسم‌هاي ديگري داشت اما به هيام رسيديم و طرح رفت و دوستان خواندند و پسنديدند و اجرايي شد.»

درمنش درباره نگارش فيلمنامه مي گويد: «در همان زمان كه مي‌خواستم درباره حزب الله كار كنم، تحقيق زيادي كرده بوديم. ذهنمان در رابطه با بحث لبنان، فلسطين و انتفاضه يك پيش فرض‌هايي داشت كه با توجه به نكات مشاوران، سناريوي هيام از دل آن تحقيقات جوشيد. ولي در هر حال خط داستان و فيلم را فيلمساز مي‌دهد.

سناريو به شكل اوليه تهيه شد. يك دختر و پسر هستند كه پسر اصلا قصد ندارد خودش را وارد درگيري‌ ها بكند و مي‌خواهد بيرون از مرزهاي فلسطين زندگي كند اما نهايتا مبتلا به ماجراي انتفاضه مي‌شود و نشان مي‌دهد كه آدمهايي که ريشه فلسطيني و اسلامي دارند، دلشان بخواهد يا نخواهد، گرفتار اين قصه هستند؛ اينطور نيست كه كسي تصميم بگيرد كه به انتفاضه فكر نكند و اسرائيل دست از سرش بردارد.

بر اساس اين نگاه بود كه داستان اوليه شكل گرفت. نياز به پرداخت داستان داشتيم. به نظرم رسيد كه بايد چرخي در منطقه بزنيم و مطالعات ميداني‌تر و متقن تر بشود كه فيلمنامه نهايي شكل بگيرد. لذا سفري به سوريه رفتيم و توانستيم با رهبر اصيلترين جريان‌هاي فلسطيني گفتگو كنيم كه اطلاعات خوبي درباره فلسطين به ما دادند.

با تعداد زيادي از مادران شهدا كه بچه‌هايشان را در انتفاضه از دست داده بودند هم مصاحبه كرديم و آنها جزئيات يك حمله اسرائيل و كارهايي را كه مي‌كردند، ملموس بيان كردند. با تعدادي از مجروحاني كه درگيري كوچه به كوچه با فلسطيني ‌ها داشتند مصاحبه داشتيم و اكثر اين مصاحبه‌ها خودماني بود جوري كه خيلي از آنها به دلايل امنيتي ضبط هم نشد.

از آن سفر كه برگشتيم دستمان پر شد و فيلمنامه نهايي قصه شكل گرفت. اسمش شد عشق بر مقياس ريشتر به اين معنا كه اتفاقات فلسطين و حملات اسرائيل به اندازه يك زلزله ده ريشتري تخريب كننده است و عملا چيزي باقي نمي‌ماند و عشق در مقياس ريشتر به اين مفهوم است كه حالا اينهايي كه در اين سرزمين مانده‌اند و به آن عشق مي‌ورزند و مقابله مي‌كنند اگر در حد ده ريشتر به آنها حمله مي‌كنند، عشق آنها بايد در مقياس ريشتر باشد.

با اين اسم جلو رفتيم اما نهايتا هيام شد. هيام هم به همان مفهوم شيرين و فرهاد خودمان است. يعني به كسي كه در عشق در حد اعلي پافشاري مي‌كند، هيام مي‌گويند. هيام سمبل فلسطين و كسي است كه در حد نهايت به سرزمين و به اعتقاداتش عشق مي‌ورزد و همه سختي‌هايش را تحمل مي‌كنند.»

درمنش درباره هزينه هاي توليد فيلم مي گويد: «در نهايت با دو ماه فيلمبرداري در سوريه با آن حجم گسترده تخريب و سياهي لشگر با حضور بازيگراني از شش كشور با 400 ميليون توليد شد؛ مبلغي كه الان براي فيلم‌هاي آپارتماني و شهري هزينه مي‌شود.

در مورد هيام معتقدم ما صرفه‌جويي كرديم. به نظر من ميزان سرمايه به ميزان بازگشت معقول بوده است. در ضمن فيلم در جشنواره دفاع مقدس جايزه ويژه هيئت داوران و در جشنواره برون مرزي صدا و سيما جايزه بهترين بازيگري و كارگرداني را گرفت كه در حد خودش قابل قبول است.»

درمنش درباره تهيه فيلم با موضوع فلسطين مي گويد: «من با اينكه بخش خصوصي به اين مبحث ورود كند، موافق نيستم نه اينكه نيايد بلكه اين وظيفه بخش دولتي است. علتش هم اين است كه در ارتباط با ماجراي فلسطين يك نگاهي تعريف شده كه اگر بخش خصوصي بخواهد وارد شود و سرمايه بگذارد بايد دو مطلب تحقق يابد.

اول اينكه درباره بحث انتفاضه به گونه ديگري نگاه كند، من نمي‌گويم كه مخالف نگاه كند من مي‌گويم جور ديگري نگاه كند. اما فضاي مديريت فرهنگي كشور آنقدر اين ظرفيت را ندارد.

من در ميان طيف‌هاي مختلف مديران فرهنگي بودم و آنها بيشترشان اعتقاد دارند كه در بحث فلسطين آن نگاهي كه بوده و هست الا و لابد بايد همين بماند. لذا چون قرار نيست نگاه ديگري مطرح شود براي چه سرمايه‌گذار خصوصي پولش را بياورد وسط و هزينه و ريسك كند.

نكته دوم اينكه اگر بخش خصوصي بخواهد وارد شود، بايد غير از ايران (كه محلي براي برگرداندن پولش هست و قطعا پول برنمي‌گردد) به كشورهاي ديگر هم ورود كند. اتفاقا 200 كشور هستند كه ممكن است فيلم را بخرند، اندونزي، هند و حتي بعضي كشورهاي اروپايي حاضرند بيايند و بخرند و فيلم را در كشورشان اكران كنند. اما آداب ساخت فيلمي که قرار است اكران خارجي بشود، از مدل فيلمسازي ما و از آداب فيلمسازي ما خارج است.

آنها يك ذائقه‌اي در نوع پوشش و... دارند كه ما نداريم. اگر بخواهد بر اساس اين آداب فيلمسازي كار شود اين فيلم در خارج كاركرد ندارد و برگشت سرمايه ندارد. پس بهتر است مجموعه نظام و بخش فرهنگي دولتي سرمايه‌گذاري كند چراكه مي‌خواهد انديشه خودش را در يك مدل انحصاري و خاص تبليغ كند.»

درمنش درباره اينکه چرا هيام اكران خارجي نداشته، مي گويد: «من در بحث اكران از مديريت پخش هيام گله‌مند بودم. آنها كوتاهي كردند. اتفاقا من هيام به شكلي كار كردم كه بشود فيلم در بخش‌هاي خارجي اكران و عرضه بشود. اما متاسفانه متوليان پخش هيام چه در بخش اكران خارجي و چه در بخش جشنواره‌ها كوتاهي كردند.

 اين فيلم در داخل مرزها ماند. يكي از عللي كه بعد از هيام من خودم مشتاق نشدم. روي اينگونه سوژه‌ ها ادامه بدهم، كم لطفي‌ها در اين قسمت بود. انرژي گذاشته بوديم و فكر مي‌كرديم فيلم مي‌تواند برد خارجي داشته باشد، اما به دليل كاستي و تنبلي عده‌اي كم‌انگيزه، با كار برخورد اداري شد و از سر خودشان باز كردند. در حالي كه اگر پخش آن دست خودم بود قطعا در معرفي به جشنواره‌‌ها و حتي اكران حتما اقدام مي‌كردم.»

درمنش در يادداشتي در جشنواره فيلم فجر درباره هيام نوشت: «کلمات چه مظلومند! آن قدر که در بسياري اوقات حيا مي کنند تا دوباره در خدمت انديشه ها قرار گيرند. انديشه نيز گاهي مظلوم واقع مي شود، چون خجل است تا در خدمت بيان حرف دل قرار گيرد و حرف دل مظلوم شود چرا که فاصله بين خود و حقيقت را چنان زياد مي بيند که در سکوت به شرم مي نشيند.

کلمات وقتي از هزارتوي کوچه هاي ادبيات مي گذرند و خود را به لابيرنت فيلم و تصوير مي رسانند، بيش از گذشته غريب مي شوند. چرا که اين عرض ارادت به ساحت تکنولوژي، بيش از پيش آنان را عاجز و ناتوان مي نمايد. حال در اين فاصله لايتناهي بين حقيقت کلمات و پرده سينما چه مفهومي از حقيقت مي تواند در روي پرده لياقت تجلي يابد.

حقير که نمي دانم! اما تصور کردم شايد در ميان ميليون ها ساعت، دقيقه و لحظه که از مواجهه ما با اثر و فيلم هاي مورد علاقه مان مي گذرد لازم باشد لحظاتي نيز بينديشيم که راستي بين حقيقت کلام و قاب تصوير شده چه فاصله اي وجود دارد. راستي ما نيز در فيلم هيام فرصت کرديم لحظاتي اين گونه بينديشيم؟!»     

مشخصات «هيام»:

کارگردان : محمد درمنش، دستيار اول کارگردان : عطاءاله سلمانيان، برنامه ريز : عطاءاله سلمانيان، دستياران کارگردان : يوسف روحاني ، حميد ماهان، منشي صحنه : مهرنوش هاشمي صديق، نويسنده : عباس طهماسبي ، غلامحسين دريانورد ، محمد درمنش، تهيه کننده : مهدي همايون فر، مدير توليد : محمد باقر آشتياني، دستيار تهيه کننده : عليرضا فاليزي، مدير فيلمبرداري : حسين ناظريان، دستيار فيلمبردار : عليرضا برازنده ، هوشنگ غفوري ، رستم حيدري، عکس : حسين همايونفر، تدوين : حسين زندباف، دستيار تدوين : شوکا زندباف ، زهرا فرجي، طراح صحنه و لباس : حميدرضا چارکچيان، طراح صحنه : محمد درمنش، مدير صحنه : سعيد آهنگراني، مجري دکور : مازيار ميرهادي، دکور : محسن پناهي، آهنگساز : محمدرضا عليقلي، صدابردار : اصغر شاهوردي ، محمد شاهوردي، صداگذاري و ميکس : محسن روشن، مدير دوبلاژ : ناصر طهماسب، دستيار صدابردار : محمد شاهوردي، دستيار صداگذاري : رسا رضواني ، آرش قاسمي، طراح چهره پردازي : مهري شيرازي، دستيار چهره پرداز : محبوبه صديق نيا، کامران خلج، جلوه هاي ويژه : رضا رستگار، دستيار جلوه هاي ويژه : علي جوادي پور ، مهدي رستگار، سال ساخت: 1382، مدت : 100 دقيقه

بازيگران : جهاد سعد ، ريم علي ، کفاح الخوص ، عابد فهد ، سامر عمران ، فائق عرقسبوسي و ...

خلاصه داستان : حسان متولد حيفا، دانشجوي ممتاز مهندسي و تبعه انگلستان براي ازدواج با دختر مورد علاقه‌اش هيام، از انگلستان عازم اردوگاه جنين در فلسطين اشغالي مي شود. او قصد دارد پس از مراسم ازدواج با همسرش براي ادامه تحصيل به انگلستان برگردد. جشن عروسي آن دو در يک محفل کوچک اما گرم برگزار مي شود.

حمله گسترده اسراييل به اردوگاه جنين به زوج جوان اجازه نمي دهد اين دو، رنگ آرامش را بينند. آنها که عازم انگلستان هستند در ايست بازرسي نيروهاي اسرائيلي از يکديگر جدا مي شوند. وقتي حسان به نوع برخورد مأموران با آنها اعتراض مي کند، او را بازداشت مي کنند. نيروهاي اسرائيلي به حمله هاي خشونت ‌باري عليه فلسطيني ها دست مي زنند.

حسان، پس از رهايي از بازداشتگاه ها در عين تيراندازي مأموران به انقلابيون فلسطيني زخمي مي شود اما خود را به همسرش مي رساند و به او مي گويد تا با هم از منطقه بگريزند و خود را به انگلستان برسانند. هيام پيشنهاد شوهرش را نمي پذيرد و مي گويد وقتي مادر، برادر و همه فلسطيني ها در اينجا هستند او ترجيح مي دهد در وطن خود بماند. در حالي که ارتش اسرائيل به حمله هاي خود به اردوگاه جنين ادامه مي دهد، حسان و هيام تصميم مي گيرند در کنار دايي محمود، انقلابي فلسطيني، بمانند.

 

 

 

دوشنبه 6 شهريور 1391 - 10:13


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری