شنبه 29 مهر 1396 - 8:40
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

گفتگو

 

محمد عصاريان

 

نوشتن خاطرات جنگ وظيفه است

 

گفتگو با محمد ناصري

خاطراتي که از روزها و شب­هاي هشت سال دفاع مقدس به صورت­هاي مختلف جمع آوري و به عنوان مثال در قالب کتاب به مردم عرضه مي­شود به عنوان يک منبع خوب و بسيار مهم براي بررسي جنگ تحميلي در حال و آينده خواهد بود اين خاطرات شايد مرجع اصلي بازگشت به گذشته و در واقع رونمائي از حماسه آفريني و از خود گذشتگي و همه خصائل پسنديده و جاودان پدران، خواهران، مادران، دوستان و خلاصه تمام کساني که در سال­هاي حماسه و خون دين خود را به نظام و اين آب و خاک ادا کرده­اند. در صورتيکه علاوه بر حوزه کتاب تأثيرات خاصي را در عرصه­هاي شعر و ادب و حتي معدودي، در عرصه­هاي انيميشن و موسيقي بر جاي گذاشته­اند که همه اينها مديون تأثيرگزاري عميق و بسيار اين خاطرات است. به هر حال تا زمانيکه ناقلان اين منابع يعني رزمندگان، ايثارگران و جانبازان زنده هستند و سينه­شان مالامال از اين خاطرات آن دوران طلائي حماسه ملت ايران است بايد از طرق مختلف مانند بهره گرفتن از فيلم­ها، کتاب، انيميشن و . . . همه­ي ابزارهاي مختلف علمي و فرهنگي و ادبي از معادن زنده روزهاي جنگ استفاده کرد و اين ثروت­هاي معنوي را زنده نگه داشت.

اگرچه انتشار اين نوع خاطرات در توليد آثار مختلف هنري بسيار مؤثر بوده است اما با وجود گستره بسيار وسيعي که اين منابع دارند و نيز بررسي بيشتر مي­توان گفت در عرصه­هاي سينما، انيميشن و موسيقي موفق عمل نشده و به حد کافي بهره برداري نشده است. در کشور ما در مقايسه با ساير کشورهاي پيشرفته متأسفانه زمان کمتري صرف مطالعه مي­ شود و يکي از مهمترين دلايل اين نوع رويکرد و کمبود مطالعه آثار مکتوب مشغله بسيار زياد مردم در زمان کار و پس از آن نيز توجه به خانواده است. از اين دو حفظ و انتقال خاطرات باقي مانده از زمان دفاع مقدس از طريق ابزارهاي هنري تأثيرات بسيار بالائي را موجب مي­شود که متأسفانه معلوم نيست به چه دليل به آن پرداخته نشده است و نهادهاي متولي هم عنايتي به اين ابزارهاي ارزشمند – خاطرات – ندارند.

محمد ناصري مدير کل دفتر تکنولوژي آموزشي و کمک آموزشي از جمله کساني است که سالها تجربه و سليقه­اي مالامال از خاطرات جنگ و دفاع مقدس را در خود دارد. وي که در کنار ثبت اين خاطرات به صورت حرفه­اي در بحث سفرنامه نويسي و خاطره نويسي در حال فعاليت است يکي از بهترين گزينه­هايي است که بتوان پيرامون استفاده از دستمايه­هاي خاطرات رزمندگان در تهيه و توليد داستان­هاي ادبي و داستان واره­ها به بحث و گفتگو نشست:

 

- سابقه سفرنامه نويسي و اقسام آن به کجا بازمي­گردد؟

اگر مي­خواهيم به سابقه زندگي نامه نويسي، سفرنامه نويسي و خاطره نويسي و ديگر اقسام اين قالب ادبي اشاره کنيم بايد گفت که سابقه­ي اين قالب سابقه­اي کهن در ادبيات ايران زمين محسوب مي­شود. البته اين شکل امروزي نوشتاري خاطره نويسي و سفرنامه نويسي برگرفته از قالب­هاي اروپائي است که در قرن حاضر وارد زبان و ادبيات فارسي شده است که البته اين نوع ادبي همراه با ديگر ژانرها وارد حوزه ادبيات فارسي شده است اگر بخواهيم به هفت و هشت قرن برويم شاهد هستيم که يکي از بهترين و سليس­ترين سفرنامه­هاي کشورمان توسط ناصرخسرو قبادياني به رشته تحرير مي­آيد. همان طور که مي­دانيد ناصر خسرو تا سن 40 سالگي به کارهاي ديواني مشغول بوده است و شديداً در ميگساري عمر خود را سپري کرده است شبي خواب مي­بيند که بر او نزول مي­کنند که چرا دست از ميگساري برنمي­ داري؟ عنوان مي­کند مي مي­خورم که عمر و اتفاقات ناخوشايند فراموشم شود که به او مي­گويند اگر مي­خواهي رستگار شوي نبايد فراموش کني بلکه بايد همه چيز را به ياد بياوري و با اشاره قبله را به او نشان مي­دهند و او پس از اين خواب از خواب غفلت برمي­خيزد و به نگارش سفرنامه و سفر کردن روي مي­آورد اين سفرنامه که نگارش آن هفت سال طول مي­کشد جزء آثار ارزشمند ادبيات فارسي محسوب مي­شود و ماندگار مي­شود. در اين سفرنامه ما شاهد اين هستيم که جامعيتي بر جغرافياهائي که گذر شده است آداب و رسوم و فرهنگ اصول اجتماعي و مباحث سياسي و اقتصادي بصورت جامع در اين ميان گفته مي­شود. وقتي به دوران معاصر نزديک مي­شويم کم کم به سعدي مي­رسيم که در گلستان وي انواع حکايت­ها با بن مايه سفر جاي دارد که نقل حکمت­هاي گوناگون در مواجهه با طبيعت و اتفاقات پيراموني است البته نبايد از ياد برد که سعدي معلم اخلاق نيز هست. به طور کلي در ادبيات کهن ما از اين دست آثار به وفور يافت مي­شود اما از اين وادي کهن که بگذريم امروز در ادبيات معاصر چنين آثاري به نظم و نثر نداريم البته با توجه به اينکه شعر از قالب­هاي ديگر ادبيات نوشتاري سرآمدتر است و پيشينه­ي سطح بالائي دارد و قابل اعتنا و اعتمادتر است اما باز هم در اين باره با مشکل مواجه هستيم.

- با توجه به اينکه سابقه تاريخي­مان نشان مي­دهد که کشور ما در بحث خاطره نگاري و سفرنامه نويسي يد طولاني دارد اما اين ادبيات غرب است که در اين زمينه گوي سبقت را از ما ربوده است و سعي مي­کند در هر جا يک نقشه تاريخي و يک نشانه از خود به جاي بگذارد.

بله متأسفانه اين حقيقتي است که بايد پذيرفت ادبيات معاصر غرب از اين حيث از ادبيات کشورمان بسيار جلوتر است در ديگر عناصر ادبي مانند داستان پردازي و قصه گويي و رمان پردازي هم گوي و ميدان را به اين کشورها سپرده­ايم در حاليکه در تاريخ کشورمان قصه گوئي جزء آئين ما بوده است داستان پردازي با جمالزاده وارد ايران شد و با صادق هدايت قوام گرفت پس ما از ابتدا وامدار اين کشورها در بحث ادبيات داستاني بوده­ايم. اما نکته­اي که شما اشاره کرديد پيرامون مستندنگاري، اين ضعف ما در کليه امورات فرهنگي­مان است من مدتي قبل به کشور آلمان سفر کرده بودم مشاهده کردم که هر مکاني که قدم مي­گذارم يک خلاصه يادداشت و مستندنگاري در آنجا وجود دارد به نوعي اين ملت سعي کرده است جاي پاي خودش را در هر مکان يا واقعه تاريخي حفظ کند به نوعي به حواشي مي­پردازند و حواشي حضورشان را به يک اصل تبديل مي­کنند اين رويداد مي­توانست طي 100 سال داستان نويسي ما بوجود بيايد و ما جاي پايمان را در بسياري از قالب­ها محکم کنيم اما موردي که در اين ميان توانست به ادبيات ما يک شکل و قالب منحصر به فرد بدهد همين واقعه­ي انقلاب اسلامي و جنگ تحميلي بود به صورتيکه هشت سال دفاع مقدس براي ما و رزمندگان حاصل فراتر از يک جنگ معمولي داشت چرا که دريافت­هاي فرهنگي و اجتماعي و سياسي و اقتصادي و . . . در خود داشته است که ما کم کم به مرور زمان به اين ظرفيت­ها نزديک مي­شويم. حضور مردم و برداشت­ها و نگرش مردم به اين واقعه يک برداشت اثرگذار و ماندگار است اين وقايع توانسته است توسط خاطره­ها يا سفرنامه­ها يا روزنوشت­هاي يک رزنده سرباز کند و حقايقي را آشکارا بيان کند هرچند که اين افراد از مسئولين اثرگذار در دايره جنگ نباشند اما حقايق و دستاوردها و نکات مثبت و منفي در دل اين نوشته­ها وجود دارد که ثبت خاطرات از اين حيث مورد اهميت است. اين خاطره نويسي­ها هم يا توسط خود افراد به صورت مستقيم نوشته مي­شد و يا در محافل خصوصي مين خودشان مطرح و به صورت سفرنامه جنگي ثبت و ضبط مي­شد. اين يادداشت­ها هم به دليل بزرگي اين حادثه قابل تأمل و خواندني است که اکنون هم دست مايه خوبي براي کتاب­هاي جنگي و انقلابي شده است. کتاب نورالدين پسر ايران، بابا نظر و دا نمونه­هاي ويژه­اي از اين دست آثار هستند اين کتاب­ها بسيار زياد هستند که البته عدد و آمار اين کتب را شما بهتر از ما مي­دانيد که البته اين توان بالا و جذابيت شگرف اين آثار بازمي­گردد و به مستندنگاري و برداشت­هاي مختلف از نگرش­ها و اهميت خاطرات و خاطره نويسي بوجود مي­آيد. ما بايد توجه کنيم که اگر دنبال غناي ادبي ادبيات­مان هستيم بايد زندگي نامه نويسي خاطره نويسي و سفرنامه نويسي را سرلوحه کار خودمان قرار بدهيم. چرا که اين قالب اثرگذاري شگرفي دارند.

- به نظر مي­رسد اکثر نويسندگان در اين قالب از خلا خاطرات و اسناد و مدارک جنگ تحميلي گله دارند که در تهيه نويسنده مجبور خواهد شد دست به خلق آثار تکراري با اسباب و لوازم کهنه و مصنوعي بزند. از اين حيث چه بايد کرد؟

ببينيد کارنامه ادبي حوزه دفاع مقدس کارنامه­ي ادبي نيست اصلاً بد که نيست بسيار هم مناسب و خوب به نظر مي­آيد شايد کتاب­ها روي يک قشر خاصي اثرگذار باشد و همه نتوانند به دليل دور بودن از فضاي جنگ با آن ارتباط برقرار کنند اما نکته مهم اينجاست تأثيرات آن بسيار صادقانه است. اين هم به آن نکته برمي­گردد که در خاطره نويسي هرکسي تحت تأثير افکار و رويدادهاي پيراموني خودش قرار دارد بنابراين مي­تواند اين نگرش بر روي ذهن مخاطب هم اثرگذاري بالائي داشته باشد اما شايد برخي از اين خاطرات را هم نتوان عيني کرد که اين نکته هم ايرادي ندارد به هر حال نمي­توان همه­ي فضاهاي جنگ را همان طور که بودنشان بدهيم که اگر اينطور باشد ديگر نقش داستان و استفاده از عناصر و مفاهيم داستان نويسي زير سؤال مي­رفت. اينجا مي­توان عنصر تخيل را به ميان آورد و از آن در شکل دهي و قوام به خاطرات استفاده کرد اگر بخواهيم همان آدمي که در آن اتفاق وجود داشته است را با همان مشخصات مستند به دورن داستان بياوريم و همان طور هم به مخاطب ارائه دهيم هم کار بسيار سخت خواهد شد و هم جذابيت داستان از بين مي­رود مي­توان با شخصيت پردازي­هاي تازه وتوجه به عناصر داستان نويسي فضاي خاطره نويسي را به فضاي داستان نزديک کنيم اين اتفاق در اکثر داستان­هائي که بعد از جنگ نوشته شد حادث مي­شود که البته حرفه­اي شده­ي آنرا در آثار امروز دفاع مقدس و جنگ مشاهده مي­کنيم که امروز نرمش قلم هم جزو يکي از تکنيک­ها و فنون پرداختن به اين موضوع از حيث بهتر عمل کردن، محسوب مي­شود.

به نظرم در قالب­هاي پرداخت ادبي به جنگ مي­توان گفت که موفق بوده­ايم و اين مسير را درست پيموده­ايم مثلاً در اثر (دا) ما مشاهده مي­کنيم که خاطره از دل يک ماجرا که همان جنگ است بيرون کشيده مي­شود و مانند يک فيلم مورد پرداخت قرار مي­گيرد از اين پرداخت منظوري حاصل مي­شود و اين خاطره به مستند و مستند به داستان تبديل مي­شود که اينجا هم آن قلم نرم کار خودش را مي­کند و اين کتاب تبديل به يکي از بهترين کتاب­هاي اين حوزه ارزشي مي­شود. از طرفي صحبت از اين است که چرا اسناد طبقه بندي شده در اختيار داستان نويسان ما قرار نمي­گيرد بايد گفت که اين اتفاق در هيچ کشوري روي نمي­دهد بلکه بخشي کوچک از اين اطلاعات پس از گذر زمان به عنوان اطلاعات سوخته در سطح جامعه منتشر مي­شوند که اين اسناد هم نمي­تواند فضاي مناسبي بدست نويسندگان بدهد. فرو رفتن در فضاي جبهه­ها و جنگ و مطالعه آثار و نوشته­هاي شهدا و کساني که مستقيم در جنگ حضور داشتند مي­ توان اميدوار بود که نويسندگان اين قالب ادبي مسير تکراري طي نکنند و بتوانند دست به خلق آثار شگرف ديگري بزنند. از طرفي معتدقم اين افرادي که در جنگ شرکت داشته­اند مسئول هستند که خاطراتشان را بنگارند چرا که هيچ سندي بهتر و مفيدتر از نوشته­هاي اين افراد نخواهد بود. اگر نمي­توان به اسناد طبقه بندي شده دسترسي پيدا کرد مي­ توان به خانواد­هاي شهدا سر زد و از اين افراد مراحل پيگيري­ها حوادث جنگ را جويا شد. کساني که در اين دفاع مقدس حضور داشتند يادم مي­آيد که خود من يک رزمنده ساده بودم که در عمليات­هاي مختلفي شرکت داشتم مثلاً حوادث کربلاي 5 را اگر 10 سال قبل مي­خواستم براي عده­اي تعريف کنم شايد با حواشي بيشتري تعريف مي­کردم اما الان بعد از گذشت 25 سال از آن واقعه شايد نتوانم همه­ي آن اتفاقات را به ياد بياورم بنابراين من وظيفه خودم مي­دانم که اين خاطرات را ثبت و ضبط کنم تا نسل­هاي آينده بتوانند از اين فضا بهره کافي را ببرند. به نوعي اگر اين حقايق بازگو نشود سنديت آن از بين مي­رود اين خاطرات اگر حفظ و جمع بندي شود مي­تواند با اندکي پرداخت مناسب و بکارگيري عناصر داستاني مطالب و آثار شگرفي توليد کرد اما اين وظيفه به گردن تمام کساني است که در صحنه­هاي جنگ حضور داشتند که بنويسند و به ياد بياورند و اين حوادث تاريخي را براي آيندگان بازگو کنند.

- چرا اکثر آثاري که در اين رابطه يعني خاطره نويسي چاپ شده و اثرگذار بوده است حاصل خاطرات سربازان ساده و شيردل بوده است و ما کمتر اثر اثرگذاري از فرماندهان جنگ در اين مقوله شاهد هستيم.

اين داستان چندين عوامل را به خود اختصاص مي­دهد شايد اولين دليل آن برمي­گردد به بحث مستندنگاري اين افراد. نگاه کنيد چند دسته از مردم در سطح جامعه ياد گرفتند که مستندنگاري و خاطره نويسي کنند. شايد کساني که اهل نوشتن و قلم هستند هم در اين عرصه سابقه روشني نداشته باشند اگر يک خانواده براي اولين بار از يک مسير جديد يا يک شهر تازه عبور مي­کند چقدر سعي مي­کند يافته­هايش را ثبت و ضبط کند بنابراين سفرنامه نويسي هيچ جايگاهي در ميان خانواده­هاي ايراني و مردم ندارد بنابراين مردم ما براي اين عمل و پرداخت به زبان و ادبيات خودشان تربيت نشده­اند. به عنوان مثال ما اکنون در سازمان آموزش و پرورش در حال گفتگو هستيم در همين سازمان به طور رسمي هفته­اي چند ساعت به زبان و ادبيات فارسي زمان اختصاص مي­دهيم؟ چندي پيش براي اجراي مأموريتي به سه کشور ايتاليا، فرانسه و هلند سفري داشتم با تحقيقاتي که در اين سه کشور انجام دادم مشاهده کردم که بحث پرداختن به زبان و ادبيات کشورمان جزء مهمترين دروس مدارس و دانشگاه­ها است. چيزي حدود 8 ساعت در هفته به بحث خلاقانه و جذاب زبان و ادبيات مي­پردازند اما در کشور ما هفته­اي شش ساعت اين برنامه براي مدارس اجرا مي­شود که به جزأت مي­توان گفت شايد يک ساعت هم در اين کلاس­ها بازدهي نداشته باشيم.

- در اين مأموريت و تحقيقات در زمينه­ي نوع آموزش و تفهيم و برخورد با زبان و ادبيات کشورها هم نکته­اي يافتيد؟

بله به عنوان مثال مقدمه اين هشت ساعت بهره وري خلاقانه آموزش و پيگيري در سطح مهدها است. در مهدکودک­ هاي کشور ايتاليا عکس پيکاسو روي يک بوم بر روي زمين قرار داده مي­شود و از بچه­ها مي­خواهند که رنگ­هاي به کار رفته در اين اثر را نام ببرند. بدون اينکه جلوي بچگي کردن­هاي اين افراد را بگيرند. اين اتفاقات درباره ديگر مشاهير هر کشوري مطرح مي­شود اما در کشور خودمان ايران هفته­اي يک ساعت براي زنگ انشاء اختصاص مي­دهيم اين زنگ خلاقانه­ترين زمان مدارس براي انجام کارهاي انفرادي محسوب مي­شود خب اگر مدرسه معلم ادبيات داشته باشد که هيچ در غير اينصورت از معلمين رياضي، هندسه و جبر و . . . استفاده مي­کنند که او هم سعي مي­کند اين يک ساعت را به نفع دروس عقب افتاده استفاده کند.

نکته بعدي بحث برخورد کساني است که در جنگ حضور داشتند و قصد ندارند که بنويسند چرا که معتقد هستند اگر اتفاقي افتاده است اين معامله­اي است ميان خداوند و او. پس گفتن اين داستان براي ديگران ضرورتي ندارد پس ما در بخشي از کار با اين مشکل اعتقادي هم روبرو هستيم بنابراين کشف ما از محيط اطرافمان محدود مي­شود. مشکل بعدي اين بود که فرمانده هم يکي از ما بود. مثلاً من در جنگ در زماني که در همه­ي گروهان افراد تحصيلکرده بودند فرمانده­مان يک فرد ديپلمه بود اما از نظر اعتبار، شخصيت، قدرت و شجاعت همه از او حساب مي­بردند پس فرمانده هم يکي از ما بود و نيازي مبني بر نگارش اين صحنه­ها احساس نمي­کرد اگر هم اين اتفاق مي­افتاد مثل يادداشت­هاي جناب هاشمي رفسنجاني يا محسن رضائي در گوشه­اي از کاغذ پاره يا گوشه­ي چفيه اين داستان­ها را مي­نوشت که بعداً آنرا گسترش بدهد. فرماندهان زمان زيادي براي نوشتن نمي­گذاشتند هرچند که زمان فراخ بود اما اين نياز احساس نمي­شد.

ضعف بعدي هم زندگي نامه­هائي است که مراکز مختلف و متوليان از قبيل سپاه پاسداران سعي کرده است که جمع آوري کند که اين آثار از حيث کيفي بسيار تکراري آماتور هستند چرا که مصاحبه کنندگان آماتور بودند و شناخت زيادي از فضاي جنگ نداشتند و بيشتر سؤالات کليشه­اي است. به نوعي به جزئيات هيچ توجهي نشده است و اين منابع نيز بسيار ابتر مانده­اند.

- به نظرتان ضرورت پرداختن به خاطره نگاري چيست؟

اين مبحث بسيار طولاني است اما به گوشه­اي از آن اشاره مي­کنم اصل از نگاه داستان نويسي خاطره نويسي است مي­ توان اين اتفاق را از ديدگاه نويسندگان مشاهده کرد يا از منظر آيندگان که به منظر اسناد شفاهي – ذهني هستند. اما در داستان نويسي بايد اشاره کرد که پرداختن به خاطرات روزانه از اصول نويسندگي است. نگاه کنيد اگر شما بخواهيد از اين محل تا يک ميدان پايين­تر حرکت کنيد و يک گزارش بنويسيد به نکاتي دقت مي­کنيد که تا به حال ناديده مي­ گرفتيد يا بسياري از حرف­ها را نمي­شنويد و بسياري ديگر را مي­شنويد. پس يک صورت جزئي نگر پيدا مي­کنيد خاطره نويسي تمرين نويسندگي است. شک نکنيد. چرا که يک نويسنده بايد ذهن جزئي نگر داشته باشد و اين خاطره­ها را با عناصر داستان بياميزيد و به نوعي شخصيت پردازي را چشاني کار کرده و يک داستان روائي خلق کند. اين تمرين­ها بايد روزانه انجام بگيرد.

- در زمينه­ي خاطره نويسي که زمينه­اي است براي نگارش داستان ما شاهد هستيم که در آموزش­هاي داستان نويسي کمتر به اين موضوع پرداخته مي­شود و بيشتر سبک و تکنيک­ها بيان مي­شوند اين از نظر ما مي­تواند يک اشکال باشد؟

نفس نگارش داستان در خاطره نويسي اتفاق مي­افتد البته مدرسين تا اندازه زيادي به استفاده از تکنيک خاطره نويسي اشاره مي­کنند اما نويسنده جوان هم بايد بداند که قلم مانند رانندگي يا شنا کردن است که بايد تمرين کند و آب بخورد دست و پا بزند تا بتواند اصول ياد بگيرد اينکه هرکسي با خواندن سبک­ها و عناصر داستان داستان نويس شود اين اتفاق نخواهد افتاد براي نوشتن بايد از خاطرات شخصي شروع کرد نوشتن مطالب سفرنامه­اي و زندگي نامه و دست نوشته­هاي روزانه اينها همه تمرين مناسبي براي نوشتن هستند. به ياد دارم زمانيکه با جناب فردي (مدير مرکز آفرينش­هاي ادبي حوزه هنري) ايشان اصرار داشتند که تمام خاطرات روزانه نوشته شود شهيد غني پور که جايزه­ي ويژه­ي ادبي هم به نامشان نامگذاري کردند از دوستان بنده بودند نامه مي­نوشتند که تا مي­توانم جزئي نگري کنم و بهترين تمرين براي اين امر خاطره نويسي است.    

 

شنبه 21 مرداد 1391 - 10:52


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری