يكشنبه 4 تير 1396 - 18:27
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

پاي منبر معرفت

 

روابط عمومي اداره كل تبليغات اسلامي استان اصفهان

 

رمضان، ماه دعا و نيايش

 

دعا کردن نوعي ارتباط روحي و معنوي با کانون قدرت مطلق، يعني حضرت پروردگار است. اگر دعا نباشد ، انسان هيچ ارزشي ندارد؛ تمام کارهاي نيک در پرتو دعا و اظهار بندگي در برابر حق ارزش پيدا مي کند. قرآن کريم مي فرمايد: قُل ما يَعْبَؤُا بِکَُم رَبِّي لَولا دُعاؤُکُم؛بگو: پروردگارم براي شما هيچ ارزشي قائل نيست، اگر دعاي شما نباشد.

دعا يک نياز روحي و اساسي در زندگي هر انساني است . آن لحظه اي که بشر خود را از همه جا درمانده، خسته و دل شکسته مي بيند، چاره اي ندارد جز اين که با مبدأ هستي و آفريدگار عالم لحظاتي راز و نياز کند، دردهاي پنهانيش را به زبان آورد و به آغوش پر مهر حضرت حق پناه برد و بگويد:

سينه مالامال درد است اي دريغا مرهمي       دل زتنهايي به جان آمد خدايا همدمي

ماه رمضان مناسبترين ايام دعاست. پيامبراکرم صلي الله عليه و آله در فراز ي از خطبه شعبانيه فرمود: وَ ارفَعُوا إليه أيدِيَکُم بِالدُّعاءِ في أَوقاتِ صَلَواتِکُم فَأنَّها أفضَلُ السَّاعاتِ يَنظُرُ اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ فيها بِالرَّحمَةِ إلي عِبادِهِ يُجِيبُهُم إِذا ناجَوهُ وَ يُلَبِّيهِم إِذا نادَوهُ وَ يُعطِيهِم إِذا سَأََلُوهُ وَ يَستَجِيبُ لَهُم إِذا دَعَوهُ؛ در هنگام نمازهايتان، دستهاي خود را به سوي خدا براي دعا بلند کنيد؛ زيرا آن هنگام بهترين ساعتهاست که خداوند متعال با نظر رحمت به بندگانش مي نگرد و اگر با او مناجات کنند، به آنها پاسخ مي دهد و اگر او را ندا کنند ، نداي آنان را لبيک مي گويد و اگر از او درخواست کنند، به آنها مي بخشد و اگر او را بخوانند، دعوتشان را به اجابت مي رساند.

امام کاظم عليه السلام زمان افطار را موقعيتي مناسب براي دعا ميداند و ميفرمايد: « دَعْوَةُ الصَّائِمِ يُسْتَجابُ عِنْدَ إِفْطارِهِ؛ دعاي روزه دار درهنگام افطار پذيرفته است.

در هر صورت دعا و نيايش دستآوردهاي خوبي براي بندگان الهي به همراه دارد؛ اگر چه دعا در ظاهر مستجاب هم نشود. رفع نيازهاي روحي، ارتباط با آفريدگار ، تقويت روح بندگي و تضرع، حفظ نعمتهاي موجود، دفع ضررهاي احتمالي، و جلب عنايت و رحمت خداوند متعال، بخشي از آثار دعاست.

استاد مطهري رحمه الله ميفرمايد: قطع نظر از اجر و پاداشي که براي دعا هست و قطع نظر از اثر استجابتي که بر دعا مترتب است، دعا اگر از حد لقلقه زبان بگذرد و دل با زبان هماهنگي کند و روح انساني به اهتزاز درآيد، يک روحانيت بسيار عالي دارد؛ مثل اين است که انسان خود را غرق در نور مي بيند. شرافت گوهر انسانيت را در آن وقت احساس ميکند. آن وقت خوب درک ميکند که در ساير اوقات که چيزهاي کوچک او را به خود مشغول داشته بود و او را آزار ميداد، چقدر پست و ساقط و اسفل بوده.

انسان وقتي که از غير خدا چيزي ميخواهد ، احساس مذلت ميکند؛ ولي وقتي از خدا ميخواهد، احساس عزّت. به همين جهت، دعا هم طلب است و هم مطلوب، هم وسيله است و هم عنايت. اولياء خدا هيچ چيزي را به اندازة دعا خوش نداشتند. همة خواهشها و آرزوهاي دل خود را با محبوب واقعي در ميان مي گذاشتند و بيش از آن اندازه که به مطلوبهاي خود اهميت مي دادند، به خود طلب و نياز اهميت مي دادند.

 

بازگشت به فطرت

حضرت رسول صلي الله عليه و آله براي ارتباط روحاني با مبدأ اعلي در ماه مبارک رمضان نکاتي را يادآور شده است، از جمله مي فرمايد: «تُوبُوا إِلي اللهِ مِن ذُنُوبِکُم؛ [در اين ماه از گناهانتان] به سوي خدا توبه کنيد.» چرا که توبه مقدمة ارتقاء روح است و تا انسان مسلمان از گناهان و آلودگيها پاک نشود، نميتواند در عالم معنويت پرواز کند. بدون تخلية درون از زشتيها نميتوان به خوبيها و فضائل دست يافت و در حقيقت، آرايش دل بعد از پيراستن وجود از انحرافات و لغزشها امکان پذير است.

 

مراحل بازگشت

البته توبه مراحلي دارد که احساس پشيماني و ندامت نخستين گام در اين وادي است. در گام دوم ، فرد خاطي تصميم قاطع مي گيرد که به سوي گناه و معصيت باز نگردد و در مرحله بالاتر، با جدّيت و اهتمام تمام از خداي قادر و توبه پذير ميخواهد که او را در رديف آمرزيدگان و پاکان قرار دهد.

فرازهاي مهمي از دعاها و اعمال ماه مبارک رمضان انباشته از عبارات اولياء الله در مقام پوزش از درگاه الهي است؛ به ويژه شبهاي قدر که اساساً مقدمه چيني براي توبه حقيقي است. امام سجاد عليه السلام در فرازي از دعاي ابوحمزه ثمالي به روزه داران توبه کار چنين آموزش ميدهد که در سحرهاي ماه رمضان با تضرع و التماس بگويند: أَنتَ إِلهي أَوسَعُ فَضلاً وَ أَعظَمُ حِلماً مِن أَن تُقايِسَني بِفِعلي وَ خَطِيئَتي فََالعَفوَ العَفوَ العَفوَ؛ [خدايا !] تويي معبود من، فضل تو گسترده تر و حلم تو بزرگتر از آن است که مرا با عمل و خطايم بسنجي. پس [از تو طلب عفو و بخشش دارم!] مرا ببخش! مرا ببخش! مرا ببخش!

پيامبر خدا صلي الله عليه و آله در ادامه خطبه شعبانيه فرمود: «إِنَّ نُفُوسَکُم مَرهُونَةٌ بِاَعْمالِکُم فَفَکُّوها بِاستِغفارِکُم؛ [اي مردم!] شما همه در گرو کردارتان هستيد، پس خود را با استغفار و آمرزش رها سازيد!»

و نيز فرمود: وَ ظُهُورُکُم ثَقيلةٌ مِن أَوزارِکُم فَخَفِّفُوا عَنها بِطُول سُجُودِکُم؛ (خطبه شعبانيه) پشتهاي شما از بار گناهان سنگين است، پس با سجده هاي طولاني خود از سنگيني آنها بکاهيد.

 

داستان توبه جوان خطاکار

شيخ صدوق مي نويسد: معاذ بن جبل با ديدة گريان به محضر رسول خدا صلي الله عليه و آله رسيد و با چشماني اشکبار عرضه داشت: يا رسول الله! جواني زيبا بيرون خانة شما ايستاده و زار و زار گريه مي کند و مي خواهد به حضور شما برسد. حضرت فرمود: او را نزد من بياور! جوان با همان حالت گريان داخل شد و سلام کرد. پيامبر صلي الله عليه و آله علت گريه اش را پرسيد. گفت: يا رسول الله! گناهان بزرگي مرتکب شده ام که شايد خداوند هيچ گاه مرا نيامرزد. پيامبر صلي الله عليه و آله با ناراحتي فرمود: وَيحَکَ يا شابُّ ذُنُوبُکَ أَعظَمُ أَم رَبُّکَ؛ واي بر تو اي جوان! آيا گناهان تو بزرگتر است يا پروردگارت؟ گفت: اي پيامبر پروردگارم از همه چيز بزرگتر است.

پيامبر صلي الله عليه و آله فرمود: آيا مرا به يکي از گناهانت خبر نمي دهي؟ او گفت: يا رسول الله ! من هفت سال بود نبش قبر مي کردم و بعد از بيرون آوردن مرده ها کفن آنان را مي ربودم تا اينکه دختر جواني از انصار مرد. من آن شب بعد از نبش قبر وي کفن او را دزديدم و عريان رهايش کردم.

در آن حال، شيطان مرا وسوسه کرد و من به عمل شنيع زنا مرتکب شدم. هنگامي که گورستان را ترک مي کردم ، آوازي از آن مرده شنيدم که تمام وجود مرا تحت تأثير قرار داد و آن صدا اين بود که اي جوان! واي بر تو از روز قيامت ، هنگامي که خداوند من و تو را احضار خواهد کرد. کفن مرا بردي و از قبر بيرون آوردي و مرا ناپاک رها کردي!

يا رسول الله ! من با اين اعمال ننگين گمان نمي کنم که هرگز بوي بهشت را استشمام کنم. پيامبر صلي الله عليه و آله بر او نهيب زد که از من دور شو اي فاسق ! مي ترسم به آتش تو بسوزم، چقدر به جهنم نزديکي! حضرت رسول صلي الله عليه و آله اين سخن را گفت و همواره با دست به او اشاره مي-کرد که از حضورش بيرون رود تا اينکه آن جوان از حضور پيامبر بيرون رفت.

جوان گنهکار توشه تهيه کرد و به يکي از کوههاي مدينه رفته و دستهايش را به گردن بسته ، داد مي زد و مي گفت: پروردگارا! تو مرا مي شناسي و گناهم را مي داني . خدايا! من پشيمان شدم و به نزد پيامبرت رفتم، اظهار توبه کردم، اما مرا از خود دور کرد و خوفم را زياد کرد. از تو مي خواهم به حق نامهاي بزرگوارت که مرا نااميد نگرداني! چهل شبانه روز مي گفت و مي گريست تا اينکه خداوند متعال اين آيه را نازل کرد: وَ الَّذِينَ إِذا فَعَلُوا فاحِشَةً أو ظَلَمُوا أنفُسَهُم ذَکَرُوا اللهَ فَاستَغفَرُوا لِذُنُوبِهِم وَ مَن يَغفِرُ الذُّنُوبَ إِلاّ اللهُ .بندگان خوب خدا آنهايي هستند که هرگاه کار ناشايستي انجام دهند يا به خودشان ستم کنند، خدا را ياد مي کنند و براي بخشش گناهان استغفار مي کنند و جز خدا چه کسي گناهان را مي آمرزد؟

پس از نزول آيه، پيامبر صلي الله عليه و آله به همراه اصحاب به دنبال آن جوان پشيمان که همان بهلول نبّاش بود، آمد و پذيرش توبه اش را به وي ابلاغ کرد و وعدة بهشت به او داد و سپس به يارانش توصيه کرد: گناهان خود را همانند اين جوان جبران کنيد!

 

محقق: حجت الاسلام سميع الله مردان

رئيس تبليغات اسلامي شهرستان نطنز

 

چهارشنبه 11 مرداد 1391 - 11:18


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری