يكشنبه 30 مهر 1396 - 2:46
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

گفتگو

 

محمد عصاريان

 

احساسات مهمترين عنصر داستاني زنان است

 

گفتگو با راضيه تجار

زنان در طول چندين دهه توانسته­اند موقعيت خود را در عرصه ادبيات ايران به جايگاه تثبيت شده­اي برسانند آنان در حوزه­ي داستان به خصوص ادبيات داستاني کودکان و نوجوانان، رمان، نمايشنامه و فيلم نامه آثار پرباري را ارائه کرده­اند که به رقابت با آثار مردان مي­پردازند گفتني­تر اينکه بيشتر اين آثار نشانه­اي از دفاع از موجوديت جنسيت و هويت ملي و فرهنگي و ديني و علمي زنان در کنار و يا برابر مردان است. بنابراين بايد اعلام کرد که زنان داستان نويس امروز ايران سهم ارزشمند و درخور توجهي از داستان نويسي امروز جهان را به خود اختصاص داده­اند و آثارشان از هر حيث شايسته­ي توجه و ترجمه و نقد و تجزيه و تحليل است داستان نويسي زنان علاوه بر پيوندي که با عرصه­ي ادب به طور کلي دارد از سوي ديگر نشانه بسيار مهمي از تحولات اجتماعي فرهنگي و انساني بسيار عميقي است که در صد سال گذشته در عرصه زندگي زنان در ايران رخ داده است تحولي همراه با تلاطماتي گاه خشن، گاه بالنده گاه حقير وگاه گشاينده زنان داستان نويس ايراني به شيوه و سبک امروز از سال 1320 پديد آمدند و آثار نخستين آنها اسير کليشه­هاي ادبيات مردانه بود با اين تفاوت که آنان (زنان) بسيار نگران­ترند و دائماً زنگ اخلاق را به صدا درمي­آورند نخستين داستان نويسان زن هدف داستان نويسي را تربيت و تهذيب اخلاق مي­دانستند تا همچنان خود را از خطرهائي که در پيرامونشان هست آگاه بسازند.

راضيه تجار فرهنگي بازنشسته، مدرس داستان نويسي، دبير انجمن قلم، عضو شوراي هنر و مسئول جلسات نقد و بررسي داستان سه شنبه­هاي حوزه هنري است خودش مي­گويد: شيفته­ي ايران و زادگاهم تهران دوستدار کار و فعاليت، عاشق خدا و چهارده نور ازلي و باورمند به جهاني حقيقي سواي اين جهان و معتقد به پيش رو بودن داستان نويسي زن و زنان در آينده­اي نه چندان دور هستم.

دغدغه او مسائل زنان و دلمشغولي آنها است و اين مهم در داستان­هايش ظهور و بروز پيدا مي­کند قطعاً هر آنکس که گرايشي به ادبيات داستاني و يا دستي به قلم داشته باشد راضيه تجار را مي­شناسد.

- احساس مي­شود زن­ها در نوشتن رمان­هاي پرخواننده از مردان موفق­تر بوده­اند؟

اين بستگي به نوع نگاه زنان داستان نويس به اين حوزه­ي فني و خاص را دارد. به نظر مي­رسد زنان در کاربرد عناصر داستان به خصوص مباحث توجه به تخيل و استفاده از ابزارهاي رنگ پردازي، عطر و طعم، استفاده از عنصر عشق و احساس بسيار بيشتر از مردان موفق بوده­اند.

- شايد اين نوع بيان نويسنده را از طرح موضوعات و پرداخت جدي داستان دور مي­کند.

البته بايد توجه کرد که زنان کلاً و اصولاً به صورت ذاتي اين نوع نگارش داستان را مي­پسندند. اين قشر بيشتر به ادبيات عامه پسند و غيرجدي روي مي­آورند اين برگرفته از ذات هنري زنان است البته زناني هم هستند که مسير جدي را انتخاب مي­کنند اما اکثراً اين راه را طي نمي­کنند قشري که ادبيات عامه نويس است که در ايران و سراسر جهان هم وجود دارد داراي مقبوليت خاص خودش است و مخاطبان خاص خودش را هم دارد براي اين قشر خواننده نوع شخصيت­هاي داستان و به نوعي پيچيدگي­هاي شخصيت­هاي داستان مطرح نيست بلکه جذابيت­هاي عملکرد نويسندگان در پرورش شخصيت­هاي داستان و سرگرم کنندگي شخصيت­هاي داستاني براي اين نوع خوانندگان ملاک مي­باشد به نوعي لايه­هاي پنهان و پيچيدگي­هاي داستان حوصله­ي مخاطب را سر مي­برد که اين نوع مخاطب به دنبال داستاني است که حتي هنگام آشپزي کردن هم بتواند اين مطالب را بخواند بايد توجه داشت که اين کارها در سطح ملي و جدي نيست اما خواننده­ي خودش را دارد روي اين کارها نمي­توان برچسب ويژه­ي هنري و کيفي زد اما اين آثار براي خودشان مقبوليت دارند بعد از اين گزينه به موارد ديگر در بخش­هاي متفاوت ادبي مي­رسيم بخش­هائي که نويسنده سعي دارد پوشش­هاي مناسب ادبي در کار داشته باشد سعي دارد با استفاده از عناصر جدي همچنان طعم و رنگ و بوي طبيعي داستان را حفظ کند اما به چرائي داستان هم بپردازد و شخصيت­ها را دچار پيچيدگي­هاي خاص هنري و کيفي کند در ساختمان رمان و اثر از انديشه استفاده کند از عناصر پيرنگ گونه بپردازد.

- در اين مسير و نگارش کارهاي جدي خانم­ها چقدر موفق بوده­اند؟

در اين زمينه نيازي به آمارگيري خاصي است که از توانائي بنده خارج است اما با توجه به سابقه­ي طولاني مدت بنده در زمينه ادبيات داستاني و برگزاري کارگاه­هاي آموزشي داستان نويسي بايد بگويم که اکثر اين افراد در کف اين هرم عظيم هنري ادبي هستند و کمتر کسي توانسته است با توجه به ابعاد شخصيتي و شخصيت پردازي ادبي بتواند به نوعي در رأس اين هرم کارهاي جدي خلاقانه انجام دهد. البته در اين مقال بايد گفت اين نسبت ميان آقايان هم همين گونه است و کلاً نوشتار ادبيات جدي ميان نويسندگان ما چندان پررنگ و اثرگذار و جدي نيست.

- احساس مي­شود پرداخت هنري و ادبي توسط خانم­ها بعد از جنگ و انقلاب اسلامي رنگ و بوي تازه و ويژه­اي به خود گرفته است؟

يقيناً اينگونه بوده است نبايد از حق گذشت که اين دو واقعه در شکل گيري ذهنيت و هويت زنانه زنان کشورمان شديداً اثرگذار بوده است اين جريان­ها واقعاً در شکل گيري اين شخصيت سهم بزرگي را داشته است تأثيرات و تأملات اين حوادث و حضور زنان در پشت جبهه­ها و در مکان­هاي اجتماعي به نوعي باعث شد تا زنان خودشان را بشناسند اينگونه شد که تيراژ کتاب­ها بالا رفت و به نوعي اين حوادث باعث شد که انقلاب در ذهن و قلب زنان کشورمان تأثيرات ناب خودش را بگذارد به هر حال فضاي فرهنگي و ادبي زنان در قبل از انقلاب با فضاي بعد از انقلاب که اين گروه از مردم کشورمان تجربه کردند بسيار متفاوت بوده است خانم­ها هويت پيدا کردند و با اين تصور وارد اجتماع شدند و مشاغل مختلف را تجربه کردند اين اتفاقات، تحولات روحي را به دنبال داشت بنابراين اين تجربيات باعث شد که نويسندگان در نوشته­هايشان حرفي براي گفتن داشته باشند افق­هاي جديد نويسندگي را پيدا کنند و از نگاه موقعيت­هاي اجتماعي تفاوت ويژه­اي با زمان قبل از انقلاب پيدا کنند.

- به نظر مي­رسد ميزان مشارکت زنان خانه دار نسبت به شاغلين در شکل دهي جريان نويسندگي ادبيات داستاني به خصوص ادبيات جنگ و انقلاب بيشتر است.

نبايد از ياد برد که اين بعد از انقلاب بود که کلاس­هاي مختلف نويسندگي و داستان نويسي شکل گرفت و اين زنان خانه­ دار بودند که مي­توانستند بيشتر در اين کلاس­ها مشارکت داشته باشند ما در قبل از انقلاب کانون­هاي نويسندگي به اين شکل امروزي نداشتيم چرا که اکثر اين کلاس­ها به صورت انجمن صورت مي­گرفت و برگزار مي­شد اين انجمن­ها مخصوص افرادي بود که به اصطلاح جنبه­ي شخصيتي روشنفکري داشتند و داراي تحصيلات بودند اما جنبه­هاي عمومي تلاش­هاي داستان نويسي از بعد از انقلاب رونق گرفت که البته شرکت در اين کلاس­ها و استفاده از اين فضا نويسندگان را در نوشتار ادبيات جدي هم ترغيب مي­کند که آثار اين اتفاقات را در طول سال­هاي اخير و در داستان­هاي زنانه ايراني به صورت مشهود شاهد هستيم.

- مقداري پيرامون شکل گيري ادبيات زنانه و نويسندگي زنان صحبت کنيد.

اين اتفاق به صورت جدي بعد از دوران مشروطه حادث شد. که البته اين اتفاق بسيار کم بود در آن زمان کلاً اين هنر توسط جمال زاده وارد ايران شد و نويسندگان ايراني نيز از اين پديده استقبال کردند و توانستند اين هديه فرنگي را طعم و رنگ ايراني بدهند. به صورتي نويسندگان سعي کردند از اين داستان­هاي غربي و اروپائي تقليد کنند چرا که نوشتار داستان کوتاه خلاقانه بسيار سخت مي­نمود بنابراين تعداد خانم­هائي که در آن دوره بر روي اين پديده­ي ادبي کار جدي مي­کردند بسيار کم بود خانم­ها بيشتر سعي مي­کردند از نگاه ژورناليستي وارد مقوله­ي ادبيات شوند و مسير فعاليت­هاي ادبي جدي را نپيمايند چرا که از تجربه و قوام لازم برخوردار نبودند اين داستان تا انقلاب سال 57 ادامه داشت که بعد از انقلاب به دلايل وضعيت­هاي خاص سياسي و اقتصادي فرهنگي و اجتماعي به تعداد نويسندگان زن بسيار افزوده شد که اين دوران ما رشد کمي نويسندگانمان را شاهد هستيم. البته اين رشد کمي و نه چندان کيفي به قوت خودش باقي نماند و مانند هر دوره­ي گذاري ريزش­هائي داشت که در اين ميان بسياري از نويسندگان زن ريزش داشتند و يا به اين جرگه پيوستند و به راه خود با قدرت ادامه دادند. اما نبايد اين نکته را از ياد برد که کلاً نوشتار و ادبيات زمان داراي ويژگي سادگي و جذابيت ذاتي بوده است و اين عنصر تا به امروز هم در اين نوع ادبي زنان وجود دارد.

- احساس مي­شود زنان در عرصه رمان نويسي يا داستان نويسي بلند از ديگر قالب­هاي نوشتاري ادبي موفق­تر بوده­اند؟

اينگونه شرايط را نمي­بينيم شايد داستان­هاي خانم­ها پرخوانش­تر بوده است اما به نظرم در اين دو قالب به خصوص بحث رمان زنان موفقيت خاصي را نصيب خودشان نکرده­اند. نگاه کنيد مخاطب به دنبال سرگرمي است و به دنبال اين است که از کارهاي عامه پسند استفاده کند تا گذران وقت کند که اين تازه بهترين راه صرف زمان است. مطالبي که دختران جوان يا زنان خانه دار عموماً به دنبال آن هستند مطالبي از اين دست نوشتار است شايد ضعف کار در اين است که اين افراد از خوراک­هاي بالا دستي در لايه­هاي بالاتر و پيچيده­تر ادبيات خبري ندارند بنابراين اين افراد به دنبال کارهاي دم دستي مي­گردند که حضور رسانه­ها و آموزش­هاي ادبي در اين مسير مي­تواند خانواده­ها و مخاطبان را متوجه خريدهاي فرهنگي مناسب و مفيد کند از طرفي به طور کلي که اگر اين فرضيه شما را قبول کنيم اين نشان دهنده يک موفقيت نيست چرا که به طور کلي نوشتن داستان کوتاه از ديگر قالب­هاي نوشتاري بسيار سخت­تر است چرا بايد در حداقل فضا مهارت نويسندگي خلق اثر و استفاده از عناصر داستان نويسي را بکار بگيريد بايد در اين زمان کم ارتباط مخاطب با کتاب را در نظر بگيرد اما ما در رمان يا داستان­هاي بلند اين اتفاقات را به اين شدت و تنگنا شاهد نيستيم. ما در رمان تا اين اندازه مطالب را زير ذره بين قرار نمي­دهيم از طرفي شاهد هستيم که جوانان در سراسر کشور هم بدون اينکه کوچکترين موفقيتي در زمينه­ي داستان بلند يا داستان کوتاه داشته باشند سريع به دنبال اثرگذاري و رمان نويسي هستند که اين کار مطلوب نيست. اين جوان هنوز نتوانسته است که تجارب خاص خودش را به دست بياورد و به نوعي ذهني سرشار از فضا و شخصيت­هاي گوناگون بسازد که بتواند يک رمان بزرگ و اثرگذار خلق کند اگر ما اين مطالب و آثاري که به عنوان رمان وارد بازار شده­اند را دسته بندي کنيم متأسفانه اکثر اين مطالب صرفاً براي دل نويسنده و بازگشت مالي ناشر چاپ مي­شوند و خوانندگان هم بدون توجه به مطالب اين آثار اين اثر را خريداري کرده و از آن استفاده مي­کنند. آثاري که خالي از هرگونه تجربه و تمرين و ممارست نويسنده است.

- در اين ميان منتقدان چقدر فضا را براي حضور و نوشتن ادبي خانم­ها طي سال­هاي اخير آماده کرده­اند.

در اين ميان شاهد هستيم که اکثر خانم­ها به بحث خاطره نگاري و گزارش نويسي روي آورده­اند و اين قالب را با قلمي روان و هنري آلايش داده و ثبت کرده­اند نمونه­ي بارز اين کتاب را مي­توان کتاب (دا) عنوان کرد اين کتاب که مورد توجه بسياري از منتقدان قرار گرفته است ساختار قوي و محکمي دارد اما از اصول داستان و رمان نويسي دور است. از طرفي شاهد هستيم که رويکرد منتقدان هم پرورش و تبيلغ کتاب­هاي عوام محور است.

- شاهد هستيم که کتاب­هاي خاطره نويسي که توسط خانم­ها منتشر شده است از سوي حوزه هنري و سوره مهر و ديگر منتقدان با اقبال مواجه شده است و حتي در نمايشگاه کتاب بيست و پنجم پرفروش و اثرگذار ظاهر شدند يعني مي­توان گفت که در اين مسير اشتباهي صورت گرفته است.

اشتباهي صورت نگرفته است بلکه معتقدم اين قالب ادبي بيش از ساير ديگر قالب­ها مورد توجه قرار گرفته و از تکنيک­ ها و عناصر داستاني و داستان نويسي به دور مانده است. اين­ها رمان نيست بلکه زندگي نامه داستاني است اين نوشته­ها با رمان محض متفاوت است يک سري خاطره و زندگي نامه است که با بيان و قلم هنري نوشته شده است در اين موارد شخصي بيروني درگير مصائب و مشکلات بوده است بعد خانمي با حوصله سعي در جمع آوري اين خاطرات و دست نوشته­ها و گزارش­ها مي­کند و به نوعي با يک قلم شيوا و هنري سعي مي­کند اين خاطرات را به کتاب تبديل کند اين کتاب ممکن است پرخواننده باشد اما صرفاً محصول يک کار خلاقانه نيست و مشکلات خودش را دارد اينکه يک زن بيايد و طرح موضوع کند و تک تک عناصر داستان را در آن بپروراند اين اتفاق حادث نشده است. اين کارها خوب است و خواننده­اي عامه پسند هم دارد ممکن است برخي از خوانندگان خاص هم به دنبال اين کتاب­ها به دليل تبليغات گسترده بيايند اما صحبت اين است که اين کتاب­ها رمان محض نيستند و از حداقل خلاقيت و داستان پردازي استفاده شده است.

- به نظرتان در استفاده از فنون و تکنيک­هاي نويسندگي زنان دچار تکرار نشده­اند؟

به نظرم خانم­ها و آقايان هر دو گروه از نظر مطالعه دچار مشکل شديد هستند و به اين دليل هم احساس مي­شود که خانم­ها يا کلاً آثار ادبي دچار يک تکرار تکنيک شده­اند البته باز خدا را شکر که خانم­ها در منزل به مطالعه يک سري کارها مي­پردازند که اين اتفاق براي آقايان هم انجام نمي­شود. به هر حال هر دو گروه از خواندن مطالب جدي سرباز مي­زنند و سعي مي­کنند به مطالعه­ي آثار سطح پايين­تر رجوع کنند تا ذهن دچار پيچيدگي نشود که اين کار عملاً اشتباه است. در اين زمينه هم احساس مي­کنم که رسانه­ها مي­توانند با تبليغ يک اثر به نوعي اين اثر را در سطح جامعه جا بياندازند و ناشرين هم تنها به دنبال سود اقتصادي­شان نباشند. اينکه آثار خوب توليد شود و با سيستم توزيع مناسب آثار به دست مخاطبان برسد همگي در بالا بردن سطح کيفي ادبيات جدي در دو گروه خانم­ها و آقايان بسيار مهم است. اينکه رسانه­ها خانواده و مخاطب را ترغيب به مطالعه آثار باکيفيت حرکتي است که باعث مي­شود پايه­هاي اهميت به کار و مطالعه آثار جدي در خانواده­ها محکم شود.

از طرفي ناشران هم بايد کتاب­ها را با مفاهيم اصيل و اعتقادي سنگين با موضوعات روز توليد و با يک طرح و جلد مناسب اين آثار را بدست مخاطب برسانند اينکه کتاب­ها با يک تبليغ مناسب جلوي چشم مخاطب قرار بگيرد و مخاطب بتواند تفاوت کارهاي عامه پسند با کارهاي جدي و فاخر را تشخيص بدهد همه از عواملي است که بتوان در اين مسير نيل به سوي نوشتن آثار جدي را براي مخاطبان محقق کنيم. ما نمي­توانيم ادبيات عامه پسند را حذف کنيم شايد کارهاي ضعيف و سخيف در اين مسير توليد مي­شوند شايد اين کتاب­ها را در 500 صفحه چاپ مي­کنند و اين بسته­هاي پوچ را در يک جلد زيبا به خورد مردم مي­دهند اما باز هم بايد گفت که اين نوع نوشتاري نياز يک جامعه است و مخاطب خاص خودش را هم دارد توليد اين آثار مشکلي ندارد. اما بايد به فکر توليد آثاري هم بود که درون نگري و نوآوري را سرلوحه کارهاي خودش قرار دهد اگر کتاب­هايمان مشخصه قابل دفاع داشته باشد مي­توان اميدوار بود که کتاب­هائي که بدست خانم­ها يا آقايان نوشته مي­شود داراي ابعاد مختلف اثرگذاري باشد که ديگر در اين ميان تفاوتي نمي­کند که اين کتاب حاصل نگارش زنان ما است يا مردان.

- با توجه به سابقه ديرينه شما در عرصه داستان و رمان نويسي به خصوص در حوزه­ي زنان اين نوع ادبيات ما چقدر جهاني است؟

به طور کلي آثار ما و کلاً ادبيات ايران در جهان به خصوص در دوران معاصر کمتر شناخته شده است که بنده مهمترين دليل اين نکته را خلأ مترجمان برجسته و چالاک و پايه کار مي­دانم. به طور کلي غرب و ديگر کشورها از ما بسيار جلوتر هستند هرچند که اصلاً فلسفه داستان نويسي از غرب مي­آيد اما ما نيز در ايران دچار يک نوع خودسانسوري هستيم که اين اجازه به نويسندگان و مترجمان داده نمي­شود که بتوانند با دستان باز آثار را به بازارهاي جهاني معرفي کنند. به هر حال اين مسائل هم طبيعي است که نويسنده نبايد دلايل خاص سياسي يا اجتماعي و فرهنگي نتواند مقصود را به مخاطب به طور شفاف و واضح برساند و مجبور باشد که در لفافه صحبت کند نويسندگان ما حاصل تجاربشان که از تجربه­ي ديگران و يا ديدن و تجربه کردن کاستي­ها و ضعف­ها و پيروزي و شکست­ها بوجود مي­آيد، به نسل و مردمان ديگر انتقال دهند اين انتقال تجارب گاهي با برخوردهائي مواجه مي­شود که نويسنده ترجيح مي­دهد از خير گفتن اين عوامل بگذرد و سعي در پرداخت مقولات بديهي بپردازد. بنابراين ضعيف توليد مي­شود و کار ضيعف هم که ارزش ترجمه کردن ندارد بنابراين آثار به دليل اين خودسانسوري در کتاب فروشي­هايمان يا کتابخانه­هاي شخصي خاک مي­خورد.

- از طرفي هم به نظر مي­رسد نويسندگان ما حاضر نيستند با ديگر نويسندگان ساير ملل به ديالوگ بپردازند و بيشتر مونولوگ­گوئي را مي­پسندند؟

البته برخي از نويسندگان حسابشان از اين داستان جدا است اما بايد در نظر داشت که در اين زمينه هم سعي مي­شود از نويسندگان غربي تقليد و گرته برداري صورت بگيرد که باز هم اين اتفاق ناخوشايندي است اگر قصد داشته باشيم گرته برداري کنيم نبايد از ياد ببريم که بهترين اثري که ما مي­خواهيم با گرته برداري و بدون خلاقيت بنويسيم در آن طرف مرزها نوشته شده است و شايد بتوان گفت آرزوهاي ما براي آنان خاطره است اما اگر کار عنصر خلاقه داشته باشد مي­ تواند نويد يک جريان هماهنگ و اثرگذار را بدهد که اين اتفاق هم به داستان مطالعه و تجربه باز مي­گردد هرچقدر نويسندگان ما در هر دو گروه زنان و مردان سعي کنند که تجاربشان را بالاتر ببرند اين اتفاق را مي­توانند زودتر و با قدرت بيشتر شروع کنند و خود و ادبيات و تفکراتشان را به جهان و جهانيان بشناسانند.

 

يكشنبه 15 مرداد 1391 - 13:4


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری