شنبه 28 مرداد 1396 - 4:22
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

گزارش

 

آرش معظمي

 

فرصت خوب براي آشنايي با يک قوم

 

گزارش از مراسم رونمايي از كتاب «كلهرنامه»

مراسم رونمايي از کتاب «کلهرنامه» تاليف ناهيد محمدي، به همراه مراسم افطاري،  دوشنبه شب 23 مرداد با حضور ميرجلال‌الدين کزازي، قطب‌الدين صادقي، محمدرئوف مرادي، نويسنده اثر و جمعي از هنرمندان و اديبان کشور در فرهنگسراي ارسباران برگزار شد.

 صادقي در ابتداي اين مراسم گفت:‌ براي اين که به اهميت کتاب «کلهرنامه» پي ببريم، لازم است که مقدمه‌اي بگويم تا مشخص شود جايگاه واقعي زبان کردي کجاست. اگر زبان فارسي را بعد از شکل‌گيري تمدن پارسيان، اولين زبان ايرانيان بدانيم، زبان کردي از دومين زبان‌هاي مهم اين سرزمين است که سه لهجه بزرگ از آن پيدا شده‌اند و هرکدام از اين سه لهجه يک فرصت تاريخي پيدا کردند و به ارزش‌هاي کتابي رسيدند.

از قرن دوم هجري به زبان کردي شعر گفته مي‌شده است

 وي افزود: يکي از آن لهجه‌ها و زبان‌ها، زبان هورامي است. اسنادي موجود است که از قرن دوم هجري، به اين زبان شعر سروده شده است. ادبيات کردي از قرن دوم هجري وجود داشته و بعدها در زمان حکومت اردلان‌ها، فرهنگ و زبان هورامي هم ديني شد، هم ادبي شد،‌ هم سياسي شد و شاعران زيادي پيدا شدند که با آن شعر سرودند. سرزميني که امروز کردستان ترکيه است و 17 استان کردنشين و 25 ميليون جمعيت را دربر مي‌گيرد، جايي بوده که روزگاري ايزدي‌ها در آن ساکن بودند. ايزدي‌ها شاخه ديگري از کردها بوده‌اند که فقي‌تران شاعر بزرگ متعلق به اين خطه بوده و سال گذشته هم در همايشي که در ترکيه شرکت کرديم، ترک‌ها به اين که او ايراني بوده، اعتراف کردند.

 اين محقق ادامه داد: سومين شاخه بزرگ لهجه کردي، به دليل سياسي بزرگي توسعه پيدا کرد. اين شاخه در قرن هجدهم و بعد از جنگ چالدران، در همان سرزميني که زير نفوذ عثماني‌ها قرار گرفته بود، گسترش يافت. پادشاهي بود که در آن زمان شهر سليمانيه را ساخت و باعث شد جمعيت زيادي از مردم و اهل فن را در اين شهر جمع کنند. اين شهر بسيار توسعه يافت و يکي از 4 شهر بزرگ دوران عثماني بود. به دليل توسعه، در اين شهر دانشگاه‌هايي تاسيس شد و زبان کردي از اين طريق در اين شهر بزرگ گسترش يافت. به دليل حکومت و جايگاهش در کردستان امپراطوري عثماني، زبان کردي هورامي هم تبديل به زبان معيار شد.

 صادقي گفت: کلهر يک شاخه از زبان هورامي بوده که اين شانس را نداشته به واسطه سياست رشد کند. اين سئوال هميشه براي من مطرح بوده که چرا کلهري مانند زبان‌هاي ديگر کردي، زبان معيار نشده است. با رويدادهايي که در سرزمين کردستان رخ داد و به دليل نبود يک ديدگاه روشنفکري و سياسي، فرهنگ کلهر در حد يک فرهنگ يک فرهنگ و تمدن ايلياتي باقي ماند. کلهري، يکي از زيرشاخه‌هاي زبان هورامي است که به دليل نبودن الگوي سياسي يا روشنفکري، هرگز از فرهنگ شفاهي مردم عبور نکرد و بالاتر نرفت.

محمدي با «کلهرنامه»‌ پايمردانه، از فرهنگي محلي دفاع کرده است

 اين کارگردان تئاتر در ادامه گفت: روي زمين 7 هزار زبان وجود داشته که 4 هزارتاي آن‌ها از بين رفته و 3 هزار زبان باقي مانده است. اتفاقي که امروز افتاده است، اين است که خانم محمدي با اين تحقيق ميداني خود، سه کار مهم را انجام داده است: اول اين که بايد توجه کرد که در دنياي بدي به سر مي‌بريم که پديده يکسان‌سازي فرهنگي از طريق ابزاري چون اينترنت در حال شکل‌گيري است. به همين دليل فرهنگ‌هاي محلي به سرعت در حال نابودي هستند؛ به خصوص فرهنگ‌هايي که شفاهي هستند. درست در زماني که فرهنگ‌هاي محلي و حتي فرهنگ کتابت در معرض خطر قرار دارد، خانم محمدي با پايمردي، کار درخشاني صورت داده است و آن‌چه که در يادها مانده، را ضبط کرده است. ثبت به جا مانده‌ها آسان است، اما اين به ياد مانده‌ها هستند که ثبتشان مهم است و در معرض نابودي بيشتري قرار دارند.

 وي افزود: کار دومي که ناهيد محمدي کرده است، با جزئياتي که در کتاب درباره تغزل زنان خواندم، حيرت‌انگيز است. چون فوق‌العاده است که يک زنان بتوانند مکنونات قلبي خود را اين‌گونه که در شعرهاي گرداوري شده کتاب مي‌خوانيم، با صراحت و زيبايي ادبي اعلام کنند. چنين ظرافت در اشعار عاشقانه را فقط مي‌توان در آثار شاعري چون نظامي جستجو کرد.

 صادقي گفت: من کلمه فولکلور را دوست ندارم، بلکه کلمه فرهنگ مردم را بيشتر مي‌پسندم. به نظرم يکي از ستم‌هايي که در طول تاريخ رفته است، ظلمي بوده که به همين فرهنگ مردم شده است. فرهنگ رسمي هميشه جاي خودش را پيدا کرده ولي اين کتاب سندي براي فرهنگ مردم است. ميخائيل باختين يک بحث اساسي درباره صداي اقشاري دارد که در طول تاريخ کمتر به گوش مي‌رسند. باختين اشاره مي‌کند که در طول تاريخ، مقاطعي رقم مي‌خورد که مردم تريبوني براي بيان سخنانشان به دست مي‌آورند. به نظرم کار سوم مهم خانم محمدي اين است که کتابش به مردمي تريبون داده که هيچ‌گاه بيرون از ايلات خودشان، صدايشان شنيده نشده است.

«کلهرنامه» فرصت خوبي براي آشنايي با يک قوم است

 نويسنده داستان «رامينه ماه را دوست دارد» گفت:‌ لاکان هم در مکتوباتش، جايي در مقابل کلان‌روايت‌ها به خرده‌روايت‌ها مي‌پرازد. به نظرم اگر به کليت اين کتاب نگاه کنيم، با مفهوم خرده روايت‌ روبرو مي‌شويم. همين خرده روايت‌ها هستند که مي‌توانند يک حقيقت نسبي را تبيين کنند. من که خود دست پرورده فرهنگ هورامي هستم، خبر نداشتم که کلهري‌ها چه ويژگي‌هايي دارند، پس واي به حال اطلاعات آن‌هايي که از فرهنگ ايراني، چيزي افسانه‌اي ساخته و باقي فرهنگ‌هاي اين سرزمين را خرد مي‌کنند. انتشار چنين کتابي فرصت خوبي است که مردم با يک قوم، از وراي تغزل و شعرهايش آشنا بشوند. شخصا با خواندن اين کتاب، خيلي ياد گرفتم و براي دوستانم چندشعر از آن خواندم که موجب حيرتشان شد. اطمينان مي‌دهم که در بيان اين سخنانم غلو نمي‌کنم.

 اين نمايشنامه‌نويس در پايان گفت: منتظر کتاب‌هاي بعدي خانم محمدي هستم و به نظرم حيف است که گنجينه‌هاي ارزشمندي مانند فرهنگ کلهري در تاريخ گم شوند.

 بي‌مهري‌ نسبت به فرهنگ‌هاي بومي ايراني

ميرجلال‌الدين کزازي در اين مراسم با انتقاد از رويه گرامي داشتن فرهنگ ايراني و بي‌توجهي به فرهنگ‌هاي بومي ايراني گفت: کساني هستند که فرهنگ ايراني را گرامي مي‌دارند، ولي فرهنگ‌هاي بومي را خار مي‌پندارند. من نمي‌دانم آن فرهنگ ايراني که در چشم خام‌انديشان پسند است، کدام است؟

 کزازي  گفت: آقاي صادقي در سخنانش اشاره به کساني کرد که فرهنگ ايراني را گرامي مي‌دارند ولي فرهنگ‌هاي بومي را خار مي‌پندارند. من نمي‌دانم آن فرهنگ ايراني که در چشم خام‌انديشان پسند است، کدام است؟ مگر زبان و فرهنگ کردي و از آن ميان کلهري، ايراني نيست؟ کردان يکي از ناب‌ترين و نژاده‌ترين تيره‌هاي ايراني‌اند. بسنده است که فرد کردي دهان بگشايد و سخن بر زبان بران. چه در ايران، چه عراق، چه ترکيه و چه لبنان، تا آشکارا و به شيوه‌اي گمان‌زداي، با برهان برهنه و برّا نشان بدهد که ايراني است.

 وي افزود: ايران همواره در درازناي تاريخ خود، سرزمين تبار و تيره‌هاي مختلف بوده است. اين سرزمين فقط يک فرهنگ تنها نداشته است. فرهنگ‌هاي بومي ايراني گاهي ويژگي‌هاي خاصي داشته‌اند که در سايه‌شان، مکاتب ادبي پديد آمده‌اند. ايران‌زمين از آن همه ايرانيان است. اگر روزي ايران را سرزمين پارس مي‌ناميم، از آن، قوميت خاصي نمي‌خواهيم. پارسي کليت ايران است و از قديم به چنين نامي خوانده شده است. اين نام هنگامي بر ايران نهاده آمد که دودماني از پارس، از استان پارس، سر برآورد و شالوده يکي از نيرومندترين، بشکوه‌ترين و ديرپاترين جهان‌شاهي‌هاي تاريخ را رقم زد؛ جهان‌شاهي ساساني. اين دودمان چنان کارساز افتادند که نام زادگاهشان برابر با همه ايران شد.

 مولف کتاب «زيباشناسي سخن پارسي» ادامه داد: زبان پارسي، زبان همه مردم پارس است و فقط زبان مردم شيراز نيست؛ بلکه اگر بخواهيم آن‌گونه به مساله نگاه کنيم، زبان خراسانيان کهن است. پس هر تيره‌اي که در ايران‌زمين مي‌زيد، به هر زباني که سخن مي‌گويد و هر فرهنگي را گسترد، ايراني است و به اندازه هر ايراني ديگري از اين سرزمين اهورايي بهره دارد. شگفتا! کردان از ايراني‌ترين ايرانيان‌اند. اگر بخواهيد نمونه بارزي از ايران کهن بيابيد، بسنده است به کردستان برويد. ما پارس هستيم و همه فرهنگ‌هاي پارسي را پاس مي‌داريم و از خود مي‌دانيم، خواه در جغرافياي سياسي امروزمان جايي نداشته باشند.

 اين مترجم گفت: در روزگار گسستن‌ها به سر مي‌بريم. در اين روزها بيشتر از هر زمان ديگري به همدلي نياز داريم. دوباره مي‌گويم ايران سرزمين همه تيره‌هاي ايراني است؛ با هر نژاد، فرهنگ، زبان، کيش و آيين. آن کس که «کلهرنامه» را مي‌خواند با سويي از فرهنگ و زبان‌هاي ايراني آشنا مي‌شود. ارزش اين کتاب، بي‌گمان در اين است که ايراني را با پيشينه خود آشنا مي‌کند. زبان فارسي به نواده مي‌ماند و اين گويش‌هاي بومي و کهن به نياي آن. شما زماني مي‌توانيد نواده را بشناسيد که نياي او را شناخته باشيد. هيچ کينه و دل‌چرکيني در ميان نواده و نيا نمي‌تواند بود.

 کزازي در ادامه گفت: آن زبان کردي که کرمانشاهيان حرف مي‌زنند، کردي کلهري است. در سخني که چندي پيش رانده آمد، گفتم اگر ما ايرانيان بخواهيم ايران خود را چنان چه مي‌سزد بشناسيم، مي‌بايد به ناچار با کرمانشاه آشنا شويم. اين را از آن رو نمي‌گويم که کرمانشاهي‌ام. اين سخن يکسره پيراسته از تنگ‌بيني‌هاي تيره‌گرايانه و نژادپرستانه است چون نياکان من از کزاز در استان مرکزي بوده‌اند. اما من در فرهنگ به کرمانشاه مي‌نازم. آلايشي در اين سخن من نيست و هر پديده را زماني مي‌توانيم به روشني و رسايي بشناسيم که شالوده‌هايي را بررسيم که آن پديده بر آن‌ها استوار شده‌اند. کرمانشاه بهشت باستان‌شناسي ايراني است. در هر سويش يادگاري از ايران پارينه مي‌يابيد. کرمانشاه بهشت اسطوره‌شناسي ايراني است. زيرا سرزمين کيش‌ها و آيين‌هاي ايراني است. از اين جهت بسياري آن را هندوستان ايران ناميده‌اند. کرمانشاه بهشت زبان‌شناسي ايراني است چون ده‌ها زبان و گويش در آن رواج دارد.

 شاعر مجموعه «دستان مستان» گفت: نغزترين، گوياترين، خنياترين و زيباترين زبان جهان از ديد من، زبان پارسي دري است، نه زبان فرانسوي. اين که فرانسوي را از نظر ساخت زباني، زيباتر از زبان خودمان مي‌دانيم، يکي از موارد خودباختگي فرهنگي ماست. زباني که با آن طوري بتوان گفت دوستت مي‌دارم، به طوري که در نهاد مخاطب جا بيافتد، فارسي است نه فرانسوي. کتاب «کلهرنامه» زمينه‌هاي گوناگون دارد. فرهنگ، زبان، شعر، جامعه‌شناسي و ... بخشي از اين کتاب شامل شعرهايي است که زنان کلهري براي خسباندن کودک خود به کار مي‌برند. کردان مردماني خنياگرند و به هر بهانه‌اي از خنيا بهره مي‌جويند. آن‌ها با خنيا مي‌زيند. از همين رو تيره کردان، به ويژه زنان کرد يادآور خنياگران کهن ايراني‌اند. نخستين سخنوران فارسي‌گوي، هم سخن مي‌سرودند و هم سروده‌هاي خود را به خنيا مي‌خواندند. نام‌آورترينشان رودکي است.

 وي افزود: «کلهرنامه» کشکول درويشي است. در اين کتاب مي‌توان بسياري از هنجارهاي فرهنگ کلهري را يافت. اين کتاب زاده باوري استوار و شوري شگرف به خويشتن است. خانم محمدي چون فرهنگ بومي خويش را گرامي مي‌دارد و در پي آن فرهنگ گرانسنگ ايراني را پاس مي‌دارد، توانسته اين کتاب را پديد آورد. «کلهرنامه» جُنگ و دانشنامه‌اي خرد در فرهنگ کلهري را رقم زده است. خانم محمدي اگر به خود باور نمي‌داشت، هرگز به چنين کاري باريک، دشوار و توانفرساي کام نمي‌يافت. من به او فرخ‌باد و دست مريزاد مي‌گويم.

 در ادامه اين مراسم محمدرئوف مرادي هم به خوانش چند قطعه شعر کردي پرداخت.

لازم به ذكر است «کلهرنامه» اثري چند جلدي به قلم ناهيد محمدي و شامل بخشي از ادبيات فولکوريک کردي است که قرار است نخستين جلد آن طي برنامه‌ مذکور با حضور ميرجلال‌الدين کزازي، قطب‌الدين صادقي و محمد رئوف مرادي رونمايي شود.
 
 اين کتاب با مقدمه ميرجلال‌الدين کزازي، هَلکوت حکيم استاد زبان و ادبيات کردي دانشگاه پاريس و همچنين با راهنمايي و تقريظ ماجد مردوخ روحاني از صاحب‌نظران ادبيات کردي توسط انتشارات دستان به تازگي به چاپ رسيده است. ناهيد محمدي تاکنون 4مجموعه شعر به زبان کردي کلهري به نام‌هاي «چشم به راه»، «پنجره‌هاي خسته»، «فرياد بلوط» و «نرگس په‌ژاه» منتشر کرده است.

 

چهارشنبه 25 مرداد 1391 - 10:18


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری