يكشنبه 2 آذر 1393 - 5:30
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

نقد و تحليل

 

روابط عمومي اداره كل تبليغات اسلامي استان مازندران

 

دعا

 

 

مقدمه: انسان که کاملترين موجود هستي است داراي وجودي پيچيده و اسرار آميز مي باشد. زندگي اش سراسر شگفتي است او توانسته از بعضي حقايق هستي و اشياء پيرامون خود پرده بردارد و بسياري از نيروهاي عالم را در اختيار گيرد, همان کسي که تا اعماق دريا ها سفر کرده آسمان را تا ماه و مريخ شکافته در دل کوهها نفوذ کرده و بر فراز آنها اِبراز وجود نموده است . بسياري از موجودات عالم را مطيع خويش ساخته و از آنها بهره برده است. او در طول زندگي اش اختراعات و اکتشافات بسياري داشته و همواره در علوم مختلف اطلاعات زيادي به دست آورده است.

اما با همه اين اوصاف انسان به خوبي دريافته که همه آنچه تا کنون به آن رسيده بخش کوچک و ناچيزي از عالم هستي است و دست يابي به همه عالم هستي از عهده او خارج است .

او مي داند که قدرتي برتر از قدرت انسان بر گيتي حاکم است و چرخش افلاک نمي تواند برخاسته از قدرت مادي و بشري باشد چرا که اگر اين قدرت تنها براي لحظه اي از اداره عالم دست کشد هيچ قالبي بر قامت خود استوار نخواهد ماند.

اگر نازي کند آني                     فرو ريزند قالبها

آري انسان به خوبي درک کرده که نسبت به بسياري از مسائل پيرامون خود بي اطلاع است و حل بسياري از مشکلات زندگي اش از حيطة قدرت او خارج است لذا محتاج قدرتي ماواء قدرت انسان است تا بتواند نيازهاي زندگي اش را برطرف سازد.

پس انسان دريافته که ارتباط او محدود به امور و اشياي مادي پيرامونش نسيت بلکه با ماوراي اين امور هم ارتباط دارد ارتباط با موجودي غير مادي که منشاء همه کمالات هستي مي باشد. اعتقاد و ايمان به چنين موجودي در مکاتب مختلف پذيرفته شده است همان طور که درخواست از او در هر آئيني داراي آدابي خاص است.

يکي از راههاي برقراري ارتباط با اين موجود ماوراي طبيعي يعني خداوند متعال دعا مي باشد.

دعا يکي از مفاهيم ارزنده الهي ايست که در منابع ديني از ارزش والائي برخودار است و مفهوم آن هرگونه درخواست از خداوند متعال را شامل مي شود.

از جهت ديگر بايد گفت که خواسته هاي انسان محدود به مسئله اي خاص نبوده و همچنين هر نياز او بايد با شرايطي خاص و با حالتي ويژه و الفاظي نيکو بيان کرد.

قرآن کريم از آن جهت که در حد اعلاي فصاحت و بلاغت است و کلام حق بوده و در بالاترين مراتب کمال قرار دارد به خوبي به انسان مي آموزد که خواسته هاي خود را چگونه از حضرتش طلب نمايد توجه به اين مهم بود که ما را بر آن داشت تا با تحقيق در آيات قرآن کريم  دريابيم که اين کتاب شريف دربردارنده انواع دعاها با الفاظي نيکو و زيبا است و مي تواند راهنماي مناسب براي همه انسانها باشد.

به همين خاطر تلاش کرديم تا دعاهاي قرآني را استخراج نموده و با طرح عناويني مخصوص استفاده از اين دعاها را براي علاقمندان آسان تر سازيم باشد که مورد قبول حضرت حق قرار گيرد.

قبل از ورود به بحث و طرح عناوين آيات بايد به چند امر مقدماتي مثل : مفهوم دعا , ضرورت و اهميت دعا مفهوم استجابت و... اشاره کرد.

 

مفهوم دعا

دعا در لغت :

در لغت دعا در معاني مختلفي بر کار رفته است که عمده ترين آن چهار معناي باشد.

1ـ ندا مثل : دعا[1]الموذن الناس الي الصلاه يعني نادي الموذن الناس

2ـ  تسميه ( نام نهادن ) مثل : دعوت[2] الولد زيداً او بزيد يعني سمّاه بزيد

3ـ خواندن ( دعوت کردن ) مثل : دعا[3] فلاناً يعني طلبه ليأکل عنده 

4ـ سوال ( درخواست کردن) مثل: ادعو[4] دعاءً يعني ابتهلت اليه با لسوال 

بايد اشاره کرد معاني ديگر هم براي دعا ذکر شده که اولاً ضعيف هستند و قائل معروفي ندارد و ثانياً در همين چهار معنا      مي شود آنها را جاي داد.

نتيجه بحث : از مطالعه قول لغويّون بر مي آيد که معاتني سه گانه « ندا» « تسميه» « سؤال» به معناي خواندن باز مي گردد.[5]

 

استعمالات لفظ دعا در قرآن کريم

 عبادت: مهمترين دليلي که از قرآن کريم براي اين معاني ذکر کرده اند[6] آيه شريفه  «و قال ربکم ادعوني استجب لکم ان الذين يستکبرون عن عبادتي سيد خلون جهنم داخرين[7]» مي باشد. پروردگار شما گفته است : مرا بخوانيد تا دعاي شما را بپذيرم . کساني که از عبادت من تکبر مي ورزند بزودي با ذلت وارد دوزخ خواند.

 آيات ديگري هم براي اثبات اين معنا وجود دارد که برخي به آن اشاره کرده اند.[8]

سوال : برخي از علماء[9] براي اثبات اين معنا به آيه شريفه « وادعوا شهدائکم من دون الله[10]» ( براي اين کار ) فراخوانيد اگر راست مي گوييد ... و گواهان خود را ـ غير خدا ـ

همچنين علماي لغت به آيات ديگر هم استشهاد کرده اند.[11]

تسميه : آيه اي که براي اثبات اين معني به آن استناد شده ( قل ادعو الله او ادعوا الرحمن[12] ) مي باشد ( بگو الله را بخوانيد يا رحمان را) قائلين اين معنا با ادله ادبي بر اثبات اين معنا اصرار      مي ورزند.[13]

ندا : برخي از علماي لغت[14] آيه « مثل الذين کفروا کمثل الذي ينعق عالا يسمع الادعاءاً ونداءً[15] » را به اين معنا گرفته اند. مَثَل تو ( در دعوت) کافران بسان کسي است که (گوسفند و حيوان را براي نجات از چنگال خطر صدا مي زند ولي آنها چيزي جز سر و صدا نمي شنود ( و حقيقت و مفهوم گفتار او را درک نمي کنند.)

جعل : در آيه « أن دعوا للرّحمن ولداً[16] » از اين رو که براي خداوند رحمان فرزندي قائل شدند. دعو به معناي جعلوا مي باشد[17]

 

نتيجه بحث:

در قرآن جايي که نتوان لغتي را به معناي اصلي آن بازگرداند آن لغت را از معناي اصلي خارج مي کنند که در اصطلاح به اين کار وجوه و نظائرگفته مي شود اما در آيات مذکور که مورد استشهاد لغويّون قرار گرفته است مي شود معاني مختلف را به معناي عام ( خواندن و طلب رغبت ) رجوع داد لذا بهتر بود علماي لغت همين معنا را در استعمالات قرآن قبول مي کردند و از بقيّه معاني به عنوان مصاديق آن ياد مي کردند.

 

تعريف دعا در اصطلاح شرع

دعا در اصطلاح شرع معناي عامي دارد[18], دعا به ارتباط خاصي اطلاق مي گردد که بين خالق و مخلوق برقرار مي شود تا در پرتو آن بنده مولاي خويش را بخواند و در درگاه حضرتش اظهار عجز نمايد و اينکه خود را نيازمند و خالق هستي را بي نياز قلمداد کند.

 

دعا در اصطلاح عرف:

دعا را در معناي اخص آن که سؤال ( درخواست کردن و خواستن و) باشد به کار مي برد بنابراين دعا در ديدگاه عرف به هر نوع « درخواست » بنده از خداوند اطلاق مي گردد همانند تمامي درخواستها مادي و معنوي ما که در طول زندگي از خداوند متعال مي خواهيم.

 

حاجات خود را از چه کسي درخواست نمائيم؟

تمامي انسانها حتي کساني که منکر وجود خداوند متعال هستند هرگاه تمامي درها خود بسته و اميدشان از همه چيزو همه کس قطع گردد به خوبي درک مي کنند که تنها توجه به يک منبع مي تواند به آنها آرامش دهد و تنها يک نيرو مي تواند مشکلات آنان را حل کند و او کسي جز خداوند متعال.[19]

اما علت اين مطلب چيست و چرا در چنين مواقعي انسان متوجه وجود الهي مي گردد و تنها او را منجي خود داند؟

با مراجعه به آيات قرآن کريم و معارف اهل بيت عليهم السلام در خواهيم يافت که مهمترين دليل همان فطرت الهي و ملکوت است که خداوند در وجود انسان به وديعه نهاده است تا راه را براي او روشن سازد و او را به هدايت فراخواند تا اينکه بداند به درگاه چه کسي دست نياز بلند کند همان ندائي که همواره با انسان سخن گفته و مي گويد.

کيست که پنهان مرا در جان و تـن                    کـز زبـان من همي گويد سخن

 اين که گويد از لب من راز کيست؟                     بنـگر ايـن صاحـب آواز کيست؟

در ايـن سان خود نمائـي مي کند                              ادعـاي آشـنائــي مــي کــند

کيست اين گويا و شنوا در تنم؟                                     باورم يــارب نـيايد کــاين منـم!

متصل تـر با همه دوري به من                                     از نگه به چشم و از لب با سخن[20]

 

ويژگي ادعيه قرآني:

آنچه موجب گرديد که بحثي با عنوان دعاهاي قرآني طرح شود و دعاهاي قرآن کريم مورد توجه قرار گيرد اين بود که قرآن کريم کلام خداوند متعال و معجزه پيامبر خاتم (ص) بوده و تمامي کلمات و حروف آن مقدس اند تا جايي که نمي توان بدون وضو بر هيچ يک از حروف قرآني دست کشيد « يمسرّ الا المطهرون[21]» جز پاکان نمي توانند به آن دست زنند [= دست يابند].

از سوي ديگر خداوند متعال هر آنچه براي سعادت بشر لازم بوده در هدايت او تاثير داشته در قرآن کريم ذکر نموده و بيان داشته است « ولارطب و لايابس الا في کتاب مبين[22]» ونه هيچ تر و خشکي وجود دارد , جز اينکه در کتابي آشکار [= در کتاب علم خدا] ثبت است. « ان هذا القرآن يهدي للتي هي اقوم» اين قرآن به راهي که استوارترين راههاست هدايت   مي کند.

دعاي قرآني نيز بخشي از اين هدايت الهي است که بايد به آن توجه شود.

اما ويژگي ديگر که توجه ما را به دعا هاي قرآني بيش از پيش نمود و برانگيزه ما افزود اين بودکه هر يک از الفاظ و کلمات قرآن نيز خود داري نيروي خاصي است, مويّد ما بر اين سخن رواياتي است که در تأثير آيات قرآني براي امور مختلف ذکر شده است که به عنوان نمونه به يک مورد اشاره مي کنيم: 

مرحوم علامه طباطبائي در کتاب شريف الميزان روايتي را از کتاب « الدرر المنثور» نقل مي کند که عبدبن حميد از زيد بن اسلم روايت کرده که گفت : مردي يهودي رسول خدا (ص) را جادو کرد و در نتيجه آن حضرت بيمار شد , جبرئيل بر او نازل گشته و سوره معوذتين را آورد و گفت: مردي يهودي تو را سحر کرده و سحر مذکور در فلان چاه است . رسول خدا (ص) علي (ع) را فرستاد آن سحر را آوردند دستور داد گره هاي آن را باز نموده براي هر گره يک آيه بخواند , علي هرگِرِهي را باز مي کرد يک آيه را مي خواند به محضي که گره ها باز و اين سوره تمام شد رسول خدا (ص) برخاست گويا پاي بندي از پايش باز شده باشد.[23]

 

اهميت و ضرورت دعا:

با توجه به اينکه جايگاه دعا در شريعت و اديان مختلف داراي وسعت خاصي است و بخش عمده اي از سفارشات الهي و توصيه هاي پيامبران و اولياي او را به خود اختصاص داده است ما را به تفکر واداشت تا به طور خلاصه در ضمن دو سوال به اهميت و ضرورت دعا بپردازيم؛

 سوال اول : دعا در منابع ديني از چه جايگاهي برخوردار است؟

سوال دوم : چرا انسان بايد دعا کند در حالي که خداوند به همه خواسته هاي او علم دارد؟

در پاسخ به پرسش اول بايد گفت هر چند با وجود يک احساس دروني و فطري هر انساني اهميت دعارا در مي يابد لکن با بررسي آيات و رواياتي که از پيشوايان ديني نقل شده و توجه به سيره علمي آن بزرگواران بيشتر به اهميت اين موضوع پي خواهيم برد در نزد ايشان مسأله دعا آن قدر مهم و قابل توجه بوده که همواره به پيروان خود دستور مي دادند که حتي کمترين در خواست هاي خود را از خداوند متعال طلب نمايد و مي فرمودند هر کسي که از درگاه خداوند دوري جويد و حاجات خود را از خداوند نخواهد نيازمند و فقيري مي گردد.

امام صادق (ع) در اين باره مي فرمايد: « من لم يسأل الله عزوجلّ من فضله فقد افتقر[24]»

هرکس از فضل خداوند عزوجل درخواست نکند به تحقيق نيازمند و فقير مي گردد. اما در پاسخ به سوال دوم به حديثي ديگر از امام صادق اشاره مي کنيم , ايشان مي فرمايند:

« انّ الله عزوجلّ يعلم حاجتک و ما تريد ولکن يحب ان الله الحوائج[25]»

به راستي خداوند عزوجل حاجت تو را مي داند و آنچه را مي خواهي هم مي داند ولي دوست دارد هر حاجتي براي او شرح داده شود. با توجه به اين مطالب آنچه را که در زمينه اهميت و ضرورت دعا دريافته ايم به طور خلاصه بيان مي کنيم:

 1ـ توجه نکردن به خداي متعال در برآورده شدن خواسته ها و عدم درخواست از او نوعي رويگرداني محسوب مي شود خداوند متعال در اين باره مي فرمايد « ومن اعرض عن ذکري فان له معيشه صنکاً و نحشره يوم القيامه اعمي[26]» و هر کس از يادمن روي گردان شود زندگي ( سخت) و تنگي خواهد داشت و روز قيامت او را نابينا محشور مي کنيم.

2ـ خداوند انسان را به دعا کردن امر نموده است : « قال ربکم ادعوني استجب لکم إن الذين يستکبرون عن عبادتي سيد خلون جهنم داخرين[27]» پروردگار شما گفته است: «مرا بخوانيد تا دعاي شما را بپذيرم کساني که از عبادت من تکبر مي ورزند به زودي با ذلت وارد دوزخ مي شوند.»

3ـ روايات زيادي که اشاره به جايگاه والاي دعا و اهميت دعا را بيشتر آشکار مي سازد چنانکه  امام صادق (ع) مي فرمايد : « الدعا سلاح المومن , عمودالدين,  و نور السموات و الارض[28]» دعا سلاح مومن و ستون دين و نور آسمانها و زمين است همچنين حضرت علي (ع) در اين باره مي فرمايد:    « احب الاعمال الي الله عزوجل في الارض الدعاء[29]» از بهترين اعمال دوري زمين نزد خداوند متعال دعا مي باشد.

4ـ ائمه اطهار پيروان خود را امر به دعا فرموده و بيان داشته اند که اعطاي الهي وابسته به خواهش بندگان است « عن ابي عبدالله (ع) قال يا ميسر ادع و لا تقل ان الامر قد فرغ مند انّ عندالله عزوجل منزلة لاتنال الا بمسالة ولوان عبداً سدّ و لم يسأل لم يعط شيئاً فسئل تعط , يا ميسرانه ليس من باب يقرع الا يوشک ان يفتح لصاحبه[30]» از ميسر ابن عبدالعزيز منقول است که امام صادق (ع) به من فرمود: اي ميسر دعا کن و مگو که امر گذشته است راستي در نزد خداوند عزوجل مقامي است که جز با درخواست به آن نتوان رسيد اگر چنان که بنده اي دهان خود ببندد و درخواستي نکند چيزي به او داده نشود تو درخواست کن تا به تو بدهند. اي ميسر هيچ دري کوبيده نشود جز آنکه به روي کوبنده خود باز شود.

5ـ مطلب ديگري که به اهميت دعا اشاره دارد سخني از ابن سينا است که مي گويد « همان گونه که خداوند رحمت عام و خاص دارد که رحمت عامش شامل همه بندگان و رحمت خاصش مختص صالحان و با تقوايان است. نعمت هايش نيز عام و خاص است , بخشي شامل همه بندگان بوده و به آنها ارزاني مي شود هر چند مورد درخواست واقع نشد باشند . اما بخش ديگر نعمتهاي است که تنها به کساني داده مي شود که آن را درخواست کرده باشند و کليد دست يابي به آن نعمتهاي خاص, دعا و درخواست از خداوند است.[31]»

 

آثار و نتايج دعا:

 در اين بحث در مورد آثار و نتايج دعا سخن خواهيم گفت, لازم به تذکر است که آنچه در مورد اين موضوع بيان خواهيم کرد با توجه به مطالبي است که از قرآن کريم به دست آورده ايم اما مراجعه به روايات اهل بيت (ع) نيز ما را به آثار و نتايج بيشتري از دعا رهنمون خواهد ساخت که در اينجا به عنوان نمونه به يک روايت از وجود نازنين پيامبر اسلام (ص) اشاره مي کنيم:

قال النبي (ص): « ألا أدلکم علي سلاح ينجيکم من اعدائکم ويدارأرزقکم؟ قالو بلي قال تدعون ربکم بالليل و النهار فإنّ سلاح المؤمن الدعاء[32]» آيا شما را به سلاحي راهنمائي نکنم که شما را از دشمنان نجات بخشد و روزي شما را فراوان کند ؟ گفتند بله, فرمود: به درگاه پروردگارتان شب و روز دعا کنيد زيرا سلاح مومن دعا است.

قرآن کريم آثار زيادي را براي دعا بر شمارد که ما به برخي از آن آثار اشاره خواهيم کرد:

1ـ دعا وسيله رسيدن به مقام قرب الهي است؛ قرب الهي اصلي ترين نتيجه دعا مي باشد ؛ زيرا مقصود همه عبادات رسيدن به مقام قرب الهي است و دعا به عنوان افضل عبادات به دنبال برقراري ارتباط و اتصال با خداوند متعال است. قرآن کريم نيز مهمترين اثر دعا را براي بندگان رسيدن به هدايت و مقام قرب الهي مي داند ؛ چنانکه مي فرمايد:

« واذا سؤلک عبادي عنّي فإنّي قريب اجيب دعوه الداع إذا دعاه فليستجيوا لي وليؤمنوا بي لعلهم يرشدون[33]»و هنگامي که بندگان من از تو درباره من سؤال کنند , بگو : من نزديکم ؛ دعا کننده را به هنگامي که مرا مي خواند , پاسخ مي گويم پس بايد دعوت مرا بپذيرد و به من ايمان بياوريد تا راه يابند(و به مقصد برسند).

همچنين در آيه ديگري مي فرمايد:

« و من الأعراب من يومن بالله و اليوم الآخر و يتخذ ما ينفق قربات عندالله و صلوات الرسول ألا إنها قريه لهم سيدخلهم الله في رحمته ان الله عفور رحيم[34]» گروهي ( ديگر ) از اعراب هاي باديه نشين به خدا و روز رستاخيز ايمان دارند؛ و آنچه را انفاق مي کنند , مايه تقرب خدا و دعاي پيامبر مي دانند ؛ آگاه باشيد اين ها مايه تقرب آنهاست. خداوند به زودي آنان را در رحمت خود وارد خواهد ساخت؛ به يقين , خداوند آمرزنده و مهربان است.

2ـ دعا راه جلب توجه خداوند به سوي بندگان خويش است ؛ خداوند متعال در قرآن مي فرمايد:

 « قل ما يعبوا بکم ربّي لولا دعائکم[35]» بگو : پروردگارم براي شما ارجي قائل نيست اگر دعاي شما نباشد.

همچنين در جاي ديگر مي فرمايد :

« فاذکروني اذکرکم[36]» سپس به ياد من باشيد تا به ياد شما باشم.

3ـ دعا وسيله کسب سعادت دنيوي و اخروي است؛ خداوند در قرآن مي فرمايد:

« وما کان قولهم الّا أن قالوا ربنا اغفرلنا ذنوبنا و إسرفنا في أقدامنا و انصدنا علي القوم الکافرين *  نآتاهم الله ثواب الدنيا و حسن ثواب تاآخره و الله يحّب المحسنين[37]» ؛ سخنشان تنها اين بود که : پروردگارا! گناهان ما را ببخش ؛ و از تند رويهاي ما در کارها , چشم پوشي کن . قدم هاي ما استوار بدار؛ و ما را بر جمعيت کافران پيروز گردان». از اين رو خداوند پاداش اين جهان و پاداش نيک آن جهان را به آنها داد؛ و خداوند نيکوکاران را دوست مي دارد.

4ـ دعا وسيله پذيرش توبه و استغفار بندگان است ؛ قرآن کريم مي فرمايد:

« ولو أنهم إذظلموا أنفسهم جاءوک فاستغفروالله و استغفرلهم الرسول لوجدوا الله توابا رحيماً»؛ و اگر مخالفان , هنگامي که به خود ستم مي کردند ( او فرمانهاي خدا را زير پا مي گذارد), به نزد تو مي آمدند , و از خدا طلب آمرزش مي کردند , و پيامبر هم براي آن ها استفاده مي کرد, خدا را توبه پذير و مهربان مي يافتند.

  

آداب دعا:

خداوند متعال به همه نيازهاي موجودات عالم آگاه بوده و تنها او قادر است که درخواست هاي آنان را به اجابت رساند اما اين سخن با اين معنا نيست که خداوند آگاه و قادر است پس ديگر ضرورتي براي بيان حاجات نيست زيرا مهربان از بندگان خواسته که نيازهاي خود را با سوز دل و اشک چشم و حرکت زبان و سودن پيشاني به خاک در درگاهش ابراز کنند چرا که عاشق اين حال بندگان است. امام صادق (ع) دعا را حفظ کن و دقت کن چه کسي را صدا مي کني و چگونه و براي چه صدا مي زني.[38] از اين رو در اين بخش به بيان مواردي از آداب دعا مي پردازيم؛

 

حالت دعا:

 الف) حالات ظاهر :

خوردن غذاي حلال: از وجود گرامي پيامبر اسلام روايت شده است که :

« هر کسي دوست دارد دعايش مستجاب گردد کسب و شکم خود را از حرام پاک کند.[39]»

و در جاي ديگر فرمودند : « هر کس که يک لقمه حرام بخورد تا چهل روز نمازش مقبول نيست و دعايش مستجاب نمي گردد.[40]»

 2ـ رو وبه قبله بودن: جابر بن عبدالله انصاري مي گويد « رسول خدا (ص) در عرفه مي آمد و رو به قبله مي ايستاد و دعا مي کرد تا خورشيد غروب کند[41]»

 3ـ ستايش خداوند و پيامبر و خاندانش (ع): از ديگر حالاتي که جا دارد انسان هنگام طلب حاجت خود آن را مورد توجه قرار دهد ستايش خداوند متعال و ذکر اسماء الهي است زيرا خداوند فرمود: « ولله الاسماء الحسني نادعوه بها» و براي خدا, نام هاي نيک است ؛ خدا را به آن ( نام ها) بخوانيد.

در اين باره امام صادق (ع) مي فرمايد: « هر گاه يکي از شما دنيا و آخرت را از خداوند طلب  مي کنيد ابتدا به ستايش خدايند و صلوات بر پيامبر مبادرت ورزيد و سپس از آن حاجات را طلب نماييد.[42]»

و باز فرمودند: « مردي وارد مسجد شد و دو رکعت نماز خواند و از خدا عزو جل درخواست کرد رسول خدا (ص) فرمود اين بنده نسبت به درخواست از پروردگارش شتاب کرد مرد ديگري آمد دو رکعت نماز خواند و سپس بر خداي عزوجّل ثنا کرد و او را ستايش نمود و بر پيامبر و آل او درود فرستاد , پس رسول خدا (ص) فرمود : اکنون درخواست کن که آنچه بخواهي به تو داده مي شود[43]

 4ـ آهسته دعا کردن : درهنگام دعا فرياد زدن و صدا را بلند کردن ضرورتي ندارد چنانکه نبايد سکوت نمود و تنها خواسته خود را از ذهن گذراند , بلکه شايسته است که دعا را آهسته بخواند چنانکه قرآن کريم مي فرمايد « واذکر ربک في نفسک تضرّعاً و حنيفه و دون الجهر من القول بالعذو والاصال[44]» پروردگارت را در دل خود از روي تضرع و خوف آهسته و آرام , صبحگاهان و شامگاهان , ياد کن.

 5ـ دعا پنهاني: اين مطلب نيز قابل توجه است که انسان بايد دعاي خود را در پنهان گفته و در خلوت خويش بت معبودش مناجات کند , زيرا دعاي پنهاني به خلوص نزديکتر بوده و هر چه عمل انسان خالصتر باشد ارزشمندتر است در اين مورد امام صادق (ع) مي فرمايد : « يک دعاي عبد در پنهاني مساوي هفتاد دعاي آشکار است.[45]»

 6ـ اصرار بر دعا : يکي ديگر از حالات ظاهري دعا اصرار بر آن است که در تعاليم ديني بر اهميت آن تاکيد شده است از بررسي سخنان ائمه اطهار مي توان دريافت که مردم در طلب حاجات خود نبايد به يکديگر اصرار کنند اما اصرار در طلب حاجات از خداوند متعال مطلوب بوده به آن سفارش شده است چنانکه امام صادق (ع) مي فرمايند:

 « خداوند دوست ندارد مردم در انجام حاجات به يکديگر اصرار کنند ولي اين اصرار را براي خود دوست دارد و مي خواهد که از او بخواهند و آنچه نزد اوست از او خواهش کنند.[46]»

امام باقر (ع) در کلام زيبا مي فرمايند: « به خدا سوگند هيچ بنده اي به درگاه خداوند عزوجّل اصرار نورزد جز اينکه خداوند دعايش را مستجاب فرمايد[47]

اين معنا از امام سجاد (ع) نيز نقل شده است که « اصرار به درخواست از خداي متعال مستحب و پسنديده است چنانکه اصرار بر درخواست از مردم مکروه و ناپسند است[48] »

 7ـ  قبل از نياز دعا کنيم: شايسته است که انسان نيازمند به منشأ رفع حوائج خود توجه داشته باشد و تنها هنگام گرفتاي روبه درگاه او نياورد بلکه هميشه و همه حال خواهش هاي خود را در درگاه حضرتش عرضه داشته و قبل از اينکه احساس گرفتاري نمايد از خداوند طلب رفع بلا کند و قبل از وقوع حاجت از او طلب خير نمايد.

امام صادق (ع) مي فرمايد « هر کس مي ترسد بلائي به او برسد , قبل از رسيدن بلا براي برطرف شدن آن دعا کند خداوند آن بلا را بر او نرساند.[49]»

و نير فرمود:« هرکس دوست دارد در حال سختي دعايش به اجابت برسد در حال آسايش بسيار دعا کند.[50]»

در اين باره رسول خدا به ابوذر فرمود :« اي اباذر مي خواهي کلماتي به تو بياموزم که خداي عزوجّل به وسيله آنها به تو سود رساند ابوذر مي گويد: گفتيم بله يا رسول الله فرموده: خدا را پاس دار تا خدا تو را پاس دارد خدا را در نظر گير تا همه جا او را پيش رويت بيني در حال رفاه و خوشي به ياد او باش تا در حال شدت به ياد تو باشد.[51]»

 8ـ دسته جمعي دعا کردن: يکي ديگر از حالاتي که حائز اهميت فراواني است دسته جمعي دعا کردن مي باشد در روايتي از امام صادق (ع) آمده است : « هرگاه گروهي چهل نفره اجتماع کنند و در مسئله اي خداوند دعايشان را مستجاب کند و اگر چهل نفر نبودند پس چهار نفر ده مرتبه درخواست کنند حتماً درخواستشان مستجاب مي شود و اگر چهار نفر نبودند پس يک نفر چهل بار خواسته خود را تکرار کند پس خداوند عزيز خواسته او را اجابت مي کند.[52]»

 ب) حالات باطني

1. حضور قلب و توجه : علاوه بر بيان دعا و بر زبان آوردن آن توجه و حضور قلب نيز لازم است چنانکه امام صادق (ع) مي فرمايد:

خداوند متعال دعائي را که از قلب بي توجه بر خواسته باشد به اجابت نمي رساند پس اگر دست به دعا برداشتي ابتدا از قلب خود بگذران و سپس متوجه باش و يقين به اجابت داشته باش[53]»

 همچنين از وجود مقدس امام معصوم (ع) روايت شده که خداوند دعايي را که از قلب غافل برمي خيزد مستجاب نمي کند[54]»

 از اين نکته نبايد غفلت نمود که حضور قلب و توجه زماني حاصل مي شود که دعا کننده خداوند را شناخته و علم و قدرت او را به خواسته هاي خود باور داشته باشد.

 1ـ تضرع و خشوع: از ديگر حالات باطني دعا تضرع و خشيت است که قرآن کريم نيز به آن اشاره دارد و مي فرمايد:

« واذکر ربک في نفسک تضّرعاً و حنيفه ودون الجهر من القول ...[55]» پروردگارت را در دل خود از روي تضرع و خوف , آهسته و آرام ,... ياد کن.

 در روايات نيز اين مطلب به چشم مي خورد که خداوند متعال خطاب به موسي (ع) مي فرمايد: « اي موسي هرگاه مرا مي خواني با ترس و سوز و گداز بخوان[56]»

 2ـ اخلاص: از ديگر حالات دعا اخلاص است که طلب کننده بايد هنگام بيان حاجت و دعاي خود آن را مورد توجه قرار دهد در اين مورد قرآن کريم مي فرمايد:« فادعو الله مخلصين له الدين[57] » ؛ (تنها ) خدا را بخوانيد و دين خود را براي او خالص کنيد و در روايتي از امام رضا (ع) آمده که « خوشا به حال کسي که عبادت و دعاي خود را براي خداوند خالص کند و قلبش را به آنچه چشمانش مي بيند مشغول نکند...[58]»

 3ـ يقين به اجابت : پس از اينکه انسان در درگاه خداوند بي نياز حاجت خود را بيان نمود بايد يقين داشته باشد که دعاي او بدون ترديد مستجاب خواهد شد در تفسير عياشي ذيل آيه شريفه «فليستجيبوا لي وليؤمنوابي» از امام صادق (ع) نقل شده که در اين مورد مي فرمايد :« هرگاه دعا مي کني بايد چنان تصور کني که حاجات تو مقابل در ايستاده و داخل مي شود.[59]»

مرحوم علامه طباطبايي در اين مورد مي نويسد« علم و اينان به خدا ما را ودار مي کند تا معتقد شويم که آنچه محال ذاتي نيست وعادت آن محال نمي داند دعا در مورد آن مستجاب است[60]»

 5 . جمع نگري در دعا: امام صادق (ع) در اين باره مي فرمايد:« هرگاه يکي از شما خواست دعا کند دعايش را تعميم دهد و قبل از اينکه براي خود دعا کند براي چهل نفر از برادرانش دعا کند چون دعايش براي آنها و خودش مستجاب مي شود[61]»

 ج) زمان دعا :

توجه به وقت و زمان هائي که نزد خداوند متعال مطلوب بيشتري دارد نيز از ديگر آداب دعا است که بايد لبه آن توجه نمود و ما در اين جا به ذکر چند مورد از آن خواهيم پرداخت.

 1ـ  سحر و سپيده دم:

دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند                   ون در آن ظلمت شب آب حياتم دادند[62]

خداوند متعال در اين باره مي فرمايند « من الليل فسبحه وادبار النجوم[63]» ( همچنين ) به هنگام شب او را تسبيح کن و به هنگام پشت کردن ستارگان ( و طلوع صبح ).

 امام باقر (ع) نيز در اين باره مي فرمايد : « خداي عزوجّل از ميان بندگان مؤمنش آن بنده اي را دوست دارد که بسيار دعا کند پس دعا کنيد به هنگام سحر تا طلوع آفتاب[64]»

همچنين پيامبر گرامي اسلام فرمودند:« بهترين وقت براي دعا کردن به درگاه الهي سحرها است.[65]»

و اين آيه هم به زبان دعا اشاره دارد « هنگامي که فرزندان يعقوب(ع) دعا را تا سحر به تأخير انداخت.[66]»

 2ـ  شب جمعه : در روايت آمده که پروردگار عالم در هر شب جمعه از اول شب تا طلوع فجر نداي مي دهد که  « آيا بندة مؤمني نيست که مرا در اين وقت بخواند و حاجتي دنيوي يا اخروي از من بخواهد تا من حاجت او را برآورم و خواسته او را اجابت کنم آيا

بنده مومني نيست که معاش او تنگ باشد و از من وسعت معاش را بخواهد تا من او را اجابت کنم و يا محبوس باشد تا او را خلاصي دهم و يا ظلم کسي را با او رسيده را از ظلم نجات دهم[67]»

 3ـ  مناسک حج:  قرآن کريم در اين باره مي فرمايد «فاذا قضيتم مناسککم فاذکروالله کذکرکم آبائکم اوشدّ ذکراً[68]» و هنگامي که مناسک حج خود را انجام داديد , خدا را ياد کنيد, همانند يادآوري از پدرانتان ( آن گونه که رسم آن زمان بود) بلکه از آن هم بيشتر.

 4ـ هنگام قرائت قرآن: امام علي (ع) مي فرمايد: « در چهار مورد دعا غنيمت بدانند که يکي از آنها هنگام تلاوت قرآن است[69]

 5ـ  روز عرفه : محمد بن مسلم از معصوم نقل مي کند که فرمودند: « از امام (ع) در مورد روز عرفه سوال شد امام (ع) فرمود: اين روز را من روزه مي گيرم , اين روز, روز دعا و درخواست است.[70] »

 6ـ  ماه مبارک رمضان :  حضرت امام رضا از پدران خود از حضرت رسول (ص) نقل کرده فرمودند: اي مردم به درستي که ماه خدا بر شما رو کرده روزهايش بهترين روزها و شبهايش بهترين شبها است , خواب شما ثواب عبادت دارد عملهاي شما در آن مقبول است و دعاهاي شما در آن مستجاب پس درخواست کنيد از پروردگار خود به نيّت هاي درست...[71].

 7ـ  شب هاي قدر:  در روايتي طولاني از معصوم آمده که « ... مستحب است در شبهاي قدر به نماز و دعا و تضرع مشغول باشيد چون خداوند دوست دارد که بنده اش را در اين شب در اين حالات ببيند...»[72]

در اين اوقات ديگري نيز مورد توجه اند که از آن جمله به غروب خورشيد , هنگام اذان روز جمعه , زمان نزول باران بعد از هر نماز و ... مي توان اشاره کرد.

 

چ) مکان دعا :

يکي ديگر از آداب دعا توجه به آن داراي اهميت فراواني است مکان دعا مي باشد زيرا برخي از مکان ها از جايگاه ويژه اي برخوردارند و قداست خاصي به آنها داده شده است که به چند مورد اشاره مي کنيم:

 1ـ  بيت الله الحرام :

يکي از مکانهائي که از ابتداي خلقت انسان تا امروز مورد توجه بوده و از قداست والائي برخوردار بوده کعبه است چنانچه خداوند « ان اول بيت وضع للناس ببکه مبارکا»

 از آنجائي که اين مکان خانة خدا ناميده مي شود مرکز توجهات الهي است و مکان خاص براي عبادت و دعا به شمار مي رود به طوري که هيچ توبه و استغفاري در آن آستان شريف بدون اجابت   نمي ماند.

البته در روايات به بخشهائي خاص همانند مقام ابراهيم و ناودان طلا توجه بيشتري شده و دعا درآن را مستجاب دانسته اند.

2ـ  سرزمين عرفات:

سرزمين عرفات از جمله مکانهاي ارزشمند و مورد توجه است « خداوند نداي مي دهد ملائکه ببينيد بندگان مرا از طرف عالم سر برهنه و خاک آلود براي بندگان و اطاعت من به اين مکان آمده اند  (سرزمين عرفات) آيا مي دانيد که ايشان چه مي خواهند؟ ملائکه مي گويند اينان فقط رحمت و آمرزش تو را خواهند خداوند مي فرمايد شما شاهد باشيد که من ايشان را آمرزيدم و از تقصيراتشان گذشتم[73]»

3ـ  مساجد:

 مساجد نيز از مکانهاي مورد توجه اند چنانکه در عدة الدعي آمده است که « خداوند فرمود آگاه باشيد خانه هايم در زمين مساجداند , خوشا به حال بنده اي که خانه خويش خود را پاکيزه و مطهر سازد و سپس در خانه ام ( مساجد ) زيارتم کند »  لازم به ذکر است که برخي از مساجد همچون مسجد النبي(ص) , مسجد کوفه مسجد سهله, مسجد جمکران از فضليت ويژه اي برخوردارند.

 4ـ  اماکن شريفه و متبرکه:

اين اماکن نيز داراي ارزش ويژه اي هستند حرم ائمه اطهار حرم امام زادگان قبور علماء , همه و همه مکانهائي هستند که خداوند توجه خاصي به آنها دارد اما در بين حرمهاي اين بزرگواران حرم امام حسين جايگاه ويژه و فوق العاده اي دارد به طوري که فرموده اند: « هر کس زير قبر آن حضرت دعا کند مستجاب است.»

 

استجابت:

ــ مفهوم استجابت:

استجابت که مصدر باب استفعال و از ماده « جوب» مي باشد به معني قبول کردن , پذيرفتن و حصول مراد درخواست کننده است « جواب نيز که از همين ريشه مي باشد به معني پاسخ دادن در برابر سوال و کلام است.

 ــ وعده استجابت:

يکي از وعده هاي که خداوند متعال به انسان داده اين است که دعاي او را اجابت نمايد و فرموده است :

« واذاسألک عبادي عني فاني قريب اجيب دعوة الداع اذا دعان[74]... » و هنگامي که بندگان من, از تو درباره من سؤال کنند (بگو) من نزديکم؛ دعاي دعا کننده را به هنگام که مرا مي خواند پاسخ     مي گويم.

با توجه به کلمه « عبادي » و « الداع » مي توان دريافت که مخاطب اين آيه همه بندگان خداوند مي باشد و وعده استجابت شامل همه بندگان دعا کننده مي شود.[75]

مرحوم علامه طباطبائي در الميزان مي فرمايد : « اجابت دعا به جمله « اذا دعان» مقيد شده است يعني در صورتي که مرا بخوانيد دعا به اجابت خواهد رسيد . نظير آيه « ادعوني استجب لکم» مرا بخوانيد تا ( دعاي ) شما را بپذيرم .

بنابراين شرط اجابت دعاي بندگان دو چيز است: اول اينکه درخواست آنها حقيقتي و واقعي باشد, ديگر اينکه فقط از خداي بي نياز و بخشنده بخواهد[76].

با توجه به مطالبي که ذکر شد بر اينکه در اجابت دعا تفاوتي بين بندة مؤمن و غير مؤمن نيست اين پرسش به ذهن مي رسد که چه تفاوتي ميان دعاي مومنين و کافر است؟

در پاسخ به اين سوال بايد گفت: دعا زمينه رشد انسان به کمال و رسيدن به مقام قرب الهي را فراهم مي سازد اما زماني انسان به اين مقام مي شود که ايمان به پروردگار يکتا بياورد « واذاسألک عبادي فاني قريب اجيب دعوة الداع اذا دعان فليستجيبوا و ليومنوا بي لعلّهم يرشدون»؛ و هنگامي که بندگان من از تو درباره من سؤال کنند , بگو : من نزديکم دعاي دعا کننده را به هنگامي که مرا  مي خواند, پاسخ مي گويم . پس بايد دعوت مرا بپذيرند و به من ايمان بياورند بنابراين دعاي بندة مومن مي تواند او را به اين مقام برساند در صورتي که دعاي غير مومن هيچ گاه براي او قرب و منزلتي در نزد پروردگار به همراه ندارد و مانع گمراهي نمي شود, به همين خاطر کافران بعد از اينکه دعايشان در نزد پروردگار مستجاب مي شود واز بلاها خلاصي مي يابند دوباره به شرک خود روي مي آورند و خدا را فراموش مي کنند . « واذا مس الناس ضر دعوا ربهم منيبيت اليه ثم اذا اذاقهم منه رحمة اذا فريق منهم بر بهم يرشرکون ليکفروا بماء ايتناهم فتمتعوا فسوف تعملون[77] » هنگامي که رنج و زياني به مردم برسد , پروردگار خود را مي خوانند و تو به گناه به سوي او باز مي کردند اما همين که رحمتي از خودش به آنان بچشاند به ناگاه گروهي از آنان نسبت به پروردگارشان مشرک مي شود ( بگذار) تا نعمتهايي را که به آنها داده ايم کفران کنند او را از نعمت هاي زود گذر دنيا هر چه مي توانيد بهره بگيريد اما به زودي خواهيد دانست ( که نتيجه کفران و کامجويي هاي بي حساب شما چه بوده است.

 « قل من نيجيکم من ظلمات البّر و البحر تدعونه تضرعا و خيفه لئن انجينا من هذه لنکونّن من الشاکرين قل الله ينجيکم منها و من کل کرب ثم انتم تشرکون.[78]» بگو : چه کسي شما را از تاريکي هاي خشکي و دريا هايي مي بخشد در حالي که او را باحالت تضرع (و آشکار) و در پنهاني(و مي گوييد:) اگر از اين ( خطرات و ظلمت ها ) ما را رهايي بخشد از شکر گزاران خواهيم بود بگو خداوند شما را از اين ها و از هر مشکل و ناراحتي نجات مي دهد ؛ باز هم شما براي او شريک قرار مي دهيد( و راه کفر مي پوييد)

 

موانع استجابت:

در بحث گذشته گفتيم که خداوند دعاي بندگان را بدون هيچ قيد و شرطي اجابت مي کند و  دعا ي هر دعا کننده اي برآورده خواهد شد ؛ فقط کافي است که واقعاً بخواهد و فقط از خداوند بي نياز توانا درخواست کند , که در اينصورت حتماً مستجاب خواهد بود با اين حال مي بينيم که بعضي از دعاها به استجابت نمي رسد . اين عدم استجابت به خاطر وجود موانعي است که در اين بخش با بررسي آيات قرآن کريم به برخي از آنها خواهيم پرداخت:

 1ـ عدم استجابت به خاطر ممکن نبودن مورد دعا :

درخواست چيزي که تحقق آن محال است به حابت نخواهد رسيد « ولمّا جاء موسي لميقاتنا و کلمة ربه قال رب ارني انظر اليک قال لن ترابي[79]» و هنگامي که موسي به ميعادگاه ما آمد و پروردگارش با او سخن گفت عرض کرد : پروردگارا خودت را به من نشان ده تا تو را ببينم . گفت هرگز مرا نخواهي ديد.

حضرت موسي (ع) از خداوند چيزي خواسته « ديدن خداوند با چشم » که امکان تحقق ندارد لذا خداوند در پاسخ مي فرمايد « لن ترابي » هرگز مرا با چشم نخواهي ديد.

 2ـ عدم استجابت به خاطر نبودن زمينه:

گفتيم که شرط اجابت دعا حقيقتاً خواستن است و لازمة خواستن واقعي و حقيقتي اين است که انسان با حرکت و سعي و تلاش خود زمينه استجابت دعا را فراهم کرد کسي که فقط دعا کند و هيچ حرکتي نمي کند حقيقتاً نخواسته است کسي که واقعاً خدا را مي خواند نبايد در گوشه اي بنشيند و منتظر نصرت و ياري خداوند باشد . « ان الله لا يغيّر ما بقوم حتي يغيّروا ما باقسهم[80] »خداوند سرنوشت هيچ قوم ( و ملتي ) را تغيير نمي دهد مگر آنکه آنان آنچه را درخودشان تغيير دهند.

 3ـ عدم استجابت بخاطر عجولانه و نا اگاهانه بودن درخواست:                                                                                 

 همانطور که قبلاً گفتيم دعا بعنوان مسيري براي رشد و تکامل بشر مي باشد و انسان به وسيلة دعا مرحله اي از مراحل قرب الهي را طي مي کند , اما انسان که موجودي عجولانه است گاهي از روي ناداني و شتابزدگي درخواستي مي نمايد که نه تنها خيري برايش ندارد بلکه ندانسته بدي و شر را طلب مي نمايد « ويدع الانسان بالشرّ دعاءه بالخير و کان الانسان عجولاً[81]» انسان ( بر اثر شتابزدگي )     بدي ها را طلب مي کند آن گونه که نيکي ها را مي طلبد و انسان هميشه عجول بوده است.

لذا عدم استجابت بر مي خواسته ها و مطالب دنيوي ما که حتي بر آن اصر داريم و از برآورده نشدنش دل سرد مي شويم, بخاطر خير خواهي و لطف پروردگار است, چرا که او خير و مصلحت بندگان را بهتر از خودشان مي داند و شر را براي بندگانش نمي خواهد و چه بسا بدآورده شدنشان نه تنها ما را به قرب الهي نرساند بلکه موجب دوري انسان از خداوند شود وقتي خسارتهاي مادي و جاني به همرا داشته باشد.

 4ـ عدم استجابت و هنگام گرفتار شدن به عذاب الهي:

دعا و استغفار هنگام گرفتار به عذاب خداوند چه در دنيا و چه در آخرت مورد قبول واقع نخواهد شد. مشرکين به هنگام مرگ وقتي همه آمال و آرزوهاي خود را بر باد رفته مي بينند و چشم حق بينشان باز مي شود و وعدة الهي را نزديک مي بينند و سرنوشتي که انتظار شان را مي کشيده با چشم يقين مي بينند دست به دعا بلند مي کنند همچنين بعد از گرفتاري به عذاب اخروي از کردار گذشته خود پشيمان شده و تنها راه رهائي از عذاب سخت جهنم را درخواست مهلت و بازگشت به دنيا مي يابند دعا مي کنند ولي هرگز دعايشان مستجاب نمي شود و امکان بازگشتي نخواهد داشت چرا که در دنيا پيامبران بشير و نذير حجت را بر همه تمام کرده اند و ديگر راه فراري نمانده است:

« حتي اذا جاء احدهم الموت قال رب ارجعو لعلّي اعمل صالحاً فيما ترکت کلّا انها کلمة هو قاءلها[82]» ( آنها همچنان به راه غلط خود ادامه مي دهند ) تا زماني که مرگ يکي از آنان فرا رسد  مي گويد» پروردگار من , مرا بازگردانيد ؛ شايد در آنچه ترک کردم ( و کوتاهي نمودم ) عمل صالحي انجام دهم ( ولي به او مي گويند: ) چنين نيست اين سختي است  که او به زبان مي گويد ( و اگر بازگردد کاش همچون گذشته است).

« ربنا اخرجنا منها فان عدنا فانا ظالمون , قال احسئوا فيها و لاتکلّمون[83] »؛ پروردگارا ما را از اين (دوزخ) بيرون آر, اگر بار ديگر تکرار کرديم قطعاً ستمگريم ( و مستحق عذاب ). ( خداوند ) مي گويد: دور شويد در دوزخ و با من سخن بگوييد!

 5ـ عدم استجابت دعاي مومنين براي مشرکين:

استغفار براي مشرکين هيچ گاه پذيرفته نخواهد شد , حتي اگر از طرف برترين خداوند درخواست شده باشد همانطور که استغفار ابراهيم (ع) براي عمويش آزر پذيرفته نشد[84].

 بطور کلي استغفار براي مشرکين امري مزموم و از آن تهي شده است « ما کان للنبي و الذين آمنو ان يستغفروا للمشرکين ولو کانوا اولي قربي من بعد ما تبيّن لهم انهم اصحاب الجحيم[85]» ؛ براي پيامبر و مؤمنان شايسته نبود که براي مشرکان ( از خداوند ) طلب آمرزش کنند هر چند از نزديکان شان باشند؛ ( آن هم ) پس از آنکه بر آنها روشن شد که اين گروه اهل دوزخند.

البته استغفار حضرت ابراهيم (ع) براي عمويش بخاطر وعده اي که او آزر داده بود و   نمي دانست که عمويش دشمن الهي است و زماني که متوجه اين مسأله شد از او دوري جست[86]»

 

انواع استجابت:

عده اي بعد از اينکه شرايط و آداب دعا را رعايت کردند اين پرسش برايشان مطرح مي شود که چرا دعايشان مستجاب نشد در صورتي که هيچ مانعي هم از استجابت وجود نداشت؟ در پاسخ به اين پرسش بايد بيان داشت که استجابت داراي انواع مختلفي است که با تحقيق در آيات به بعضي از آن اشاره مي کنيم.

گاهي اوقات خداوند استجابت را به تأخير مي اندازد تا زماني ديگر که ارزش بالاتري برخوردار است به آن اجابت گويد همانطور که امام صادق (ع) مي فرمايد : همانا مؤمن دعا مي کند ولي اجابتش تا روز جمعه به تأخير مي افتد[87].» و يا در موارد استجابت به تأخير مي افتد تا براي سوال کننده بزرگتر و بخشش آن براي آرزومند بيشتر باشد چنانچه در سخنان امام علي(ع) چنين مطلبي به چشم مي خورد[88].

در مواردي ديگر هم خواسته بنده اجابت نمي شود تا خداوند بيشتر از آنچه بنده خواسته از فضلش به او عطا کند « و يزيد من فضله»

بنابراين با تأمل بيشتر نسبت به خواسته هاي خود درمي يابيم که امکان دارد خواسته مشروع , به يکي از روشهاي بالا اجابت شود و هميشه عين آنچه خواسته شده استجابت دعا محسوب نمي شود.

 

 


1. قيومي مصباح الميز ذيل ماده دعو/ خليل بن احمد در العين / راغب در مفرات / سعيد شرتوني ذر اقرب موارد / ذيل ماده دعو  

2. راغب ؛ مفردات / قيومي , مصباح الميزان / شرتوفي اقرب الموارد / ذيل ماده دعو

3. خليل بن احمر العين/ جوهر , مصاح اللغه / ابن فارس , مقاييس الغه / حسن مصطنوي , التحقيق ذيل ماده دعو

4ـ راغب , مفردات / فيومي مصباح الميز / ذيل ماده دعو

5. حسن مصطفوي ؛ التحقيف ذيل ماده دعو / علامه طباطبائي تفسير الميزان ذيل آيه 25 يونس

6. الميزان ذيل آ؟يه 25 سوره يونس

7. غافر (40) : 60

8. لسان العرب« ان الذين تدعون من دون الله عباد امثالکم» اعراف (7) 194؛ مجمع البحرين « لولا دعائکم فقد کذبتم » فرقان (25) :77 « ودعواهم فيها سبانک اللهم » يونس ( 10 ) : 10.

9. مجمع البحرين ذيل ماده دعو.

10. بقره (2) : 23.

11. راغب در مفردات « قالوا ادع لنا ربّک» سوره بقره آيه 68 ؛ همچنين قيومي در مصباح الميزان.

12. اسراء (17) : 110.

13. مجمع البحرين ذيل مادّه دعو

14. راغب در مفردات ذيل ماده دعو.

15. بقره (2) : 17.

16. مريم (19) : 91

17. مجمع البحرين ذيل ماده دعو.

18. تفسير الميزان ذيل آيه 25 يونس؛  آيت الله دشتي در کتاب معارف و معاريف ذيل کلمه دعا؛ لسان العرب اين معنا را به ابواسحاق نسبت مي دهد نقل کلام در تفسير الميزان : براي صاحب تفسير المنار مشبه شده که عبادات شرعي دعا نيستند لذا مي فرمايد« نماز و روزه در اصطلاح شرعي دعا نيست» اما منشا اشتباهخ ايشان اين است که گمان کرده دعا به معناي فرياد زدن براي در خواست است( نداءً للطلب» و از معناي شرعي دعا غافل شده است . امات با اين توضيح مشخص شد که عبارتي همچون نماز روزه در اصطلاح شرعي دعا  محسوب مي شود.

19. سوره لقمان(31) :آيه  32.

20.  گنجينه اسرار , صفحه  15

21.  سوره واقعه(56): آيه 79.

22. سوره انعام (6) آيه  59.

23. ترجمه الميزان جلد  20 , صفحه  682. جواب علامه به يک اشکال به اين دسته از روايات اشکال شده است که اين روايات با مصونيت پيامبر (ص) از تأثير سحر سازگاري ندارد لکن اين اشکال وارد نيست زيرا منظور مشرکين از محور خواندن پيامبر (ص) اين بوده که آن جناب بي عقل و ديوانه است اما تأثير سحر به اين معنا که مرضي در بدو آن جناب پديد آيد و يا اثر ديگري نظير آن را در پي داشته باشد مورد نفي روايات و آيات نيست و دليلي بر مصونيت آن حضرت از چنين تأثيراتي در دست نيست.

24. اصول کافي , جلد  6 , صفحه  17.

25. اصول کافي , جلد  6 , صفحه  43.

26. سوره  طه (20) :آيه  124.

27. سوره غافر (40) : آيه  60.

28. اصول کافي جلد  6 صفحه  20.

29.اصول کافي جلد  6 صفحه  18

30. اصول کافي جلد  6

31. به نقل از کتاب پرورش در پرتو نيايش

32. اصول کافي جلد   6 صفحه 20

33. سوره بقره (2) : آيه  186

34. سوره توبه (9): آيه  99.

35. سوره فرقان 025) :آيه  77

36. سوره  بقره (2) :آيه  152

37.سوره آل عمران (3) :آيه  147 ـ 148.

38. بحارالانوار جلد  90 , صفحه 322

39. محجه البيضاء, جلد 2 , کتاب الاذکار و الدعوات

40. بحارالانوار , جلد  63 صفحه  314

41. محجه البيضاء, جلد 2 , کتاب الاذکار و الدعوات

42. کافي , جلد  2 صفحه  484

43. کافي , جلد 2, صفحه 486

44. سوره اعراف , آيه  205

45. کافي , جلد 2 صفحه 476

46. همان جلد  2 صفحه  475

47. همان جلد  2 صفحه  475 / بحار الانوار جلد 90 صفحه  8-374

48. صحيفه سجاديه فيض الاسلام ص388

49. کافي جلد  2 صفحه  472     

50. کافي جلد  4 صفحه  221-219

51. الميزان جلد  2 صفحه  54

52.  کافي جلد  2 صفحه  487

53. کافي جلد  2 صفحه  487  

54. بحار  جلد       صفحه  70

55 سوره  اعراف  آيه  205  

56. کافي جلد  2 صفحه 480  

57.  سوره غافر آيه  14  

58. کافي جلد  2 صفحه  16  

59. کافي  جلد  2 صفحه  473

60. الميزان , جلد   2 صفحه   62-61

61.بحار جلد   93 صفحه   313

62.ديوان حافظ شيرازي

63 سوره طور , آيه  49

64. کافي  جلد   4 صفحه   8- 226

65.

66. کافي جلد  2 صفحه   477

67.بحار جلد  48 صفحه  166

 68. سوره بقره ,   200

69.

70. کافي جلد  4 صفحه  145

71. شيخ صدوق بسند معتبر از امام رضا روايت کرده ( مفاتيح الجنان / فضيلت ماه رمضان)  

72. الفقيه , جلد 2 صفحه 138

73. بحار ج 6 صفحه  94  

74. بقره , سوره  186

75. ترجمه تفسير الميزان جلد 3 صفحه 42 آيه 186

76. همان صفحه 44

77. سوره روم آيه هاي 34 و 33

78. سوره انعام آيه هاي 64-63 آيات ديگري هم وجود دارد که به جهت اختصار ازذکر آن خود داري مي کنيم – سوره عنکبوت آيه 66-65 سوره انعام آيه 41-40

79. سوره اعراف آيه 143

80. سوره رعد , آيه 11

81. سوره اسراء آيه 11

82. سوره مومنون آيه 99

83. سوره مومنون آيه هاي 107- 108 آيات ديگري نيز وچجود دارد که به دليل اختصار ازذکر آنها خودداري مي کنيم:سوره  فاطر آيه 37 – سوره  زخرف آيه 77 –  سوره  ابراهيم آيه 44 -  سوره  سبأ آيه 19 –  سوره منافقون آيه 10  

84. ر.ک: سوره مريم آيه 47

85. سوره توبه آيه 113

86. ر.ک سوره توبه آيه 114

87. روضة المتقين جلد 12 صفحه 29

88. مجمع البيان جلد 1 صفحه 27

 

تهيه و تنظيم :  محمد رضا ابراهيمي

 

دوشنبه 23 مرداد 1391 - 11:40


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری