سه‌شنبه 6 تير 1396 - 9:45
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

گفتگو

 

ميلاد بهاري

 

نشر در تکاپوي جهاني شدن

 

 دکتر اسماعيل قديمي استاد دانشگاه علامه طباطبايي تهران و همچنين صاحب نظر در حوزه جامعه اطلاعاتي، معتقد است که رويکرد ما نسبت به نشر بين المللي بايد اقناعي و مشارکتي باشد و بايد از هرگونه تحرکات ايدئولوژيک خودداري کنيم، وي مي گويد: اعتماد سازي، رسيدن به اهداف مشترک و تبادل منطقي اطلاعات اصل است و بايد از همه انواع ارتباط؛ سنتي، شفاهي، جمعي، ميان فردي و فاصله‌اي، و به قولي، آييني براي برقراري ارتباط استفاده کنيم:. گفتگوي او با پايگاه خبري سوره مهر حول «نشر بين المللي» شکل گرفت.

به نظر شما نشر بين‌المللي چه آثاري در روابط خارجي کشورها دارد؟

اجازه بدهيد ابتدا نشر بين‌المللي و برخي مفاهيم کليدي مربوط به اين حوزه را تعريف کنيم، ما بايد ميان «روابط بين‌المللي» و «ارتباطات بين‌المللي» تفکيک و تفاوت قائل شويم. روابط بين‌المللي، مناسبات و روابط همه جانبه سياسي، اقتصادي، فرهنگي و اجتماعي ميان دولت‌ها و ملت‌هاست. روابط بين‌المللي به مفهوم مدرن آن پس از قرارداد مشهور «وستفالي» شکل گرفته است و هرچه جلوتر آمده پيچيده‌تر و پرپيچ و خم‌تر و بيشتر وابسته به ارتباطات بين‌المللي شده است. بنابراين همه ابعاد رابطه ميان افراد، گروه‌ها، سازمان‌ها، دولت‌ها و مانند اين‌ها را در عرصه‌هاي گوناگون اعم از اقتصادي و سياسي و فرهنگي مي‌پوشاند. اين فعاليت‌ها و کنش‌هاي بين‌المللي را مي‌توان در چارچوب روابط بين‌الملل تعريف و تبيين کرد. اما ارتباطات بين‌المللي که نشر بين‌الملل يکي از ابعاد آن است، در واقع، شبکه‌اي از جماعت‌ها و گروه‌ها به اتکاي فناوري‌هايي است که کار داد و ستد پيام‌هاي ميان فردي، جمعي، سازماني و رسمي ميان دولت‌ها و ملت‌ها را ساماندهي و اداره مي‌کنند. بر اين اساس؛ نشر بين‌المللي يعني گسترش و پخش ايده‌ها، محتواها و پيام‌هاي حسابگرانه از سوي يک دولت، سازمان و يا شرکت‌هاي بين‌المللي با اهداف خاص و به منظور نفوذ در افکار عمومي بين‌المللي(افراد، دولت‌ها، سازمان و شرکت‌ها و گروه‌ها) به واسطه اقلام انتشاراتي نظيرِ کتاب، روزنامه و مجله و مانند اين‌هاست. اکنون شايد کسي بپرسد مگر نشر فقط اقلام مکتوب را دربرمي گيرد؟ نشر مي‌تواند پخش و انتشار از راه هاي ديگر نيزباشد. به هر حال منظور ما در اينجا نشر مکتوب و به ويژه کتاب، مجله و روزنامه است. بنابراين، نشر بين‌المللي خود يکي از عنصرها و اجزاي ارتباطات بين‌المللي است. امروزه ارتباطات بين‌المللي يکي از تعيين کننده ترين ابزارهاي نفوذ اجتماعي در همه ابعاد است. در عين حال، بدون اين  ارتباط و رسانه‌ها و ابزارهاي ارتباطي، روابط بين‌الملل معنا ندارد، به نظر من روابط خارجي به معناي مدرن آن با ارتباطات بين‌المللي عجين است و سرمايه گذاري در اين زمينه بايد در اولويت دولت‌ها و سازمان‌هاي بين‌المللي باشد. يک نکته ديگر اين است که امروزه به قول جوزف ناي جنگ نرم جاي جنگ‌هاي سخت افزاري يا جنگ افزاري را گرفته و جنگ نرم، تبليغات بين‌المللي و... به اين عرصه وارد شده و اهميت نشر بين‌المللي را صدچندان کرده است. به اين ترتيب، نشر بين‌المللي امروزه يکي از ابزارهاي اثرگذار در مبادلات ميان کشورهاست و اگر اين نشر سازمان يافته، سيستماتيک، محققانه، پرمحتوا و مبتني بر راهبردها و سياست‌هاي ارتباطي و سياسي مدرن باشد به يقين اثرگذار است. سرانجام اين که امروزه حکومت‌ها بيشتر افکار عمومي را نشانه گرفته‌اند و با نشر هوشمندانه از  افکار عمومي يارگيري مي‌کنند!  

نشر بين‌المللي با توجه به حضور رسانه‌هاي جديد در آينده چه راهي را مي‌پيمايد؟

به نظر من رمز بقا در هر کجاي اين جهان به روز آمدي، فهمِ تحول،پذيرشِ تحول، نوآوري و انطباق پذيري و به قول گيدنز بازتاب پذيري بستگي دارد. بنابراين، اگر رسانه‌هاي قديم خود را با شرايطِ جديد انطباق دهند و تغييرات لازم را در ساختار، سياست و برنامه‌ها و حتي راهبردها و محتواهاي خود به وجود آورند، باقي مي‌مانند در غير اين صورت از گردونه رقابت خارج مي‌شوند. نشر بين‌المللي اکنون بايد بيشتر به مخاطب پژوهي، نياز سنجي و امکان سنجي براي زيستن در دنياي سايبري بينديشد. رسانه‌هاي الکترونيکي در دسترس و آن‌لاين يا برخط هستند، زنده‌اند. هرلحظه پيام توليد و پخش مي‌کنند، همه جا حاضرند و شما با يک دکمه در يک لحظه همه جا حضور داريد. تعاملي بودن اين رسانه‌ها جاذبه بيشتري به آن‌ها مي‌دهند اما به نظر من پيامشان و به قول انديشمندان مکتب «تورونتو»، در سطح انديشه و ادراک منتشر مي‌شود. نشر الکترونيک به گونه اي بازگشت به عصر شفاهي در ارتباط است. نشر مکتوب به قول «مک لوهان» انديشه ورزي خطي و نقطه به نقطه، درون گرايي، انديشه ورزي، ژرف انديشي و نقد را با خود مي‌آورد. نشر مکتوب با عمق ادراکي فرد سر و کار دارد. البته رسانه‌هاي الکترونيک، جاي خوبي براي تحليل‌هاي عميق نيستند، نه اين که اصلاً نباشند. بيشتر تصويرهاي نو به نو و تعجيل در بيان و گفتارهاي کوتاه را منتقل مي‌کنند. اما نشر مکتوب جاي تحليل‌هاي عميق و بحث‌هاي سنگين و ارايه آمار و نمودار و مانند اين‌هاست. پس نشر بين‌المللي با آمدن رسانه‌هاي الکترونيکي و به ويژه اينترنت کار دشوارتري دارد. ما اکنون در دنيايي زندگي مي‌کنيم که در حدود هفت ميليارد نفر جمعيت، 4.5 ميليارد ايستگاه راديويي، 3.5 ميليارد رسانه تلويزيوني، 2.5 ميليارد تلفن همراه و دو ميليارد کامپيوتر دارد، پس نشر مکتوب بايد براين دشواري‌ها غلبه کند و عميق‌تر پيام بسازد و اقناعي‌تر کار کند و مطمئن باشد که اگر چنين کند مي‌ماند، همان طور که نامه ماند،  کتاب ماند و روزنامه ماند ولي بخش الکترونيکي را هم به خودش اضافه کرد!  آينده آينده   

آيا  رسانه‌هاي مجازي مي‌توانند بديلي براي نشر بين‌المللي باشند؟

هيچ رسانه‌اي را نبايد بديل رسانه ديگر دانست. بهتر است آن‌ها را رقيب يکديگر بناميم تا بديل. رسانه‌هاي مجازي همان ويژگي‌هاي رسانه‌هاي مکتوب را دارند به اضافه ويژگي منحصر به فرد خود را. بهتر است اين‌ها را مکمل يکديگر بدانيم. نشر مکتوب بايد با اتکاي مديريت راهبردي نقاط ضعف  و قوت خود را بشناسد و با فرصت‌ها و تهديدهاي محيط انباشته از رسانه‌هاي الکترونيکي برخورد منطقي و فرصت سازانه کنند. نشر مکتوب بايد نياز سنجي و مخاطب شناسي را به يک فرايند دائمي تبديل  و زمينه‌هاي بقاي خود را در نيازهاي جديد انسان‌ها جستجو کند. مي خواهم کمي هم احساسي، عاطفي و متکي به ضمير ناهشيار سخن بگوييم، نشر مکتوب مال شماست، پيش شماست، جلوي چشمتان و مي‌توانيد آن را در دستانتان بگيريد و بخوانيد و فکر کنيد و بعد دوباره آن‌ها را در کتابخانه و آرشيو خود بگذاريد از داشتنش لذت ببريد، اما محتواهاي الکترونيکي مال شما نيستند و به جهاني الکترونيکي تعلق دارند، نمي‌توان آن‌ها را لمس کرد. کنارتان قرار ندارند. آن‌ها با رفتن برق ديگر حضور ندارند پس وجودشان به وجود ديگري وابسته است. آن‌ها به همه تعلق دارند و احساس مالکيت در موردشان حاصل نمي‌شود، اين حس مالکيت چيزي نيست که انسان به اين راحتي از آن بگذرد!

آيا با وجود رسانه‌هاي جديد نشر بين‌المللي به طور سنتي مي‌تواند ادامه يابد؟

در صورتي که از مديريت استراتژيک برخوردار باشد و استانداردهاي بين‌المللي جديدي براي توليد محتوا تدوين کند و بتواند در برابر توليد الکترونيکي از مزيت رقابتي برخوردار شود. مي‌تواند به زندگي‌اش در عصر ديجيتال ادامه دهد. اين مزيت رقابتي چيزي است که «مانوئل کستلز» روي آن خيلي تأکيد مي‌کند. به نظر من رسانه‌هاي ديجيتالي هرگز نمي‌توانند به لحاظ اعتبار محتوا به پاي نشربين المللي برسند. نشر مکتوب همچنان ملاک اصلي توليد معتبر در محتوا و به ويژه توليد علمي است. اگر ويژگي تحليلي بودن و ماندگاري  و آثار روان‌شناسانه خواندن مکتوب را که با دريافت سمعي بصري الکترونيکي متفاوت است به آن اضافه کنيم بازهم مزيت رقابتي نشر مکتوب بالاتر مي‌رود. البته رسانه‌هاي تعاملي جديد اين ضعف را پوشانده‌اند پس نشر الکترونيک در رسانه‌هاي تعاملي را هم بايد در زمره نشر مکتوب اما ديجيتاليزه بدانيم.     

ترجمه آثار ادبي، سياسي و... تا کنون تا چه اندازه در تحولات جهاني مؤثر بوده است؟

بدون رسانه‌هاي مدرن از مکتوب گرفته تا الکترونيک و اخير تعاملي تحولات دنيا شکل نمي‌گرفت. مگر تا پيش از گوتنبرگ و ظهور روزنامه‌ها و نشريات و رسانه‌هاي همگاني امروز دنيا اين طور دگرگون شده بود. اگر ابزار انتقال به وجود نمي‌آمد، مسلماً زمينه نفوذ و تغيير به وجود نمي آمد. اول تحول از درون يک کشور آغاز شد و سپس ترجمه به عنوان يک ابزار انتقال تجربه وارد کارزار شد. اصلاً اگر ترجمه نبود تمدن امروز غربي‌ها شکل نمي‌گرفت. غرب پيشرفت خود را مديون آثار ترجمه شده به زبان عربي هستند که انديشمندان مسلمان آن‌ها را از يوناني برگردانده بودند. اصلاً ترجمه ابزار انتقال محتوا از يک فرهنگ به فرهنگ ديگر و از يک کشور به کشور ديگر است. ترجمه آثار تبادل انديشه را باعث شده است. امروزه بسياري از مراکز علمي و دانشگاهي ما با ترجمه آثار خارجي اداره مي‌شوند. اصلاً بدون ترجمه ما با تمدن غرب آشنا نمي‌شديم. پس ترجمه يک ابزار مناسب انتقال محتوا از کشوري به کشور ديگر و از تمدني به تمدن ديگر است. اما ما ديگر نبايد به ترجمه آثار ديگران بسنده کنيم، بهتر است وارد مرحله توليد محتوا شويم و ديگران آثار ما را ترجمه کنند. بنابراين يکي از سياست‌هاي نشر بين‌المللي ما بايد ترجمه آثار ايراني به زبان‌هاي ديگر باشد. انشاالله.

آيا  مي‌توان به نشر بين‌المللي به  عنوان يک صنعت نگاه کرد يعني از منظر اقتصادي به موضوع  نگاه کرد؟

 البته. نشر بين‌المللي در پايه و اساس يک صنعت است. بهره وري و کارايي هدف اصلي هر ساختار صنعتي است که نيازهاي اجتماعي را با تدبير و حداقل هزينه برآورده مي‌کند. صنعت نشر صنعت بسيار ارزشمند و با بازدهي بالايي است. امروزه ايالات متحده و در مرحله بعد، انگليسي‌ها بيشترين توليد محتواي علمي را دارند. نظريه پردازي مي‌کنند.  بيشترين نشريات و مجلات و روزنامه‌هاي بين‌المللي را دارند. از نظر توليد نشريات فرهنگي، سياسي و اقتصادي در جهان رتبه اول را در اختيار دارند. شمارگان مجلات و روزنامه‌ها و نشريات آن‌ها با ديگران قابل رقابت نيست. خوب اين وضعيت به آن‌ها برتري فکري مي‌دهد. حرفشان را همه‌ مي شنوند و چون به اقناع و استدلال مجهز شده‌اند بيشتر از ديگران در جهت گيري‌هاي فکري دولت‌ها و افراد و گروه‌ها تأثير مي‌گذارند. انتشارات يک صنعت است و اتکاي اصلي‌اش به فناوري است. فناوري ارتباطات امروزه پيشرفته‌ترين فناوري است. «وبستر» در کتاب نظريه‌هاي جامعه اطلاعات خود نشان مي‌دهد که چطور بسياري از صنايع حتي دارويي و پزشکي تغيير کاربري مي‌دهند تا به صنعت ارتباطي تبديل شوند. توليد نشريات و روزنامه‌ها، سايت‌ها، راديو و تلويزيون‌ها و ... امروزه صنعت عظيم فرهنگي و نشر و ارتباط را تشکيل مي‌دهند و پيشرفته‌ترين صنايع را به وجود آورده‌اند. صنعت و اقتصادِ معرفتي که بسياري از بزرگان انديشه مانند دانيل بل، ميشل پيور، ... از آن ياد مي‌کنند، توليد اطلاعات و دانايي و دانش حرف اول را مي‌زند. در جنگ نرم و محتواي اطلاعاتي و فرهنگي هر که مجهزتر و آگاه‌تر و پيشرفته‌تر عمل کند پيروز ميدان است.

با توجه به کم رنگ شدن مرزهاي جغرافيايي تحت تأثير قدرتمند رسانه‌هاي نوين مي‌توان  روي نشر بين‌المللي سرمايه گذاري کرد؟

البته. به شرط‌ها و شروط‌ها! همان طور که گفتم رقابت اصل اول و فناناپذير توليد کالا و خدمات امروزي است. توليد هم امروز اساساً در سطح جهاني انجام مي‌شود. پيش‌تر گفتم رسانه‌هاي الکترونيک يک سويه نمي‌توانند چندان به عمق انديشه مخاطبان نفوذ کنند اين‌ها بيشتر ابزار تبليغي اند. اما صنعت نشر وسيله نفوذ فکري و ساخت سپاهي از دلبستگان به انديشه‌هاي فرامرزي هستند. آنقدر که نشريات بين‌المللي مثل تايم، لايف و لوموند و گاردين و ... هوادار و وابسته فکري مي‌سازند، ديگر رسانه‌ها شايد قادر نباشند. بنابراين اگر سرمايه گذاري علمي، عقلاني و مبتني بر نظريه پردازي و تحليل صحيح باشد منطقي‌تر است. سرمايه گذاري اگر با اصول عقلاني و تجربي و کارشناسانه باشد حتماً جواب مي‌دهد.

 

ايران چه رويکردي درباره کشورهاي همسايه، فارسي زبان و ايرانيان خارج از کشورمي تواند داشته باشد؟

من تبادل نظرِ فارغ از تلاش‌هاي ايدئولوژيک و کار اقناعي را توصيه مي‌کنم. شناخت شرايط جديد آن‌ها و اقدام منطبق با اين شناخت مؤثر است. داده‌ها و دانايي‌مان را نسبت به ديگران مدام بايد تازه کنيم. دنيا به شدت تغيير کرده است و رويکردهاي سنتي به تحليل محيط ديگر جواب نمي‌دهد. باز توليد دانايي نسبت به ديگران به اتکاي منابع علمي ضرورت دارد. به نظر مي‌رسد فارسي زبانان همسايه از نظر امکانات و فناوري‌ها در وضعيت مطلوبي نباشند، بنابراين زمينه نفوذ براي بيگانگان برايشان فراهم است. چرا نبايد يک اتحاديه خردگرا از کشورهاي فارسي زبان براي حفظ و پاسداري از ميراث فرهنگي و اندوخته‌هاي تاريخي مشترکمان ايجاد کرد، بهتر است شعارزده نباشيم. درست است که شرايط براي ارسال پيام آماده است، اما رقبا بيکار نيستند. اين امر به تدوين راهبرد و سياست گذاري و کار نظري احتياج دارد. مطالعه لازم دارد. رقيب شناسي و امکان سنجي و نياز سنجي لازم دارد. رويکرد ما بايد ارتباط اقناعي و مشارکتي باشد. بايد از هرگونه تحرکات ايدئولوژيک خودداري کنيم. اعتماد سازي و رسيدن به اهداف مشترک و تبادل منطقي داده‌ها  و اطلاعات اصل است. ايرانيان خارج از کشور هم از اين قاعده مستثني نيستند و بايد برايشان برنامه ريزي کرد. نيازهايشان را شناسايي کرد و با کمک خودشان براي رفع نيازهايشان اقدام کرد. اطلاع دارم که آن‌ها خيلي به يک ارتباط سازنده ميان درون و بيرون کشور نياز دارند. اگر ما اين نياز را برآورده نکنيم ديگران خواهند کرد. براي هر دو سطح ارتباط دوسويه و اقناعي متکي به واقعيات و پژوهش را توصيه مي‌کنم. يادمان باشد در حرکتمان مواظب نقاط ضعف و قدرت داخلي خود باشيم و تهديدهاي بيروني را به فرصت تبديل کنيم.بايد بگويم اين کار را کمتر انجام داده‌ايم و بهتر است تجربه موفقي را شروع کنيم.  

از منظر ارتباطات چه پيشنهادي در اين زمينه داريد؟

به قول «کلاوس کريپندورف» از خود ارتباط و الزامات و شرايطش استفاده کنيم. يعني در فرايندهاي ارتباط با ديگران و ديگر تمدن‌ها و کلاس‌هاي فکري اصول لازم الرعايه ارتباطي را در نظر بگيريم. اصل را بر وجوه مشترک بگذاريم، نه نقاط افتراق. ما براي وصل کردن آمده‌ايم و نه براي فصل کردن. منظور من اين نيست که اکنون ما چنين عمل مي‌کنيم، برعکس؛ موفقيت‌هاي بسياري هم داشته‌ايم اما اين‌ها کافي نيست. انديشمندي مي گفت که جهان سومي‌ها پيشرفته‌ترين فناوري‌ها را وارد مي‌کند اما نمي‌توانند از آن‌ها استفاده کنند. فناوري فقط ابزار نيست. فناوري مديريت علمي مي‌خواهد و از آن مهم‌تر فناوري به فرهنگ سازي نياز دارد. اورت ام راجرز مي‌گفت فناوري هم مديريت است هم فرهنگ. پس صنعت نشرمان را هم از نظر محتوا و هم قالب، نوسازي کنيم، با دنيا به شکل دقيق‌تر و نظريه مندانه تر برخورد کنيم، از ارتباطات سنتي غفلت نکنيمف ارتباط فقط در فناوري خلاصه نمي‌شود، از همه انواع ارتباط براي برقراري ارتباط استفاده کنيم: سنتي، شفاهي، جمعي، ميان فردي و فاصله‌اي، و به قول جيمز کري آييني و ...

از همه ابعاد ارتباط براي کاميابي خود بهره بگيريم. قالب‌ها را نو کنيم اما محتوا را فراموش نکنيم. در عين حال از تجربيات نظريه‌اي و تئوريک موجود بهره ببريم. از ارتباط براي ارتباطِ خوب استفاده کنيم. يادمان باشد پيام صرفاً از طريق کلمه‌ها منتقل نمي‌شود. شرايط فرهنگي و رفتار مدرن و اتکا به تمدن غني اسلامي و ايراني و توجه به همدلي و هماهنگي و درک متقابل لازمه نفوذ نشر است چه داخلي و چه بين‌المللي.

 

 

شنبه 7 مرداد 1391 - 10:50


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری