دوشنبه 1 آبان 1396 - 20:42
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

گزارش

 

ميلاد بهاري

 

صدور ارزش‌هاي انقلابي به همة جهان

 

  

نشر ملي و نسبت آن با نشر بين‌الملل

حوزة نشر ايران که به دليل حضور ده هزار ناشر، کمي فربه به نظر مي‌رسد، در عرصه‌هاي بين‌المللي لاغر و ضعيف ظاهر شده، تا آنجا که اين باور غالب شده که در کشوري با آن فرهنگ غني و تمدن بزرگ، کتابي چاپ نمي‌شود. حضور چند ناشر بخش خصوصي که با سرمايه‌هاي شخصي به اين عرصه‌ها وارد مي‌شوند و حضور جدي‌تر چند ناشر دولتي که با اتکا به دولتي بودن در اين عرصه‌ها شرکت مي‌کنند، همة داشته‌هاي نشر کتاب ايران در سال‌هاي اخير است.

امسال که از سوي مقام معظم رهبري «سال توليد ملي و حمايت از کار و سرماية ايراني» نام‌گذاري شده، ضرورت پرداختن به بحث‌هاي بنيادين حوزة نشر کشور بايد با حساسيت و اهميت بيشتري مورد توجه واقع شود. با نگاه به وضعيت کنوني کشور در زمينة حضور در عرصه‌هاي بين‌المللي، شاهد اين هستيم که مؤسسات و نهادهايي مشخص بعضاً با بودجة دولتي با همراهي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي به اين مباحث مي‌پردازند. صدور بسته‌هاي فرهنگي که به طور عمده در برخي کشورها از طريق رايزن‌هاي فرهنگي کشور توزيع مي‌شود، در کنار حضور در برخي از نمايشگاه‌هاي بين‌المللي کتاب، عمده فعاليت‌هايي هستند که در اين سال‌ها شاهدش بوده و هستيم. اما اين فعاليت‌ها نمي‌تواند روشي اصولي و ماندگار و در اندازه‌هاي نشر و فرهنگ کشور باشد. زيرا اين فعاليت‌ها در حجم خيلي کم صورت مي‌گيرد و از سويي بازخورد مناسبي هم نداشته است. حضور مؤثر و فعال نشر کشور در عرصه‌هاي منطقه‌اي و بين‌المللي‌، نيازمند توجه به مؤلفه‌هايي چون پيوستن به کنوانسيون‌هاي بين‌المللي «برن» و «کنوانسيون جهاني حق نشر»، توجه به کشورهاي فارسي‌زبان منطقه و همچنين ايرانيان مقيم خارج از کشور، ترجمة آثار ناشران و صدور اين کتاب‌ها به کشورهاي ديگر با توجه به نيازسنجي از بازارهاي هدف، توجه به باورها و نيازهاي فرهنگي کشورها، توجه به بافت اجتماعي و اقتصادي مردم ديگر کشورها، همکاري با مؤسسات و آژانس‌هاي نشر و ناشران بين‌المللي، توجه به تکنولوژي‌هاي روز دنيا در زمينة نشر و... است.

ايران از سال ۲۰۰۱ عضو سازمان جهاني مالکيت فکري بوده است و تا به حال تعدادي از پيمان‌هاي مربوط به مالکيت فکري را پذيرفته است. ايران در سال ۱۳۸۰ براي ثبت بين‌المللي علايم به پيمان مادريد ملحق شده، ولي عضو کنوانسيون برن و هيچ يک از کنوانسيون‌هاي بين‌المللي مربوط به حق تکثير نيست و در سازمان تجارت جهاني فقط ناظر است و به موافقت‌نامة «تريپس» نپيوسته است؛ به همين علت آثار پديد‌آمده در ايران به وسيلة ايرانيان مقيم در کشورهاي ديگر مانند امريکا محافظت نمي‌شوند. از اين رو در صورت تمايل يا نياز به ثبت هر گونه مالکيت معنوي، هر فرد ‌بايد جداگانه در آن کشورها اقدام به ثبت کپي‌رايت آثار و محصولات يا علامت تجاري شرکت خود نمايد. بنابراين، به نظر مي‌رسد ابتدا بايد اين مسائل لاينحل با سرعت حل و فصل شود تا زمينة حضور ناشران کشور در عرصه‌هاي بين‌المللي فراهم شود. زيرا هيچ تضميني وجود ندارد که حقوق ناشران و اهالي نشر کشور در سطح جهان رعايت شود.

مسئلة ديگر، توجه بيشتر به کشورهاي فارسي‌زبان و حضور در اين کشورهاست. در حال حاضر کشورهاي افغانستان، تاجيکستان، و بخشي از مردم کشورهاي پاکستان و هند به زبان فارسي صحبت مي‌کنند ولي ما توجه اندکي به آن‌ها داشته‌ايم. بنابراين، بحث حضور ناشران و کتاب‌ها در اين کشورها بايد در اولويت سياست‌گذاري‌ها باشد. همچنين توجه به ايرانيان مقيم خارج از کشور نيز يکي ديگر از مسائل است. در حال حاضر در ايالت متحدة امريکا و در چند ايالت مشخص آن و همچنين برخي کشورهاي اروپايي، ميليون‌ها ايراني زندگي مي‌کنند که بازار خوبي براي کتاب‌هاي ناشران هستند. در کشورهاي حوزة خليج فارس نيز تعداد زيادي ايراني زندگي مي‌کنند، ولي هنوز در هيچ يک از اين کشورها حتي يک نمايندگي فروش وجود ندارد.

از سوي ديگر همکاري با ناشران و مؤسسات و آژانس‌هاي جهاني از ديگر اولويت‌هاست. امروز و در پي جهاني شدن، بدون همکاري بين‌المللي و توجه به مؤسسات فعال در عرصة بين‌الملل، حضور در عرصه‌هاي بين‌المللي کار چندان راحت و معقولي نيست. وقتي مؤسسات بين‌المللي مي‌توانند کتاب‌هاي ناشران را در سطح جهان توزيع کنند، چه نيازي است که خود ناشران وقتشان را بر اين مسئله متمرکز کنند توجه به تکنولوژي‌هاي روز دنيا ضرورت ديگري است که بايد به آن توجه شود. به لطف تکنولوژي نيازي نيست که محتوا، توليد و در قالب کتاب در کشوري منتشر شود، کافي است محتوا خلق شود و آنگاه به‌راحتي مي‌توان آن را در هر کشوري که مدنظر است، توليد و منتشر کرد. توجه به توليد و خلق کتاب‌هاي صوتي نيز از ضرورت‌هاي جديد تکنولوژيکي است. با توجه به تغيير ذائقه‌هاي مردمان جهان از نشر مکتوب به نشر ديجيتال، توليد کتاب‌هاي صوتي نيز بايد مورد توجه قرار گيرد.

آنچه مسئولان فرهنگي ايران دربارة نشر بين‌المللي به آن باور دارند ارائة ارزش‌هاي انقلابي، اسلامي و نشان دادن الگوهاي مذهبي به ديگر ملت‌هاي دنياست. حجت‌الاسلام و المسلمين احمد سالک، عضو کميسيون فرهنگي مجلس نهم، مي‌گويد: «يکي از مسائل اساسي، که همواره در انقلاب اسلامي ايران وجود دارد، صدور ارزش‌هاي انقلابي به همة جهان است. زماني که امام، رحمة‌الله عليه، به ايران آمدند، جهانيان به سوي افکار ايشان روي آوردند و رسانه‌هاي جهان همواره فرمايشات ايشان را انعکاس مي‌دادند. اين خود نشان مي‌دهد که بستر جهاني آماده است تا نگاه‌هاي تازة ايشان را تجربه کند. به اعتقاد من، نشر يکي از ابزار مهم براي ارائة نظرات ايشان و ارزش‌هاي اسلاميِ انقلاب است.»

حجت‌الاسلام و المسلمين احمد سالک معتقد است: «دو هدف مي‌بايست در نشر بين‌المللي در نظر گرفت: 1. آشنايي جهان با مفاهيم اسلامي و انقلابي ايران؛ 2. ارتقاءِ کشور ايران در سطح بين‌المللي. پس بايد نگاه‌ها جهاني شود.»

وي تشريح کرد: «تبليغ و نشر در قالب فيلم‌ها و انيميشن، که در جهان 75%درصد فراگيري دارد، جزءِ برنامه‌هاي اهداف چهارسالة مجلس نهم خواهد بود.»

اين نمايندة مجلس گفت: «ما مي‌توانيم در قالب برنامه‌هاي کارتوني و انيميشن الگوهاي ديني و فرهنگي‌مان را در سطح جهان مطرح کنيم. امروزه، کشورهاي غربي، به‌ويژه امريکا، به‌شدت از اين حربه براي نشان دادن الگوهاي خودشان به جهان استفاده مي‌کنند.»

حجت‌الاسلام و المسلمين زهرايي، جانشين نشر المصطفي، در گفت‌وگو با دوهفته‌نامة «مهر» بيان کرد: «ما معتقديم که آثار ائمة اطهار، عليهم السلام، بايد پخش شود و با توجه به بودجة دولتي که داريم سعي مي‌کنيم از فرصت‌ها استفاده کنيم و به توزيع مباني شيعه بپردازيم.»

حجت‌الاسلام و المسلمين زهرايي در ادامه گفت: «نشر المصطفي در 60 کشور نمايندگي دارد. به 27 زبان دنيا کتاب ترجمه مي‌کند، و در ده کشور از جمله پاکستان، لبنان، روسيه، انگليس و ... به طور مستقيم مرکز نشر و چاپ دارد که به ترويج مباني شيعه مي‌پردازند.»

زهرايي دربارة مشکلات نشر بين‌المللي گفت: «ارسال کتاب از ايران با مشکل روبه‌روست و به دليل محدوديت‌هاي سياسي، که در ميان کشورهاست، از ارسال کتاب به ديگر کشورها ممانعت به عمل مي‌آيد. مثلاً ارسال کتاب به کشور آذربايجان، به دليل محدوديت‌هاي سياسي، با مشکل روبه‌روست. هزينه‌هاي ارسال کتاب‌ نيز بسيار بالاست و هزينة چاپ در کشور از ميانگين آن در دنيا بالاتر است.»

جانشين دارالترجمة المصطفي تشريح کرد: «عمدة تحقيقات مباني شيعه در ايران انجام مي‌شود و در ديگر کشورها اين موضوع کم‌رنگ است. از آنجايي که در جهت صدور ارزش‌هاي انقلاب اسلامي فعاليت مي‌کنيم در آينده سعي خواهيم کرد که واکنش‌هاي اين فعاليت را مشاهده کنيم. تا امسال که نمايندگي‌ها گزارش داده‌اند، فروش کتاب خوب است، اما به دليل محدوديت‌ها هنوز بازخوردي از اين حرکت فرهنگي نداشته‌ايم.»

حجت‌‌الاسلام محمدجواد ابوالقاسمي، معاون بين‌الملل انتشارات «سمت»، دربارة مشکلات نشر بين‌الملل در ايران گفت: «نشر بين‌المللي در ايران مبتني بر مخاطب‌شناسي نيست، بلکه توليدات مسئله‌دار است. در ايران سيستم توزيع و بازاريابي مشكل دارد و نتوانسته است از فناوري‌هاي روز به‌خوبي استفاده كند، البته انتشارات سمت تا كنون در حوزة كشورهاي همسايه قدم برداشته است، به طوري که تا کنون به زبان روسي سه كتاب و به زبان عربي پنج كتاب ترجمه شده است. همچنين در كشور افغانستان تا کنون موفق بوده‌ايم و مشكلي در اين زمينه نداريم.»

حجت‌‌الاسلام محمدجواد ابوالقاسمي در پاسخ به اين سؤال که چرا انتشارات علمي و دانشگاهي در ايران، با وجود رشد کمّي، براي کشورهاي همسايه چندان شناخته‌شده نيست، گفت: «براي نمونه، سازمان سمت بين‌المللي نيست و امكاناتي در حد توسعة فرامرزي به آن داده نشده. همچنين اين انتشارات از بودجة ارزي نيز تاکنون استفاده نکرده است، با اين حال، مجموعة «سمت» انسجام بالايي در زمينة مديريت دارد كه اميدواريم ارزش اين مديريت شناخته شود.»

ابوالقاسمي گفت: «با توجه به اينكه بخش بين‌الملل سازمان «سمت» دو سالي است كه شكل گرفته در صدديم كه اين حوزه را توسعه دهيم. اگر وزارت علوم حمايت‌هاي بيشتري نمايد، بدون شك مشكلات مرتفع خواهد شد.»

از سوي ديگر دکتر احمد ميرعابديني؛ استاد ارتباطات بين‌الملل دانشگاه علامه طباطبايي در اين باره معقد است: سياست‌گذاري در حوزة نشر بين‌الملل، شناخت، ايجاد رابطه، تأثيرگذاري و تأثيرپذيري در ملت‌ها و فرهنگ آنان است. تا فرهنگ و آيين‌هاي يک سرزمين را نشناسيم، نمي‌توانيم با آن‌ها ارتباط برقرار کنيم. فرهنگ‌ها متفاوت است، بايد گفت که فرهنگ، پاسخ جمعي به مشکلات و نيازهاست. پس بايد مشکلات و مسائل کشورها را بشناسيم، بدانيم که ديگران چگونه مشکلاتشان را حل مي‌کنند و چگونه با واقعيت‌ها روبه‌رو مي‌شوند.

وي مي‌افزايد: بنابراين، تا اندازه‌اي ‌بايد چيزي که مورد علاقة ديگران است توليد شود، زيرا ديگران هم مي‌خواهند نگاه ديگران را دربارة خودشان بدانند و هم دربارة فرهنگشان از زبان ديگران بشنوند و درک کنند. مثلاً کشورها مي‌خواهند بدانند که ديگران دربارة حلِ مسائل زيست‌محيطي و انرژي، چه نظري دارند. اولين قدم در شناخت ملت‌ها، پژوهش‌هاي اجتماعي و انساني است. پاية نشر، چه نشر داخلي و چه فراملي، پژوهش است و ديگران مي‌خواهند در حوزه‌هاي مختلف تمايزات را بشناسند. با اين توضيح، تکنيک فرع است و اصل همان پژوهش‌ در حوزة علوم انساني، و قالب و شکل تبليغ در زمينة نشر دنباله‌روي محتواست. يعني اين نوعِ محتواست که تکنيک را تعيين مي‌کند.

اين استاد دانشگاه  مي‌گويد: شکي نيست که نشر بين‌المللي در جهاني شدن مؤثر است. در اينجا دو موضوع وجود دارد: يکي موضوع جهاني شدن و دومي موضوع محلي شدن. يا بايد جهان را از دريچة محلي ببينيم؛ يعني اينکه به مردم جهان بگوييم که بياييد جهان را اين گونه ببينيد، يا از دريچة جهاني شدن به زيست‌مکان خود نگاه کنيم. اين شناسايي دو‌طرفه است و بايد واقعي باشد تا بتوانيم اهداف خود را مشخص کنيم. بر اين باورم که برنامه‌هاي بلند‌مدت تکليف ما را روشن مي‌کند، پس بايد هم براي خودمان و هم براي ديگر کشورها اهدافي کلي روشن کنيم. اين کمک مي‌کند تا جهانيان بتوانند دربارة ما نظر بدهند و ما را بشناسند. وظيفة نشر بين‌المللي اين است که نظر جهانيان را در مورد ما تغيير دهد و ما را از دريچة فرهنگ و هنر معرفي کند. اين مستلزم پژوهش‌هاي جدي، علمي، بي‌طرفانه و بدون تعارف است و همچنين بپذيريم که همة ما خطاهايي داريم و اين خطاها را با شنيدن نظرات ديگران حل کنيم.

ميرعابديني در ادامه به نيازسنجي و انجام تحقيقات در عرصه بين الملل اشاره مي‌کند و مي‌افزايد: در حوزة نشر بين‌الملل و به صورت عام در حوزة نشر، ‌بايد ابتدا از تحقيقات فرهنگي شروع کنيم و جوانب اجتماعي کار را در نظر بگيريم. با در نظر گرفتن توسعة پايدار مي‌توانيم اين حوزه را به حرکت درآوريم. مطالعات فرهنگي بايد به عنوان پاية کار قرار داده شود و تکنيک‌هاي مناسب مدنظر قرار گيرد. البته بايد گفت که تکنيک‌هاي تبليغاتي به‌تنهايي جوابگو نيست. اين سؤال مطرح مي‌شود که کالا تا چه اندازه نياز مخاطب را برآورده مي‌کند؟ اگر به اين پرسش پاسخ داده شود، بدون شک راه‌هاي توسعة نشر بين‌الملل فراهم مي‌شود. بايد گفت که رسانه‌هاي جديد خود يک نوع نشر بين‌المللي محسوب مي‌شوند. امروزه معلوم مي‌شود که آيا تصاوير رسانه‌اي ساختگي هستند يا نه، چون اعتبار رسانه‌ها به ‌درستي يا نادرستي آن‌هاست و سعي مي‌کنند اين اعتبار را از دست ندهند. البته در گذشته اين طور نبوده، در گذشته نشر به صورت ارسال کتاب يا نشريه، مکتوب بوده است. اما امروزه از ايميل گرفته تا سايت و خبرگزاري و... همه نشر بين‌المللي هستند. دامنة نشر بين‌المللي سرعت گرفته و گسترش يافته است. پس بايد انواع نشر را بازشناسيم و حوزة گسترش آن را در نظر بگيريم.

از سوي ديگر نقش دولت در تعاملات ناشران داخلي و خارجي نکته با اهميتي است که نمي توان به سادگي از آن گذشت. دولت بايد بسترهاي مناسب براي ارتباط ميان ناشران داخل با همتايان بين المللي شان را فراهم کند. حميدرضا قبادي؛ مشاور اسبق امور فرهنگي وزارت ارشاد در اين زمينه معتقد است: بحث ارتباط با ناشران بين‎المللي بحث پيچيده‎اي است. به نظر من، قبل از هرچيز، بايد بدانيم چه هدفي را قرار است در اين تعاملات دنبال ‎کنيم. بين ناشران ايراني و اساساً نشر خارجي مسئلة بسيار مهم و حياتي کپي‎رايت و بحث مالکيت معنوي مطرح است. شايد يکي از دلايل مهمي که تاکنون باعث شده بين نشر ايران و جهان ارتباط قوي و مستحکمي برقرار نشود قانون کپي‎رايت و مالکيت معنويِ اثر است. البته اين بدين معنا نيست که هيچ‎گونه ارتباط و تعاملي بين ناشران داخلي و خارجي پيش نيامده باشد. در همين شرايط، بسياري از ناشران داخلي ارتباطات منطقي و تعريف‎شده‎‎اي با ناشران خارجي برقرار کرده‎اند. ما تاکنون مصرف‎کنندة آثار غيرايراني بوده‎ايم و نکتة حائز اهميت اين است که ما بايد در حوزة انتشار آثار ايراني به زبان‎هاي غيرفارسي نيز موفق باشيم.

وي مي‌گويد: درست است که بيشتر ناشران دنيا کار فرهنگي انجام مي‎دهند، اما هدف نهايي‎شان انتفاع مالي است و در چارچوب يک بنگاه اقتصادي کار مي‎کنند. خوب ما هم بايد سعي ‎کنيم با حفظ اصول فرهنگيِ خودمان با ناشران دنيا ارتباط برقرار کنيم. البته، همان‎طور که عرض کردم، قانون کپي‎رايت بزرگ‎ترين مانع در برقراري ارتباط مستمر ناشران داخلي با ناشران دنياست، اما به هر حال مي‎توان دستاوردهاي مثبت اين کشورها را کنکاش و بررسي کرد؛ مثلاً کشور ترکيه در قالب مجموعه‎اي به نام «دِتا» فرد يا انتشاراتي‎هايي که آثاري را به زبان ترکي ترجمه مي‎کند، در هر جاي دنيا، شناسايي و در چارچوبي مشخص و مدون از آن آثار حمايت مي‎کند. مرکز ملي کتاب فرانسه نيز همين قاعده را به نوعي دنبال مي‎کند؛ يعني اگر آثار فرانسوي در کشوري ترجمه شود، از ناشر يا نويسندة آن حمايت مي‎کند. اين خود نوعي تعامل سازنده با ناشران کشورهاي ديگر است.

معاون اسبق ارشاد در ادامه به راهکارهايي که مي‌بايد به آنها توجه شود اشاره مي‌کند و اظهار مي‌دارد: ما اساساً بايد با روش‎هاي جديد و برنامه‎ريزي مدون به سمت توليد حرفه‎اي برويم. ناشري که با ناشران بزرگ ارتباط دارد مي‎تواند از همه لحاظ‎ـ فيزيک کتاب، مراحل توزيع و بخش‎هاي ديگرـ از آن الگوبرداري کند. البته اين الگوبرداري بايد منوط به انطباق با ارزش‎هاي خودمان باشد.

قبادي به ظرفيت‌هاي کشور در زمينه حضور در عرصه بين الملل نيز اشاره مي‌کند و تاکيد مي‌کند: قطعاً ظرفيت‎هاي ما به‎مراتب بيشتر از وضعيت کنوني است. البته کارهاي قابل توجهي هم انجام شده است، مثل حضور ناشران ايراني در نمايشگاه‎هاي کشورهاي مختلف، که قطعاً بيشتر از گذشته بوده است. همچنين در چند سال گذشته در کشورهاي فارسي‎زبان و کشورهاي اقماري روسيه حضور پررنگ و شايان ذکري داشته‎ايم. نمايشگاه فرانکفورت يا تهران هريک ابعاد و مختصات خاص خود را دارد. در نمايشگاه بين‎المللي کتاب تهران نيز چندي است در محلي به عنوان بازار جهاني کتاب تعدادي از ناشران ايراني و بنگاه‎هاي ادبي که کار ادبي انجام مي‎دهند با ناشران خارجي گرد هم مي‎آيند. اين قضيه خود‎به‎خود مجرايي براي عقد قرارداد بين ناشران کشورهاي مختلف فراهم مي‎کند که طبيعتاً به خاطر بحث کپي‎رايت تا به حال نتوانسته‎ايم بهره‎برداري لازم را از آن داشته باشيم.

قبادي در پايان درباره نقش دولت نيز مي‌گويد: در مجموع، دولت بايد با اهدافي بلندمدت براي تبادل و تعامل ناشران مختلف دنيا با ناشران داخلي اقدام کند که البته اين مختصاتش در ارشاد آماده شده است و دولت به اين سمت پيش مي‎رود که تعاملات و ارتباطات را بيش از پيش فراهم کند.

در پايان بايد توجه داشت که انتشارات بين‌المللي يکي از اهرم‌هاي فرهنگي، سياسي و اقتصادي ملت‌هاست. امروزه کشورهاي توسعه‌يافته توانسته‌اند با استفاده از اين اهرم، جامعة خود را به ديگر ملت‌ها بشناسانند و راه خود را در زمينه‌هاي مختلف هموار کنند. کشور ما هم به عنوان کشوري با سابقه فرهنگي چندين هزار ساله، اگر قرار است در زمينه صدور فرهنگي خويش موفق باشد، بايد در زمينه حضور در عرصه‌هاي بين‌المللي فعاليت زيادي صورت دهد و اين نيازمند حمايت‌ها و توجهات نهادهاي فرهنگي مسئول و ناشران کشور است که بتوانند با تدوين و اجراي سياست‌هاي مناسب در اين مسير گام  بردارند.

 

 

شنبه 21 مرداد 1391 - 11:32


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری