پنجشنبه 2 شهريور 1396 - 13:18
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

كتاب

 

علي الله سليمي

 

روياهاي دوست داشتني دختران نوجوان

 

نگاهي به مجموعه داستان«پشت صحنه داستان هاي من» نوشته محدثه رضايي

 

کتاب«پشت صحنه داستان هاي من» نوشته محدثه رضايي مجموعه اي از داستان هاي کوتاه براي گروه سني نوجوانان است که در آن به برخي از سئوال هاي ذهني دختران نوجوان در مواجه با افراد مختلف، اشياء و پديده هاي پيراموني شان پرداخته مي شود. قبل از پرداختن به ويژگي هاي اصلي اين کتاب، اشاره به چند نکته اساسي درباره داستان نوجوان در ادبيات داستاني ايران خالي از لطف نيست و آن اين که در بررسي آثار نويسندگان ايراني ، از ابتدا تا به امروز خلاء بزرگي در بخش داستان نوجوان ديده مي شود که البته اين مسئله در دوره هاي مختلف افت و خيزهايي هم داشته، ولي در مجموع در هيچ يک از دوره هاي تاريخي(حدود بيش از صدا سال) اين بخش از بدنه داستان نويسي ايراني موفقيت هاي آنچناني نداشته که بشود از آن به عنوان نقطه اوج يا قله ياد کرد. با اين حال، در سال هاي اخير حرکت هايي از سوي برخي از نويسندگان اين حوزه انجام شده که در مواردي هم تا حدودي موفقيت آميز بوده است. در اين زمينه، اخيراً کتاب«پشت صحنه داستان هاي من»نوشته محدثه رضايي منتشر شده که مجموعه اي از داستان هاي کوتاه براي نوجوانان است. از اين نويسنده پيش از اين هم داستان هايي براي نوجوانان منتشر شده است که نشان مي دهد، محدثه رضايي نوشتن براي نوجوانان را به عنوان يکي از دلمشولي هاي خود جدٌي گرفته و با نوآوري هايي که در اين بخش از خود نشان داده همواره سعي کرده حرکت رو به جلويي را براي داستان ايراني در بخش نوجوان داشته باشد.

کتاب پشت صحنه داستان هاي من از چهارده داستان کوتاه مستقل از هم تشکيل شده که شخصت هاي اصلي آنها اغلب دختران نوجوان هستند. راويان داستان ها از نظر رفتار و خصلت هاي دروني تشابه زيادي با همديگر دارند. به بيان ديگر، ردپاي يک شخصيت داستاني را در بقيه داستان هاي اين کتاب هم مي توان ديد.

اولين تصوير مشترک از مجموع شخصيت هاي داستاني کتاب پشت صحنه داستان هاي من، تجسم دختر نوجواني است که روحيه شاعرانه اي دارد، اغلب در دنياي دروني خود زندگي مي کند، رفتارهاي نسبتاً متفاوتي نسبت به ديگران دارد و در بيشتر موارد هم شوق نويسندگي دارد. همچنين نوعي خود شيفتگي در وجود اين شخصيت ديده مي شود که البته با توجه به قرار گرفتن در مقطع سني نوجواني تا حدودي طبيعي جلوه مي کند. در چند داستان ابتداي کتاب چنين شخصيتي به ساخته و پرداخته مي شود و در بقيه داستان هاي کتاب ماجرهاي ديگري از اين تيپ شخصيت نقش آفريني مي کند.   

داستان اول کتاب(پشت صحنه داستان هاي من) که عنوان کتاب هم از آن برگرفته شده، به نوعي ذوق آزمايي نويسنده در شيوه رايج در ميان نويسندگان علاقه مند به رفتارهاي پسامدرنيستي است که خود نويسنده به عنوان شخصيت اصلي وارد دنياي داستان شده و با بقيه شخصيت ها که ساخته و  پرداخته ذهن خودش است درگير شده و به نوعي ماجراهاي داستان را پيش کي برند:«برويد توي صف...همگي از کنار پياده رو! جلب توجه نکنيد! آن وقت عابرهاي پياده رو هم مي خواهند شخصيت داستان من شوند. ان وقت ديگر توي خانه مان جا نمي شويد. مامانم کله اي مرا مي کند. چي؟ آژانس بگيرم؟ چه غلط ها! پولم کجا بود؟ پياده. در اين قسمت داستان، شما بايد پياده راه برويد. هر کس پايش درد مي کند، از داستان من برود بيرون. کسي برايتان کارت دعوت نفرستاده.»  ( ص 11)

داستان بعدي با عنوان«سبدهاي آشفتگي»، به يکي از مسايل مطرح در دوره نوجواني مي پردازد؛ راوي اين داستان از آشفتگي و شلوغي اطراف خود احساس ناخوشايندي دارد. او مي خواهد با خريد سبدهايي براي قرار دادن وسايل مختلف خود در درون آنها نظمي به اطراف خود بدهد که در عمل اين گونه نمي شود و  وجود همين سبدها به آشفتگي بيشتر فضاي اطراف او منجر مي شود.

در داستان ديگر کتاب(شايعه)، باز هم يکي ديگر از دغدغه هاي ذهني يک شخصيت نوجوان مطرح مي شود. او در مدرسه با شايعه حضور موجودات غير انساني در خانه خرابه بغل مدرسه مواجه مي شود و در عين حال، فکرش درگير لانه ياکريم در روي ديوار دسشويي مدرسه است؛ يکي از دانش آموزان گفته تخم هاي ياکريم را بر مي دارد:«ديروز داوودي مي خواست تخم هاي ياکريم را ببرد خانه شان و باهاشان نيمرو درست کند که بچه هاي التماسش کردند و اين کار را نکرد...» (ص 25)

در پايان اين داستان با تبديل شدن تخم هاي ياکريم به جوجه هاي کوچک خيال راوي راحت مي شود. نويسنده در داستان«سوپ ناهيد» هم به يکي از علايق دختران نوجوان(ياد گرفتن آشپزي) پرداخته است. البته در اين داستان هم راوي بيشتر به فکر نوشتن؛ داستان نويسي است. همچنين داستان کوتاه«صورتي عزيرم» تصورات ذهني يک دختر نوجوان است که با مداد رنگي ها خود خيال ها و تصورات خود را رنگ آميزي مي کند و به آنها جان مي دهد و با خود همراه مي کند.

عنصر ديگري که محدثه رضايي در ادامه داستان هاي کتاب به کار گرفته است، طنز ملايم است که اين رويکرد در داستان«قلب کيکي» نمود بيشتري دارد:«روز تولدم که الهي هيچ نوزادي اين جوري مثل من به دنيا نيايد که چهارده سال بعدش نتواند آن روز را جشن بگيرد، مامان از خانه جنب بخورد که نخورد. هي هم من و معصومه را مي پاييد که کوچيک تريم حرکت مان، از نگاه کردن به هم تا دست شويي رفتن مان را زير نظر داشت...» (ص 46 و 47) نويسنده در داستان ديگر کتاب(پاي خرچنگ را ببند)، باز هم به سراغ دغدغه هاي نوشتن يک دختر نوجوان رفته و آن را سوژه داستان خود کرده است.

همچنين در داستان«اسب سفيد مادر بزرگ»، راوي به بازسازي ذهنيات مادر بزرگ و خيال پردازي دختر نوجواني مي پردازد که در کنار هم قرار گرفتن اين دو نفر باعث شکل گيري فضاي تازه اي در دنياي اين دو نفر شده است. توصيف طنز آميز  فضاي حاکم بر خانه اي که راوي آن را متعلق به خود و خانواده اش مي داند، سوژه داستان بعدي کتاب(هفت خانه در يک خانه) شده است. او در اين داستان به خواسته ها و رفتار هاي متفاوت هر يک از اعضاي خانواده پرداخته و حتي به حضور توقع ميهمان هاي اين خانه هم اشاره دارد. حضور راوي در مقام نويسنده، بار ديگر در داستان«زندگي نامه صغري خانم» تجلي مي يابد و او اين بار هم نقش يک داستان نويس را به خود مي گيرد و از اين منظر با مخاطب رو به رو مي شود.

يازدهمين داستان کتاب با عنوان«چراغ جادو»، باز هم به خيال هاي شيرين دوران نوجواني مربوط است که در آن دختر نوجواني در مواجه با چراغ روي ميز خود، به دنياي خيال پناه مي برد و آن را چراغ جاد مي پندارد. داستان ديگر کتاب،«قرار است يک سيب قرمز بخورم» نام دارد که راوي آن دختر نوجواني است با دلمشغولي فعاليت هاي متنوع روزانه که تصميم دارد براي آنها برنامه ريزي منظمي داشته باشد. اين رفتار او واکنش اطرافيانش را بر مي انگيزد. داستان«ايستگاه بهشت» يادآوري يک خاطره دوران کودکي است و آخرين داستان کتاب با عنوان«يک آدم مهم» باز هم برگرفته از رفتارهاي خاص دوران نوجواني است که در آن، يک دختر نوجوان تصميم مي گيرد روند نامعمولي را در پيش بگيرد که به يکي از آرزوهاي قلبي خود يعني مهم بودن برسد که اين رفتار او نتيجه برعکس مي دهد. در مجموع، داستان هاي کتاب پشت صحنه داستان هاي من، در پي مطرح کردن برخي از سئوال هاي ذهني نوجوانان در اين مقطع سني است که گاه بيان همين سئوال ها جنبه طنز به خود مي گيرد، گاه احساسي جلوه مي کند و در مواردي هم باعث تأمل بيشتر در بعضي از اين رفتارها مي شود.

 

شنبه 31 تير 1391 - 13:58


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری