يكشنبه 2 مهر 1396 - 8:24
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

گزارش

 

داود خسروي

 

درس مروت هنرمندان از امام علي (ع)

 

گزارش مراسم بزرگداشت محمد فراهاني در خانه هنرمندان ايران

داود خسروي

به گزارش خبرگزاري ايسنا، مراسم بزرگداشت زنده‌ياد محمد فراهاني ـ آخرين بازمانده نقاشي قهوه‌خانه‌اي و خيالي سازي ـ 19 مرداد ماه در خانه هنرمندان ايران برگزار شد.

در ابتداي اين مراسم، هادي صيف ـ هنرمند عرصه تجسمي و پژوهشگر ـ در سخناني گفت: «اكنون احساس غريبي در اين لحظه دارم و دليلش پرواضح است. درست اندك زماني پيش در منظر آقاي نامور مطلق بودم و محمد فراهاني آن نازنين نگارگر دلشيفته و عاشق در كنارم بود.

آن روز ياد لرني بود و فراهاني مسند خود را به درستي درك مي‌كرد و با خود مي‌انديشيد در كنار ياران اگر نوبتي هم باشد ديگر نوبت اوست. فرصت‌مان كوتاه بود و دلواپسي در نگاه محمد، آشكار بود.»

او ادامه داد: «وقتي به چشمانش خيره شدم چشمان كبوتري هراسيده را برايم تداعي مي‌كرد.»

صيف در ادامه سخنانش از نامور مطلق به خاطر اقداماتش در زمينه حمايت از هنرمندان قدرداني كرد و افزود: «در تاريخ هنرهاي مردمي ايران كه به معنايي تعبير تنهايي است نامور مطلق با هنرمندان جلسه مي‌گذاشت و آن نشست آخرين ديدار ما با فراهاني بود.

وقتي از آن جلسه بيرون آمديم فراهاني در گوشه‌اي از حياط خانه هنرمندان به من گفت برايت خبر خوبي دارم به شرطي كه آن را جايي بازگو نكني.»

وي يادآور شد: «فراهاني آنجا به من خبر داد كه خانه هنرمندان تابلويي از او خريده است، اما ناراحت بود كه آنها چرا آنقدر دير به فكر افتاده‌اند. او به من گفت خوشحالم كه بعد از يك عمر غربت تنهايي و بي‌اعتنايي دارند از ما تجليل مي‌كنند.

من به او گفتم اگر خروارها طلا هم به تو بدهند باز كم است. اما فراهاني پاسخ داد فضاي جامعه به شدت به تنگ نظري دچار شده است.»

اين هنرمند اظهار كرد: «چرا هنرمندان تجسمي آنقدر دچار بي‌اعتنايي شده و ناديده گرفته مي‌شوند، ما كه ملتي با پيشينه تاريخي در عرصه فرهنگ و هنر جهان هستيم پس اين بي‌اعتنايي‌ها از كجا نشات مي‌گيرد؟»

صيف تذكر داد: «مكتبي در عرصه هنرهاي مردمي ايران و نگارگري خيالي ساز نزديك به چهار قرن پيش شكل مي‌گيرد و در عرصه صفويه نقاشاني براي پاك كردن گناهان مردم آن زمان، رنگ به روي بوم مي‌ريزند و در ديوار امامزاده‌ها و پرده‌ها تصاوير مذهبي را به نقاشي در مي‌آورند اما آنها در تاريخ ايران در گم‌نامي مانده‌اند.»

او با اشاره به وضعيت هنر خيالي‌سازي در دوره قاجار كه اندكي بهتر شده بود افزود: «بنده اين توفيق را داشتم كه دو دهه پيش در زماني كه نقاشي قهوه‌خانه‌اي در اوج بي‌اعتنايي قرار داشت نزد اين عزيزان بروم و كتاب نقاشي قهوه‌خانه‌اي را جمع‌آوري كنم.»

صيف درباره ويژگي نقاشان قهوه‌خانه‌اي توضيح داد: «در آن زمان به جاي سلاطين و صاحبان زر و زور مردم كوچه و بازار بودند كه مخلصانه عاشق اين نقاشان قهوه خانه‌اي بودند و در اين ميان حسين آغاسي و محمد مدبر دو تن از هنرمنداني بودند كه كه نام آشناتر در ميان مردم بودند و به تربيت شاگرد مي‌پرداختند.»

اين هنرمند در همين رابطه اضافه كرد: «جذب شاگرد از سوي اين هنرمندان در واقع جذب دل‌هاي عاشق بود. يعني شاگردان آنها هم تهي‌دست و بي‌پناه بودند اما دل عاشق و دلشيفته هنر نقاشي به حساب مي‌آمدند.

يكي از همين شاگردان قوللر آغاسي، محمد فراهاني يتيمي بي‌پناه بود كه در كودكي با از دست دادن پدر و مادرش نزد عمه‌اش زندگي مي‌كرد كه شوهر عمه او دورگردي درويش بود.»

صيف ادامه داد: «فراهاني به عنوان بچه درويش دنبال شوهر عمه‌اش در شهر راه مي‌افتاد و پرده‌داري مي‌كرد. مسووليت جمع‌آوري هداياي مردم و پرده‌ها برعهده او بود زماني كه يكي از پرده‌هاي شوهر عمه‌اش پاره شد، فراهاني مجبور شد آن را نزد استادي ببرد تا پرده را ترميم كند. از سر تصادف در قهوه‌خانه‌ي مهدي سياه با قوللر آغاسي آشنا مي‌شود و سخت شيفته نقاشي‌هاي آن هنرمند شد.»

وي اين خاطره را اينگونه تعريف كرد: «قوللر آغاسي آنقدر معرفت داشت كه وقتي شوق فراهاني كودك را ديد، به او مي‌گويد از اين پس شاگرد من خواهي شد و فراهاني از او مي‌خواهد كه او را به فرزند خواندگي بپذيرد و از او نگهداري كند.»

وي معتقد است: «فراهاني بي‌سرپرست بزرگ شد اما در عوض وارد عرصه خلاقيت در پرده‌هاي درويشي شد.»

هادي صيف در بخش ديگري از سخنانش مطرح كرد: «زماني رسيد كه نقاشي قهوه‌خانه رو به اتمام بود و بعضي از بزرگان مي‌گفتند بايد محمد بچه درويش را پيدا كنيم اگر نه نيمي از مكتب ما ناقص خواهد بود.»

اين هنرمند خاطرنشان كرد: «محمد فراهاني درويش صفت بود اما نه به معناي دوره گرد بلكه او مردي مهربان و داراي يك شخصيت دوست داشتني بود. همسري داشت كه در نهايت صداقت و شيرزني سايه به سايه‌اش حركت مي‌كرد.»

او درباره سال‌هاي آخر عمر فراهاني گفت: «فراهاني در اوج تنهايي از دنيا رفت. بنده شاهد يكي يكي برچيده شدن بزرگان اين مكتب بودم اما درمورد فراهاني نمي‌دانم از چه بنويسم و از چه دريچه‌اي سخن بگويم. به زعم بنده امروز تولد بازشناخت محمد فراهاني است.»

صيف در پايان سخنانش تاكيد كرد: «بايد برگزاري اين مجالس ترحيم را كنار بگذاريم. سعي كنيم از زند‌ه‌ها ياد كنيم چرا كه آنها حتي اگر سكوت هم مي‌كنند انتظار يك خسته نباشي را دارند اجازه بدهيد كه بگوييم مكتب نقاشي قهوه خانه هنوز از بين نرفته است.»

به گزارش ايسنا،‌ در ادامه اين مراسم فيلم كوتاهي از محمد فراهاني پخش شد و اين هنرمند در بخشي از اين فيلم گفته بود: « نمي‌دانم چرا اسم اين نقاشي را قهوه خانه‌اي گذشته‌اند ما دوست داريم كه به ما خيالي ساز بگويند. آخر ما از فكر خودمان نقاشي مي‌كشيم. اين تنها نقاشي ايراني بوده كه وارداتي نيست ما دوست نداريم اين نقاشي بميرد.»

در ادامه‌ مراسم بزرگداشت زنده‌ياد محمد فراهاني، مجيد سرسنگي ـ مديرعامل خانه هنرمندان ـ در سخناني گفت: امروز سومين برنامه از مراسم يادبود هنرمندان فقيد است كه در ماه‌هاي پيش دار فاني را وداع گفتند.

همچنين هفته آينده ياد سروراحمدي هنرمند عرصه موسيقي گرامي داشته مي‌شود.

سرسنگي در ادامه‌ي سخنانش با اشاره به درگذشت محمود گلابدره‌اي گفت: «يكي از نويسندگان به نام و خادمين انقلاب محمود گلابدره‌اي از بين ما رفت. او عمرش را در راه قلم‌زني در راه آرمان‌هاي انقلاب سپري كرد.»

مديرعامل خانه هنرمندان ايران گفت: «هنر امروز ما اگر مي‌خواهد از بن‌بست خارج شود بايد با اخلاق گرايي پيوند بخورد. هنر امروزه از فقدان اخلاق رنج مي‌برد و ايران اسلامي به عنوان پرچمدار اخلاقيات در حوزه فرهنگ و هنر بايد در اين عرصه پيشگام باشد.»

او ادامه داد: «اگر هنرمندي عشق معصومين را در سينه دارد هنرمندي واقعي است كه اين جايگاه را پيدا كرده است. از دست اين هنرمندان چيزي تراوش مي‌كند كه به خاطر پيوند عميق آثار با ارزش‌ها اثر ارزشمندي را خلق مي‌كند.

گاهي اين هنرمندان آثاري را خلق مي‌كنند كه بين دانشگاه رفته‌ها به هيچ وجه مرسوم نيست. هنرمندان ديگر از اين اخلاق و انسانيت درس بگيرند.»

به گزارش ايسنا،‌ حميد شاه آبادي ـ معاون امور هنري وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي ـ در سخناني گفت: «درس مروتي كه هنرمندان ما از امام علي (ع) گرفتند ستودني است. اين هنرمند يعني محمد فراهاني درحالي ما را ترك كرد كه اين هنر مردمي برايش نگران كننده بود و براي باقي ماندن آن كه متعلق به كشور ما است مضطرب بود.»

شاه‌آبادي ويژگي‌هاي مهم نقاشي‌ قهوه خانه‌اي را پيوند آن با توده‌هاي مردم دانست و افزود: «اين هنر نمونه بي‌بديل از هنرهايي است كه برپايه اعتقادات آمال و آرزوهاي اين ملت است هنري كه از دل كوچه و بازار درآمده بايد مورد توجه قرار بگيرد چرا كه به همت مردم به يادگار مانده است و حيف است بخواهيم به راحتي بگوييم نقاشي قهوه خانه‌اي تمام شد.»

معاون امور هنري همچنين تاكيد كرد: «بايد با چنگ و دندان اين هنر را حفظ كنيم چرا كه آبشخور حوادث و رويدادهايي از شخصيت‌هاي بزرگ اين ملت و دردها و رنج‌هاي آنها است. هنري كه خاستگاهش همين حسينيه‌ها و قهوه خانه‌ها است، هنري كه خالق آن مرداني دلسوخته ‌اند.»

شاه آبادي اظهار كرد: «اين آثار متعلق به هنرمنداني است كه دانشگاه نرفته‌اند اما صاحب سبك و صاحب مكتب‌اند. آنها دلسوخته ‌اند و تنها آثاري است كه از دل و جان برآمده است. آنها نقاش خيال آرزوهاي مردم بر بوم و ديوارها هستند كه به نوعي يادآور رشادت‌ها است.»

 

سه‌شنبه 24 مرداد 1391 - 9:32


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری