جمعه 2 تير 1396 - 16:43
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

گفتگو

 

احمد محمد اسماعيلي

 

اختلاف بين نسل ها در هردوره اي وجود داشته است

 

گفت و گو با مرتضي هرندي کارگردان فيلم سينمايي بدون اجازه

 

 مقدمه : در همه جاي دنيا سينماي اجتماعي يکي از ژانرهاي مهم سينما محسوب مي شوند . در سينماي ايران با ساخته شدن فيلمهاي کمدي در اين چند ساله اخير ژانر اجتماعي به حاشيه رانده شده است . فيلم سينمايي بدون اجازه يک اثر اجتماعي با نگاه نقادانه سازنده اش است که مي کوشد يک معضل مهم اجتماعي که با رشد تکنولوژي در ايران به وجود آمده را در معرض ديد مخاطبان قرار بدهد .

 

 ايده اصلي شکل گيري ساخت فيلم بدون اجازه چگونه به وجود آمد ؟

در سل 1387 علي حسيني فيلم نامه اي در باره تصوير برداري بدون اجازه در فروشگاههاي زنانه در داخل اتاق پرو لباس نوشته بود که بعد از خواندنش و با توجه به اينکه در آن مقطع زماني اين مسئله يک مشکل روز اجتماعي بود براي ساخته شدن فيلم علاقمند شدم و فيلم  در سال 1389 ساخته شد .

 

چقدر در بروز اين نوع مشکلات اجتماعي اختلاف بين نسل ها مهم است؟

در هر نسلي اين اختلاف عقيده  بين خانواده ها و بچه ها وجود داشته و معتقدم بايد در اين مسئله والدين انعطاف بيشتري داشته باشند و تلاش کنند با بچه هايشان دوست باشند و در اين فيلم هم ياسي و امير اختلافاتي با پدر و مادرهايشان دارند .

 

 به چه دليل شخصيت دو مادر فيلم منفعل هستند و چندان نمي توانند اوضاع خانواده را مديريت کنند ؟

 نه اين گونه نيست مادر ياسي به هيچ وجه منفعل نيست . اگر سکوت مي کند دليلش اين است که از اصل ماجراي پدر در باره ازدواج اولش اطلاعاتي دارد . ياسي از ابتداي شروع فيلم اين تفکر را دارد که کار خلافي انجام نمي دهد اما چرا پدرش مدام با او مخالفت مي کند و چون ارتباط صحيحي با پدرش ندارد او را خلافکار مي داند .پدر از ديد ياسي آدمي است که مي خواهد اورا محدود و ايزوله کند.

 

 بسيجي بودن نصرالله پدر امير چه ويژگي هاي دراماتيکي داشت ؟

 آدم هايي که در جنگ حضور داشته اند خصوصياتي مشابه نصرالله دارند و اغلب آنها مثل نصراله نيامده اند پست و مقام بگيرند بلکه به کارهاي معمولي مشغول شده اند و اينها سرداران واقعي جنگ هستند نه آنهايي که به پست و مقام و ثروت رسيده اند و ماشين هاي آخرين مدل با دفتر کارهاي شيک و مجلل دارند . نصرالله هم عين سال هاي جنگ که با بلودزر سنگر حفر مي  کرد حالا هم با بولدوزرش  کار مي کند و همان آدم سابق است .آدم هايي از جنس فيلم آژانس شيشه اي ابراهيم حاتمي کيا که توقعي از کسي ندارند و فقط به وظيفه شان عمل کرده اند . اين آدم ها ناب و پاک هستند و با خدا معامله کرده اند ونصرالله مشوق و راهنماي بسيار خوبي براي پسرش است  وموقعي که متوجه علاقه واقعي پسرش به ياسي مي شود  مي رود و با پدر ياسي که صاحب کارش است صحبت مي کند .

 

سه‌شنبه 31 مرداد 1391 - 9:54


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری