سه‌شنبه 2 آبان 1396 - 2:1
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

مقاله

 

نيما نوربخش

 

نويسنده اي توانمند و متعهد به انقلاب اسلامي

 

نگاهي به زندگي و آثار سيد محمود گلابدره‌اي

 سيد محمود گلابدره‌اي در سال 1308 در محله گلابدره منطقه شميران شهر تهران به دنيا آمد. وي پس از پايان تحصيلات متوسطه، براي تحصيل در رشته ادبيات به دانشگاه ادبيات دانشگاه تهران وارد شد؛ اما تحصيلش را نيمه‌‌کاره رها کرد.

او سپس در دانشگاه بين‌المللي لندن در رشته ادبيات انگليسي درس خواند و در همان دوران با زني سوئدي ازدواج کرد.

گلابدره‌اي با انتشار رمان «سگ کوره‌پز» در اوايل دهه 40 وارد عرصه نويسندگي شد و از آن زمان چندين کتاب در زمينه ادبيات داستاني و رمان از وي منتشر شد. نخستين داستان کوتاهش نيز در مجله صبح امروز در سال 1341 چاپ شد.

وي به گفته خودش، بيش از 10 سال از زندگي‌اش را در آمريکا به صورت خيابان‌خوابي گذراند و ايالت‌هاي مختلف اين کشور را با پاي پياده طي کرد که حاصل آن کتابي است چند جلدي به نام «10سال هوم لسي آمريکا».

وي سال‌هاي 1343 تا 1347 را در انگلستان به سر برد و پس از آن به ايران آمد و تا 1365 به حرفه‌هاي گوناگون پرداخت.

«صحراي سرد» رمان ديگر گلابدره‌اي است که در سال 62 منتشر شد. اين رمان داستان زندگي هنرمندي مشهور و نوازنده تار است که از همسرش جدا شده، چهار فرزند دارد و در عروسي‌هاي شميران تار مي‌زند و آواز مي‌خواند.

شاگردي جلال

از مهمترين ويژگي هاي گلابدره اي شاگردي او نزد جلال بود. شايد بتوان از اين فراتر رفت. جلال براي او هم معلم و استاد بود و هم دوست.

در زماني كه محمود گلابدره اي در دبيرستاني در تجريش كه امروز نام جلال آل احمد را به خود گرفته تحصيل مي کرد. جلال معلم ادبيات و فارسي او بود، اگرچه فراتر از آن به دانش آموزان درس سياست نيز مي آموخت.

از همين رو به گفته خود گلابدره اي او بيش از هرچيز در مسائل سياسي و اجتماعي بود كه از آل احمد تاثير گرفت. در آن زمان گلابدره اي در زنگ انشاء براي جلال از سياست و اجتماع مي نوشت و در كلاس مي خواند.  آن هم در فضاي پس از كودتاي 28 مرداد 1332 كه جامعه در خفقان به سر مي برد و هر گونه صدايي خفه مي شد. همين مسائل باعث شد تا با بزرگداشت ياد جلال «ياد هايي از جلال آل احمد» را نوشت.

تعهد به اجتماع و انقلاب

محمود گلابدره اي نويسنده اي متعهد بود. او داستان نويسي را پديده اي شهري مي دانست كه در چهارچوب آن تعاملات ميان مردم شهر بررسي مي شود. كتاب هاي او نيز در همين چارچوب هستند.

آثار او بيانگر دغدغه هاي او از جامعه اي است كه او در آن زندگي مي كند. گلابدره اي «دال» را درباره سرخوردگي ايرانيان مقيم سوئد نوشت. همچنين «ده سال هوم لسي در آمريكا» را از بي خانمان بودنش در آمريكا و همچنين گردش و پياده روي در ايالات گوناگون اين كشور نگاشت.

اين كتاب با رويكردي انتقادي نسبت به آمريكا نوشته شده است. آنچنان که در اين کتاب آمده، زماني که گلابدره اي در آمريکا به سر مي برد مدت سه ماه را در خانه كن كيسي «نويسنده رمان پرواز بر فراز فاخته» گذراند.

ناملايمتي ها

اين نويسنده توانمند و متعهد، بسيار ساده و بي آلايش مي زيست و شغل هاي بسياري را تجربه نمود. شباني در كوه هاي شميرانات، بلال فروشي در تجريش، مترجمي زبان سوئدي، مسئول انتخاب کننده كتب ايراني براي ايرانيان مقيم سوئد، كارشناس در مركز پژوهش كانون پرورش فكري كودكان، كار در سازمان نقشه برداري و ... از جمله اين مشاغل است.

گلابدره اي از بي عدالتي هايي كه در حق او شد، بسيار گلايه داشت. از فراموش کردنش در عرصه رسانه اي كه تنها وقتي به سراغش مي رفتند كه بزرگداشت جلال و .. باشد، از جفاهايي كه ناشران در حقش مي كردند و ...

کتاب «لحظه‌هاي انقلاب»

کتاب لحظه‌هاي انقلاب گلابدره‌اي، يکي از پرفروش‌ترين کتاب‌هايي است که درباره انقلاب نوشته شده است. گلابدره‌اي نگارش اين کتاب را در اواخر سال 1359 به اتمام رساند که در آن حوادث و وقايع شهريور 57 تا بهمن 57 را به خوبي و با ذکر جزئياتي مفيد به تصوير مي‌کشد.

وقايع روزهاي پاياني حکومت پهلوي در اين کتاب با نثري داستاني، توصيف شده‌اند و محمود گلابدره‌اي مشاهدات خود از مبارزات مردمي را در قالب 38 روايت به تصوير کشيده است.

گلابدره‌اي خود درباره اين کتاب مي‌گويد: من تا روز 22 بهمن سال 57 دوشادوش مردم در راه پيروزي انقلاب به رهبري امام(ره) مي‌دويدم و در همان ايام رمان لحظه‌هاي انقلاب را نوشتم که حاصل تب و تاب همان روزها بود و در سال 58 منتشر شد. بسياري از نويسندگان و منتقدان آن روز درباره اين رمان نقد و تحليل نوشتند.

لحظه هاي انقلاب به اعتقاد صاحب نظران از نمونه هاي کم نظير رمان خاطره در ايران و در تاريخ نگاري روزهاي انقلاب تقريبا بي نظير است. چشمي بينا در ميان مردم کوچه خيابان پايتخت، که تمام افت و خيزها را ديده است کوشيده تا به ثبت برساند.

محمد گلابدره‌اي از زبان خودش

«من سيدمحمود قادري گلابدره‌اي 20 دي 1318 در گلابدره شميران متولد شدم. دو تا خواهر و دو تا برادر و من بچه 5 و يه برادر بعد از من و 6 تا با پدر و مادرم تو خونه بزرگ بغل خونه بزرگ بابابزرگم که دور تا دور و خونه‌ها تو هم با 4 تا عمو و يه عمه که هر کدومشون هم 8-7 تا دختر و پسر گل هم و تو هم زير سايه پدربزرگم زندگي مي‌کرديم.

پدرم چوبدار بود و مادرم که 2 تا خواهر و 3 تا برادر داشت و پدرش عمامه‌اي بود و سقط فروش سرچشمه تهرون؛ و زنش، من که 2 سالم بود و مرده بود و رفته بود يه زن گرفته بود.

تا کلاس 6 ابتدايي در گلابدره {و} بعد از 7 تا 12 در دبيرستان باغ فردوس که معلم انشا جلال آل‌احمد بود درس خواندم. {سال} 41-40 ديپلم و داوطلبي رفتم سپاه دانش؛ دوره اول با تقاضاي خودم رفتم تو اشترکان، دهي از دهات بندر انزلي و بعد از 18 ماه بهترين سپاه دانش دوره اول شدم چون 21 شاگرد از 5 ساله تا 21 ساله 6 سال ابتدايي رو قبول شدند. يه داستان من هم چاپ شده بود و خانلري شاعر، ‌وزير فرهنگ نقدي نوشته بود که من صادق هدايت هستم.

معلمي رو قبول نکردم. 7500 تومن بليط اتوبوس {گرفتم} و رفتم مونيخ آلمان که با احمد دوستم که در آلمان بود با هم بريم دانشگاه پاتريس لومومباي مسکو درس بخونيم. احمد سرقرار نيامد. بعد از يه شب خوابيدن تو ايستگاه قطار، سوار قطار {شدم} و رفتم لندن و تا 1347.

پنج سال لندن ادبيات انگليس مي‌خوندم و خرج خودم را با کار کردن در مي‌آوردم. با يه دختر سوئدي در لندن ازدواج {کردم} و رفتيم سوئد. بعد از 3 ماه تنهايي{سال} 1347 برگشتم ايران و 2 ماه بعد زنم آمد و تا سال 1361 که جنگ بود زنم با دو پسرانم رفتند سوئد.

اول که برگشتم ايران {در سال} 1347 تو سازمان نقشه‌برداري اپراتور شدم بعد از يه سال رفتم کارخونه ولوو و انباردار شدم چون زبان سوئدي و انگليسي بلد بودم.

بعد رئيس کارخونه مونتاژ نيسان شدم. بعد از 3 سال آمدم رفتم کانون پرورش فکري قصه‌هاي اعضاي کتابخونه‌ها رو مي‌خوندم و درجه 1 و 2 و 3 {مي‌دادم} و درجه يک‌ها رو قسمت انتشارات کانون چاپ مي کرد و منم سالي چند بار مي‌رفتم با نويسنده‌هايي که در سراسر ايران بودند حرف مي‌زدم.

{سال} 1357 از کانون اخراجم کردند. بيکار شدم. افتادم تو انقلاب. از 22 بهمن 57 تا 12 فروردين 58 رمان «لحظه‌هاي انقلاب» رو نوشتم و 1358 چاپ کردم و براش نقد نوشتن.

قبل از انقلاب هم 4 کتاب چاپ کرده بودم، سگ کوره پز، اباذر نجار، پر کاه و يه مجموعه از نويسندگان شوروي ترجمه کرده بودم. 1362 رفتم سوئد 2 سال موندم و باز برگشتم و باز رفتم و باز برگشتم و تا 1369 باز رفتم و از سوئد رفتم آمريکا و بعد از 10 سال 1380 باز برگشتم ايران، همه چي از بين رفته بود، جنگ که شده بود، رفته بودم جبهه.

4 تا رمان نوشته بودم «اسماعيل اسماعيل، حسين آهني، دو تاشم کساي ديگه به نام خودشان چاپ زدن» و تا امروز {در سال} 1385 اين کتابها رو چاپ کردم (چلچله‌ها، مادر، باديه، پرستو، صحراي سرد، لوسوهاي سوخته، دال، آقا جلال، زن نويسنده و هاويه هوو و ..) ‌حالا هم تک و تنها زندگي مي‌کنم و مي‌نويسم گاهي {کتاب‌هام رو} چاپ و گاهي چاپ نمي‌کنم.

 9 تا رمان چاپ نشده و رمان 3 هزار صفحه‌اي که سال 1341 شروع کردم به نوشتن و آل‌‌احمد حاشيه‌نويسي کرده، هر چي تلاش کردم چاپ نشده {و} هنوز هم روي دستم مونده.

هنوز مي‌نويسم و دلم مي‌خواد زندگي خودم رو و رمان‌هايي رو که طرحش تو سرمه بنويسم ولي وضع آشفته چاپ و کتاب و زندگي و آوارگي و پيري و بي‌جايي مانع مي‌شه. 67 سالمه، کوهنوردم. هندوستان و نپال و هيماليا و روسيه و تمام کشورهاي اروپايي و 10 سال هم سراسر آمريکا و تمام قله‌ها و کوه‌ها رو رفتم.

در دوران دبستان و دبيرستان هم تابستونا از بنايي و قصابي و هر کاري که بگي کردم و 3 ماه تابستون خرج زمستونم رو در مي‌آوردم. حالا هم تقريبا سالم و سرحالم. چون از 2 تا پسرام و 2 تا نوه ‌ام دورم کمي غمگينم و گاهي هم افسرده و دلگيرم ولي همش خيال مي‌کنم يه روزي رماني مي‌نويسم که سراسر دنيا خاطرخواهش مي‌شن و دلم به اين اميد خوشه. 28 تا کتاب چاپ شده و 9-8 چاپ نشده دارم. همين.»

سيد محمود گلابدره‌اي مرداد سال 1391 پس از گذراندن يک دوره بيماري، در منزلش درگذشت.    گلابدره‌اي در ماه ‌هاي آخر در بيمارستان الغدير تهران بستري شده بود و حال عمومي خوبي نداشت. او سرانجام در سن 83 سالگي چشم از دنيا فرو بست.

زنوزي جلالي درباره گلابدره‌اي گفت: نمي‌دانم امر محکومي که همه نويسندگان تنها مي‌روند چيست؟ گلابدره‌اي براي 70 ميليون نوشت در تنهاي جان سپرد که اين امر تکان‌دهنده است.

وي يادآوري کرد: زنده‌ياد گلابدره‌اي نويسنده‌اي بود که در رمان پر کاه،‌ داستان‌هاي انقلاب و ... و در تمام نوشته‌هايش خودش بود و همواره در آثار گلابدره‌اي را مي‌توانيم ببينيم.

زنوزي ضمن اشاره به اينکه مرحوم گلابدره‌اي قلم خاص خود را داشت عنوان کرد:‌ گلابدره‌اي نسل خاص خود را شناخته بود گرچه عصبيتي در قلمش بود که گاه بر اثرش لطمه مي‌زد. به او مي‌گفتم در اثر تو هم شخصيت‌ها و هم راوي و هم ... همه گلابدره‌اي هستند.

وي گفت: زنده ياد گلابدره‌اي اهل مماشات و مصلحت ‌بازي نبود همواره خودش بود از اين نظر و از نظر زندگي او را به جلال آل احمد نزديک مي‌دانم. او نويسنده‌اي بود که با زبان عريان، افشاگر و بي‌تصنع مي‌نوشت و به طور شش دانگ در نويسندگي صداقتي غيرقابل انکار داشت و خودش را پشت نوشته‌هايش مخفي نمي‌کرد.

اين نويسنده افزود: رمان «منير» اين داستان‌نويس توصيف‌ها و فضاهاي بسيار تکان دهنده‌اي را از اطراف تهران و کرج و محله زورآباد ارايه کرده است. او در هيچ‌کدام از آثارش از کسي تقليد نکرده و همواره خودش بوده است.

شايد مشکل برخي نويسندگان با او اين باشد که راوي آثار او اغلب خودش بود؛ در حالي که او از دسته‌اي نبود که خودش را پشت عبارات پر طمطراق مخفي کند و با مخاطب رو راست بود.

محسن مومني شريف رئيس حوزه هنري درباره زنده‌ياد محمود گلابدره‌اي اظهار داشت: نسبت به ديگر دوستان اطلاعات کمتري از زنده‌ياد سيد محمود گلابدره‌اي دارم، هيچ‌گاه موفق نشدم وي را از نزديک ببينم اما اولين کاري که از او خواندم کتاب «لحظه‌هاي انقلاب» بود.

وي افزود: کتاب «اسماعيل اسماعيل» و يک داستان کوتاه ديگر درباره جنگ نيز از گلابدره‌اي خوانده‌ام.

مومني ضمن اشاره به کتاب «لحظه‌هاي انقلاب» و عنوان اين مطلب که اين اثر از کارها و آثار ماندگار است، بيان کرد: «لحظه‌هاي انقلاب» از آثار ماندگاري است که به عنوان سند قابل توجه است؛ درواقع زنده‌ياد گلابدره‌اي حق خود را نسبت به روزهاي با شکوه انقلاب ادا کرده است، در حاليکه روشنفکران به هر دليل که دلايلشان قابل قبول نيست، کوتاهي کرده‌اند، از اين رو نام و ياد زنده‌ياد سيد محمود گلابدره‌اي ماندگار خواهد شد.

احمد شاکري نويسنده، درباره آثار زنده ياد گلابدره‌اي اظهار داشت: بنظر مي‌رسد زنده‌ياد گلابدره‌اي در طول دوران نويسندگي خود تجربه‌هاي متنوعي را پشت سر نهادند.

شاکري تصريح کرد: مرحوم گلابدره‌اي بواسطه اينکه نسلي از داستان‌نويسان معاصر چون جلال آل‌احمد و ديگران را درک کرد و خود را به نوعي شاگرد و همراه با جلال مي‌دانست و حتي دوران فعلي را هم درک کرد، از اين رو تجربه‌هاي گران قيمتي را پشت سر نهاد و به نوعي گلابدره‌اي و تجربياتش را مي‌توان ناظر بر بخش مهم و موثري از ادبيات داستاني ما دانست.

اين نويسنده در ادامه درباره گلابدره‌اي و آثار او افزود: از اين نويسنده آثار بسياري بر جاست، برخي از اين آثار بنظرم در نوع خود منحصر بفرد و در نوع خود تا حدودي بايد گفت ديده نشده است.

 «لحظه‌هاي انقلاب» به واسطه وجه مستند نگارانه‌ و اينکه به فضايي مي‌پردازد که پيش از اين به آن پرداخته نشده و يا در آن دوران انتظار مي‌رفت که روشنفکران دست‌ به قلم ببرند اما عموما سکوت کردند، آقاي گلابدره‌اي در اين وجه متمايز هستند و لحظه‌هاي انقلاب به لحاظ ويژگي‌هاي مستند نگارانه و فضايي که تشريح مي‌کنند حائز اهميت است.

شاکري ادامه داد: فکر مي‌کنم که بيشتر از آنکه بايد نگران فقدان نويسنده‌ها بود بايد روي آثار آنها متمرکز شد چون به هر حال هيچ نويسنده و انساني عمر جاويد نخواهد داشت؛ آنچه دردمند بوده و حيات و مرگ هنري يک نويسنده را رقم مي‌زند اينکه آثارش تا چه حد شناخته شده و چقدر تاثير مي‌گذارند.

 لذا اين درد که برخي آثار ارزشمند به نحو کافي در جامعه معرفي نمي‌شوند شايد به نوعي «جوان‌مرگي» براي يک نويسنده باشد، فکر مي‌کنم از اين جهت بايد متوجه نويسندگان حاضر بود و آثاري که خوب بوده و نويسندگاني که صاحب تجربه هستند بايد براي حيات معنوي و آثارشان برنامه‌ريزي کرد و آن را شناساند.

وي تاکيد کرد: معتقدم اثر خوب و واقع‌بينانه و اثري که با مخاطب و نسبت خود با جهان هستي و خداوند صادق است مانا مي‌شود، اگرچه به ظاهر نويسنده از دنياي خاکي رخت برمي‌بندد.

شاکري در پايان افزود: بنظر من زنده‌ياد گلابدره‌اي از نويسندگاني بود که تعلقات خود را به انقلاب و ايران را تا حدودي توانست در آثارش نشان دهد؛ گلابدره‌اي فرازها و فرودهايي داشت، ولي ما او را به واسطه «لحظه‌هاي انقلاب» مي‌ستاييم و تا حدودي به لحاظ کتاب «اسماعيل اسماعيل» چرا که قابل توجه است.

سهراب هادي زنده‌ياد گلابدره‌اي را نويسنده‌اي با انديشه گسترده دانست و گفت: از رمان «دال» او به عنوان اثري خلاق و اثرگذار بايد ياد کرد.

وي ضمن يادآوري و بيان خاطراتش با اين نويسنده از سال‌هاي دهه 60 تصريح کرد: روزي در يکي از ديدارهايمان کتاب «آقا جلال» را به من تقديم کرد، پس از دريافت کتاب از محمود پرسيدم حق جلال را در اين کتاب ادا کرده است يا خير که او اينگونه پاسخ داد، جلال آل احمد بر گردن همه ايرانيان حق دارد و مطمئنا من نمي‌توانم بخش اندکي از حقي را که آل احمد بر گردنم دارد در اين کتاب و با اين کتاب، ادا کنم.

قاسمعلي فراست درباره گلابدره‌اي گفت: ادبيات در اين سرزمين مظلوم است، محمود گلابدره‌اي اگر فقط دو کتاب «لحظه‌هاي انقلاب» و «اسماعيل اسماعيل» را نوشته بود، حق اين را داشت که به عنوان نويسنده‌اي مؤثر در عرصه ادبيات انقلاب در برابر او سر احترام و تواضع فرود آوريم.

فراست به سال‌هاي انقلاب اشاره و بيان کرد: در شرايطي که در سال‌هاي انقلاب مردم در شور و هيجان تحقق و پيروزي انقلاب بودند، محمود گلابدره‌اي بدون اين‌که از جايي سفارش بگيرد، اقدام به تک‌نگاري و مستندنگاري شعارها و رويدادهاي روزهاي منتهي به پيروزي انقلاب اسلامي کرد.

عليرضا قزوه در حاشيه مراسم تشييع زنده ياد سيد محمد گلابدره‌اي درباره اين نويسنده اظهار داشت: زنده‌ياد محمود گلابدره‌اي يک نويسنده صاحب نام در مملکت ما بود خودش از اصطلاح اينکه ما «جوجه‌هاي جلال» هستيم، استفاده مي‌کرد و ما بارها آن را شنيده بوديم.

اين شاعر در ادامه عنوان کرد: سال‌هاي 80 يا 81 که بنده در کانون‌هاي ادبي فرهنگسراها و شهرداري تهران مسئوليتي داشتم، ايشان هم به عنوان يک نويسنده در برخي از فرهنگسراها مي‌آمد و به بچه‌هاي جوان با علاقه داستان درس مي‌داد و در مجامع شرکت مي‌کرد.

قزوه تصريح کرد: زنده‌ياد گلابدره‌اي را انساني خاکي و خودماني و مردمي ديدم، از اين جهت که نحوه زندگي و سادگي و... همه باعث مي‌شد با توده‌ها و مردم مي‌جوشيد و دوست داشت شاگرد تربيت کند.

آثار سيد محمود گلابدره‌اي:

1- سگ کوره پز خانه _ اولين رمان کودک و نوجوان _ چاپ 1348 .

2- اباذر نجار _ مجموعه قصه _چاپ 1349 .

3- پر کاه _ رمان _ در يک سال به چاپ سوم رسيد _ چاپ 1350 .

4- شش داستان از نويسندگان جايزه لنين گرفته شوروي _ ترجمه _ چاپ 1353

5- باديه _ رمان _ چاپ 1356

6- لحظه‌هاي انقلاب _ رمان _ چاپ اول سروش _ 1358

7- سرنوشت بچه شمرون _ مجموعه داستان _ چاپ 1359

8- دال _ رمان _ چاپ 1361

9- اسماعيل اسماعيل _ اولين رمان جنگي _ کانون پرورش فکري _ چاپ 1361

10- حسين آهني _ قصه جنگي _ کانون _ چاپ 1362

11- صحراي سرد _ رمان _ چاپ 1362

12- چلچله ها _ رمان _ چاپ 1363

13- ابراهيم ابراهيم _ رمان جنگي _ چاپ 1364

14- پرستو _ رمان _ چاپ 1365

15- ده سال عمر آمريکا _ 24 جلد _ چاپ دو جلد از آن در سال 1380

16- مادر- چاپ 1381

17- آقا جلال _ رمان _ چاپ 1382

18- سنگ 3 مثقال _ قصه _ چاپ 1382

19- سفر به حجله گاه عشق _ سفرنامه _ چاپ20 _ 1383-منير ( زگيل ) _ رمان _ چاپ 1383

21-زن نويسنده و هاويه هوو _ 2 رمان _ چاپ 1383

22-حکومت نظامي- چاپ 1383

23-سفر به حجله گاه عشق- چاپ 1386

همچنين از گلابدره‌اي داستان‌هاي «جدال محمود با محمود»، «زن گم کرده همزاد»، «گلاي گيلاساي گُرزدره»، «امير بازي دراز» منتشر نشده است.

منابع:

1-همشهري آنلاين

2-خبرگزاري فارس

3-سايت مرکز اسناد انقلاب اسلامي و ...

 

 

سه‌شنبه 24 مرداد 1391 - 9:30


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری