شنبه 29 مهر 1396 - 8:37
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

گفتگو

 

شيما حسن زاده

 

زن ايراني پس از انقلاب اسلامي هويت مستقل يافت

 

گفتگو با فريبا کلهر

همزمان با دلاوراني که وجودشان همچون سد آهنيني کشور را از هجوم دشمن بيگانه حفظ کرد. شعرا و نويسندگان نيز براي ثبت آن وقايع به منظور رسالت خود قلم بر دست گرفتند و به ثبت هنري لحظه به لحظه حقايق تلخ و شيرين هشت سال دفاع مقدس پرداختند و فصل تازه­اي بر دفتر شعر و ادب کشورمان افزودند که به جز اشعار عاشورائي که از عمق جان و دل عاشقان دلسوخته و تابع کربلا تراوش يافته است در طول ادب فارسي بي نظير بود مهمترين دلايلي که بر بي نظيري آن مي­توان گفت اين است که ادبيات دفاع مقدس بيان هنري عشق و ايثارگري که ما به چشم خود آنها را ديده­ايم جان دادن عاشق در راه معشوق را که بارها در ادبيات غني خوانده بوديم و اينجا به چشم خود ديديم و حتي جسم آغشته به خونش را بر دوش خود تا مزارش حمل کرديم.

شرح رشادت­ها و دلاوري­هاي پهلواناني چون شهدا که مقاومت و شجاعتشان لرزه بر اندام مي­اندازد. بخش قابل توجهي از اين ادبيات بيانگر ايمان، رشادت و صبوري ايثارگري زناني است که گام به گام مردان در دفاع مقدس پيش رفتند چنانچه در جنگ نيز نقش مکمل را داشتند و اين نقش را در بعد از جنگ هم با خود ادامه دادند و با نوشتن داستان­ها از مقاومت و رشادت­ها دنياي ديگري را براي نسل­هاي بعد رقم زدند. در داستان­هائي که جنبه­ي آرماني حوادث غلبه مي­ کند و تجربه­هاي داستان خويش آن چيزي نيست که رخ مي­دهد بلکه نشانگر آن است که بايستي چنين مي­شد چنانچه در داستان­هاي دفاع مقدس به قلم اين نويسندگان، نويسندگان جدي و معتبر جنبه­هاي آرماني داستان­هاي دفاع مقدس به حقيقت مي­پيوندد. اين نوع رويکرد ادبي بعد از جنگ باعث مي­شود که ادبيات جهان زنان در عرصه دفاع مقدس تبديل به يک جريان پرشور و معتبر شود که از اين حيث گوي سبقت را از دنياي جهاني مردان مي­ربايد و يکه تاز اين مسير مي­شود.

فريبا کلهر نويسنده چيره دست ادبيات کودک و نوجوان و نويسنده رمان مشهور (شوهر عزيز من) پاسخگوي سؤالات ما از دنياي نويسندگي زنان است. از دنيائي که انواع نقد به آن وارد است و شايد بتوان گفت که اين داستان نويسي دفاع مقدس بود که توانست اين گروه را از حيث عامه نويسي نجات دهد که البته بر سر اين موضوع هم بحث فراوان است گفتگوي ما را با بانوي هزار قصه بخوانيد:

- به نظر مي­رسد طي سالهاي گذشته براساس يک نمودار سينوسي ميزان علاقه مندي به آثار ادبي زنان رشد چشمگيري داشته است اين جريان در اثر چه عواملي ايجاد شده است.

احساس مي­کنم اين حرکت در جريان ادبي بزرگسال به نوع ديد و روايت زنان از سوژه­هاي مطروحه برمي­گردد هرچند که تخصص بنده در پرداخت ادبيات کودک و نوجوان است اما به نظر نمي­رسيد که اين اتفاق چيزي جدا از اين موارد باشد در ادبيات بزرگسال در سال­هاي گذشته با رونق چشمگيرتري دنبال مي­شود اما اين سابقه تاريخي هم دارد.

- شايد منظورتان حوادث پس از انقلاب 57 است؟

دقيقاً اين موضوع مطرح است زنان پس از انقلاب اسلامي از يک هويت مستقل برخوردار شدند. به نظر مي­رسد نويسندگان پرکار پس از انقلاب و حتي در سال­هاي اخير هم زنان هستند. در هر قالب ادبي و پرداخت قالب­ها مي­توان زنان را از پرکارترين نويسندگان اين عرصه دانست از طرفي اين را در حوزه کودک و نوجوان که به يقين مي­توانم بگويم در وادي ادبيات بزرگسال هم که بنده سعي مي­کنم کمتر در اين زمينه به مطالعه بپردازم حس مي­کنم اين اتفاق افتاده. البته اين پرکاري بودن و نمود خانم­ها در سطح اجتماع بسيار فراگيرتر از حوزه ادبيات فرهنگي هم نمود دارد. امروز سطح دانشگاه­ها يا مراکز کاريابي و خدماتي اين خانم­ها هستند که گوي سبقت را از مردان ربوده­اند پس نمي­توان اين رفتار را تنها به حساب بازار ادبيات گذاشت اين سونامي در همه ارکان اجتماع رخ داده است.

- به نظرتان زنان بيکارترند يا دلشان بيشتر براي جامعه مي­سوزد؟

نمي­توان دلايل اين حرکت را اين عوامل ذکر کرد. زنان جايگاه خودشان را پيدا کرده­اند و به دنبال مطالباتشان مي­ گردند زماني اين خانم­ها بودند که کليه وقتشان را در منزل هدر مي­دادند اما امروز سعي مي­کنند فضاهاي مختلف را کشف و تجربه کنند و اين اعمال تجربيات در داستانهايشان است که اين داستان­ها را خواندني­تر کرده است.

- يعني خانه نشيني خانم­ها از طرفي باعث عدم حضور و خواست مطالباتشان مي­شده است؟

گاهاً به اين شکل بوده است به هر حال نبايد به اين موضوع موضع گيرانه برخورد کرد به هر حال امروز که خانم­ها بيشتر به مطالباتان و اهدافشان مي­پردازند نبايد دليل اين امر باشد که از ديگر وظايفشان غافل شوند اما به هر حال امروز اکثر فعاليتهاي منزل سبک ماشيني به خود گرفته است و اين زنان هستند که همچون گذشته تمام انرژي و زمانشان را صرف وظايف خانه داري نمي­کنند و وقتشان را در خانه به نوشتن مي­پردازند. استفاده از غذاهاي آماده فضا را براي مشارکت اجتماعي زنان بازتر کرده است!

- شايد اتفاقات بعد از جنگ باعث شد از نظر هويتي و حضور در سطح اجتماع دچار يک دگرديسي شوند؟

چند درصد از زنان کشورمان بعد از جنگ دچار اين رويداد شدند. به نظرم تنها شهرهائي که درگير جنگ بودند و در غرب کشور وجود دارند در اين ميان دچار اين دگرديسي شدند وگرنه در شهرهاي ديگر مردم زندگي خودشان را مي­ کردند اين نبود که با هر آژيري عده­اي کشته شوند و التهاب جنگ دامن شهر را بگيرد البته شايد دچار دلهره و اضطراب مي­شديم اما چيزي بيشتر از اين اتفاق نمي­افتاد به همين دليل هم شاهد هستيم اين زنان شهرهاي درگير جنگ هستند که امروز هم داعيه نوشتن و متفاوت بودن و جدي نوشتن را دارند. کساني که در تهران يا ديگر شهرها بودند زندگي خودشان را داشتند و به نوعي در کنار کار به تفريحاتشان هم مي­پرداختند بنابراين آنچنان تحت تأثير مستقيم جنگ نبودند اما اين زنان مرزهاي کشور ما بودند که اتفاقاتي که بر آنان گذشته است امروز جان مايه­ي بسياري از کتاب­هاي داستاني جدي ما در حوزه­ي دفاع مقدس است.

- اين نظر ميان نشر کتاب خوان ما جا افتاده است که زنان داستان نويس اغلب عوام پسندانه مي­نويسند و کمتر کار جدي انجام مي­دهند و اصلاً رشد داستان نويسي زنان هم از اين سمت و سو است از طرفي عدم خلاقيت و استفاده از تکنيک­هاي خاص داستان نويسي نقطه ضعف ديگر زنان داستان نويس محسوب مي­شود شما با اين نظرات تا چه اندازه­اي موافق هستيد؟

بايد اينجا آثار را دسته بندي کرد بايد ديد منظور شما آثار افرادي چون خانم فهيمه رحيمي است يا آثار راضيه تجارها را مورد بررسي قرار مي­دهيد افرادي چون فهيمه رحيمي، ر. اعتمادي، مؤدب پور و نسرين ثامني افرادي هستند که مي­ نويسند که تنها نوشته باشند اين آثار اصلاً آثار جدي در حوزه داستاني نيستند بلکه يک سري کتاب­هاي عامه پسند هستند پس بنابراين نمي­توان اين افراد و آثارشان را جزو آثاري دانست که بتوان به طور ويژه­اي بر روي آن کارشناسي کرد آثار عامه پسند يک سري ويژگي­هاي خاص خودش را دارد که باعث مي­شود زنان ما در حال آشپزي هم اين آثار را مطالعه کنند و بهترين راه براي صرف زمان است چرا که هيچ ايده يا طرح و نگاه و آگاهي خاصي در آن گنجانده نشده است که در اين باره اصلاً مايل نيستم بيشتر از اين صحبت کنم. دوست دارم بيشتر راجع به افرادي مانند تجارها صحبت کنم که کارهاي جدي و آگاهي دهنده را سرلوحه کارشان قرار داده­اند که در اين باره مي­توان به استفاده از خاطره نويسي در اين آثار هم اشاره کرد.

- چرا کار افرادي که عامه پسند مي­نويسند مشتري بيشتري دارد؟

به هر حال هر اثري براي خودش عده­اي مخاطبان را دارد. به هر حال هيچ اثري براي هيچ نوشته نمي­شود هر اثر حتماً مخاطب خاص خودش را دارد فرق اين افرادي که عامه پسند مي­نويسند با افرادي که جدي نويس هستند اين است که اين افراد راه و روش و تکنيک عامه پسند نوشتن و مورد استقبال قرار گرفتن را ياد گرفتند و آنرا به بهترين نحو ممکن اجرا مي­کنند اما هنوز اين ضعف در نويسندگان زن جدي نويس ما وجود دارد. اگر هم اين عناصر ويژه را نويسندگان جدي نويس ما پيدا کردند دوست نداشتند که اينها را به کار ببندند اشکال تنها اين است که آنان شاخصه­هاي يک اثر خواندني را پيدا کردند هرچند که اگر هيچ نکته­اي در آن اثر نباشد و ما نويسندگان جدي نويس هنوز اين شاخصه را پيدا نکرديم يا بکار نمي­گيريم.

- بزرگترين ضعف داستان نويسي حوزه زنان را چه مي­دانيد؟

يک سري نقاط ضعف است که ميان خانم­ها و آقايان مشترک است اما برخي از اين نقاط ضعف در دايره زنان بيشتر به چشم مي­خورد به عنوان نمونه کم دانستن و مطالعه نکردن از جمله اين مشکلات است برخي از نويسندگان احساس مي­کنند اينکه رمان و نقد ادبي و عناصر داستان مطالعه کنند براي نوشتن يک داستان اثرگذار کافي است در حاليکه نويسنده قوي بايد مباحث روانشناسي و اجتماعي و مذهبي و فلسفي را مورد مطالعه قرار بدهد عده­اي خيال مي­کنند سهل­ترين کار نوشتن است در حاليکه سخت­ترين کار ممکن نوشتن است. شايد گفتن اين مطالب تکراري باشد اما فرمول23 ساعت مطالعه و يک ساعت نوشتن را چقدر اجرائي مي­کنيم به نظرم اين فرمول امروز برعکس انجام مي­شود که اگر هم اين اتفاق بيافتد باز هم جاي خوشحالي دارد اما جريان داستان نويسي اينگونه پيش نمي­رود.

- شما در بخشي از صحبت­هايتان اشاره کرديد که کمتر سير داستان نويسي هم نسل­هايتان را دنبال مي­کنيد و بيشتر سعي مي­کنيد به مطالعه­ي آثار خارج کشور بپردازيد اين موضوع شما را از نوشتن متناسب با فرهنگ و روحيات مردم کشورمان دور نمي­کند. شايد هم ناخواسته از قافله­ي داستان نويسان جدي کشورمان دور بمانيد.

اين به روحيه­ي من بازمي­گردد که هيچگاه دوست نداشتم با دنبال کردن سير خاصي يا مطالعه کتاب ويژه­اي سليقه­ي ادبياتي­ام را پايين بياروم. به نظرم حتي اگر وقت بگذارم و براي جا نماندن از اين غافله بخواهم ديگر آثار جدي او را مورد مطالعه قرار بدهم اين حرکت باعث مي­شود که من سطح سليقه ادبي­ام را هم در معرض آسيب قرار بدهم چرا که بايد در اين خط سير خودت را با واژه­ها و لحظه­ها همگن کني. بيشتر سعي مي­کنم خودم را در يک محفظه­ي شيشه­اي قرار بدهم تا اينکه با مطالعه­ي اين آثار سطح سليقه­ام را پايين بياورم وقتي خودم را با آثار داخل ايران مقايسه مي­کنم ممکن است در اين مقايسه احساس کنم که سطح آثارم از اين آثار بالاتر است اما هنگاميکه اين مقايسه به بيرون از کشور کشيده مي­شود مي­بينيم که هيچ هستم و تازه بايد با اين ميزان تجربه پله­هاي اول را طي کنم.  

- چرا سعي کرديد رمان بنويسيد؟

نمي­دانم. به هر حال احساس مي­کنم شايد الان زمان مناسبي براي نوشتن رمان بود. من 28 سال است که مشغول نوشتن هستم اين عرصه وقف کودکان و نوجوان کشورم شد و در بسياري از قالب­ها به نوشتن پرداختم از رمان کودک و نوجوان بگيريد تا داستان­هاي کوتاه قصه­هاي بلند، قصه­هاي يک دقيقه­اي، بازنويسي­هاي مذهبي و غيرمذهبي، اسطوره­ها و . . . به طور کلي چيز ديگري نمانده بود که من توي آن کار نکرده باشم. البته اين افتخار نيست شغل من اين بود من در مجله­اي کار مي­کردم که اين مجله از من خوراک مي­خواست نويسنده­ي خاصي نبود که براي اين مجله خوراک مناسب پيدا کند بنابراين از همان ابتدا سعي کردم که کار توليدي انجام بدهم حاصل آن اين شد که به من بانوي هزار قصه مي­گفتند اما بعد که با خودم فکر کردم احساس کردم که در اين ميان به من بانوي هزار قصه يا هزار و يک قصه بگويند چه تأثيري روي زندگي من و بچه­هايي که با آنان درگير هستم خواهم گذاشت؟ بنابراين سعي کردم خودم را به جريان بزرگسال نزديک کنم. از طرفي گاهي انسان به تجربه­اي رسيده است يا حرفي براي گفتن دارد که بايد يک قالب جديد براي گفتن حرفهايش پيدا کند بايد اين اجازه را به خودش بدهد که پخته­تر صحبت کند بنابراين حاصل کار اين سه گانه رمان آخرم بود که هروقت هرکدام از اين سه اثر را مي­نوشتم يک شاخه ديگري براي نوشتن يک اثر ديگر در من جوانه مي­زد. مثلاً سعي کردم اين سه گانه را طوري بنويسم که کسي که نويسنده است و هم سن من بتواند اينگونه تصور کند چرا که اين زندگي من و اين من هستم که در اين سه گانه­ها حضور دارم اين شد که (شوهر عزيز من) به رشته تحرير درآمد وقتي اين اثر را مي­نوشتم به (عاشقانه­ها) فکر مي­کردم و شاخه­اي براي نوشتن اين اثر در من بوجود مي­آمد وقتي عاشقانه­ها را شروع کردم اثر آخرم به دنبال آن ديگر آثار در ذهنم جوانه زده­اند کلاً من اينطوري هستم که وقتي کار مي­کنم کار باعث پويائي ذهنم مي­شود و خلاقيت شاخه شاخه در ذهنم جوانه مي­زند زماني نوشتن در اين عرصه برايم شوخي بود به خود مي­گفتم که خب در اين بازار هم يک اثر بزرگسال چاپ مي­کنم و يک عدد به بيلان کاري­ام اضافه مي­کنم اما الان شرايط متفاوت شده است کار شبانه روزي من نوشتن در اين وادي ده است يک رقابت نفسيگر با خودم. با وجود اينکه نوشتن رمان­ها علمي تخيلي براي کودکان بسيار سخت و زمان بر است اما به راحتي اين کار را انجام دادم و از سر داستان به پايان داستان مي­رسيدم اما همه هم مرا تشويق مي­کردند اما الان با کلي زحمت و نوشتن کسي هم مرا تشويق نمي­کند اما ميزان جذابيت اين فضا براي من بيشتر است حالا در اين وادي سير مي­کنم و به خودم هم قول داده­ام که از اين مسير با دست پر برگردم.

- چرا رمان نويسان­مان سعي نمي­کنند تجربياتشان را با ديگر نويسندگان و يا ساير اهالي قلم در کشورهاي صاحب سبک و مللي که اين نوع ادبيات داستاني را خلق کردند، در ميان بگذارند اين خلا تبادل اطلاعات و تجربيات در نوشته­ هاي اکثر نويسندگان مرد و زن مشخص است؟  

مشکلي که براي بسياري از ما نويسندگان پس از انقلاب بوجود آمد اين است که غوره نشده مويز شديم. و اين به شرايط انقلاب بازمي­گردد وقتي کسي که اصلاً داستان نويس نبود و به خوبي تحويل گرفته مي­شد خود من به عنوان نويسنده، چيزي که در آن زمان اصلاً نبودم، قرارداد امضا مي­کرديم. به خاطر شرايط خاص آن دوره هرکسي که مي­ توانست در يک چهارچوب خاص اثر توليد کند جزو کساني مطرح مي­شود که نويسنده­ي مسلم کشورمان محسوب مي­ شدند. در آن زمان من وارد مجله رشد شدم با من در اين مجله به عنوان يک نويسنده قهار و چيره دست برخورد مي­ شد. وقتي در سن 20 سالگي مطلب از زير دستت کشيده مي­شود و به چاپ مي­رسد وقتي پشت درب اتاقت ايستادند تا تو آخرين سطر را بنويسي و چاپ کنند ديگر اين فرد چه جاي خلاقيت و رشدي براي خودش خواهد گذاشت. مگر اين نويسنده ديگر خدا را بنده خواهدبود. نسل ما زود به جائي رسيد که نبايد مي­رسيد و براي همين هم کوتوله باقي ماند که من از نسل خودم به عنوان کوتوله­هاي ادبي ياد مي­کنم. در حاليکه نويسندگان نسل­هاي قبل­تر از ما براي رسيدن به يک اجماع ادبي و فکري کلي سر و کله هم مي­زدند با يکديگر بحث مي­کردند و نتيجه آن اين مي­شود که هنوز هم بخواهيم رمان ايراني جاودان نام ببريم از کليدر و سو و شون و شوهر آهو خانم نام مي­بريم. بحث بر سر اين است که اين کتاب­ها چقدر ماندگار هستند؟ بله زماني يکي دو کتاب از نسل ما رشد کرد و توي دهن­ها اسم آن پيچيد اما چقدر اين آثار در تاريخ ادبي کشورمان ماندگار شدند کتابي که براي ده نسل بعد از ما هم بتواند حرفي براي گفتن داشته باشد. اينکه بچه­هاي ما بتوانند اين کتاب­ها را بهره ببرند نه اينکه خود من هم از خواندن اين آثار وحشت داشته باشم. يک سري کارها يک زماني سر و صدائي به پا کرد اما مقطعي بود و از اين آثار به عنوان ادبيات داستاني کشورمان نمي­توانيم نام ببريم.

- حوزه هنري در مسير حمايت از کارهاي ديني، انقلابي و دفاع مقدس چقدر موفق ظاهر شده است؟

حوزه هنري شايد از اين نظر خوب ظاهر شده باشد و کتاب­هاي با کيفيت و ظاهري جذاب توليد کرده باشد اما اين آثار وارد جامعه نشده­اند البته بايد گفت که کل جامعه مردم پاسداران يا مردم راه آهن نيستند مردم ايران 50% مردم هستند که به نظرم حوزه هنري در اين مسير هم خوب قدم برنداشته است.

- به هر حال حوزه هنري و انتشارات سوره مهر براي چهارمين بار متوالي ناشر برگزيده کشور شده و از طرفي کتاب­هاي اين مرکز از پرفروش­ترين کتاب­هاي نمايشگاه کتاب دوره بيست و پنجم بوده است؟

اين صحبت­ها که ملاک شناسائي يک انتشارات يا يک مرکز هنري نيست اين حرف را براي من نگوييد. اصلاً اين صحبت­ها نيست. اينکه براي 4 بار متوالي ناشر برتر شده است که خوب نيست اگر چهار بار ناشر برتر نمي­شد شايد مردم استقبال بيشتري از اين مرکز به عمل مي­آوردند خب 4 بار اول شدن از هرکسي بپرسيد مي­گويد که با اين بودجه­ ي دولتي و فعاليت­هاي انحصاري نبايد هم چيزي کمتر از اين ميزان را توقع داشت از طرفي چرا اصلاً چرا اين مجموعه در تمام دوره­هاي نمايشگاه اول نشده است؟ خب از طرفي تشکيل و فلسفه شکل گيري حوزه هنري براي بسياري از هنرمندان جاي گله و گله گذاري دارد که هنوز اين مشکلات در ذهن­شان حل نشده است. حوزه براي عده­اي هنرمند و مخاطب فضاي مناسبي را فراهم کرده است که از اين فضا راضي هستند اما هنوز هم هستند کساني که از داخل و بيرون حوزه با اين طرز فکر مشکل دارند خب نبايد اين افراد را به حال خود را کرد براي اين افراد هم بايد خوراک مناسب تهيه کرد بايد با زبان و سلايق اين طيف آشنا شد. بايد اين قشر را جدي گرفت حوزه هنري با اين امکانات ويژه­اي که دارد مي­تواند خيل عظيمي از هنرمندان و مخاطبان را تحت پوشش امکانات خود قراردهد که البته اگر بخواهد.

 

 

دوشنبه 9 مرداد 1391 - 13:5


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری