پنجشنبه 27 مهر 1396 - 9:4
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

فرهنگي و هنري

 

حسين آرياني

 

نهاده شدن در فضايي بي پايان

 

آشنايي با اصطلاحات سينمايي 1 : «پن»(pan)

1-توضيح اصطلاح:

پن حرکت افقي دوربين از چپ به راست و يا بالعکس، روي پايه ثابت را گويند. حرکتي شبيه کسي که ثابت ايستاده و سرش را از چپ به راست (يا بالعکس) حرکت مي دهد و افق را از زير نظر مي گذراند.

پن به منظور نگاه اجمالي به صحنه و تعقيب حرکت شخصيت ها در يک لوکيشن محدود شده، مورد استفاده قرار مي گيرد.

نماهاي معرف غالبا چرخش هاي افقي دوربين و گهگاه چرخش هاي عمودي دوربين را با هدف ارائه يک منظر گسترده تر از محيط، دربردارند.

دوربين در تعقيب حرکات شخصيت، مي تواند با چرخش افقي قدم زدن بازيگر را در طول اتاق دنبال و سپس هنگامي که بازيگر برروي يک مبل راحتي مي نشيند به طرف پايين تيلت(حرکت عمودي دوربين روي پايه ثابت) کند.

حرکات افقي و عمودي دوربين به کارگردان اجازه مي دهد که يک صحنه يا رويدادي تعقيبي را به طور کامل بدون تدوين ( در غير اين صورت ممکن است حس صحنه از بين برود) را به تصوير بکشد.

پن ها مي توانند در نماهاي ذهني به عنوان چشم هاي يک شخصيت عمل کنند و براي مثال طول يک اتاق يا لوکيشن خارجي را بپيمايند.

2- پن 360 درجه، تمهيدي زيبا:

پن 360 درجه را کم و بيش در فيلم ها ديده ايم. اين حرکت دوربين کاربرد هاي متفاوتي دارد. يک نمونه از آن که بيشتر رايج است، استفاده از آن از زاويه ديد افراد(نماي نقطه نظر) به هنگام چرخش 360 درجه اي آنهاست و البته پن کاربردهاي ديگري نيز دارد. نگارنده دو نمونه کاربرد متفاوت از اين تمهيد را که زيبا يافتم در اين جا مي آورم:

در فيلم آينه(تارکوفسکي) به ياد بياوريم پلان-سکانس(نما-فصل) آتش گرفتن خانه همسايه را. تارکوفسکي توسط اشياء، طبيعت و انسان فضايي شگرف و پرعظمت ترسيم مي کند.

در اين پلان-سکانس، مادر ابتدا از آتش سوزي با خبر مي شود. او و سپس بچه ها از کادر خارج مي شوند. ما با ميز تنها مي مانيم. گلداني از روي ميز به زمين مي افتد؛ دوربين به طرف چپ پن مي کند. مي رسيم به آينه و تصوير خانه در حال سوختن و بچه هاي ناظر بر حادثه در آينه.

 سپس مرد همسايه پسرش را صدا مي کند، دوربين دوباره به طرف چپ پن مي کند. همراه پسرک از در مي گذريم و با حادثه روبرو مي شويم. مادر و ديگران آرام و در سکوتي پرمعنا به گستره اي از آتش چشم دوخته اند.

اين جا که آتش فضايي نامتناهي و عظيم مي آفريند به آرمان معنوي سينماي تارکوفسکي دست مي يابيم: «کسي را در فضايي بي پايان نهادن، او را با آدمياني بي شمار که هر دم به او نزديک و دور مي شوند رو يا رو کردن، آدمي را به تمامي جهان مرتبط ساختن.»

نمونه دوم را در اپيزود دوم فيلم دستفروش(1365) مي بينيم؛ در صحنه اي که پسر عقب افتاده(مرتضي ضرابي) بر روي صندلي خوابش مي برد؛ با يک پن 360 درجه از شب به صبح ميرسيم: در ابتدا پسر را مي بينيم، سپس دوربين به سمت راست پن مي کند؛ در تاريکي فرو مي رويم و در اين فضاي تيره و تاريک و خوابزده با پسر سهيم مي شويم(گويي در تجربه خواب با او همراه بوده ايم). و در انتها به پنجره مي رسيم که نور صبح از آن داخل شده است و ما در حقيقت صبح را همراه با پسر آغاز کرده ايم.

3-سوئيش پن: واقعيت + رويا:

يکي از کاربرد هاي پن 360 درجه استفاده آن از زاويه ديد کاراکترها به هنگام تنگناي ذهني آنهاست. مانند اين است که آنها در شرايط دشوار دچار سرگيجه اي مجازي شده اند. نمونه اي از اين تمهيد را در سکانس پاياني بوي کافور، عطر ياس(1378) مي بينيم که البته در انتها جلوه اي بيش از يک نماي نقطه نظر(p.o.v) پيدا مي کند.

 اين فصل از جايي آغاز مي شود که بهمن فرجامي- کارگردان سينما که بيمار و در انتظار مرگ است از بستر سحرگاهي بر مي خيزد و کلاغي در حياط خانه اش او را خطاب قرار مي دهد که مرگش فرا رسيده است.

او شتابان به داخل خانه باز مي گردد و مي بيند جسدش در رختخواب است و خدمتکار خانه هم بر بالينش زاري مي کند. به ياد فيلم هايي مانند روح(جري زوکر) مي افتيم که روحي با پيکر بي جانش روبه رو مي شود. پس آيا فيلم وارد وادي متافيزيک شده و روحي بر بالين جسمش حاضر شده است؟

سپس فرجامي در مراسم ترحيم خودش شرکت مي کند و مي بيند همه چيز برخلاف ميل او تدارک ديده شده است.  ترمه گرانقيمت روي پيکرش تبديل به پارچه اي ارزان قيمت شده، گل هايي که از آن نفرت دارد مجلس را آراسته است و...

فرجامي در ميان و حضار در اطرافش قرار دارند. سپس دوربين از ديد فرجامي با يک پن 360 درجه به خوبي در تنگنا بودنش را القا مي کند که بعد تبديل مي شود به سوئيش پن(swish pan) (پن 360 درجه با سرعت بالا) که معمولا در انتقال ميان نماها مانند برش عمل مي کند و در اين جا با کارکردي متفاوت به خوبي سرگيجه فرجامي را در اين شرايط ناگوار نشان مي دهد. سوئيش پن قطع مي شود به فرجامي که فرياد مي زند: کات! آيا همه اين مراسم ترحيم ساختگي است و فرجامي سر صحنه فيلمبرداري است؟

بعد که فرجامي به تلفن پسرش پاسخ مي دهد و باز مي گردد و مي بيند که مراسمي در کار نيست، تماشاگر در مي يابد که همه چيز را در کابوسي فليني وار ناظر بوده است. کابوسي که در آن واقعيت و رويا، سينما و زندگي روزمره از هم قابل تفکيک نيست و اين کيفيتي است که اين پن 360 درجه و سپس سوئيچ پن را، از يک نماي نقطه نظر معمولي به مفهومي مهم که اتفاقا جوهره سينما هم هست ارتقاء مي دهد.    

 

 

چهارشنبه 18 مرداد 1391 - 12:19


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری