پنجشنبه 2 شهريور 1396 - 2:2
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

مقاله

 

روابط عمومي اداره كل تبليغات اسلامي استان خراسان رضوي

 

ضرورت وحدت و همگرايي در جامعة توحيدي

 

وحدت و همگرايي در جامعة توحيدي، پيش از آنكه دستوري وحياني باشد، امري عقلاني است و بيش از آنكه مطلوبي ديني باشد، ضرورتي عيني است؛ چراكه وحدت در نظام اجتماعي اسلام تداوم حاكميت وحدت در نظام تكوين و تشريع است و نه تنها وحدت ريشه در عقايد و شريعت اسلام دارد كه حيات امت اسلامي و تاريخ اين امت بر آن استوار است.

اهميت اين موضوع را از قرآن كريم بياموزيم که هم وحدت و همگرايي در جامعة اسلامي را امري بايسته معرفي کرده و از آن با تعابيري مختلفت ستايش نموده است و هم واگرايي و وحدت گريزي را پديده‌اي زشت دانسته و آن را با تعابيري کوبنده نكوهش نموده است.

الف:وحدت و ارزش آن در قرآن

قرآن كريم در آيات متعددو با تعابير مختلف به ضرورت وحدت و همگرايي در جامعة اسلامي اشاره نموده است،آيات زير از جمله اين آيات است:

1. همگرايي نعمتي الهي

            همگرايي نعمتي الهي است كه قرآن كريم بر اين حقيقت صحه گذاشته و مي‌فرمايد:

واعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللهِ جَميعاً وَ لاتَفَرّقُوا وَ اذْكُروا نِعْمَةَ اللهِ عَلَيكُم إذ كُنتُم أعداءً فَأَلَّفَ بَينَ قُلُوبِكُم فَأَصْبَحْتُم بِنِعْمَتِه إخْوانا وَ كُنتُمْ عَلى شَفا حُفْرةٍ مِنَ النّارِ فَأَنْقَذَكُم مِنْها؛«همه به ريسمان خدا چنگ زنيد و پراكند نشويد، و نعمت خدا را بر خود ياد كنيد آن گاه كه با هم دشمن بوديد و او ميان دلهاي شما الفت انداخت تا به لطف او برادر يكديگر شديد؛ و بر پرتگاهي از آتش بوديد و او شما را از آن رهانيد»[1].

2. وحدت، فلسفة بعثت پيامبران

از قرآن و ديگر آموزه‌هاي اسلامي استفاده مي‌شود، نخستين چيزي كه انسان به پرستش آن پرداخت آفريدگار يكتا بود، بت و دو گانه پرستي و اختلاف در دين، زاييدة وهم و خيال انسان است كه پس از يكتا پرستي، در ميان بشر رخ نمود. دليل بر اين مطلب، آية زير است كه قرآن كريم، فلسفة تشريع دين و بعثت پيامبران را پيشگيري از هرگونه تفرقه و پراكندگي معرفي كرده است:

كانَ النّاسُ أمَّةً واحِدَةً فَبَعَثَ اللهُ النَّبيّينَ مُبَشِّرينَ وَ مُنذِرِينَ وَ أنْزَلَ مَعَهُم الْكِتابَ بِالْحَقِّ لِيَحْكُمَ بَينَ النّاسِ فِيما اخْتَلَفُوا فِيهِ؛ «مردم امتي يگانه بودند، سپس خداوند پيامبران را مژده رسان و بيم دهنده بر انگيخت و به همراه آنان، كتاب را به حق نازل كرد تا ميان مردم در آنچه كه اختلاف داشتند داوري كنند»[2].

ب: زشتي پراكندگي در قرآن

قرآن كريم افزون بر آن كه با تعابيري زيبا، ارزش وحدت و همدلي را گوش زد كرده است، زشتي پراكندگي را نيز از نظر دور نداشته و با تعابيري گويا، برخي از زشتي‌هاي آن را بيان داشته است:

1. پراكندگي عذابي الهي

قرآن كريم در اين باره كه پراكندگي، نوعي عذاب است، آن را در كنار برخي ديگر از عذابهاي الهي قرار داده، ميüفرمايد:

 قُل هُوَ القادرُ على أن يَبعثَ عَلَيكُم عَذاباً مِن فوقِكُم أو مِن تحتِ أرجُلِكُم أو يَلبِسَكُم شِيَعاً ويُذيقَ بعضُكم بَأسَ بَعضٍ؛ «بگو او قادر است تا عذابي از سمت بالا يا از زير پايتان بر شما فرو فرستد و يا شما را به صورت دسته هاي پراكنده به هم بياميزد و طعم جنگ را به هر يك از شما به وسيلة ديگري بچشاند»[3].

اين آيه حاكي از آن است كه اختلاف كلمه و پراكندگي در ميان جمعيت، به قدري خطرناك است كه در رديف عذابهاي آسماني و زميني قرار گرفته است و حتي گاه آثار زيانبار ناشي از اختلاف و پراكندگي، به مراتب از ويرانيهاي ناشي از صاعقه ها و زلزله ها مخرب تر است؛ چراكه گروه گروه شدن زمينة درگيري و خون ريزي را فراهم مي آورد.

2. تفرقه، نغمه‌اي شيطاني

تفرقه و پراكندگي پديده‌اي زيانبار است كه با پيروي از شيطان رخ نموده و جامعه را به تباهي مي‌كشاند، از اين رو خداوند بزرگ، اهل ايمان را از پيروي شيطان بر حذر داشته مي‌گويد:

يا أيُّها الَّذينَ آمَنوا اُدخُلوا في السِّلمِ كافَّةً ولا تَتَّبِعوا خُطُواتِ الشِّيطانِ إنّه لَكُم عدوٌّ مبين؛ «اي كساني كه ايمان آورده ايد همگي به صلح و آرامش در آييد و گامهاي شيطان را پيروي نكنيد كه براي شما دشمني آشكار است»[4].

3. وحدت شكني، بغي و ستمگري

وحدت شكني در نگاه قرآن به حدي زشت است كه از آن، به بغي و ستمگري تعبير كرده است چنان كه فرمود: وَمَا اخْتَلَفَ فِيهِ إِلاَّ الَّذِينَ أُوتُوهُ مِن بَعْدِ مَا جَاءتْهُمُ الْبَيِّنَاتُ بَغْيًا بَيْنَهُمْ؛ «و جز كساني كه به آنان كتابي داده شده بود، در آن اختلاف نكردند، (آن هم) پس از آن كه دلايل روشن براي آنان آمد، اين به دليل وجود بغي و ستمگري در ميان آنان بود».[5]

تلاش پيشوايان دين در امر تحقق وحدت

پيشوايان ما با تعابيري زيبا و گويا، ضرورت وحدت و همدلي در جامعة اسلامي را گوشزد كرده‌اند و با رفتار وحدت آفرينشان، بر اين بايستگي صحه گذاشته‌اند. در اينجا به منظور آگاهي از اهميت وحدت در سيرة پيامبر اکرم(ص)، امام علي(ع) و نيز عالمان و رهبران ديني نمونه‌هاي چند از گفتار و رفتارشان ياد آور مي‌شويم.

الف: وحدت در گفتار و رفتار پيامبر اعظم(ص)

در اهميت و ضرورت وحدت، از پيامبر خدا(ص)احاديثي فراوان رسيده است كه موارد زير نمونه‌اي از اين احاديث است.

عن النبي(ص)قال: من فارق جماعة المسلمين فقد خلع ربقة الاسلام من عنقه؛ «پيامبر فرمود: هركس از اجتماع مسلمانان فاصله بگيرد قيد مسلماني را از گردنش وا نهاده است»[6].

پيامبر اكرم(ص) با تفسيري كه از شخص مسلمان ارائه داده است، تكليف همگان را روشن ساخته است كه فرمود: من استقبل قبلتنا و شهد شهادتنا و أحل ذبيحتنا فهو المسلم، له ما لنا و عليه ما علينا؛ «هركس به قبلة ما روي آورد و به شهادت ما شهادت دهد و ذبح ما را حلال بداند او مسلمان بوده و براي او همان است كه براي ماست و عليه او همان است كه عليه ماست»[7].

آن حضرت در جاي ديگر در اين باره كه ممكن است در آينده‌هاي دور برخي از مسلمانان افراطي، ديگر مسلمانان را مشرك و يا كافر خوانند در ردّ اين افراط‌گريها فرمود:

مَن قال لأخيه يا كافر فقد باء به احدهما، ان كان كما قال و الا رجعت عليه؛ «هركس برادرش را كافر خواند، كفر يكي از آن دو ثابت مي شود، اگر آن طور باشد كه او را كافر خوانده است(پس او كافر است) و در غير اين صورت، خود وي كافر است»[8].

اين فرازها از سخنان پيامبر(ص)، گوياي آن است كه آن حضرت با چراغ فروزان نبوت، زمانهاي دور را روشن ساخته است تا به اين وسيله، از تكفير و طرد برخي گروهاي مسلمان توسط برخي ديگر از گروه هاي افراطي ممانعت به عمل آيد و از پراكندگي در جامعة اسلامي پيشگيري شود.

پيامبر خدا(ص) افزون بر اينكه به وحدت توصيه‌هايي مؤكد و فراوان داشت در عمل نيز، اقداماتي عملي و مؤثر صورت دادند كه در بر قراري وحدت، نقشي به سزا دارد.اخذ بيعت با نمايندگان تازه مسلمان اهل يثرب در سالهاي دوازدهم[9] و سيزدهم بعثت[10]، عقد اخوت در همان ماه‌هاي آغازين پس از هجرت،[11]محو عوامل تفرقه مانند تخريب مسجد ضرار[12] و مانند آن، از جمله تدابير عملي آن حضرت در تحکيم وحدت در جامعة اسلامي است.

ب: وحدت در گفتار و رفتار امام علي(ع)

در آن شرايط حساس كه دشمنان مانند يهوديان و مشرکان كه پس از غروب خورشيد وجود پيامبر اكرم، غروب اسلام را انتظار مي‌كشيدند، اگر عظمت اسلام و ابهت مسلمانان با تفرقه و پراكندگي از ميان مي‌رفت، به يقين اثري از اسلام و قرآن براي نسلهاي آتي نمي‌ماند. اين جاست كه ضرورت وحدت در آن روزگار آشكار مي‌گردد. سخن امام علي(ع)که بيش از همه در انديشة وحدت و همگرايي در جامعه بود، گوياي اين حقيقت است كه فرمود:

الزموا السواد الأعظم فإن يد الله على الجماعة. وإياكم والفرقة فإن الشاذ من الناس للشيطان كما أن الشاذ من الغنم للذئب؛ همواره با جماعت باش كه دست خدا با جماعت است و مبادا از جماعت فاصله بگيريد كه فرد بريده از مردم بهرة شيطان است چونان گوسفند دور از گله كه طعمة گرگ است.[13]

به رغم عدم رضايت امام علي(ع) از جريان پيش آمده پس از رحلت پيامبر(ص)، باز مردم را از تفرقه بر حذر داشت و به افرادي مانند عباس (عموي پيامبر) و ابوسفيان كه آمده بودند تا در برابر خليفه، با آن حضرت بيعت كنند و به اين وسيله به اختلافات پيش آمده دامن بزنند، فرمود:

ايها الناس شُقّوا امواجَ الفتن بِسُفُن النجاة و عَرِّجوا عن طريق المنافره و ضَعوا تيجانَ المفاخره؛ «اي مردم! امواج فتنه ها را با كشتيهاي نجات در هم شكنيد و از مسير پراكندگي دوري گزينيد و تاج برتري جويي را به كنار نهيد[14].

آن حضرت در مبارزه‌ايبي امان با تفرقه افکنان تا آنجا پيش رفته است که به کشتن آنان فرمان داده است، چنان که فرمود: ألا من دعا إلى هذا الشعار فاقتلوه ولو كان تحت عمامتي هذه؛ آگاه باشيد هركس مردم را به اين شعار(فرقه گرايمي) دعوت كند او را بكشيد هرچند كه زير عمامة من پنهان شده باشد.[15]

ج: تلاش رهبران مذهبي

وحدت و يگانگي در جامعه اسلامي چيزي نيست كه کسي، اهميت آن را نداند و يا بخواهد آن را انكار كند، از اين رو جامعه اسلامي به طور عموم و عالمان و فرهيختگان مسلمان به طور خصوص، همواره در انديشة ايجاد وحدت و همرنگي در جامعه اسلامي بوده و هستند، برخورد هوشمندانة رهبران مسلمان اعم از شيعه و سني در اين باره، خود گواهي روشن بر اين مدعا ست.

الف: رهبران اماميه

اگر تاريخ شيعه را ورق بزنيم خواهيم ديد كه شيعيان به ويژه عالمان دين به پيروي از سنت نبوي و به تأسي از پيشوايان معصومشان در راه كلمة وحدت و همبستگي با برادران اهل سنت، تلاشي فروان مبذول داشته‌اند، تلاش شيخ مفيد، شيخ طوسي، سيد مرتضي در قرن چهارم و پنجم، تلاش بزرگاني همچون سيد جمال الدين اسد آبادي[16] و مراجعي بزرگ مانند محمد حسين كاشف الغطا، سيد عبد الحسين شرف الدين، آيت الله بروجردي و ديگر بزرگان دين ازآن زمان تا كنون[17]،  به ويژه امام راحل و مقام معظم رهبري از جملة اين تلاشها است.  

امام خميني براي ايجاد وحدت و تحكيم آن در ميان مسلمانان، تلاشهاي زيادي كرد، ايشان گاه، حفظ وحدت را تکليف الهي دانسته و مي‌گويد:

امروز ما مكلف هستيم كه در هر لباس وهرشغلى هستيم، ازاختلاف كلمه احتراز و به وحدت اسلامى كه پيوسته مورد سفارش كتاب و سنت است گرايش نموده،و كلمه حق راعُلْيا و كلمه باطل را سفلا قرار دهيم.[18]

و گاه در هشدار به وحدت شکنان، آنان را خائن معرفي کرده و مي‌فرمايد:  مابامسلمين اهل تسنن يكى هستيم؛واحد هستيم كه مسلمان و برادر هستيم.  اگركسى كلامى بگويد كه باعث تفرقه بين ما مسلمانها بشود، بدانيد كه يا جاهل هستند يا از كسانى هستند كه مى‏خواهند بين مسلمانان اختلاف بيندازند. قضيه شيعه وسنى اصلًا در كار نيست، ما همه باهم برادريم.[19]

مقام عظماي ولايت نيز كه چهره‌اي اسلام شناس و مدافعي راستين براي وحدت در ميان مسلمانان است، در ضرورت ايجاد وحدت و تحكيم آن در جامعه اسلامي مي‌گويد:

وجوه مشترک فراواني همچون کتاب واحد، سنت واحد، پيامبر واحد، قبلة واحد، کعبة واحد، حج واحد، عبادت واحد، و اصول اعتقادي واحد در ميان مسلمانان وجود دارد که با بهره گيري از آنها مي توان به رفع يا کاهش مشکلات و معضلات مسلمانان کمک کرد.[20]

2. رهبران  اهل سنت

دانشمندان  اهل سنت نيز به ضرورت وحدت در جامعة اسلامي واقفند و براي اين امر مهم، اقداماتي چشم‌گير و ارزشمندي صورت دادند. نگاه گذرا به ديدگاه‌هاي روشن ائمة مذاهب و دانشمندان بزرگ اهل سنت گواه اين مطلب است كه تكفير ديگر مسلمانان را حرام شمرده‌اند و هيچ فردي از مسلمانان را به خاطر نوع اعتقادي كه دارد تفسيق و تكفير نمي‌كنند و اختلافات جزئي را موجب تفسيق و تكفير مخالفان نمي‌دانند.

ابو الحسن اشعري در واپسين لحظات حياتش، اصحاب خويش را به دور خود فرا خواند و از آنان خواست تا بر اين بخش از اعتقاد او گواهي دهند كه گفت:

إشهدوا عَلَيَّ أنني لا اُكَفِّرُ أحداً مِن أهل القبله بذنب لأنّهم كلَّهم يشيرون الي معبود واحد و الاسلام يشملهم و يعمُّهم...[21]

فخر رازي در تفسير خود، بدون هيچ تعصبي، در ضرورت پيروي از امام علي(ع) مي‌گويد: هركس در دين خود، به علي بن ابي طالب اقتدا كند هدايت يافته است، دليل بر اين مطلب اين فراز از سخنان پيامبر اكرم (ص) است كه فرمود: «اللهم أدرِ الحقَّ مع عليٍ حيث دار؛ خدايا هميشه حق را داير مدار علي(ع) قرار ده».[22]

اقدام خردمندانة شيخ بزرگ الازهر يعني شيخ محمود شلتوت در حدود 55 سال پيش در 1378ق، مبني بر به رسميت شناختن مكتب اماميه و جواز پيروي از آن، نمونه‌اي ديگر از اقدامات وحدت گرايانة دانشمندان بزرگ اهل سنت است.

سخن پاياني و ضرورت نشستهاي علماي شيعه و سني

از آيات قرآن و احاديث و نيز از نگاه پيشوايان و عالمان دين، به دست آمد که وحدت و همگرايي در جامعة اسلامي، امري حياتي و حقيقتي انکار نا پذير است. اکنون بايد ديد، در شرايط کنوني که دشمنان ما، در ابراز دشمني با مکتب حيات بخش اسلام کوتاهي نمي‌کنند و به هر جناياتي عليه اسلام و مسلمانان مانند قرآن سوزي، توهين به پيامبر اکرم با کشيدن کاربکاتورهاي توهين آميز، غارت سرماية مسلمانان،سرکوبي و فرو نشاندن حرکتهاي بيدار گرانة آنان دست مي‌زنند، وظيفة مسلمانان به طور عموم و رسالت علما اعم از شيعه و سني چيست؟ اگر دشمنان، عليه اسلام و مسلمانان وحدت کرده‌اند ما چرا وحدت نکنيم و اختلافات جزئي خود را کنار ننهيم و به خيل مشترکات خود چنگ نزنيم؟! مگر نه اين است که قرآن کريم با فراز فرازمند إنّما المُؤمِنُونَ إخْوةٌ[23] فرهنگ برادري و همگرايي ايماني را در جامعة توحيدي پي‌ريخته و پيوندي عميق با محوريّت ايمان در ميان يگانه پرستان پديد آورده است؟! مگر نه اين است که پيامبر رحمت، آحاد مسلمانان را در جاي جاي جهان اسلام برادر خوانده و اين واقعيت مسرت بخش را به گوش همگان رسانده است که فرمود: المسلم أخو المسلم.[24]

 



[1]. آل عمران(3)، آية 103.

[2]. بقره(2)، آية 213.

[3]. انعام(6)، آية 65.

[4]. بقره(2)، آية 208.

[5]. بقره(2)، آية 213.

[6]. ابن بابويه قمي، ابو جعفر محمدبن علي بن الحسين (شيخ صدوق)،  امالي، ، قم، موسسة البعثه، چاپ اول، بي تا،ص297.

[7]. ضياء الدين ابو الرضا فضل الله بن حسن(قطب راوندي)، النوادر، بيروت، دار الحديث، چاپ اول، 1407ق، ص140.

[8]. جلال الدين عبد الرحمن ابن ابي بكر سيوطي، الجامع الصغير، بيروت، دار الفكر، چاپ اول، 1401ق، ج1،ص454.

[9]. ابن هشام حميري، السيرة النبويه، بي تا و بي جا، ج2، ص76.

[10]. همان، ص84.

[11]. نك: ابن هشام حميري، سيرة النبي، ج2، ص301؛ محمدباقر مجلسي، بحارالانوار، ج38، ص132.

[12]. توبه(9)، آية 107.

[13].نهج البلاغه، شرح و ترجمة فيض الاسلام، خطبة 127، ص392. 

[14]. نهج البلاغه، شرح و ترجمة فيض الاسلام، خطبة 5، ص57.

[15]. نهج البلاغه، شرح و ترجمة فيض الاسلام، خطبة 127، ص392. 

[16]. نك: سيد محمد محيط طباطبائي، سيد جمال آبادي و بيداري مشرق زمين، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامي، چاپ اول، 1370ش، ص212-179.

[17]. نك: كنگرة جهاني ائمة جمعه، قم، الهادي، چاپ اول، بي تا، ص547-530.

[18]. صحيفةامام،ج‏4،ص311.

[19].  صحيفةامام،ج‏6، 133.

[20]. همان، 1376، 218.

[21]. سيد عبد الحسين شرف الدين، همان، ص23.

[22]. فخر راز، التفسير الكبير، ج1، ص168.

[23]. حجرات(49)، آية10.

[24]. ابن ابي جمهور الاحسائي، عوالي اللئالي، قم، سيد الشهداء، چاپ اول، 1403، ج1، ص128؛ ملا محسن فيض كاشاني، تفسير صافي، تهران، مكتبه الصدر، چاپ دوم، 1416، ج2، ص68.

 

نويسنده : محمد اسفندياري

کارشناس پژوهش اداره كل تبليغات اسلامي خراسان رضوي

 

چهارشنبه 1 شهريور 1391 - 11:38


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری