دوشنبه 5 تير 1396 - 11:31
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

گزارش

 

روابط عمومي اداره كل تبليغات اسلامي استان قم

 

«وعده موعود» فرا رسيد

 

كار جديد نمايشي كورش زارعي

 

فضايي عاري از آرايش‌هاي صحنه‌اي، تنها ارتفاعي در انتها و دو رديف پله که ارتفاع را به کف صحنه متصل مي‌کند. پايين ارتفاع، ميان دو رديف پله، فضايي است بسته، مانند يک گذرگاه تنگ يا سردابي باريک.

در پس‏زمينه، عمارت‏هايي رفته رفته از زمين مي‏رويد و سر به آسمان مي‏کشد. رنگ آسمان به سرخي مي‏گرايد و دايره خورشيد مي‏رود تا غروب کند. بازيگران از جاي جاي صحنه وارد مي‌شوند و هر يک بي‏آنکه توجهي به ديگري داشته باشند از صحنه مي‏گذرند. همراه آنان صداي گذر ماشين‏ها، هواپيماها و قطارها.

مردي سرگشته، خيره به خورشيدي که غروب مي‏کند، به صحنه مي‏آيد. باد مي‏گذرد و لباس و دستار مرد را به بازي مي‏گيرد. مرد کلامي را واگويه مي‏کند: «روزگارمان به گذر تندباد مي‏ماند و ما سرگشته و طوفان‏زده، بازيچه دستان باد...»

گذر باد شدت مي‏گيرد و رفت و آمد مردمان نيز. باد، ابرهايي تيره را با خود به آسمان پس زمينه مي‏آورد. رعد مي‏گذرد، يکي پس از ديگري و رفته رفته، صداي رعد به انفجار تبديل مي‏شود و صداي ماشين‏ها و هواپيماها به صداي تانک‏ها، نفربرها و جت‏هاي جنگي بدل مي‏شود. اشخاصي سياه‏پوش از دل ابرها بيرون مي‏زنند. صورت خود را با ماسک‏هاي جنگي پوشانده‏اند و در دست هر کدام ريسمان و زنجيري است که با آنها مردمان را شلاق زده و به زنجير مي‏کشند. مرد سرگشته از هر سو توسط سياه‏پوشان محاصره شده و دست و پايش به زنجير کشيده مي‏شود.

مي‌گويد: «خورشيد تابان را چه شده که روزمان چنين تيره گشته است! ماه درخشان کجاست؟ ستاره‏هاي فروزان کجايند که شب چنين وحشت‏انگيز و تيره‏گون حکم مي‏راند...»

با شدت گرفتن صداها، بندهاي بسته شده بر دست و پاي مردمان آنان را با سرعت بيشتر به اين سو و آن سو مي‏کشد و در پي انفجاري عظيم همه به زانو در مي‏آيند. در پرتو تابش نورهاي پياپي، مردمان دست‏ها را به آسمان بلند مي‏کنند و هر کس با ذکري، زبان به استغاثه مي‏گشايد. مرد سرگشته از ميان جمع برمي‏خيزد و تلاش مي‏کند تا خود را از بندها برهاند و به بلندترين ارتفاع صحنه بکشاند. مردمان او را در حلقه خود مي‏گيرند. اکنون، همه، مرد سرگشته را مي‏مانند و مرد سرگشته گويي همه است.

در اين حال مرد مي‌گويد: «کجاست آنکه نشاني ماه و ستاره را مي‏داند؟! گشاينده بندهاست و درمان درد ستمديدگان از جفاي ظلم زمانه. کجاست کسي که داد بستاند از بيدادگران!»

مردي نوراني با چهره‌اي متبسم

پرتو نوري، ملايم و آرام‏بخش از نقطه‏اي نامعلوم بر صحنه مي‏تابد. صداها جاي خود را به نوايي روح‏انگيز مي‏دهد. سياه‏پوشان، گريزان از پرتو نور، صحنه را ترک مي‏کنند. آواي خوش پرندگان صحنه را در برمي‏گيرد و در دوردست شاهد مردي نوراني با محاسن سفيد و چهره‏اي متبسم و آرام هستيم که نهالي را در نقطه‏اي بلند از صحنه مي‏کارد. مرد همين که از کار خود فارغ مي‏شود برخاسته و دست رو به آسمان بلند مي‏کند. با حرکت دست او نهال به آرامي رشد کرده و بارور مي‏شود. پرندگان از همه سو به سمت نهال بارور هجوم آورده و همزمان صداي آنان اوج مي‏گيرد. در همين حال، مردمان سرگردان نيز همه رو به سوي نهال مي‏کنند. مرد سرگشته نيز.

مرد مي‌گويد: «عمري است به بلنداي تاريخ تيره‏گون بشر، کسي را مي‏جويم که آمدنش را تمامي اديان زمين وعده داده‏اند، عمري است صفحه به صفحه، کتاب تاريخ بشر را و کوچه به کوچه، زمين و زمان را در پي ردپايي از او زيرورو کرده‏ام. همه‏جا نشاني از اوست اما او نيست!»

پس از آن، نورها رنگ باخته و سياه‏پوشان بار ديگر به صحنه مي‏ريزند، اما چيزي نمي‏گذرد که از نقطه‏اي ديگر، پرتو نوري ديگر نمايان مي‏شود. و باز تابلوي مرد محاسن سفيد و کاشتن نهال تکرار مي‏شود و همگان را به سوي خود مي‏خواند.

مرد اين بار گفت: اين بازي اوست با من! همين که ردپايش را در جايي گم مي‏کنم! از جايي ديگر صدايم مي‏زند. و من، شيدا و سرگشته، هروله‏کنان به‏سويش روان مي‏شوم... به پس‏کوچه‏هاي تاريخ. به هر کجا و هر زمان، به هر جايي که نشاني از او باشد. من سراسيمه او را خواهم جست و در اشتياق يافتنش بار ديگر تاريخ را زيرورو خواهم کرد، از امروز تا هر زمان و هر کجا که ردپايي از او باشد...

طنين صداي او در صحنه مي‏پيچد. نور به يکباره محو مي‏شود و تاريکي صحنه را دربر مي‏گيرد. نواي استغاثه همچنان ادامه دارد. نواها رفته رفته به ندبه تبديل مي‏شود. چه بسا فرازهايي از دعاي ندبه باشد... .

ترس از حضور شخصت اول

نمايشي كه اين روزها كورش زارعي به روي صحنه برده، چشمان زيادي را خيره مي‌كند. نمايش وعده موعود كه هر لحظه ممكن است شخصيت اصلي آن در سالن حضور داشته باشد.

زارعي سعي كرده اين بار، نمايش جذاب و متناسب با مسائل روز جامعه را به روي صحنه ببرد و با مدد از هنرمندان برجسته عرصه تئاتر آئيني به تماشاگران القاء كند كه خودشان را نزديك به امام زمان(عج) ببينند و همراه ايشان باشند.

وعده موعود با ساير نمايش‌هاي آئيني كورش زارعي تفاوت بارزي دارد. در اين نمايش پيرامون شخصيتي كار شده كه چه بسا هر لحظه در ميان جمعيت حضور داشته باشد و به تماشاي آن بنشيند. زارعي مي‌گويد: ما درباره شخصي كار مي‌كنيم كه هميشه راجع به آن در جامعه ما صحبت مي‌شود، كنار ماست و ممكن است وارد سالن شود و نمايش را ببيند. بنابراين برخي از اوقات من مي‌ترسم كه نكند خداي نكرده نتوانسته باشيم رضايت ايشان را جلب كنيم. اين احساس هميشه در من بوده كه او مي‌داند ما چه كار مي‌كنيم و اين خيلي ترسناك و خطرناك است. البته در طول نمايش حمايت ايشان را در كنار خودمان احساس كرديم.

همه هنرمندان و فعالان عرصه تئاتر آئيني كه اندكي با كورش زارعي آشنايي دارند مي‌دانند كه اين هنرمند تئاتر و سينما دو آرزوي بزرگ داشت كه به يكي از آنها رسيده است. توليد اثر فاخر و جذاب درباره امام زمان(عج) يكي از آرزوهاي زارعي بود كه در روياهاي او سير مي‌شد و اكنون با خوشحالي از تحقق اين آرزوي شيرينش براي ما مي‌گويد.

زارعي آرزو دارد روزي بتواند با عنايت حضرت امام زمان(عج)، بخشي از زندگي سراسر رنج و مشقت حضرت زينب(س) را به تصوير بكشد؛ بانويي كه اسطوره صبر و استقامت است و از كودكي تا لحظه مرگ رنج‌ها و غم‌هاي زيادي ديده و آن همه مصيبت‌هايي كه در جريان عاشورا مشاهده كرده را به زيبايي تعبير مي‌كند: «ما رايت الا جميلا».

كاري متفاوت

نمايشنامه اين اثر آئيني حدود 5 سال پيش توسط حسين فدايي حسين نوشته شده بود اما با توجه به تغيير شرايط و شبهات زيادي كه در عرصه مهدويت ايجاد شده و نيازمندي‌هاي جديد مخاطبان، اين نويسنده حدود 20 روز در كنار كارگردان و بازيگران وعده موعود بود و پس از دريافت نظرات و پيشنهادات آنها، متن نمايشنامه را اصلاح كرد تا اثري توليد شود كه چشمان مخاطبان لحظه‌اي از آن بر نگردد.

اين اولين اثر آئيني كورش زارعي است كه در ايام غيرسوگواري به روي صحنه رفته و ميزبان دل‌هاي متشاقان امام زمان(عج) است.

از نظر او اين اثر تفاوت كار در فضاي سوگواري و غيرسوگواري در نمايش‌هاي آئيني را نشان داد و ثابت كرد كه مي‌توان با تفكر، سبك و روش جديد به اين گونه نمايش‌ها پرداخت و در طول سال روي صحنه برد، چراكه نمايش‌هاي آئيني مختص سوگواري نيستند و مي‌توانند در حوزه‌هاي مختلف توليد و در سراسر كشور اجرا شوند.

زارعي در مورد جذابيت‌هاي اين نمايش مي‌افزايد: ما اين نمايش را به گونه‌اي اجرا مي‌كنيم كه مخاطب در شرايط فعلي خودش را ببيند، از اين رو نمايش را به سمتي هدايت كرديم كه بشريت و انسان امروزي در سرگرداني و سرگشتگي است و هر روز حلقه بي‌عدالتي، جنگ، قتل و هجمه‌ها تنگ‌تر مي‌شود و در اين شرايط انسان بيش از هر زمان ديگري به دنبال منجي و موعود مي‌گردد.

مي‌گويد: اين احساس خلاء و صحنه‌هايي كه در نمايش رقم خورده باعث شده اتفاقات متنوع و جديدي به وجود آيد كه جذابيت بيشتري براي مخاطب داشته باشد.

در نمايش وعده موعود هم شرايط خفقان دوران تولد امام زمان(عج) و جانشيني ايشان و هم مسائل روز و مظلوميت اين امام حاضر را به گونه‌اي بازگو كرديم كه تماشاگر احساس نياز بيشتري به منجي پيدا مي‌كند.

در شكل‌هاي مختلف اجرا هم تمهيداتي به كار برده شد كه وقتي صحنه‌ها در كنار هم قرار مي‌گيرند جذابيت خوبي براي تماشاگران داشته باشد تا وقتي يك ساعت و نيم اين نمايش را نگاه مي‌كنند خسته نشوند، به گونه‌اي كه در بسياري از مواقع تماشاگر تصور مي‌كند براي ديدن اين نمايش شايد 50 دقيقه در سالن حضور داشته است.

اين ويژگي نمايش وعده موعود حكايت از مخاطب شناسي دست اندركاران آن دارد كه مورد استقبال مخاطبان در سنين مختلف قرار گرفته است.

مخاطب‌شناسي مهم‌ترين مسئله

به اعتقاد زارعي، مهم‌ترين مسئله‌اي كه هنرمند بايد در عرصه هنر به ويژه هنر نمايش به آن اشراف و توجه داشته باشد مخاطب شناسي است.

وي يكي از مهم‌ترين مشكلات كنوني تئاتر را مشكل مخاطب شناسي مي‌داند و مي‌گويد: ما پتانسيل و سرمايه عظيمي به نام مخاطب داريم كه نمي‌توانيم از آن به خوبي استفاده كنيم، در حالي كه بايد با مخاطب ارتباط برقرار كنيم و اگر نمايشي توليد شود كه تمام بزرگان تئاتر در مقابل آن سر تعظيم فرود آورند ولي اين اثر نتواند با مخاطب ارتباط برقرار كند، خالق اين اثر در واقع باخته است.

اين از برجستگي توليدات نمايشي فاخر است كه مخاطب پا به پاي نمايش پيش برود و بدون اينكه خسته شود به جلوه‌هاي نمايش با دقت نگاه كند، در حالي كه اين مهم‌ترين ركني است كه بسياري از هنرمندان از آن غافل هستند.

زارعي مي‌گويد: ما شعار هنر براي هنر مي‌دهيم و اثري توليد مي‌كنيم كه فقط خودمان آن را مي‌بينيم و چه بسا مردم هيچ ارتباطي با اين اثر برقرار نمي‌كنند.

هنرمند بايد فرزند زمانه‌اش باشد و بداند كه چه مشكلي دست و پاي مردم را بسته است كه بتواند يا آن مشكل را درمان كند و يا راه علاج آن را ارائه كند. هنرمند بايد تسلي خاطر مخاطب باشد تا تماشاگر، با انديشه از سالن خارج شود و با خودش تامل كند.

از نظر كارگردان نمايش وعده موعود كمرنگ شدن اعتقادات و پايبندي به دين در بين جوانان درد بزرگي است كه هنرمند بايد در قالب توليد اثر هنري كه مي‌تواند جذابيت‌هاي نمايشي و اجرايي داشته باشد، يا اين درد را درمان كند و يا نقش تسكين‌دهنده را ايفا كند.

هجمه‌هاي فرهنگي در عرصه مهدويت آنقدر زياد است كه اگر به آنها با شيوه‌هاي جذاب پاسخ داده نشود ممكن است منجر به بي‌اعتقادي و بي‌ديني در جامعه و از دست رفتن قشر و سرمايه جوان شود.

زارعي با بيان اينكه امام زمان(عج) مظلومانه در كنار ما زندگي مي‌كنند، مي‌گويد: اينكه از سوي جوان شيعي سئوال شود كه مگر امام زمان(عج) وجود دارد؟ يا چرا پنهان هستند؟ نشان مي‌دهد كه شبهات و هجمه‌هاي ضداعتقادي دامنگير جامعه و جوانان شده است و مسئولان فرهنگي بايد اين مسئله را جدي بگيرند. از طرفي ديگر هنرمند هم بايد جسور باشد و آنچه را كه در جامعه مي‌بيند هوشمندانه و به درستي مورد بررسي قرار دهد و راهكارهاي جذاب پيشگيرانه را اجرايي كند.

اين نمايش بهانه‌اي شد تا كارگردان باسابقه تئاتر آئيني كه سرپرستي گروه تئاتر آئين را برعهده دارد دغدغه‌هاي خود را از كارهاي نكرده مسئولان و ضعف در پرداختن به زواياي مختلف مهدويت با استفاده از ابزارهاي نفوذپذير و كارا بيان كند.

انتقاد از بي‌حركتي مسئولان

به اعتقاد زارعي وقتي مسئولان دعاي «اللهم عجل لوليك الفرج» را زمزمه مي‌كنند بايد براي تحقق اين دعا قدم بردارند. ما مي‌توانيم زماني ادعاي ميزباني از امام زمان(عج) را داشته باشيم كه زمينه ظهور را فراهم كنيم و عاشقانه منتظر وجود بابركت ايشان باشيم، اما با اين بي‌حركتي‌ها و ساكن بودن‌ها ظهور ايشان به سرعت اتفاق نمي‌افتد.

وي با اشاره به فرمايشات مقام معظم رهبري، مشكل اصلي جامعه را مشكل اعتقادي مي‌داند و مي‌گويد: مسئولان به جاي اينكه سر و كله هم بزنند به فكر حل معضلات و مشكلات فرهنگي جامعه باشند ولي كو گوش شنوا كه به رهنمودهاي رهبري توجه كند.

فكر نكنيم با نصب چند بنر و چراغاني كردن خيابان‌ها و پخش شيريني و شكلات براي آماده سازي ظهور امام زمان(عج) كاري انجام داده‌ايم. گرچه اينها هم لازم است اما بايد قدم‌هاي جدي‌تر و موثرتري براي شناخت بيشتر امام زمان(عج) برداريم تا بستر فكري و رفتاري جامعه براي ظهور ايشان مهيا شود.

يك لحظه فكر كنيم

زارعي نمايش وعده موعود را مشق كوچكي براي رضايت امام زمان(عج) تعبير مي‌كند و مي‌گويد: ما نسبت به جامعه و مردم احساس تكليف مي‌كنيم و مي‌خواستيم با اجراي اين كار يك لحظه مردم و جوانان را به فكر وا داريم.

وي مي‌گويد: قرار بود اين نمايش در گذشته اجرا شود و حتي بخشي از كارهاي آن انجام شد ولي به خاطر عدم حمايت كافي روي زمين مانده بود. اكنون حمايت حوزه هنري استان قم ما را بر آن داشت كه اين نمايش را از 14 تا 28 تيرماه به مدت 15 شب در مجتمع فرهنگي نور روي صحنه ببريم.

در اين نمايش هنرمنداني همچون محمدرضا آزاد، علي فرحناک، سيد حميد لاجوردي، حسن اردستاني، جواد پيروزي، ماشاءالله کوهستاني، مهدي رکني، محمد يوسفي، سيد مهدي ميرغياثي، جواد زرنوش و کورش زارعي به هنرنمايي مي‌پردازند.

 

گزارش از روح‌الله كريمي

كارشناس رسانه روابط عمومي اداره كل تبليغات اسلامي استان قم

 

 

سه‌شنبه 27 تير 1391 - 11:15


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری