سه‌شنبه 21 آذر 1396 - 8:9
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

كتاب

 

محمدرضا صادقي

 

دنبال ردپاي تو مي گشتم، يک عمر در تلاقي مذهب ها

 

 

نگاهي به مجموعه شعر«تو سيب و گندم... تو خود حوا»سروده: محمد مرادي

 

کتاب شعر«تو سيب و گندم... تو خود حوا»، سروده محمد مرادي مجموعه از شعرهاي اين شاعر جوان در قالب هاي متنوع غزل، مثتنوي، رباعي، دوبيتي و کوتاه سروده ها است که توسط انتشارات سوره مهر در قالب دومين سري از«مجموعه شعر امروز» چاپ و منتشر شده است.

اين زمان از زمان انتشار، سال 1390 تا به امروز جوايز متعدد و معتبري را براي محمد مرادي به ارمغان آورده است. از جمله در هجدهمين دوره جشنواره کتاب فصل، در بخش شعر معاصر، به عنوان اثر برگزيده در بخش شعر معاصر شناخته شد. همچنين امسال در دهمين دوره جشنواره قلم زرين انجمن قلم ايران به عنوان اثر تقديري شناخته شد.

شاعر کتاب شعر«تو سيب و گندم... تو خود حوا»، محمد مرادي، دانشجوي دکتراي ادبيات فارسي دانشگاه شيراز است. پيش‌تر از اين شاعر سه مجموعه شعر با عنوان‌هاي «دخترک کوچه بالا سلام»(شعر و شعرواره)، «اين جمعه ...آن بابانوئل»(مجموعه رباعي) و «خمپاره‌ها که اوج بگيرند»(مجموعه غزل) منتشر شده است.

مجموعه اخير او، تو سيب و گندم... تو خود حوا با نگاه به انسان معمولي است. بخش اول کتاب شامل سروده‌هاي مذهبي است. در بخش دوم، شاعر نگاهي به حقيقت، عرفان و زندگي دارد و در بخش سوم به اجتماع پرداخته است.

با آن که زبان در مجموعه‌هاي پيشين اين شاعر زباني روايي همراه با نوآوري‌هاي جوان‌پسند بود، در اين مجموعه شعر سعي کرده به يک تعادل در حوزه زبان دست يابد. پيش‌تر گاه توجه‌ شاعر به زبان، گاه به فرم و گاه محتوا بود. اما او به اين نکته واقف است که توجه صرف به زبان، فرم و يا محتوا آسيب جدي به شعر مي‌زند و براي همين در مجموعه جديد خود سعي کرده به تعادل لازم دست يابد.

در اين مجموعه، شاعر با توجه به موضوع‌هاي مختلف شعر يک تعادل در زبان، فرم و محتوا ايجاد کرده‌ است. البته در شعرهاي مذهبي و آييني‌ام بيشتر به فرم و زبان سنتي‌تر گرايش دارد.

شعرهاي اجتماعي و آزاد مرادي از نظر ساختار متنوع است، چرا که در اين شعرها تنوع ساختاري و استفاده از لحن‌ها و شگردهايي براي نزديک شدن زبان به زبان معيار ديده مي‌شود.

به اعتقاد منتقدان ادبي و کارشناسان، مرادي در سروده هاي روايي خويش به لحظه هايي از زندگي روزمره که با خاطرات تلخ و شيرين عجين شده است، مي پردازد، اين سروده ها برخوردار از تجربيات عيني و ملموس زندگي است که شرح و توصيف هاي ادبي شاعر نقاط تاريک و روشن آن را به نمايش مي گذارد. از طرفي شاعر با عنايت به ريشه هاي عاطفي و آهنگين سخن، از شاخ و برگ دادن صوري به کلام هم غافل نبوده، و از ابزارهاي بياني و تصويري لازم براي روشن سازي بيان خويش استفاده نموده است. وي در سروده «آلبوم» که نوعي پيوند نيز ميان ديروز و امروز ايجاد نموده است، جوهره کلام و هنر خويش را به خوبي نمايان ساخته است:«چقدر خاطره جاري است در حوالي تان/ گذشته ها که چه سبز است جاي خالي تان/ هنوز هم اي گل دسته هاي مسجد دور/ دلم خوش است به بانگ خوش بلالي تان .../ سلام مادرهايي که بوي سبزي و نان/ هنوز مي وزد از سمت بي حوالي تان.../ درود پنجره هايي که مي توانم ديد/ هنوز دنيا را از پس زلالي تان ..../ کجا رها شد اي بچه هاي بازيگوش/  حياط و شيطنت عمر نو نهالي تان؟»  (ص 121 تا 124)

 نگاه فلسفي شاعر به انسان، هستي و خالق هستي و توجه او به مسئله وحدت و کثرت يکي از ابعاد رويکرد ادبي وي را تشکيل مي دهد. در اين رويکرد خاص ادبي توجه شاعر از پس تمام قيل و قال ها، معطوف به مسئله اصلي، بنيادين و دروني هر انسان يعني ارتباط او با خالق هستي و سرچشمه آفرينش مي شود و صفحه دل را رو به سوي انوار الهي مي گشايد و نغمه اي عارفانه با معبود و معشوق الهي سر مي دهد:
من: تو
«در من مگر تو منعکسي چندي ست که دشمن اند آينه ها باتو/ اين لاشريک کيست که الامن؟ اين لااله کيست که الاتو؟/ زل مي زنيم خيره به سمت هم، از پشت پرده اي هيجان انگيز/ هر عصر در نقاب تقاضا: من، هر صبح در حجاب تماشا: تو.../ دنبال ردپاي تو مي گشتم، يک عمر در تلاقي مذهب ها/ در کفر، در يهود و در اسلام، در اشک، در دعا و مناجات و...

...
عمري است يک تفاوت نامفهوم بين من و تو جنگ به پا کرده است/ تو اعتماد مي کني اما من... من اشتباه مي کنم اما تو...» (ص 9 و 10)

 از آن جايي که يکي از ويژگي هاي هر هنرمند آگاه و توانا، تسلط و آگاهي او بر حقايق و مسايل موجود در جامعه وي است انعکاس اين مسايل نيز در قالب آثار هنري، از رسالت هاي هر هنرمند متعهدي است که اين شاعر نيز از اين اصل مهم غافل نمانده است و رسالت هنري خويش را به خوبي ايفا نموده است.
    گاه اين نگاه شاعرانه شاعر به وسعت دريا مي شود و طوفان و بندر و پدر و دريا را در ساحل چشمان خويش به نظاره مي نشيند و خود در مسير حادثه ها سوار بر قايق خيال شده و تلخ و شيرين زندگي دريايي مردان دريا را به تصوير مي کشاند:
خواب
«عمري است از عشيره هم هستند، توفان و بندر و پدر و دريا / مردان ما هميشه همين طورند پهلو به پهلوي خطر و دريا / مردان ما به وسعت يک تاريخ، جغرافياي درد زمين هستند / رودند و در مسير جاري از اوج قله تا کمر و... دريا

...
هر صبح شال حادثه مي پوشند با تور مي روند به جايي دور/ ول مي کنند خاطره هاشان را در موج موج دردسر و دريا...
بابا که رفت دريا ساکت بود آن قدر لنج رفت که کوچک شد/ کم کم شبيه نقطه ريزي شد از دور عرشه و پدر و دريا ...
بابا که رفت دريا ساکت بود تا چند لحظه بعد خروشان شد/ نزديک هاي عصر لب ساحل مادر دلش شکست و توفان شد/ يک تور پاره پاره در اين خانه هر عصر خواب دلهره مي بيند/ بيدار شو: چه خواب بدي، يک لنج از دور دست موج نمايان شد» (ص 116 تا 118)       
 يکي ديگر از مضامين اصلي اين دفتر را آموزه ها و معاني ديني و مذهبي تشکيل مي دهند. چنانچه شاعر با بياني روشن، دلنشين و تازه از زواياي مختلف به زندگي، امامت، شهادت و ارادت قلبي خويش به ائمه معصوم(ع) پرداخته است. در اين سروده ها شاعر با اشراف بر زندگي، آثار و دوران تاريخي اين معصومين، ارزش ادبي سروده خويش را دوچندان نموده است و صورتي کاربردي به آن بخشيده است که سروده «سوره سوره شکوفه» شاهد مثالي بر اين ادعاست:«روزگاري شراب هاي جهان مست چشمان عاشقت بودند/ رودهاي زلال دشت به دشت سالکان مناطقت بودند/ نام تو را ز هشتمين خنده ششمين ماهتاب تابنده/ روح نوراني اي که مغرب ها سايه بوس مشارقت بودند» (ص 36 و 37)

کتاب«تو سيب و گندم...تو خود حوا» محصول دفتر آفرينش هاي ادبي حوزه هنري است که چاپ اول(1390) آن در 200 صفحه با شمارگان 2500 نسخه، در قطع رقعي، با قيمت 4500 تومان  و با طرح جلدي از حبيب ايلون است روانه بازار كتاب ايران شده است.

 

 

 

چهارشنبه 18 مرداد 1391 - 13:29


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری