شنبه 25 آذر 1396 - 20:27
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

نقد و تحليل

 

حجت الاسلام رحمت الله اروجي
مدير كل تبليغات اسلامي چهارمحال و بختياري

 

نگاهي به معنا و مفهوم مهندسي فرهنگي

 

 چكيده :

مهندسي فرهنگي بستري براي دستيابي به فرهنگ مطلوب در سايه منابع و مقدورات موجود است. ترسيم ابعاد مختلف مهندسي فرهنگي جهت طراحي و اجراي صحيح، دقيق و همه جانبه «نقشه مهندسي فرهنگي»، نيازمند تحرک بيشتر نهادهاي فرهنگ سازي چون شوراي عالي انقلاب فرهنگي است. تأکيدات مکرر معظم له بر اين نکته که «يکي از مهمترين تکاليف ما در درجه اول مهندسي فرهنگ کشور است» (1383)، نقش و رسالت دانشگاه، به ويژه گروه هاي معارف اسلامي را در اين مسير برجسته تر نمود.

يكي از مفاهيم عرضه شده در حوزه مديريت راهبردي فرهنگ طي ساليان اخير در كشور ؛ ابزار و مفهوم مهندسي فرهنگي است ، به واسطه اهميت بي ترديد اين مقوله در مناسبات سياسي و اقتصادي ، توسعه و تعميق ارزشهاي اجتماعي و رضايت شهروندان و ساير موارد است .

در اين تحقيق توصيف و تبيين مفهوم مهندسي فرهنگي ، بررسي چالشها و ارائه راهكارهاي مديريتي در اين زمينه را دنبال ميكند ؛ همچنين برخي از مسائل اجتماعي اين استان

بديهي است درك مشترك و اتفاق نظر ذينفعان و تبيين رابطه اين مفهوم با ساير استعاره هاي مديريت فرهنگي و لحاظ ساير مولفه هاي دخيل در تصميم سازي راهبردي ، گام بزرگي در توسعه اين مفهوم خواهد داشت .

 

مقدمه :

طي دهه گذشته مفاهيم مهم و درخور توجهي همچون ايران فرهنگي و مهندسي فرهنگي در عرصه مديريت فرهنگي كشور از سوي دولتمردان و محققان داخلي مطرح شده است .

مفهوم مهندسي فرهنگي نخستين بار در سال 1381 توسط رهبر معظم انقلاب (دام ظله) در جهت تاكيد و تبيين لزوم توجه به فرهنگ و ابعاد ارزشهاي فرهنگي به كار گرفته شده است . مهندسي فرهنگي با هدف باز طراحي ، اصلاح و ارتقاء شئون و مناسبات اقتصادي ، اجتماعي و ... كشور بر اساس فرهنگ مهندسي شده با توجه به شرايط و اقتضاعات ملي و جهاني  مطرح گرديده است .

توسعه علمي و خردمندانه اين مفهوم ميتواند به عنوان ابزاري در جهت رفع و حذف كاستي هاي فرهنگ موجود و شناسايي نقاط مثبت  سازنده باشد . پيشرفت هاي خيره كننده فناوري اطلاعات ، توسعه روز افزون ساير حوزه ها حركت به سوي جهاني شدن را به سرعت اجتناب ناپذير كرده است .

لذا با توجه به اين موضوع جهت رويارويي با اين موضوعات داشتن يك نظام مهندسي فرهنگي بسيار مهم است . دست يافتن به نظام مهندسي فرهنگي در كشور مستلزم داشتن اطلاعات صحيح از وضعيت تمام استانهاي كشور و شناخت ريز و درشت نقاط مثبت و منفي در آنهاست .

 

مفهوم شناسي مهندسي فرهنگي :

تعريف مهندسي فرهنگي و شناسايي ويژگي هاي اساسي آن نيازمند مجال گسترده اي است. اما به اختصار مي توان گفت: از آنجا که مهندسي فرهنگي يک واژة مرکب است بنابراين مانند ساير واژه هاي ترکيبي بايد ابتدا هر واژه جداگانه مورد شناسايي قرار گيرد تا از ترکيب دو واژه يک مفهوم روشن به دست آيد.

 

مفهوم «مهندسي»

مهندس معرب همان اندازه در فارسي است و به معناي اندازه گيرنده، تقدير کننده، محاسب، شماره دار و... مي باشد. اين واژه در واقع از همان «هندسه» که معرب «اندازه» مي باشد گرفته شده است. هندسه را چنين تعريف کرده اند: معرب اندازه، القياس،... و في الاصطلاح هو علم يبحث فيه عن احوال المقادير من حيث التقدير و صاحب هذا العلم يسمّي مهندساً. «مهندس» واژه جديدي نيست که متناسب با رشته هاي دانشگاهي وضع شده باشد بلکه در ادبيات کهن پارسي بارها به کار رفته است مثلاً فردوسي مي گويد:

ز دينار و گوهر هزاران هزار

که آن را مهندس ندارد شمار

سعدي نيز چنين سروده:

قصه به هر که مي برم فايده اي نمي دهد

مشکلِ دردِ عشق را حل نکند مهندسي

در ديوان حافظ نيز چنين آمده:

طرب سراي محنت کنون شد معمور

که طاق ابروي يار منش مهندس شد

اگر واژه مهندسي را به «برقراري ارتباط و تعامل ميان مؤلفه هاي يک سيستم با هدف ايجاد رفتار مطلوب» تعريف کنيم؛ کاربرد اين واژه همراه با بسياري از مفاهيم مادي و غير مادي مي تواند وجاهت داشته باشد. مهمترين ارکان واژه مهندسي را مي توان در موارد ذيل خلاصه کرد:

الف. سيستم:

مهندسي در زماني معنا پيدا مي کند که با يک سيستم مواجه باشيم. سيستم، مجموعه اي از اجزاي به هم وابسته است که در راه رسيدن به هدف معين با يکديگر هماهنگ شده اند. سيستم، به شکل مجموعه اي يکپارچه، داراي ويژگي و توانايي هايي است که از جمع ويژگي ها و توانايي هاي اجزاي (زير سيستم ها) آن متفاوت است.

ب. نگاه جامع:

 مراد از نگاه جامع، اشتمال بر همة عناصر دخيل در يک سيستم است. لازمه مهندسي داشتن نگاه جامع به همه عناصر و اجزاي سيستم مي باشد.

ج. برنامه ريزي پيش از اجرا:

 مهمترين ويژگي در واژه مهندسي، مقدم بودن طرح، برنامه و نرم افزار بر عمل و سخت افزار است. روشن است براي داشتن برنامه مناسب، لازم است موضوع به خوبي شناخته شود؛ هدف به درستي تبيين گردد ؛ واقعيتها و امکانات موجود شناسايي گردد و براي رسيدن به هدف طرحي درانداخته شود.

د. عمل و سازماندهي:

يکي از مفاهيمي که از واژه مهندسي به ذهن انسان متبادر مي شود، اقدام و عمل يک مهندس است. مهندس کسي است که به مقام تئوري و نظر اکتفا نمي کند و براي رسيدن به اهداف خود، دست به اقدام مي زند. مهندس علاوه بر اقدام، وظيفة مديريت و رهبري عوامل مؤثر در سيستم را نيز بز عهده دارد.

 

مفهوم فرهنگ:

درباره تعريف فرهنگ، نظريات متعدد و گاه متناقضي وجود دارد. برخي با تأکيد بر اکتسابي بودن فرهنگ آن را چنين تعريف کرده اند: «مجموعه الگوها يا هنجارهاي رفتاري است که از طريق يادگيري از نسلي به نسل ديگر انتقال مي يابد.» گاهي نيز فرهنگ را به «راه و رسم زندگي جامعه» تعريف کرده اند. ماتيو آرنولد از متفکران اهل ادب انگليس به جنبة آرماني فرهنگ و شکل گيري آن از مجموعه ارزش ها توجه دارد از ديدگاه وي فرهنگ، عبارت است از: «جستجوي کمال مطلق، به ياري قرار گرفتن بهترين انديشه ها و گفته ها در باب مطالبي که بيشترين ارتباط را با ما دارد.»

وي مفهوم فرهنگ را به عنوان اصلي که بر همة فعاليت هاي جامعه نظارت دارد معرفي مي کند. بومن نيز تعريفي شبيه به تعريف آرنولد ارائه مي کند. با اين وجود بسياري از جامعه شناسان بر تعريف تايلر به عنوان جامع ترين تعريف تأکيد مي ورزند. وي مي گويد: فرهنگ عبارت است از مجموعه پيچيده اي از علوم، دانش ها، هنرها، افکار و اعتقادات، قوانين و مقررات، آداب و رسوم، سنت ها و به طور خلاصه کليه آموخته ها و عاداتي که يک انسان به عنوان عضو جامعه اخذ مي کند.

با چشم پوشي از مباحث مفصلي که در اين مقام وجود دارد و با انتخاب ديدگاه حداکثري، مي توان فرهنگ را به «کليت هم تافتة باورها، ارزشها، آرمانها، دانش ها، هنرها، فنون، آداب و فعاليتهاي اجتماعي به عنوان بخش ذهني فرهنگ؛ و تمدن به عنوان بخش عيني آن» تعريف کرد.] بنابراين تعريف، مهمترين ارکان واژه فرهنگ موارد ذيل مي باشد:

الف. تعريف حداکثري از فرهنگ:

 در اين تعريف علاوه بر داخل دانستن تمدن در فرهنگ، به بخش ذهني فرهنگ نيز نگاه حداکثري شده و آن را در بالاترين حد از تعامل با عوامل ديگر فرض کرده ايم.

ب. نگاه سيستمي به فرهنگ:

 در اين تعريف فرهنگ، کليت هم تافته اي است که اجزاي آن با يکديگر ارتباط سيستمي دارند. بنابراين اگر فرهنگ را يک سيستم بدانيم؛ مهندسي فرهنگ، مهندسي سيستم فرهنگ است. يعني براي مهندسي فرهنگي لازم است اجزاي فرهنگ را در جاي خودشان قرار دهيم و تعامل آنها را به خوبي با هم برقرار کنيم.

اهميت فرهنگ در زندگي فردي و اجتماعي

با توجه به تعاريفي که از فرهنگ ارائه شد مي توان به اهميت آن در حيات فردي و نظام اجتماعي پي برد. مجموعه دانش ها، نگرش ها، عادات، رسوم و... که شکل دهنده فرهنگ يک جامعه مي باشند از سويي موجب انسجام اجتماعي و يکپارچگي ملي و حتي وحدت نوع بشر مي باشد و به همين دليل وايت، کارکرد فرهنگ را ايمن و با دوام ساختن زندگي نوع بشر مي داند. و از سوي ديگر همين عوامل نقش مهمي در شکل گيري شخصيت فردي دارد. از اين رو گفته مي شود: جامعه، فرهنگ و شخصيت، آنچنان با يکديگر پيوستگي دارد که به نظر مي رسد پژوهندگان به هنگامي که سعي مي کنند آنها را از يکديگر جدا کنند دچار اشتباه شوند.

 از آنچه گذشت روشن مي شود که چرا انسان را موجودي فرهنگي بلکه تنها موجود فرهنگي تعريف کرده اند و نيز در مطالعات جديد سعي مي شود انسان را از اين بعد يعني بعد فرهنگي مورد مطالعه قرار دهند و اساساً شاخه اي در علوم به نام انسان شناسي فرهنگي نزج گرفته است.

به همين دليل است که مقام معظم رهبري در فرمايشات خود بر مسئله فرهنگ تأکيد فراوان دارند.

براي نمونه به جملات ذيل توجه کنيد:

«فرهنگ يک جامعه اساس هويت آن جامعه است»

«عاملي که يک ملت را به رکود و خمودي يا تحرک و ايستادگي يا صبر و حوصله يا پرخاشگري و بي حوصلگي يا اظهار ذلت در مقابل ديگران يا احساس غرور و عزت در مقابل ديگران يا به تحرک و فعاليت توليدي يا به بيکاري و خمودي تحريک مي کند فرهنگ ملي است.

«فرهنگ، به عنوان شکل دهنده به ذهن و رفتار عمومي جامعه است. انديشيدن و تصميم گيري جامعه بر اساس فرهنگي است که بر ذهن آنها حاکم است.»

«فرهنگ، به عنوان جهت دهنده به تصميمات کلان کشور ـ حتي تصميم هاي اقتصادي، سياسي و مديريتي است. وقتي ما مي خواهيم ساختمان بسازيم و شهرسازي کنيم در واقع با اين کار داريم فرهنگي را ترويج مي کنيم يا توليد مي کنيم يا اشاعه مي دهيم.»

مفهوم مهندسي فرهنگي

با توجه به مطالب گذشته مفهوم مهندسي فرهنگي و اهميت آن به خوبي آشکار مي شود. از مباحث نويني که در طول دهة اخير در سطح کشورهاي صنعتي مطرح گرديده است مهندسي فرهنگي است. البته اين مفهوم در غرب بسيار اخص از آن چيزي است که در اين مقاله مورد توجه است.

با توجه به بيانات مقام معظم رهبري، مهندسي فرهنگي سه وظيفه مهم يعني ارزيابي وضعيت فرهنگي موجود، تعيين فرهنگ آرماني يا همان وضعيت فرهنگي مطلوب و ارائه برنامه، ارائه طريق يا همان تعيين چگونگي رسيدن به وضعيت مطلوب را بر عهده دارد. ايشان مي فرمايند: يکي از مهم ترين تکاليف ما در درجه اول مهندسي فرهنگ کشور است؛ يعني مشخص کنيم که فرهنگ ملي، فرهنگ عمومي و حرکت عظيم درون زا و صيرورت بخش و کيفيت بخشي که اسمش فرهنگ است و در درون انسان ها و جامعه به وجود مي آيد چگونه بايد باشد، اشکالات و نواقصش چيست و چگونه بايد رفع شود؛ کندي ها و معارضاتش کجاست؟

 

استعاره مهندسي فرهنگي :

   يكي از خطيرترين نقشهاي رهبري (دام ظله) ، تعيين چهارچوب فكري صحيح و مناسب جهت شكل دهي اذهان و پيروان است . اهميت اين موضوع تا بدان جاست كه پيوران واقعيتها و مسائل پيرامون خود را با توجه به جهارچوبي كه رهبر در اذهان پيرامون ترسيم ميكند ، تعبير و تفسير ميكنند .

  اين پديده را چهارچوب بخشي يا معنابخشي به رفتار ديگران تعريف ميكنند . كاربرد الفاظي كه معاني اين موضوع را به ذهن برساند در صنعت ادبيات تحت صنعت استعاره مرسوم است ، بدين معني كه نويسنده قسمتي از اجزاء تشبيه را حذف مينمايد . بنابراين در فرهنگ نيز با استفاده از اين موضوع با بزرگ نمايي مسائل مهم و ضروري و تعيين چهرچوبي براي رفع مشكلات و چالشهاي موجود از استعاره مهندسي فرهنگي استفاده مينماييم .

بايسته هاي مهندسي فرهنگ:

با توجه به بحث هاي پيشين مي توان نتيجه گرفت براي مهندسي فرهنگ کشور بايد:

1ـ فرهنگ، عناصر و مقولات فرهنگي و نقش ويژه آنها را در شکل گيري فرد و جامعه به خوبي شناخت.

2ـ بايد با نگاهي جامع، همه ابعاد فرهنگي مانند دانش ها، نگرش ها، هنر، آداب، رسوم و... و تأثير هر کدام بر يکديگر را مورد بررسي قرار داد.

3ـ وضعيت فعلي فرهنگ کشور بايد واقع بينانه و مبتني بر پژوهش هاي ميداني شناخته شود.

4ـ نقاط ضعف فرهنگ کشور و خطرهايي که جامعه اسلامي را تهديد مي کند و بر آن تأثير منفي مي گذارد به خوبي مورد سنجش قرار گيرد. يقيناً آسيب شناسي يکي از عوامل مهم برنامه ريزي فرهنگي مي باشد.

5ـ نقاط قوت فرهنگ کشور به عنوان سرمايه هاي عظيمي که مي تواند دستمايه اصلي تحولات تکاملي فرهنگي باشد شناخته شود.

6ـ وضعيت مطلوب و آرماني فرهنگ کشور يا همان جامعه آرماني (اتوپياي) اسلام با توجه به تمامي ابعاد و زواياي آن (آگاهي ها، اعتقادات، هنرها، اقتصاد، سياست، معماري، لباس و...) تبيين شود.

7ـ براي حرکت از وضع موجود و رسيدن به وضعيت مطلوب، نقشه راه که نشان دهنده تمامي مراحل مي باشد طراحي و برنامه ريزي شود.

8ـ اقدامات عملي لازم براي اجراي مرحله اي اين حرکت عظيم آغاز شود.

 

امکان و ضرورت مهندسي فرهنگي:

برخي معتقدند کنترل عناصر فرهنگ ساز جامعه امري محال و يا حداقل غير ضروري مي باشد. مقام معظم رهبري درباره امکان ايجاد تحولات فرهنگي چنين مي فرمايند: فرهنگ يک ملت را مي شود با عوامل تأثيرگذار به تدريج عوض کرد. يک ملتِ از لحاظ فرهنگي عزيز را به يک ملت توسري خور و ضعيف تبديل کرد، متقابلاً يک ملت تنبل را مي شود به يک ملت زرنگ تبديل کرد اين رنگ ثابت لايزالي و لايزولي نيست.

درباره اهميت و ضرورت اين مسئله نيز ايشان چنين مي فرمايند:

«يکي از مهمترين تکاليف ما در درجة اول مهندسي فرهنگ کشور است.»

«مهندسي فرهنگ و مهندسي و مديريت فرهنگي داراي اهميت و ضرورت و امکان پذيري است.»

شايسته توجه است که گرچه فرهنگ يک مقوله کثير الاضلاع است و پيش تر نيز اشاره شد که عناصر سازنده فرهنگ بسيار متنوع مي باشند و همين امر، مهندسي فرهنگي را بسيار پيچيده و دشوار بلکه ناممکن مي نماياند ولي توجه به اين نکته نيز لازم است که زيربنايي ترين عنصر سازنده فرهنگ، اعتقادات يک جامعه و مباني ارزشي برخاسته از آنهاست. والرشتاين در يکي از مقالات خود به طور مبسوطي به بررسي فرهنگ و منازعه هاي ايدئولوژيک در عرصة فرهنگي در نظام جهاني پرداخته است.

به همين دليل در مباحث جامعه شناسي، توسعه فرهنگي را به فرايندي که با ايجاد تغييرات در حوزه ادراکات سپس ارزش ها و پس آن گرايش هاي انسان به وجود مي آيد تعريف مي کنند. بنابراين در مهندسي فرهگي بايد توجه ويژه اي به زيربناهاي فرهنگ بشود. بديهي است که تعيين نظام اقتصادي، نظام سياسي، نظام قضايي، نظام ارزشي، نظام تعليم و تربيت و... بستگي دارد به اينکه انسان، مبدأ پيدايش و نقطه عزيمت او و جهان هستي را چگونه تعريف کنيم. از همين رو است که مباني فکري و اعتقادي جامعه، زيربناي فرهنگ آن جامعه دانسته مي شوند. در ادامه مقاله اين بحث روشن تر خواهد شد.

 

متوليان مهندسي فرهنگ

مهندسي فرهنگ در هر کشوري با توجه به قوانين حاکم و شرايط خاص آن کشور بر عهده گروه ها، سازمان ها يا افراد خاصي قرار داده مي شود. در کشور ايران اين امر مهم از سوي مقام معظم رهبري بر عهدة شوراي عالي انقلاب فرهنگي قرار گرفته است. ايشان مي فرمايند: شوراي عالي انقلاب فرهنگي را در واقع بايد اطاق فرمان فرهنگي کشور يا ستاد عالي فرهنگي و علمي دستگاه هاي کشور اعم از دستگاه هاي فرهنگي و ساير دستگاه ها و مرکز مهندسي فرهنگي کشور به حساب آورد. ايشان همچنين مي فرمايند: مهندسي فرهنگي کشور منحصراً توسط شوراي عالي انقلاب فرهنگي امکان پذير است.

ممکن است گمان شود که آيا با توجه به دستگاه هاي عريض و طويلي مانند مجلس شوراي اسلامي، دولت يا مجمع تشخيص مصلحت آيا باز هم بايد مهندسي فرهنگي را از شوراي عالي انقلاب فرهنگي توقع داشت. مقام معظم رهبري در اين زمينه مي فرمايند: «اين مجموعه (شوراي عالي انقلاب فرهنگي) در کشور، بي بديل است، در مديريت راهبردي فرهنگي، ما به غير از اين مجموعه، هيچ مرکزي را در کشور نداريم. بخش هاي مختلف چه دولت، چه مجلس، چه حتي مجمع تشخيص مصلحت وظايفي دارند اما هيچ کدام وظيفه اي را که اين شورا بر عهده دارد بر عهده ندارند.»

 

مراحل و مصاديق مهندسي فرهنگي

مهندسي فرهنگي را مي توان از ابعاد گوناگون ارزيابي کرده و با توجه به شيوه نگرش، مراحل و موضوعات مختلفي را مد نظر قرار داد. بنابر يک ديدگاه، مهندسي فرهنگي عبارت از چهار مرحلة اصلي است که در طول يکديگر قرار مي گيرند:

شناسايي و رصد فرهنگي ؛ تبيين مدلهاي فرهنگي ؛ برنامه ريزي فرهنگي ؛ مديريت و نظارت فرهنگي.

از سوي ديگر حوزه فرهنگ، خود داراي زير مجموعه هايي همچون: فرهنگ ملي، فرهنگ عمومي، فرهنگ تخصصي و فرهنگ سازماني مي باشد. مهندسي فرهنگ کشور به اين معناست که فرهنگ ملي، فرهنگ عمومي، فرهنگ تخصصي و فرهنگ سازماني به يک نظم خاص برسند تا دستيابي به اهداف مورد نظر ميسر گردد. با اين ديدگاه همه دستگاه ها و سازمان هاي کشور در موضوع فرهنگ نقش دارند.

در اين حوزه در بخش فرهنگ ملي، تقويت دروسي چون درس تاريخ تمدن و فرهنگ اسلامي نقش مؤثري در ارتقاي و تقويت فرهنگ ملي و ايجاد خودباوري و عزت نفس ملي در برابر سايرين، خواهد داشت. همچنين در حوزه فرهنگ عمومي، فرهنگ تخصصي و فرهنگ سازماني با زير مجموعه هايش، دروسي چون اخلاق اسلامي و درس تفسير قرآن و نهج البلاغه مي تواند بسيار راهگشا باشد. انتخاب موضوعات و مباحث اينگونه دروس متناسب با مباحثي چون فرهنگ ازدواج، خانواده، اداره و کارمندي و کارگري و لباس و پوشش که در مباحث اخلاقي و آيات و روايات منقول از ائمه معصومين(ع) به شکل بسيار گسترده و متنوعي از آن بحث شده است، در اين حوزه تأثير فراواني خواهد داشت. با اين وصف اساتيد معارف با تيزبيني و موضوع شناسي دقيق سهم به سزايي را در رشد و ارتقاي فرهنگ ملي، فرهنگ عمومي و تخصصي و فرهنگ سازماني ايفا خواهند نمود و با توجه به تبيين اين موارد از طريق آيات و روايات مي توانند به يک نظم و انسجام و ارتباط منطقي خاص بين اين موارد برسند که اين انسجام و ارتباط منطقي بخش بزرگي از مهندسي فرهنگي کشور به حساب مي آيد.

 

نقش نظام فکري در مهندسي فرهنگي استان

همانگونه که اشاره شد نظام فکري و اعتقادي هر جامعه مهم ترين رکن شکل دهنده فرهنگ آن جامعه مي باشد. تأثير نظام فکري بر فرهنگ يک جامعه توسط هيچ کس قابل نفي نيست. اما آنچه مهم است اين است که دستگاه متولي مهندسي فرهنگي تا چه ميزان بايد اين نظام را در مدل فرهنگي دخيل کند. آيا متوليان فرهنگي بايد به افراد اجازه دهند با سلايق و باورهاي خود، خرده فرهنگ هايي رابسازند تا از مجموع آنها نظام فرهنگي شکل گيرد؛ يا اينکه با کنترل دقيق، رخصت شکل گيري خرده فرهنگ هايي بر اساس باورهاي فردي را ندهند ؟

مقام معظم رهبري با مفروغ دانستن برتري نظام فکري اسلام بر کليه نظام هاي فکري ديگر ، مي فرمايند: برخورد افراطي [با مقوله فرهنگ] از دو سو متصور است: يکي اينکه مقوله فرهنگ را مقوله اي غير قابل اداره و غير قابل مديريت بدانيم . مقوله اي رها و خود رو که نبايد وارد آن شد... در مقابل، تفکر افراطي ديگري وجود دارد که سختگير، خشن و نظارت کنترل آميز بسيار دقيق است. اين تفکر هم به همان اندازه غلط است.

...نمي شود ما ميدان را رها کنيم تا ديگران هرکاري که مي خواهند بکنند. امروز همان کساني که دم از آزادي و ليبرال بودن مي زنند، پيچيده ترين و دقيق ترين و ظريفترين شيوه کنترل را بر روي فرهنگ کشورهاي خودشان ، بلکه سراسر دنيا اعمال مي کنند.

بر اين اساس، اصلي ترين وظيفه متوليان فرهنگ، مهندسي و مديريت فرهنگ بر اساس نظام فکري اسلام است. مقام معظم رهبري در اين خصوص مي فرمايند: ... مجموعه اي لازم است که اينها را تصوير کند و بعد مثل دست محافظي هواي اين فرهنگ را داشته باشد. نمي گويم به طور کامل کنترل کند؛ چون کنترل فرهنگ به صورت کامل نه ممکن است، نه جايز. اصلاً رشد فرهنگي با ابتکار و آزادگي و آزادي و ميدان دادن به اراده هاست.

در اين بخش نيز اساتيد معارف با محتواي عمومي دروس معارف اسلامي مي توانند با تبيين نظام فکري اسلام و تبليغ و گسترش آن و ارائه مطلوب و مناسب آن به نسل جوان دانشجو که آينده سازان اين کشور و نخبگان فکري و علمي کشور در زمان نه چندان دور خواهند بود، برتري اين نظام فکري را براي آنها تبيين نموده و مطلوبيت آن را در ذهن اين افراد برجسته و نهادينه نمايند. اعتقاد به برتري نظام فکري اسلام و پذيرش اين برتري و حضور آن در ذهنيت عمومي جامعه به ويژه نخبگان و فرهيختگان جامعه تأثير به سزايي در مهندسي فرهنگي بر اساس اين نظام فکري خواهد داشت.

 

نقشه مهندسي فرهنگي کشور

براي اينکه همه دستگاه ها وکارکردهاي آنان در جهت فرهنگ مطلوب سمت و سو بگيرد؛ نخست بايد نقشه مهندسي فرهنگي يا همان مدل فرهنگي ترسيم شود. مدل فرهنگي روشي است که بر مبنايي مشخص، به برنامه ريزي فرهنگي « قابليت ارزيابي، امکان تصميم گيري و قدرت کنترل و تصميم بهينه» مي دهد. همانگونه که پيش تر نيز اشاره شد تهيه اين نقشه وظيفه شوراي عالي انقلاب فرهنگي است.

از سوي ديگر ضرورتي که براي اجرايي شدن نقشه فرهنگي کشور وجود دارد؛ اعمال مديريت راهبردي فرهنگي است. مديريت راهبردي دو وظيفه عمده بر عهده دارد:

1ـ شاخص هاي روشن و مشخصي براي هدف فرهنگي مشخص کند

 ۲ـ نرخ موجود و نرخ هدف را تعيين کند. در اين مورد مقام معظم رهبري مي فرمايند: بايد تأثير مجموعه کارهايي را که انجام مي دهيم مشخص کنيم و بتوانيم بسنجيم که خروجي کارمان در مجموع نظام، در حوزه فرهنگ، چگونه است.

مدل فرهنگي نظام رحماني

اگر اسلام را نظام فکري مورد پذيرش فرض کنيم ؛ مي توان مدل فرهنگي زير را با اقتباس از شيوه مديريت کلان خداوند بر جهان هستي، مدل فرهنگي برتر دانست که کاملاً اسلامي و منطبق با ويژگي هاي فطري انسان است. اين مدل فرهنگي که از اين پس آن را با عنوان نظام رحماني مي شناسيم ، از دو رکن اصلي تشکيل شده است:

الف. رشد:

رشد لغتي است که در اصطلاح اسلامي مترادف با واژه مديريت و رهبري با تمام شمول آن به کار مي رود. در اصطلاح عرفي، رشد صفتي است که به اندام بدن نسبت داده مي شود. ولي در اصطلاح فقه اسلامي، رشد به نوعي بلوغ روحي اطلاق مي گردد.به عنوان مثال گفته مي شود کودک پس از بلوغ جسمي بايد به حدي از بلوغ روحي برسد که بتواند مديريت صحيحي بر اموال خود داشته باشد. به عبارت ديگر ، رشد عبارت است از « شايستگي و لياقت براي نگهداري و بهره برداري صحيح از سرمايه هاي زندگي» .

قرآن کريم درباره پيامبر اکرم(ص) مي فرمايد: «اين پيامبر که در تورات و انجيل از او ياد شده چيزهاي خوب را حلال مي کند و بدي ها را حرام مي سازد و بار سنگين را از دوش ها بر مي دارد و غل ها را از مردم باز مي کند.»[35]

اين روش راهبردي پيامبر که نيروهاي بسته را آزاد مي کند و استعدادها را شکوفا مي سازد و از ضعيف ترين افراد، قويترين ملتها را مي سازد؛ مبتني بر چند امر است:

1ـ سرمايه هاي انساني هر اجتماع، بزرگترين سرمايه هاي آنها است. اسلام به اين سرمايه ها امنيت فراواني داده است.

2ـ اين سرمايه ها نيازمند اکتشاف و استخراج است.

3ـ انسانها داراي قوانين خاص خود هستند و اگر بخواهيم براي آنان برنامه ريزي فرهنگي کنيم لازم است آنان را بشناسيم. به بيان ديگر، قوانين حاکم بر رفتار انساني را بايد همچون قوانين فيزيک و شيمي کشف کرد؛ نه وضع.

نکته ديگر اينکه قرآن کريم در مدل حکومتي فرعون را رشيد نمي داند. اين در حالي است که فرعون از لحاظ فن آوري و پيشرفت در سطح بالايي قرار داشته است

 از اينجا مي توان مهمترين قواعد نظريه رشد را در موارد زير برشمرد:

1ـ صرف پيشرفت و افزايش تأثير فرهنگي بر ديگران، نشانه رشد مدل فرهنگي نيست.

2ـ لازمه مدل فرهنگي رشيد، توجه ويژه به انسانها و ابعاد وجودي آنها است.

3ـ مدل فرهنگي رشيد، مدلي است که رشد مادي و معنوي انسانها را همزمان ارائه کند.

 

ب. رحمت:

از آنرو که ارائه نقشه فرهنگي مطلوب، فرع بر شناخت انسان است و اين ضعف شناخت توسط انديشمندان مختلف، منجر به ارائه الگوهاي غلطي شده است؛ لازم است براي دستيابي به الگوي صحيح، به نحوه مدبّريت خداوند بر جهان هستي مراجعه کنيم و اصول مورد نياز براي مدل فرهنگي را از اين منبع اقتباس کنيم. زيرا خداوند است که انسان را خلق کرده و طبيعتاً او را مي شناسد و روش برنامه ريزي براي او را مي داند.

اين مدل فرهنگي مبتني بر اصل رحمت است که به عنوان راهبردي ترين محور اعمال مديريت خداوند شناخته مي شود. ربوبيت خداوند که همان مديريت و مدبريت اوست؛ بر اساس رحمت سابقه خداوند شکل گرفته و قواعد و اصول مديريت اسلامي نيز بايد بازتابي از رحمت واسعه الهي باشد.

بنابراين، طراحي نقشه فرهنگي بايد به گونه اي باشد که مواردي همچون: برائت، کرامت و مغفرت که زير مجموعه اصل رحمت هستند، در آن لحاظ گردد.

ارتباط مديريت رحماني و نظريه رشد:

بايد گفت اين دو نظريه اسلامي به ضميمه يکديگر، مدل فرهنگي اسلامي را ارائه مي دهند. چه بسا بهترين بيان براي ارتباط ميان اين دو نظريه آن چيزي باشد که خداوند متعال در قرآن مجيد بيان مي دارد: «رَبَّنَا آتِنَا مِنْ لَدُنْکَ رَحْمَةً وَهَيِّئْ لَنَا مِنْ أَمْرِنَا رَشَدًا؛[37] پروردگارا ! ما را از سوي خودت رحمتي عطا کن و راه رشد را برايمان فراهم ساز. با اين بيان اين دو نظريه در طول يکديگر قرار مي گيرند و قادرند اصول مدل فرهنگي مورد نظر اسلام باشند.»

در پايان اشاره به اين نکته حائز اهميت است که با توجه به اينکه حکومت انبيا و پيامبر اکرم(عليهم السلام) و آن دسته از اماماني که داراي حکومت بوده اند، در راستاي مدبّريت خداوند متعال و برگرفته از الگوي مديريتي او بر جهان هستي است؛ روش فوق الذکر قابل استفاده از روش اين بزرگواران نيز مي باشد. علاوه بر اينکه حکومت امام زمان (ارواحنا لتراب مقدمه الفداء) نيز بر اساس همين روش وعده داده شده است. بر اين اساس تقويت و نگاه جديد به دروسي چون تاريخ صدر اسلام و تاريخ ائمه(ع) مي تواند الگوي مناسبي جهت برنامه ريزي فوق ارائه نمايد.

در مجموع هرچند بحث مهندسي فرهنگي در کل، وظيفة شوراي عالي انقلاب فرهنگي است ولي همانطور که در ضمن بحث بيان شد در مراحل مختلف اين امر گروه هاي معارف اسلامي و استادان اين دروس مي توانند به شکل هاي مختلفي نقش آفريني نمايند. هرچند دفاتر نهاد مقام معظم رهبري در دانشگاه ها نيز مي توانند در حوزه فعاليت خود نيز داراي يک نقشه کامل فرهنگي و تدوين مهندسي فرهنگي باشند. اساساً طراحي دروس معارف اسلامي در دانشگاه ها از سوي شوراي عالي انقلاب فرهنگي به همين منظور بوده است. رسالت اصلي استادان معارف اسلامي اين است که دانشجويان عزيز را که سرمايه هاي ارزشمند و مديران آينده جامعه مي باشند با ابعاد مختلف اسلام آشنا کنند. تبيين نظام اعتقادي اسلام و دفاع عقلاني از آن، در درس مباني نظري اسلام، تبيين نظام ارزشي اسلام، در درس اخلاق اسلامي، تبيين نظام سياسي اسلام در درس انقلاب اسلامي، آشنايي با الگوهاي بزرگ و نيز چگونگي بهره برداري از متون ديني در دو درس تاريخ اسلام و آشنايي با منابع اسلامي از مهم ترين اهداف اين دروس مي باشد که استادان معارف بايد به آنها توجه وافي داشته باشند.

الگويي جهت مديريت راهبردي فرهنگ :

در اين ديدگاه ما با دو رويكرد متمايز در خصوص تصميم ساز ي مواجه هسيتم كه هريك از اين دو در شرايط خاصض ياريگر مديران يك سازمان در تصميم گيري خواهد بود . در اين زمينه استمداد از دو مدل متداول مديريت راهبردي يعني فرايند مديريت راهبردي فرهنگ و نقشه  جهت پياده سازي مهندسي فرهنگي بسيار مفيد خواهد بود .

بدين ترتيب مهندسي فرهنگي را به عنوان استعاره در جهت برنامه ريزي ، پياده سازي و ارزيابي سياستهاي خاص فرهنگي كه از تحت عنوان فرهنگ مطلوب ياد ميشود ؛ ميتوان عنوان نهاد .

چالشهاي فراروي مهندسي فرهنگي :

آنچنان كه ذكر شد مهندسي فرهنگي به عنوان استعاره اي از رهيافت عقلايي و خردمندانه مديريت راهبردي فرهنگ شناخته شده است . يك نظريه پرداز مشهور در اين زمينه مي فرمايد : «هيچ چيز به اندازه يك تئوري خوب در راستاي اعتلاي نظريات   اثرگذار نيست»

در خصوص علوم طبيعي چهارچوب كاري اين سيستم هارا عوض نميكند ولي تئوريهاي ارائه شده در چهارچوب علوم انساني ميتواند ذهيژن مديران و محققان را منحرف نمايد .

 اهميت اين موضوع تابدانجاست كه ارائه راهكارهاي نامناسب در حوزه فرهنگ نه تنها منجر به عدم توسعه و اغناء فرهنگي نميشود ، بلكه زمينه افول و اضمحلال فرهنگي را نيز فراهم مينمايد.

 

خطر افراط و تفريط در مهندسي فرهنگ

يکي از آسيب هايي که مهندسي فرهنگي را تهديد مي کند افراط يا تفريط در اين مقوله است. مقصود از افراط، کنترل شديد و بسيار سخت گيرانه نسبت به عناصر تشکيل دهنده فرهنگ و مقصود از تفريط رهاکردن اين عوامل به حال خود مي باشد. مقام معظم رهبري در اين زمينه مي فرمايند:

«ما نمي خواهيم با نگاه افراطي به مقوله فرهنگ نگاه کنيم. بايستي نگاه معقول اسلامي را ملاک قرار داد.»

 «ما نه معتقد به ولنگاري و رهاسازي هستيم، که به هرج و مرج خواهد انجاميد، نه معتقد به سختگيري شديد، اما معتقد به نظارت، مديريت، دقت در برنامه ريزي و شناخت درست از واقعيات هستيم.»         

نگرش منتج از نگاه استعاره گونه به فرهنگ :

آنچنان كه ميدانيم مقوله فرهنگ داراي وجوه ، سور و سطوح مختلفي است ، گستره معنايي فرهنگ به حدي است كه يكي از محققين بيش از 160 تعريف در حوزه هاي مختلف فرهنگ گردآوري نموده است ، همچنين هريك از مكاتب مديريتي از منظري خاص به مقوله فرهنگ نگريته اند ، يكي از محدوديتهاي مهندسي فرهنگي به عنوان استعاره مديريت راهبردي فرهنگ آن است كه استعاره تنها  ميتواند در خصوص شباهتهاي ميان دو پديده به ارائه توضيح بپردازد ولي در مورد تفاوتهاي آنان سخني به ميان نمي آورد .  

در خصوص واژه مهندسي فرهنگي نيز با توجه به بار معنايي آن ، اين شبه بر اذهان ممكن است برسد كه دست اندركاران و مديران كشور بر مقوله فرهنگ كنترل و احاطه تام و تمام داشته اند و همچنين فرهنگ مفهومي فيزيكي دارد.

در اينجا لزوم توجه به فرهنگ الزامي مينمايد ، فرهنگ را مجموعه اي از انگيزاننده ها ، ارزشها ، باورها ، هويتها ، تفاسير يا وقايع معنادار مشترك براي گروه ها و انتقال داداه شده ميان نسلها ميدانند .

واژه مشترك در اين تعريف به معناي مشابهت اداركات و پنداشتهاي افراد نيست بلمه به معناي آنست كه هر عضو در گستره الگوهاي فرهنگي سهيم شده و در آن نقش آفريني ميكند .

 در آيات قران نيز وجود سلايق و گوناكوني ابناء بشر به عنوان يكي از معجزات خداون ياد شده است .

 

نگرش توصيفي به مقوله فرهنگ :

دسته بندي هاي متفاوتي در زمينه الگوهاي مديريتي ارائه شده است . از ان جمله مقوله بندي مكاتب مديريتي در قالب الگوهاي توصيفي و تجويزي است . به لحاظ نگرش چند وجهي به مهندسي فرهنگي در ان بخش سعي در بازشناسي مهندسي فرهنگي با دو نگرش توصيفي سلسله مراتب و پويا داريم .

گسترش نهادهاي شركت هاي فرامليتي و جهاني شدن ، نشان از كمرنگ شدن مرزهاي سياسي و تحديدهاي مرزي است ، يكي از وجوه و صور بارز در مواجهه دو فرهنگ ، ماهيت برتري طلبي دو فرهنگ نسبت به يكديگر است . بدين معني كه پيوستگي تنگاتنگ مابين فرهنگ و پيشرفت اجتماعي و تمدن و موفقيت در امور زيبا شناختي به معناي فرهنگ افزوده است .

 رسالت سازمان تبليغات اسلامي :

با توجه به مطالب ذكر شده از آنجا كه اصلي ترين رسالت سازمان تبليغات اسلامي ترويج فرهنگ ديني است مي بايست با برنامه ريزي هاي راهبردي و همه جانبه و استفاده از منابع انساني متعهد و مجرب به اين مهم دست يافت و با توجه به نقش و رسالت تأثيرگذار روحانيون به ويژه روحانيون مستقر در مناطق ، اگر بحث تبليغ و پند و اندرز و نصيحت جايگاه واقعي خود را پيدا كند در آن صورت شاهد زدودن آسيب ها از جامعه و رفتن به سمت و سوي توسعه مباني و آگاهي و بينش ها خواهيم بود . روحانيون ما بايد امروز به تمام مسائل جاري كشور و علوم جامعه شناسي و روانشناسي آشنا باشند تا در يك فرايند مستمر و تدريجي بتوانند با برقراري ارتباط مناسب امور را به شكل كارآمد به پيش ببرند پس مي توان با برگزاري دوره هاي آموزشي در قالب برنامه ها و موضوعات مختلف روحانيون را بيشتر در جريان اين امور و مسايل قرار داد و در اين كارگاهها روحانيون با دو ابزار ديداري و شنيداري ، مسائل را با بهره گيري از اساتيد مجرب و خوش نام كشور درك و فهم كرده تا به عنوان يك خطيب توانا بتوانند نقش و رسالت خود را ايفا كنند . تبليغ و استفاده از اين ظرفيت بهترين و شايسته ترين راهبرد در پاسخگويي به مطالبات و پرسش هاي مردم با هدف آگاه سازي آنهاست .

با توجه به فضاي مسموم تبليغاتي و رسانه اي دشمن در به انحراف و به انزوا كشيدن آرمان ها و انديشه هاي ناب و حقيقت اصلي اسلامي و ديني دشمن امروز به اين نتيجه رسيده است كه تنها راه مبارزه و غلبه بر نظام اسلامي ما مسموم و منحرف كردن افكار و انديشه هاست و در اين زمينه دست به تحركات بسيار جدي زده است دشمنان با راه اندازي صدها سايت به اصطلاح خيرخواه اما در باطن انحرافي امروز قصد دارند انديشه هاي خود را القا كرده تا شايد در سايه آن بتوانند اهداف خود را عملياتي كنند . و نظر به اينكه دشمن امروز با به راه انداختن صدها كانال ماهواره اي يا سايت اينترنتي در يك جنگ نابرابر نرم سعي در پياده كردن افكار و انديشه هاي انحرافي خود و القاي آن به جوانان دارد و اين وظيفه خطير روحانيون است كه به روشنگري و آگاه سازي در جامعه كمك كنند . روحانيون با تبيين درست و واقعي جايگاه دين و رسالت اسلام و ارزش هاي آن مي توانند ذائقه مخاطبان به ويژه جوانان را مملو از دلدادگي و دلبستگي به امور ديني و معرفتي كنند . كه اگر احكام نوراني اسلام با لباس زيبا عرضه شود به جرأت مي توان گفت هيچ انديشه اي نمي تواند جايگزين اين انديشه مقتدر در دل ها و قلب ها باشد.

 

 برنامه هاي كوتاه مدت و دراز مدت اجرايي

بخش اول :

الف : بستر سازي مناسب براي حضور روحانيون آشنا و آگاه در استان به ويژه روند معكوس برگشت روحانيون تحصيل كرده و هجرت كرده بومي به قم و استانهاي ديگر

ب : احصاء سطح علمي و فرهنگي موجود در مناطق مختلف با تاكيد بر ( مذهب و مليت ) و استفاده از توانايي هاي بومي و مناسبات فولكوريك  هر منطقه در تأثيرگذاري برنامه هاي فرهنگي

ج : ارتباط با نخبگان و مراكز دانشگاهي در جهت تعامل ميان دستگاهي و استفاده از ظرفيت هاي مقابل ( البته با برنامه ريزي به صورت فعال از طريق پيشنهاد دهنده ( سازمان تبليغات ) نه به صورت منفعل فقط در راستاي برداشتن باري از مسئوليت هاي نهادهايي كه با آنها تعامل مي كنيم ) .

د :‌ ساماندهي و برنامه دهي به تشكلهاي مردمي و ngo  هاي مذهبي و تأثيرگذار در راستاي همسويي فعاليتهاي آنان با اهداف كلان فرهنگي و رفع تضادهاي عملكردي آنان در اجراي برنامه هاي مذهبي و فرهنگي

و : استفاده بهينه از فضاي مجازي تبليغ و گسترش فرهنگ آن ، از طريق فرهنگ سازي آموزشي ارائه خروجي هاي كاربردي و زمينه سازي نرم افزاري و سخت افزاري استفاده از فضاهاي مجازي

بخش دوم ( ايجاد ظرفيت هاي جديد ) :

بخش دوم در دو حوزه زير قابل احصاء مي باشد :

الف ) نرم افزاري :

ø     استفاده از توانايي هاي طراحان فهرنگي با تأكيد بر مطالعات راهبردي

ø     استفاده از چارچوب تئوريك مناسب در جهت بومي سازي طرح هاي فرهنگي

ø     ايجاد سيستم پويا و فعال در جهت بازخواني طرح هاي اجرا شده و استفاده از ظرفيت  هاي بوجود آمده در اجراي طرحهاي قبلي

ø      احصاء كارهاي زمين مانده فرهنگي و تلاش در جهت برنامه ريزي ، طراحي و اجراي مطلوب

ø     طراحي سيستم ميزان تأثيرگذاري طرحهاي فرهنگي در مناطق مختلف و رصد خروجي طرحها  و تعيين ميزان هماهنگي خروجي طرحها با اهداف كلان طرح

ø     ايجاد كارگروه رصد فرهنگي و اتاق فكر فرهنگي

ø     اجراي طرح ( الگو شهر فرهنگي ) در جهت الگو دهي مناسب بومي به دور از حساسيت هاي منطقه اي

ø     اجراي دقيق برنامه هاي محوري با رويكرد بومي

ø     راه اندازي پايگاه  كامل اطلاعات فرهنگي جهت رصد فرهنگي و برنامه ريزي هاي تأثيرگذار

ø     ارتقاء سطح نظام پيشنهادات با رويكرد طرح هاي بومي و تأثيرگذار و هدفمندي نظام پيشنهادات با رويكرد فرهنگي و ديني

ø     تطبيق فعاليت هاي موجود و آتي با سند راهبردي و برنامه چشم انداز بيست ساله نظام و سازمان و برنامه پنجم توسعه

ø     تعامل فعال با نهادهاي فرهنگي و ديني و اجراي طرح هاي فرهنگي با همكاري فعال نهادهاي ديگر در قالب گسترش فرهنگ ( عقد تفاهم نامه هاي همكاري ) و ايجاد گروههاي مشترك برنامه ريزي

ø     تعامل سازنده با مقامات عالي اجرايي استان ، نماينده ولي فقيه و استاندار و مديران كل و شفاف سازي سطح انتظارات آنان از مجموعه سازمان تبليغات اسلامي

ø     تصحيح سطح انتظارات جامعه از سازمان تبليغات اسلامي و معقول كردن اين انتظارات با توانايي ها و مأموريتهاي سازمان

 

ب سخت افزاري :

ø      تلاش در جهت بهبود سطح اعتبارات استاني و تغيير نگاه مسئولين عالي استان نسبت به حساسيت هاي فرهنگي از طريق گزارش دهي مطلوب ، رصد فرهنگي و ...

ø     تلاش در جهت تغيير نوع نگاه به اعتبارات فصل فرهنگ و هنر و جهت دهي اين اعتبارات به سمت عناصر غير مادي فرهنگ و فرهنگ ديني

ø     راه اندازي و تشويق تشكلهاي قوي مردمي در جهت واگذاري برنامه هاي فرهنگي و ديني به آنان

ø     تقويت نقش نظارتي و هماهنگي و برنامه ريزي سازمان تبليغات اسلامي عبور از نقشي اجرايي و مقطعي

ø     تهيه امكانات مناسب اداري منطبق با مأموريتهاي سازمان و تلاش در جهت زيرساخت هاي اجرايي كامل دولت الكترونيك ، فضاهاي مجازي در سطح وسيع در مكانهاي فرهنگي و مذهبي و زيرمجموعه هاي اصلي و اقماري سازمان

ø     ايجحاد بستر مناسب در مديريت يكپارچه با تأكيد به آزادي عمل به مجموعه هاي تحت مديريت و نظارت بر عملكرد آنها

ø     هويت بخشي به نيروهاي انساني تحت امر و تلاش در جهت ارتقاء نيازهاي سخت افزاري و نرم افزاري مجموعه هاي كارشناسي تحت نظارت آنان

 

 

 

سه‌شنبه 31 مرداد 1391 - 9:59


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری

 

از اين نويسنده يا گزارشگر