جمعه 27 مرداد 1396 - 9:44
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

گزارش

 

ميلاد بهاري

 

انگيزه‌اي جذاب ولي فعاليتي بي‌رمق

 

صادرات کتاب به عنوان يک کالاي فرهنگي در سال توليد ملي

صادر کردن کتاب، انگيزة‌ جذابي براي ناشران کشور است و کمتر مدير نشري هست که به صادرات کتاب به کشورهاي ديگر بي‌ميل باشد. ولي صادرات کتاب مانند ساير کالاها و اقلام نيست و شرايط خاص و روند پيچيده‌تري دارد. به هر حال کتاب يک کالاي فرهنگي است. کالايي که قرار نيست فروخته و از سوي خريدار مصرف شود. بلکه قرار است از طريق آن انديشه و ديدگاهي عرضه شود. بنابراين، در قدم اول بايد به محتوايي که عرضه مي‌شود توجه کرد. ناشر داخلي بايد به اين واقعيت واقف باشد که اگر قرار است توليداتش صادر شود، بايد در اولين گام محتوايي متناسب با نياز مخاطب خارجي داشته باشد. يعني اگر قرار است کتابي در کشورهايي چون چين يا هند و... عرضه شود، بايد محتوايي متناسب با فرهنگ آن مرز و بوم داشته باشد. نو و خلاقانه بودن محتواي اثر توليد‌شده و همچنين جهانشمولي آن از ويژگي‌هايي است که منطقة جغرافيايي خاصي نمي‌شناسد. مخاطب جهاني نيازمند حرف نو و جديد است؛ نيازمند اين است که محتواي اثر خلاقانه باشد و نويسندة اثر به باورپذير بودن و احساس نزديکي و همذات‌پنداري محتواي اثر با مخاطبش توجه کند و اين هيچ ربطي به يک کشور خاص ندارد و در همة دنيا مشترک است.

برخي از ناشران و مديران نشر کشور دليل نبود صادرات کتاب را نپيوستن ايران به قوانين بين‌المللي و نبود سازوکار و حمايت دولتي و... مي‌دانند. ولي اين مسئله نمي‌تواند دليل محکمه‌پسندي باشد. به نظر مي‌رسد مهم‌ترين دليل، ناآشنا بودن ناشران با فضاي نشر جهاني و سازوکارهاي مربوط به آن‌ است. مثلاً چند درصد ناشران کشور توانسته‌اند با ناشران بين‌المللي و آژانس‌هاي ادبي که در زمينة توليد و عرضة اثر در مقياس جهاني فعاليت مي‌کنند، ارتباط برقرار کنند؟ چند درصد ناشران کشور توانسته‌اند توجه بازار کشورهاي فارسي‌زبان و مخاطبان بي‌شمار اين کشورها را جلب کنند؟ مورد مشخص‌تر اينکه هم‌اکنون ايرانيان بي‌شماري در اقصي نقاط جهان زندگي مي‌کنند، ولي چند ناشر ايراني آن‌ها را مدنظر قرار داده‌اند؟ در حالي که توجه به مخاطب ايراني مقيم خارج نيازمند سازوکار خاصي نيست؛ به ترجمة آثار و مخاطب‌سنجي و نيازسنجي نياز ندارد. مخاطب ايراني همانند مخاطب داخل کشور نيازهاي يکساني دارد و مي‌تواند به‌راحتي از کتاب‌هاي فارسي‌زبان استفاده کند.

بنابراين، اگر قرار است در زمينة صادرات کتاب فعاليت بنياديني صورت گيرد ابتدا بايد نگرش‌ها را تغيير داد. ناشران کشور در نخستين قدم بايد با ناشران ساير کشورها گفت‌وگو کنند و از سليقه‌هاي يکديگر مطلع شوند؛ آنگاه کتاب‌هاي مورد نظر را ترجمه و براي يکديگر ارسال کنند. براي نمونه آنچه براي ناشران خارجي اهميت دارد اين است که بدانند نويسندة اثر چه ويژگي‌هايي دارد، چه اثري خلق کرده و جهان‌بيني‌اش چيست.

هر چند منکر اين واقعيت نيز نمي‌شويم که جهاني کردن آثار ايراني به توجه جدي دولت نياز دارد. کشورهايي چون ترکيه، هند، چين و... براي انتقال و آموزش فرهنگ و زبانشان، هزينه مي‌کنند. ساير کشورهاي جهان نيز به اين مسئله توجه دارند و سرمايه‌گذاري‌هاي هنگفتي در زمينة صادرات کتاب انجام مي‌دهند و بنابراين شايسته است که نهادهاي فرهنگي دولتي نيز به اين مسئله توجه کنند و حتي مي‌توانند با معرفي ناشران به بانک‌ها، وام در اختيارشان بگذارند تا بتوانند در اين عرصه فعاليت کنند.

صادرات کتاب شايد کم‌رنگ‌ترين جلوه از واقعيت کتاب باشد زيرا وقتي صحبت از صادرات مي‌شود به ناچار مفاهيمي چون نياز، بازار، تجارت، و مفاهيم مرتبط با کالا به ذهن خطور مي‌کند. صادرات کتاب ابعادي چون ترجمه، فرهنگ، وضعيت مطالعه، سياست، فرهنگ، و بسياري از مفاهيم مرتبط با انديشه را در بر مي‌گيرد. به همين دليل موضوعي پيچيده و پر سؤال است. انصاريان يکي از انتشاراتي است که در طول دو دهه فعاليت خود و حمايت‌هاي دولتي توانسته است در موضوع صادرات کتاب تجاربي بيندوزد. اين انتشارات با هدف اطلاع‌رساني دربارة فعاليت‌هاي فرهنگي سراسر کشور و جهان خارج، انعکاس فضاي فرهنگي حاکم بر جمهوري اسلامي ايران به ديگر ممالک اسلامي به سه زبان فارسي و عربي و انگليسي، و توليد جريان‌هاي فکري و اعتقادي در حوزه‌هاي مختلف با محوريت فرهنگ اسلامي در سراسر جهان اقدام مي‌کند.

محمدرضا بهاري؛ مدير توليد کتاب انتشارات انصاريان، مي‌گويد: کتاب در همة دنيا مشتري دارد. معمولاً رايزن فرهنگي سفارت ايران در کشورهاي ديگر نيازسنجي مي‌کند و شرايط را فراهم مي‌آورد. سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي يا مجمع المصطفي اين موضوع را پيگيري مي‌کند و به تبع آن انتشارات انصاريان کتاب‌هاي مورد نياز را به کشور مقصد مي‌فرستد؛ مثلاً مدرسه‌اي در يکي از کشورهاي افريقايي صد عنوان کتاب درخواست کرد و ما از طريق پست هوايي کتاب‌ها را فرستاديم.

بهاري اذعان مي‌کند: تاکنون با کشورهاي همسايه و افريقايي و امريکايي در ارتباط بوده‌ايم. همچنين به صورت مستقيم با مؤسسة امام خويي در امريکا در ارتباط هستيم و به آنجا کتاب مي‌فرستيم. معمولاً از طريق ايميل و نامه از اين انتشارات درخواست کتاب مي‌شود.

وي دربارة موانع پيش روي صادرات کتاب مي‌گويد: قيمت کاغذ بالا رفته است. کتابي که تا سه سال پيش به قيمت 5 دلار فروخته مي‌شد قيمت آن اکنون به 12 دلار افزايش يافته است. پارسال هر بند کاغذ 30 ‌هزار تومان بود. الآن قيمت هر بند کاغذ به 64 هزار تومان رسيده است. چهار سال پيش هزينه‌هاي پست هر پنج کيلو به صورت هوايي 30 ‌هزار تومان بود. الآن به 110 هزار تومان رسيده است. اگر در کشورهاي خارجي کساني که تشنة نهج‌البلاغه هستند بخواهند آن را دريافت کنند امروزه با مشکلاتي روبه‌رو مي‌شوند.

مدير توليد کتاب انتشارات انصاريان در پاسخ به اين سؤال که چرا از شيوه‌هاي نوين براي صادرات استفاده نمي‌کنيد، اظهار مي‌دارد: بسياري از افراد دوست دارند کتاب را در قفسة کتابخانه داشته باشند. به همين دليل است که به کتاب الکترونيکي رغبت کمتري نشان مي‌دهند و نشر الکترونيک نمي‌تواند به‌تنهايي جوابگو باشد. همچنين به دليل اينکه انتشارات انصاريان يک پايگاه فرهنگي است، از سراسر دنيا نامه مي‌آيد و در جواب اين نامه‌ها بايد به صورت اهدايي کتاب ارسال شود. چه‌بسا کساني به وسيلة همين کتاب‌هاي ارسالي مسلمان و شيعه شوند.

وي پيشنهاد مي‌کند که دولت بهترين مترجم‌ها را معرفي کند تا آثار به بهترين نحو ترجمه شوند و تأثيرگذاري آن‌ها در کشورهاي مقصد بالا برود.

بيشترين مشکلات در قسمت گمرک است. هزينه‌هاي انتقال تا 60 درصد بالا رفته است. هزينة کاغذ 120 درصد شده است

حسين قنبري؛ مدير انتشارات ارسطو، مي‌گويد: حدود 30 هزار کتاب از سال 1388 تا 1390 به کشورهاي مختلف صادر شد؛ که افغانستان، تاجيکستان، آلمان، و امريکا جزء بيشترين مشتريان بودند. اين کتاب‌ها بيشتر در حوزة ادبيات بوده است.

وي اظهار مي‌دارد: قبلاً يارانه به انتشارات مي‌دادند و طبق آيين‌نامه حق صدور کتاب وجود نداشت؛ اما از زماني که يارانه برداشته شد مشکل حل شده است.

مدير انتشارات ارسطو مي‌گويد: بازخوردهاي مثبتي از افغانستان و تاجيکستان داشتيم و اين بازخوردها از طريق رابط‌هاي فرهنگي انجام مي‌شود. از طريق رايزني و سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي همکاري‌هايي نيز انجام شده است.

مديرعامل سامانة اطلاع‌رساني چاپ و نشر ايران اذعان مي‌کند: در مزار شريف رابط فرهنگي داريم و به‌خوبي مي‌توانيم براي کتاب‌هاي ايران بازار پيدا کنيم. همچنين تاکنون 10 هزار جلد به افغانستان، 17 هزار جلد به تاجيکستان، 1500 جلد به آلمان، و 700 جلد به امريکا کتاب صادر کرده‌ايم.

وي دربارة مشکلات صادرات کتاب مي‌گويد: بيشترين مشکلات در قسمت گمرک است. هزينه‌هاي انتقال تا 60 درصد بالا رفته است. هزينة کاغذ 120 درصد شده است. با اين حال براي آينده در نمايشگاه‌ها برنامه داريم. تاکنون از کتاب‌هايي که صادر کرديم کتاب برگشتي نداشتيم و اين نقطة اتکايي براي ما و اميدوارکننده است.

بر اساس آمار گمرک جمهوري اسلامي ايران در سال 1390، مقدار 6/2 هزار تن کتاب، بروشور، جزوه، و مطبوعات چاپ شده به ارزش 28 ميليون دلار به کشورهاي خارجي صادر شده است. اما با توجه به گفته‌هاي ناشران و مسئولان، آمار صادرات کتاب ايران در حد بسيار پاييني است و اين آمار به‌‌هيچ‌وجه نمي‌تواند آمار صادرات کتاب را مشخص کند. البته اين آمار در بيشتر کشورها ابهام دارد؛ زيرا در صادرات آن کشورها همه نوع چاپ را ـ اعم از بروشور، جزوه، مطبوعات تبليغاتي، و ... ـ با هم حساب مي‌کنند. بنابراين کتاب در ذيل چاپي‌ها تعريف مي‌شود و آمار صادرات کتاب در هاله‌اي از ابهام باقي مي‌ماند. با اين حال مي‌توان با تحقيق و پژوهش از انتشاراتي‌هاي يک کشور آماري نسبي از صادرات را به دست آورد.

در کشاکش گراني کاغذ و هزينه‌هاي بالاي گمرکي و همچنين فشارهاي اقتصادي در بيشتر نقاط دنيا، مديرعامل انتشارات الهدي از تدوين شيوه‌نامة حمايتي اين مؤسسه براي ناشران کشور، به منظور ارائة کتاب به اين مؤسسه، براي بازاريابي و فروش در خارج از کشور، خبر داد.

امين متوليان مي‌گويد: وقتي کتاب براي خارج از کشور توليد مي‌شود، انتشارش هم تجربه مي‌خواهد و هم ظرافت‌هايي را مي‌طلبد که ناشي از فعاليت نشر در خارج از کشور است. شايد خيلي از ناشران خصوصي و حتي دولتي با توجه به گرفتاري‌هاي نشر اين فرصت را نداشته باشند که تجربياتي را کسب کنند. ما در اين موارد وارد مي‌شويم و به آن‌ها کمک مي‌رسانيم. در ساير موارد نيز رويکردمان حمايت از ناشران و معرفي آن‌ها به بازار خارج از کشور است.

مديرعامل انتشارات بين‌المللي الهدي بر اين باور است که انتشارات الهدي مي‌تواند اين امکان را فراهم سازد که آثار و فعاليت‌هاي ناشران خصوصي در مراکز فرهنگي خارج از کشور معرفي شود و به آن‌ها کمک ‌کند از طريق رايزني‌هاي فرهنگي ايران در شصت کشور دنيا بتوانند فعاليت خود را عرضه کنند.

وي اذعان مي‌کند: وظيفة اصلي‌ ما در حوزة بازرگاني خارجي است؛ يعني کتاب مناسب را در بازار داخلي شناسايي کنيم و به شيوة مناسب به بازار خارج از ايران ارائه ‌دهيم. اين کار گاهي مستلزم ترجمه است و گاهي هم، به دليل تشابه زباني، نيازي به ترجمه نيست. با اين حال بيشتر کشورها در حدود 2 هزار نسخه به فرهنگ ايراني و توليدات آن‌ها رغبت دارند.

متوليان، با اشاره به کيفيت کتاب‌هاي ايراني، مي‌افزايد: ما در زمينة خريد آثار ناشران داخلي از سوي کشورهاي خارجي نيز حمايت مي‌کنيم؛ به شرط آنکه استانداردهاي لازم براي ارائة کتاب ايراني به خارج از ايران حفظ شود. گاهي ناشران خودشان به صادرات کتاب اقدام مي‌کنند؛ اما چون سراغ ناشر و مترجم درجه يک نمي‌روند، کار مؤثري انجام نمي‌شود. در حالي که الهدي به واسطة ارتباطي که از طريق رايزني‌هاي فرهنگي با نخبگان نشر در جهان ايران دارد مي‌تواند مشخص کند که چه کتابي با چه شرايطي، اگر ترجمه شود، مي‌تواند بازار مناسبي داشته باشد.

بنا بر تحليل‌هاي رايج، زبان مي‌تواند نقش بسيار مهمي در ترويج فرهنگ و همچنين صادرات کتاب باشد و از آنجايي که ايران در همسايگي کشور افغانستان است، کشوري که هنوز از زير آوارهاي جنگ نتوانسته است کمر راست کند، ايران مي‌تواند براي صادرات کتاب به اين کشورِ دوست و هم‌زبان و هم‌مذهب بيشترين تلاش را انجام دهد. در کشور تاجيکستان نيز، که به‌تازگي به زبان فارسي روي آورده است و تلاش‌هاي زيادي براي رسمي کردن اين زبان مي‌کنند، مي‌توان از شرايط موجود به‌خوبي استفاده کرد و فضا را براي گسترش ادب و فرهنگ ايراني و اسلامي مهيا کرد. به باور بعضي تحليلگران، اگر حرکتي انجام نشود، مؤسسات انگليسي و امريکايي، که روز به روز بر تعداد خود در افغانستان مي‌افزايند، نبض فرهنگ را در دست خواهند گرفت؛ همان‌گونه که بريتانيا در هندوستان زبان فارسي را به پرتگاه فراموشي سپرد.

سيد حسن ميرکريمي؛ مدير انتشارات «شرکت چاپ و نشر بين‌الملل» است. اين شركت از سال 1362 در عرصه داخلي و خارجي فعال بوده، و از فعاليت‌هاي آن مي‌توان به ترجمه پانصد عنوان كتاب از استاداني مانند علامه طباطبايي، شهيد مطهري، شهيد بهشتي و ديگران به زبان‌هاي خارجي و چاپ قرآن كريم به زبان انگليسي، روسي، چيني و نيز حضور در نمايشگاه‌هاي كتاب در خارج از كشور از جمله حضور در نمايشگاه‌هاي عراق و كويت در سال 1384 و نمايشگاه كويت و عربستان در سال 1385 اشاره كرد.

وي «نحوه انجام ترجمه متون» را به عنوان يکي از اساسي‌ترين مشکلات ورود به اين بازار مي‌داند و با استناد به تاکيد مقام معظم رهبري بر لزوم ترجمه صحيح متون مي‌گويد: توانايي حفظ اصالت ترجمه يکي از اصولي است که مترجم آثار ايراني به زبان‌هاي ديگر بايد در آن تبحر لازم را داشته باشد. براي انجام  اين مهم لازم است تا ناشر مترجمي را بيابد که عميقا با اصطلاحات فرهنگي کشور ديگر آشنا باشد و اين خود مستلزم صرف هزينه است.

مدير انتشارات «شرکت چاپ و نشر بين‌الملل» معتقد است که يافتن مترجم مناسب براي آثار ايراني نيازمند چانه‌زني و گفت‌گو است. در اين زمينه بايد جرياني حرفه‌اي وارد عمل شود تا بتواند ضمن تربيت مترجمان حرفه‌اي آن‌ها را بدون کسب هزينه‌اي به ناشران ايراني معرفي کند.

ميرکريمي با اشاره به انتشار کتاب «قيام مختار» از سوي انتشارات شرکت چاپ و نشر بين الملل در کشور‌هاي عربي گفت: براي انتشار «قيام مختار» در کشور‌هاي عربي اين نوشتار را سه بار ترجمه کرديم و ويرايش اين اثر را به ويراستار لبناني سپرديم. همچنين رسم الخط اين کتاب تحت نظر ناشران عربي صورت گرفته است. مسير انتشار اين اثر بسيار هزينه بالايي را در بر داشت که کمتر ناشر ايراني مي‌تواند از پس آن بر بيايد.

وي افزود: ما کتاب «قيام مختار» را با اين کوشش ‌ها به بازار هدف رسانديم اما بايد دانست که با اين تک گل‌ها بهار نمي‌شود. به اين معني که انتشار آثار ايراني به شيوه آن‌چه براي کتاب «قيام مختار» به انجام رسيد، کاري بدون صرفه اقتصادي است. بنابر اين ناشران ايراني رغبتي براي حضور در بازار بين‌المللي نمي‌يابند.

به نظر مي‌رسد که حضور در بازار نشر بين‌المللي همانند ساير فعاليت‌هاي اقتصادي نوپا در کشورمان نيازمند حمايت دولتي است. موسسه‌ها و نهاد‌هاي دولتي چندي است که با حمايت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي اقدام به برپايي نمايشگاه در ساير کشور‌ها کرده‌اند هرچند اين حضور اندک و اغلب با کم اقبالي روبرو بوده است، اما مي‌توان به چشم روزنه‌اي براي نفوذ در اين بازار بين‌المللي به‌ اين حضور نگريست.

ميرکريمي درباره چگونگي حضور کشورمان در نمايشگاه‌هاي بين‌المللي معتقد است: تاکنون شرکت در نمايشگاه‌هاي بين‌المللي براي کشورمان تنها جنبه نمادين داشته است. معتقدم که ناشر ايراني آن‌قدر توانايي مالي ندارد که بتواند به‌طور مستقل به توليد محتوا در عرصه بين‌المللي دست بزند بر اين اساس لازم است تا چندين ناشر به صورت هماهنگ وارد عمل شوند تا هر يک با ارايه چند اثر مستقل بتوانند غرفه ايران را در نمايشگاه‌هاي بين‌المللي رونق ببخشند.

ميرکريمي نحوه ورود ايران در نمايشگاه‌هاي بين‌المللي را مناسب نمي‌داند و در اين باره مي‌گويد: کشور‌هاي عربي براي شرکت در نمايشگاه‌هايشان بسيار حرفه ‌اي عمل مي‌کنند آن‌ها با تشکيل سنديکاي مشخص، آثارشان را ارزانتر به اين نمايشگاه‌ها منتقل مي‌کنند (هر کارتن يک دلار). اين در حالي است که ناشر ايراني مجبور است براي انتقال هر کيلو کتاب، يک دلار بپردازد. ما در کشورمان نياز به نشکيل نهادي دولتي نداريم. زيرا نهاد‌هاي مختلفي مانند «مجمع ناشران جهان اسلام» تاکنون با حمايت‌هاي دولتي به ثبت رسيده‌اند اما نتوانسته‌اند به اهداف از پيش تعيين شده خود دست يابند. ما در اين زمينه نيازمند تشکلات بروکراتيک هستيم که بتوانند با سرمايه‌گذاري مناسب، عوايد خوبي را نصيب ناشران ايراني کنند و از اين راه بر اشتياق حضور آنان در عرصه بين‌المللي بيافزايند.

فتح‌الله فروغي مسوول کميسيون آموزش اتحاديه ناشران و کتابفروشان با تاييد اين‌که ناشران براي ورود به عرصه بين‌المللي نيازمند تشکل يا سنديکاي مشخصي‌اند، تاسيس چنين نهادي را کافي نمي‌داند و گويد: دولت و معاونت فرهنگي وزارت ارشاد اسلامي نيز بايد در اين زمينه از ناشران حمايت کنند و از طريق بودجه خاصي مراسلات بين‌المللي کتاب را حمايت کنند.

حضور در گستره جهاني براي هر گونه فعاليتي اعم از اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي، به درک و پذيرش قوانين آن حوزه در عرصه بين المللي وابسته است. ازاين منظر پيوستن به كنواسيون برن براي حمايت از آثار ادبي و هنري و نيز پذيرش حق مولف و ناشر از سوي کشورمان مي‌تواند در فضاي مناسبي را براي ناشران کشورمان در صحنه جهاني فراهم آورد.

فتح‌لله فروغي در اين‌ باره مي‌گويد: رعايت حقوق مولف و ناشر  سبب به رسميت شناخته شدن کشورمان از سوي کشور‌هاي ديگر مي‌شود. اکنون کتاب‌هاي خارجي بدون پرداخت هيچ‌گونه حق مولفي در کشورمان ترجمه و منتشر مي‌ود که همين امر سبب بي‌اعتمادي به ناشران کشورمان در سطح بين‌المللي شده است. ما در سايه رعايت قوانين است که مي‌توانيم در اين عرصه حرفي براي گفتن داشته باشم.

مدير مسوول انتشارات «شورا» با بيان اين‌که نشر ديجيتال آثار مکتوب هم از اين قاعده مستثنا نيست مي‌افزايد: از اين روي قانون حقوق مولفان و مصنفان تدوين شده در سال ۱۳۴۸ کشورمان هم نيازمند بازنگري است.

بسيار پر واضح است که هر فرهنگي مختصات ويژه خود را دارد. بر اين مبنا، ورود به عرصه بين‌المللي، محتوايي بين‌المللي را مي‌طلبد و در واقع آثاري توان رقابت در حوزه جهاني را مي‌يابند که نويسندگان آن دغدغه‌اي فرا مليتي داشته باشند.

مير کريمي در اين باره مي‌گويد: هر فرهنگي اقتضائات خاص خودش را دارد اما به طور کلي مي‌توان کفت که مفاهيم انساني همواره از سوي مردم جهان با استقبال روبرو بوده است. کتابي مانند «دا» توانسته است اين قابليت را بيابد. در واقع امکان انتقال تجربه نويسندگان به يکديگر حايز اهميت است. نويسنده ايراني اگر مي‌خواهد براي نوجوان بنويسد، بايد مشکلات نوجوانان دنيا را مدنظر قرار دهد تا بتواند اثري قابل اعتنا در سطح بين‌المللي ارايه دهد.

فروغي نيز در اين باره با اشاره به حضور ضعيف کشور ترکيه در نمايشگاه فرانکفورت در سال ۲۰۰۵ مي‌گويد: با حمايت‌هايي که از سوي دولت ترکيه از ناشران اين کشور صورت گرفت، اين کشور حضور قابل قبولي در نمايشگاه سال گذشته فرانکفورت داشت. حضور ناشر در نمايشگاه‌هاي بين‌المللي هزينه زيادي در بر دارد. بايد از سوي معاونت فرهنگي ارشاد زمينه‌‌اي براي بازديد ناشران از نمايشگاه‌هاي بين‌المللي فراهم شود تا ناشران از اين راه علاوه بر اين‌که بر دانش خود براي خضور در عرصه بين‌المللي مي‌افزيند، بر کيفيت آثارشان را نيز براي عضه در سطح بين‌المللي بيافزايند.

اما از سوي ديگر محمد اللهياري فومني؛ مدير کل اداره کتاب وزارت فرهنگ وارشاد اسلامي در اين باره معقتد است: يکي از موانع صادرات کتاب، مشکل کپي‌رايت است و هرگاه ما بخواهيم به کشورهاي ديگر کتاب صادر کنيم، آن‌ کشورها بنا به قانون نشر، از ما حقِ اثر را مي‌خواهند. دومين مشکل را بايد در نحوة توزيع کتاب دانست. ما هنوز سيستم توزيع کتاب موفقي نداريم و هنوز از شيوه‌هاي سنتي استفاده مي‌کنيم. اين در حالي‌ست که ما مي‌توانيم با توجه به فرهنگ کهن خود، آثار ادبي و فرهنگي را ارسال کنيم که مخاطبان ما، ايرانيان خارج از کشور، کشورهاي فارسي‌زبان و کشورهايي هستند که پيشينة مشترک فرهنگي با ما دارند. ما براي صادرات کتاب بايد با ناشران بين‌المللي همکاري کنيم و براي توسعة اين حوزه، ‌بايد پل‌هاي ارتباطي برقرار شود.

البته اللهاري از قابليت‌هايي که بايد يک کتاب داشته باشد تا بتوان روي صادرات آن کار کرد نيز بحث‌هايي دارد. وي در اين باره مي گويد: کتاب بايد هم از لحاظ چاپ و هم از لحاظ محتوا، قابليت صدور داشته باشد و اين نيازمند حمايت دولت‌ها و همکاري انتشاراتي‌هاست. و چون صادرات کتاب، يک فعاليت اقتصادي است و با توجه به اينکه براي ما ايراني‌ها فعاليت برون‌مرزي کتاب، فعاليت جديدي است، ‌بايد افق صادرات کتاب را در دنيا رصد کنيم، افق بين‌المللي صادرات را اصلاح کنيم و از آنجا که کتاب‌هاي ايراني داراي مزيت نسبي هستند، ‌بايد هر چه زودتر وارد عمل شد.

مديرکل اداره کتاب ارشاد در پايان، درباره حمايت‌هاي ارشاد از اين امر مي‌گويد: برخي از آيين‌نامه‌هاي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي در زمينة حمايت از کتاب صورت گرفته که قابليت اجرايي دارد. هر چند در دوره‌اي مورد توجه بوده و ممکن است در دورة ديگر حمايت چنداني نشده باشد. اما اين پتانسيل در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي وجود دارد. اگر بتوان به يک راهبرد مؤثر رسيد و دستگاه‌هاي دولتي و خصوصي با هم تعامل داشته باشند، صادرات موفقي خواهيم داشت. علاوه بر اين، بايد بازارهاي هدف را کاملاً شناسايي کرد. به نظر من ناشران در کشورهاي عربي و در حوزة شعر و ادبيات مي‌توانند فعاليت کنند. همچنين در بعضي از کشورها در حوزه‌هاي علمي داراي مزيت نسبي هستيم و توانايي فعاليت داريم و اين امتياز بزرگي است. در حوزة ايران‌شناسي و هنر نيز ناشران قدرت صادرات دارند. بنابراين، اگر باور داشته باشيم که ايران مي‌تواند در حوزة کتاب، نگاه بين‌المللي داشته باشد، راه تا اندازه‌اي هموار مي‌شود. البته گمرک هم بايد در زمينة تعرفه‌ها کمک کند.

 

 

چهارشنبه 18 مرداد 1391 - 12:22


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری