شنبه 25 آذر 1396 - 3:9
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

فرهنگي و هنري

 

داود خسروي

 

فيلمي جنايي با محوريت جوانان

 

نگاهي به گروه فيلمسازي يک فيلم شبکه ويدئويي کشور: «شراره»(سيامک شايقي، 1378)

سيامك شايقي متولد 1333 آبادان، فارغ التحصيل كارگرداني از مدرسه عالي تلويزيون و سينما است. او در سال هاي مياني دهه 60 نقد فيلم مي نوشت. شايقي فعاليت سينمايي را به عنوان كارگردان فني در تلويزيون آغاز كرد.

داستان فيلم «شراره»(1378) درباره دو زوج جوان، پريسا و شاهين، شادي و پرويز است که در آستانه مراسم عقد، از يك فاجعه آگاه مي شوند كه ادامه مراسم را متوقف مي كند. كيومرث (شوهر پروانه ـ خواهر ناتني پريسا) بر اثر شليك گلوله مجروح و به بيمارستان منتقل مي شود.

به زودي با تحقيقات سرگرد محقق از اداره آگاهي، و بررسي هاي وكيل خانواده، دليل و نحوه شكل گيري اين حادثه روشن مي شود. شراره، دختر كوچك پروانه به اصرار مي گويد كه او پدرش را كشته است ولي مادر مي گويد كه تير را او به شوهرش شليك كرده است.

سرگرد محقق با ديگران نيز صحبت مي كند و درحالي كه تحقيقات همچنان ادامه دارد، از بيمارستان خبر داده مي شود كه حال كيومرث رو به بهبودي است. همه شواهد دال بر مجروح شدن كيومرث به دست همسرش است ولي تا روشن شدن قضيه، پروانه و شراره به زندان مي روند.

چندي بعد خبر مرگ كيومرث به خانواده مي رسد. در دادگاه پروانه مي گويد كه به دليل بدرفتاري هاي كيومرث او را كشته است و دخترش به دروغ خود را قاتل پدرش معرفي مي كند. در پايان، مشخص مي شود كه كيومرث خودش را كشته و دادگاه رأي بر بي گناهي پروانه و شراره مي دهد. حالا ديگر زوج هاي جوان فرصتي مي يابند تا مراسم ازدواج خود را برگزار كنند.

شايقي درباره فيلمسازي منتقدان مي گويد: «منتقدان قاعدتا از طريق تئوري ها با سينما سر و کار دارند؛ تازه بايد ديد اين تئوري ها چه قدرش صرفا آکادميک است و چه قدر مبتني بر تجربه هاي عملي . فکر مي کنم در طول تاريخ نقد، به هر حال تکامل بخش دوم هم صورت گرفته و منتقدان و تئوري هايشان به تجربه هاي عملي سينما نزديک تر شده اند.

بنابراين بايد ديد منتقدي که به فيلمسازي روي مي آورد، تا چه حد با تئوري هاي عملي فيلمسازي سروکار داشته و از طرف ديگر چه قدر زندگي کرده، يعني چقدر با تجربه و دنيا ديده است و چيزهايي که در فيلمش مي سازد، چقدر مبتني بر زندگي و تجربه شخصي اش است.

اين دو عامل اساسي است. اين دو عامل است که وجود يا فقدانش، مي تواند باعث موفقيت يا شکست منتقدي شود که فيلم مي سازد. خود من هم زماني که نقد مي نوشتم، به اين فکر مي کردم که مثلا فلان ميزانسن خوب در فيلم آن استاد سينما، به طور مکانيکي اتفاق نيفتاده و حاصل تجربه و زندگي است.

يکي از عناصر اين ميزانسن بازيگر است. کارگردان بايد آن قدر با بازيگرش ارتباط نزديک برقرار کرده باشد که بتواند آن ميزانسن را از کار دربياورد. اگر آن ارتباط برقرار نشود و بازيگر از طريق کارگردان نتواند آن لحظه را درک کند، خيلي جاها اين ميزانسن لنگ مي زند.

از لحن بيان گرفته تا حرکت، رفتن از نقطه اي به نقطه ديگر، نشستن، ... همه اين ها بايد روي پرده تبديل به زندگي بشود، اين ها چيزهايي است که کساني که از دنياي تئوري ها مي آيند، در ابتدا کمتر به آنها توجه مي کنند.

يعني فکر مي کنند اگر فلان عنصر در کنار آن يکي عنصر قرار بگيرد، زاويه دوربين چنين باشد، اندازه کادر چنان، و حرکت هم اين جوري، همه چيز تمام است. البته همان فيلم اولم جهيزيه براي رباب هم مشکل حس زندگي در فيلم را نداشت، اما بعد تصميم گرفتم بلند پروازي کنم و افتادم در دام ستاره و الماس(1368) که به رغم ارزش هايش مهجور ماند.»

شايقي درباره داستان فيلم شراره مي گويد: «در فيلم شراره، ما داستان شراره را دنبال نمي کنيم. يعني او محور نيست. در حالي که با معيارهاي هاليوودي، بايد داستان شراره محور فيلم باشد.

 نوع سينمايي که دوست دارم، داستاني است بر اساس روابط چند آدم محدود. دنبال فرمولي مي گشتم تا قصه اي مهيج و پر التهاب داشته باشيم که به تماشاگر شوک بدهد، تا بتوانيم مسائل چند جوان را براي آنها مطرح کنيم.

چون شراره در اصل درباره جوان هاست، ماجراي شراره بهانه اي براي براي پرداختن به مسائل آن زوج هاي جوان است. اما من فکر مي کنم که مسائل ديگري مثل کودک آزاري، رفتار خشن والدين بچه ها خلاء، قوانين در مورد بزهکاري کودکان و نوجوانان و ... را هم مي شود مطرح کرد.»

شايقي درباره بازيگر نقش شراره مي گويد: «پيدا کردن نهال اخوت و بازي او يکي از شانس هاي بزرگ من در اين فيلم بود. موقع نوشتن فيلمنامه و بعد هم مرحله يافتن بازيگر، يکي از دغدغه ها و در واقع غصه هاي من اين بود که دختر بازيگر نقش شراره را چه جوري پيدا کنم.

در اين مسير بچه هاي مختلفي را ديدم و آزمايش کردم که بعضي از آنها تجربه بازي در يکي دو فيلم يا سريال را داشتند، اما بازي هايشان لوس و تصنعي بود. تا اينکه يک آگهي در تلويزيون ديدم.(آگهي جلب کمک براي مبتلايان به بيماري هاي خاص) در يکي از آنها دختري رو به دوربين حرف مي زند و من در آن چهره و لبخند، معصوميتي دلنشين ديدم. گفتم اين خود شراره است؛ پيدايش کرديم.

 خوشبختانه دريافتيم که او فرزند يک خانواده اهل فرهنگ و هنر است و پدرش در دفتر تبليغاتي رسام و بيرنگ کار مي کند. وقتي آمد ديدم دختري بسيار باهوش و حساس و با استعداد است. يافتن او و درک هوشمندانه و همراهي مغتنم پدر و مادرش براي من سعادت بزرگي بود. فيلمنامه را خواندند و استقبال کردند؛ تست هايي هم که گرفتيم، فوق العاده بود. هر نکته را بلافاصله مي گرفت.»

شايقي درباره بازي رويا تيموريان مي گويد: «من از بازي او خيلي راضي ام. او جزو بازيگراني است که خيلي خوب حس را منتقل مي کند. مثلا آن جايي که در اتاق رئيس دادگاه دارد دروغ مي گويد و داستان کشتن کيومرث توسط خودش را جعل مي کند، دروغ گفتن را خيلي خوب بازي مي کند. تجربه هاي حرفه اي او به قوام آمدن اين نقش خيلي کمک کرد.»

مشخصات «شراره»:

کارگردان: سيامک شايقي، فيلمنامه‌ نويس: سيامک شايقي و بهروز توراني، مدير فيلمبرداري: بهمن‌ پورزنوزي، آهنگساز: كارن‌ همايون‌فر، عكاس: علي‌ نيك‌رفتار، صدابردار: جواد مقدس، صداگذاري و ميكس: مسعود بهنام، طراح صحنه و لباس: بهناز نازي، طراح چهره پردازي: رضا رادمنش، جلوه هاي ويژه: محسن روزبهاني، مدير توليد: رحيم عرب اميني، تهيه‌كننده: شركت‌ تماشا

بازيگران: بهناز نازي، سروش صحت، کوروش تهامي، شاهرخ فروتنيان، لاله اسكندري، رويا تيموريان و ...  

 

 

يكشنبه 15 مرداد 1391 - 13:0


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری