شنبه 29 مهر 1396 - 12:8
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

گفتگو

 

فرهنگ متين

 

حوزه هنري در امر موسيقي نقش اجتهادي دارد

 

گفتگو با رضا مهدوي

«لزوماً هر کتابي مفيد نيست و هر کتابي غير مضر نيست، بعضي کتاب­ها مضر است. مجموعه­اي که متصدي امر کتاب است نمي­تواند با اتکا به اين فکر که ما آزاد مي­گذاريم خودشان انتخاب کنند، هر کتاب مضري را وارد کتاب خانه کنند. همچنان که داروهاي مسموم را، داروهاي خطرناک را، داروهاي مخدر را متصديان امور اين داروها آسان و بي قيد در اختيار همگان نمي­گذارند. از دسترس دور نگه مي­دارند، گاهي هشدار مي­دهند، اين يک خوراک معنوي است. اگر فاسد باشد، اگر مسموم باشد، اگر مضر باشد، ما به عنوان ناشر، به عنوان کتابدار، به عنوان کتابخانه دار، به عنوان متصدي پخش، به هر عنواني که با کتاب سر و کار داريم حق نداريم اين را در اختيار افرادي قرار دهيم که آگاه نيستند.»

اين سخنان بخشي از نگراني­هاي رهبر معظم انقلاب نسبت به فضاي کتاب و کتابخواني کشور است اينجا دوباره به مفهوم مطالعه مفيد مي­رسيم و البته مطالعه ممکن است گاهي مضر هم باشد. يعني ما به دنبال ارتقاي مطالعه مفيد هستيم. متأسفانه توجه به اين مهم در نهادهاي فرهنگي و خصوصاً وزارت ارشاد شايد کمرنگ به نظر مي­رسد اگر يک نگاه به بازار کتاب بياندازيد حتي در برخي از کتب دانشگاهي و کتاب­هاي ديگر مي­توان مواردي را مشاهده کرد که براي جامعه مشکل ساز هستند. حال بايد بررسي کرد که آيا اين مسئله ساز بودن تنها از نهاد ناشر و نويسنده برخاسته است يا مسير درستي در اين زمينه انتخاب نشده است و يا متوليان اين امور هنوز به طور کامل مشخص نشده­اند؟

شايد بتوانيم پاسخ بخشي از سؤالات اساسي­مان را در اين زمينه­ها از رضا مهدوي مدير کل موسيقي حوزه هنري و يکي از خبرسازترين چهره­هاي موسيقي در يکي دو سال گذشته، بگيريم:

- عملکرد دفتر موسيقي حوزه هنري در سال گذشته چقدر راضي کننده بوده است؟

به هر حال بايد با توجه به بضاعت و توان و امکانات محدود دفتر موسيقي به ارزيابي فعاليت­هاي اين دفتر بپردازيم که با توجه به اين موضوع برنامه­هايمان از لحاظ مادي و معنوي راضي کننده بوده است. اما در چند مورد از انجام برنامه مانند راه اندازي گروه سرود ناموفق بوديم که سعي داريم در سال جاري به اين امر جامه عمل بپوشانيم. البته امسال هم سعي داريم محور فعاليت­هاي دفتر موسيقي را خانواده و اخلاق قرار دهيم.

- با توجه به شعار حمايت از توليدات داخلي و سرمايه ملي حوزه هنري و در بخش موسيقي برنامه خاصي نداريد؟   

برنامه و مأموريت­هاي حوزه هنري تحت مأموريت­هاي و نظرات مستقيم رهبري عملي مي­شود اما در بخش حمايت از سرمايه و توليدات داخلي بايد در نظر داشت که ديگران بايد از ما حمايت کنند که اين حمايت مي­توانند توسط صدا و سيما صورت بگيرد نهادي که هيچ گاه از کارهاي حوزه هنري حمايت نکرده است و از نظر پوشش فعاليت­هاي توليدي حوزه هنري سهم بسيار اندکي را به گوش و نظر مخاطبان رسانده است. از طرفي نهادهاي ديگر را مورد بررسي قرار دهيد خواهيد ديد که در ميان بن­هاي حمايتي و سبد کالاي کارمندان و کارگران پرداختن به محصولات فرهنگي و موسيقيائي هيچ جايگاهي ندارد. نگاه کنيد ما در سطح کشور چه تعداد شهرداري و دهداري داريم هر کدام از اين مراکز هم براي خودشان بودجه­هاي جداگانه­اي دارند اگر کارمندان اين ادارات در طول روز تنها 15 دقيقه بجاي حل کردن جدول و پشت سر يکديگر صحبت کردن، اتاق فکر داشتند و موسيقي ملي گوش مي­دادند چقدر در سطح فرهنگ و آگاهي بخشي اين افراد مؤثر بود. اگر اين مراکز هرکدام 100 جلد کتاب يا 10 عدد cd موسيقي از حوزه هنري يا ارشاد يا ديگر مراکز خصوصي و دولتي خريداري مي­کردند آيا تيراژ محصولات توليدي فرهنگي ما 2000 عدد بود؟

- معتقديد نياز سنجي صورت نمي­گيرد؟

متأسفانه کارمندان در حوزه هنري و ارشاد و مراکز فرهنگي هم براي خودشان اهميتي قائل نيستند که به سطح سواد و آگاهي­شان بيافزايند. مثلاً در شرکت­هاي خصوصي مثل عسلويه مي­توان بهترين تبليغات فرهنگي را انجام داد که حتي فضاها و هجمه­هاي فرهنگي غيربومي را هم متحير کند بجاي اينکه در دهه فجر يا ايام مبارک ديگر سال دو سه هنرمند و چهره را با سکه باران به تلويزيون دعوت کنيم مي­توانيم از توليدات داخلي حمايت کنيم و اين توليدات را با بهترين امکانات و کيفيت به دست مخاطبان در سراسر کشور برسانيم حوزه هنري سعي کرده است در حد بضاعت و توان فعاليت­هاي فرهنگي و هنري را انجام دهد و از محيط­هاي فرهنگي و اشخاص مستعد و هنرمند و فرهنگي و با هويت حمايت کند.

- چرا حوزه هنري و صدا و سيما که هر دو ارگان تحت نظارت و مأموريت­هاي مستقيم رهبري فعاليت مي­کنند با يکديگر کمترين همکاري را داشته­اند؟

به نظرم يک نوع رقابت ناآگاهانه وجود دارد.

- به نظر تعاملات شما با ارشاد بيشتر از صدا و سيما است؟

بله خوب ارشاد اسلامي تا حد بسيار زيادتري از صدا و سيما در رسيدن به اهداف فرهنگي کمک يار حوزه هنري بوده است ما سعي کرديم با پرداختن امور هنري فعاليت­هاي ارشاد را هم سبک­تر کنيم صدا و سيما هم که از هر نوع کمکي در اين زمينه سرباز مي­زند. ما اگر اثري توليد مي­کنيم خوب فضاي پخش مناسب براي اثر خودمان نداريم آيا اين وظيفه صدا و سيما نيست که از محصولات توليدي هنري داخلي حمايت کند. ما که در سطح شهر تهران و حتي کشورمان تعداد انبوهي از مراکز معتبر فروش cdهاي فرهنگي و موسيقي نداريم اکثر افرادي که در اين صنف فعاليت مي­کنند ورشکسته شدند و در لاله زار مشغول فروش لوازم الکتريکي هستند الان تنها اميد ما همان رسانه ملي است اما با اينکه پول پخش آثارمان را هم مي­دهيم شاهد هستيم رسانه ملي از فعاليت و توليدات ما حمايتي نمي­کند. وقتي توليدات هنري­مان را براي پخش به صدا و سيما مي­فرستيم با توجه به حمايت­هاي خاص رياست سازمان از توليدات داخلي به خصوص حوزه هنري شاهد هستيم که مديران مياني غلط­هاي بني اسرائيلي مي­گيرند و به نوعي مستقيم عنوان مي­ کنند که ما قصد حمايت از توليدات شما را نداريم. شايد يک نوع حسادت در اين ميان وجود داشته باشد شايد به دليل اينکه کار ما قوي­تر است خوب حوزه هنري با توجه به موقعيت­هاي ويژه و نوع ارتباطاتي که با دايره گسترده­تري از فعالان و هنرمندان ارتباط دارد بنابراين از اساتيد بهتر و حرفه­اي­تري براي ساخت آثار هنري بهره مي­برد ما کارها را کمتر مميزي مي­کنيم و به کار اساتيد اعتماد داريم اما گاهي شاهد هستيم آثار شاگردان اساتيد مسلم هنري ايران در صدا و سيما با مميزي روبرو مي­شود. اين حرکت خنده آور است به نوعي باعث دلسردي اساتيد مي­شود حاضريم کارهاي ما را پخش کنند حتي نام ما را هم نياورند هيچ اشکالي ندارد اما سطح سليقه شنوائي مردم را ارتقاء دهند.

- در جائي عنوان کرده بوديد سعي داريد از هنرمندان جوان و مستعد و ناشناخته در بحث برگزاري کنسرت­هاي بزرگ پاپ حمايت ويژه به عمل بياوريد. حال چرا از همين هنرمندان شناخته شده و مستعد و چهره در زمينه برگزاري کنسرت­ها حمايت خاصي نمي­شود؟

سالن­هاي ما کفاف برگزاري چنين کنسرت­هاي بزرگي را نمي­دهد وقتي خواننده و هنرمند تقاضا دارد که کارش در يک سالن 3000 هزار نفري اجرا شود نمي­توان او را مجبور کرد که در سالن 500 نفري ما سرمايه گذاري کند.

- مي­توانيد تعداد روزهاي اجرا را افزايش دهيد؟

از طرفي سالن­هاي ما چند منظوره هستند هنرمندان ما خيلي زود خسته مي­شوند و نمي­توانند اجراهاي طولاني در تعداد روزهاي هفته داشته باشند.

- به طور کلي حوزه هنري اجراهاي کمتري به هنرمندان پاپ نسبت به هنرمندان سنتي و محلي قائل مي­شود.

اين دفتر به شرط سلامت فعاليت هنري به همه گروه­هاي هنري اجازه اجرا مي­دهد اما برخي از گروه­ها به دنبال نشان دادن عقايد غلط تيپ سازي و به نوعي رنگ لباس هستند و به نوعي موسيقي پاپ را بهانه­اي براي رسيدن به ديگر اهداف قرار بدهند.

- آيا اين افراد کساني هستند که در حوزه هنري پرورش يافته­اند؟

مي­توانند هرکسي باشد اينکه زماني در حوزه هنري فعاليت مي­کردند دليلي بر هنرمند پاک و سالم بودنشان نخواهد بود. هر فرد يا گروهي مي­تواند در خارج از حوزه و فضاي عقايد خاص خودش را داشته باشد خيلي از هنرمندان دهه 60 ما که در حوزه هنري فعاليت مي­کردند و الان به کل اين مجموعه را قبول ندارند و به نوعي تفکراتشان تغيير کرده است و نگاه بسيجي وار خود را از دست داده­اند ماندگاري و ثبات پيرامون اعتقاداتشان از بين رفته است و اين ماندگاري ربطي به حوزه­اي بودنشان ندارد. اگر کسي مي­خواهد در حوزه هنري اجرا داشته باشد ولي به دنبال تيپ سازي و جريان سازي نباشد بنده براي اجراي اين افراد هر کاري که از دستم بربيايد انجام مي­دهد و به کلي مخلصشان هم هستم. البته اگر خودشان پذيرا باشند اغلب هنرمندان ميل دارند به جائي بروند که از لحاظ مالي بتوانند کفاف هزينه­هاي شش ماه تمرينشان را بدهد ما اگر بخواهيم براي اين افراد با اين طرز فکر برنامه داشته باشيم بايد صندلي­ها را هرکدام صد هزار تومان بفروشيم مسلم است که هيچ کسي چنين هزينه­اي براي استفاده از يک موسيقي پاپ را نمي­کند از طرفي ما سطح فرهنگي و حرفه­اي و علم و دانش موسيقيائي بالائي در سطح کشور نداريم. به عنوان مثال در هيچ کجاي جهان چنين پديده­اي پيدا نمي­شود که اجراي کنسرت­هاي پاپ در داخل سالن­هاي ما صورت بگيرد اما اين اتفاق در ايران مي­افتد. معمولاً اين کنسرت­ها در محافل و مراکز سرباز مانند استاديوم­هاي ورزشي رخ مي­دهد چرا که جنس اين نوع موسيقي اجرا در فضاهاي سرباز را مي­طلبد از طرفي ديده شده است که آلت موسيقي سورنا که يک موسيقي بياباني است در سالن نواخته مي­شود و اتفاقاً براي برد بيشتر صدا جلوي نوازنده ميکروفن روشن مي­کنند که اين انتهاي بي فرهنگي و بي سوادي مسئولين هنري ما را مي­رساند از طرفي اگر جلوي هنرمند ميکروفن نگذاريم احساس مي­کند به وي بي احترامي کرده­ايم در حاليکه نوازنده هنوز جنس آلت موسيقي خود را نمي­شناسند. ما بايد فرهنگ سازي کنيم اما متأسفانه ابزاري در اختيار نداريم خوب اگر به ارکستر سمفونيک­هاي دنيا نگاه کنيم مشاهده مي­کنيم اصلاً ميکروفني وجود ندارد چرا که در حين اجراي مراسم از مخاطبان و بينندگان صداي نفس درنمي­آيد اما در ايران در ميان برنامه يک مدير به همراه خانواده­اش با سر و صدا وارد سالن مي­شود يا درب­هاي سالن­هاي ما جيرجير مي­کند يا کسي در حال پفک خوردن است و ديگر اقسام مختلف که نشان از کم فرهنگي و شايد بي فرهنگي برخي از افراد حوزه موسيقي دارد. هيچ کسي هم در اين ميان اعتراضي نمي­کند چرا که اساس کار بر پايه منفعت طلبي ساخته شده است.

- يعني مي­خواهيد بگوييد اين مشکل غيرقابل حل است؟    

خير مي­توان حل کرد اما ابزار و زمان مي­خواهد که ما به اندازه بضاعت از اين مواد استفاده مي­کنيم و به اندازه خودمان هم در اين مسير اثرگذار هستيم اما نهادهاي فرهنگي ديگر هم بايد به اندازه بضاعت و ميزان امکانات و ابزارها در اين مسير و بهبود اين راه قدم بردارند که به نظر نمي­رسد علاقه­اي به انجام اين کار داشته باشند. از طرفي يک نوع منفعت طلبي ميان مردم جامعه­ي ما نيز مد شده است. حوزه هنري مي­تواند با ساخت يک فيلم يا يک موسيقي ويژه و حمايت ديگر نهادها و دستگاه­ها از اين حرکت اکثر اين مشکلات را از مسير فرهنگي حل کند به نظرم سينماگران ما در حق حوزه هنري جفا مي­کنند. موسيقي دانان و هنرمندان بزرگ و حرفه­اي در عرصه­هاي ديگر نيز دست به انجام چنين بي مهري­هائي زده­اند که دور اين حرکت به چشم حوزه­ي فرهنگ خواهد رفت. نگاه کنيد حوزه هنري بيش از 600 جلد کتاب در بحث دفاع مقدس و انقلاب اسلامي به چاپ رسانده است کداميک از اين کتب تبديل به يک فيلم يا تئاتر يا هر نوع ديگري از رسانه ديداري و شنيداري شده است. آيا اين جفا در حق هنر و فرهنگ اين کشور نيست؟

- به نوعي امروز متولي فعاليت­هاي هنري و فرهنگي در کشور مشخص نيست؟

خوب ما در سال گذشته 116 ساعت کار توليدي در بخش دولتي داشتيم که اين ميزان کار در خاورميانه نمونه است هيچ کشور ديگري اين مقدار کار نتوانسته است در بخش دولتي خلق کند که البته ترکيه اين ميزان کار را در بخش خصوصي داشته است بخشي که در ايران بيشتر به يک جوک شبيه است. خوب حوزه که مي­تواند اين قدر قوي در اين عرصه فعاليت کند، بگذاريد در بحث موسيقي هم بطور سازمان يافته و جدي وارد شود و مشکل را حل کند بنده راه تعامل آنرا با علما و فضلا هم مي­دانم. همراه تيم هنري­ام در برابر علما زانو خواهيم زد، حرف مي­شنويم و حرف هم مي­زنيم. حمايت­هاي سازمان و بينش­هاي هدايت و شجاعانه جناب خاموشي هم هست ديگر نهادها هم به اندازه خودشان کمک مي­کنند و بحث موسيقي در سراسر کشور را به يک سرمنزل مقصود مي­توانيم برسانيم. به هر حال به نظر مي­رسد عده­اي از انجام اين اتفاقات متضرر خواهند شد به همين دليل هم سنگ اندازي مي­کنند اما به هر حال مي­شود فضاي موسيقي را از اين خمودگي و تکرار نجات داد عده­اي از اين همه موفقيت هنري در حوزه هنري در خود توليد نگراني مي­کنند. چرا؟ بهتر نيست اين انرژي براي بهتر شدن فضاي موسيقي و هنري کشور خرج شود؟ بجاي اينکه افراد چهره را با هزار خواهش به چاپ برسانيم از چند گروه جوان موزيسين خلاق حمايت کنيم که آثار خلاقانه و حرفه­اي بسازند. ما در اين حوزه با 3 ميليون تا 20 ميليون کار هنري پيرامون خليج فارس يا امام حسين ساختيم. همه­ي اين آثار هم از دل برآمده است مگر آدم­ها را بايد از چند تا فيلتر عبور داد تا خلوص نيت اين افراد به ائمه و اعتقادات مذهبي­مان مشخص شود وقتي هنرمندي در حين خواندن اشک مي­ريزد يا در گوشه­ي استوديو نماز مي­خواند اين نشان از خلوص و نيت پاک او دارد. چرا نبايد روي اين افراد سرمايه گذاري کرد اما به جاي حمايت از اين افراد و ارتقاي سطح هنري و فرهنگي مردم، از افرادي دعوت مي­کنند که گفته­هايشان در برنامه­هاي زنده خوراک اصحاب رسانه غربي مي­شود.

- حوزه هنري يک نگاه مرجعيت و منبع مناسبي براي رشد اهالي هنر و هنرمندان شده است.

مدت­ها است که حوزه هنري براساس ميزان تجاربي که بدست آورده است تبديل به يک مرجع هنري در کشور شده است به نوعي به يک زمينه­ي اجتهادي رسيده است وقتي آثار توليدي در حوزه توسط اعضاء کميسيون فرهنگي، جناب حداد عادل يا دکتر ولايتي يا ديگر عزيزاني که در عرصه­هاي سياسي يا هنري و ادبي کشور داراي سابقه­ي درخشاني هستند، تائيد مي­شود، اين مرجعيت به کمال خودش نزديک مي­شود. امروز دغدغه­ي ما ديده شدن است. ما نمايشگاه يا فروشگاه اختصاصي در اين زمينه نداريم. سيستم توزيع هم که يک سيستم انحصاري و مافيائي است يک زماني پيشنهاد داديم در فروشگاه­هاي شهروند يک غرفه در اختيار ما قرار بدهند يا در نمايشگاه کتاب غرفه­اي داشته باشيم تا بتوانيم محصولاتمان را ارائه کنيم که اين اتفاقات حادث نشد. بگذارند اين اتفاق بيافتد تا از نحوه تعاملات و حضور و استقبال مردم از محصولات توليدي حوزه هنري بشود ميزان رضايت مندي مردم را محک زد.

- تبليغ هم که کلاً براي چنين عرصه­هائي تعريف نشده است؟

اتفاقاً حاضريم هزينه کنيم و تبليغ انجام دهيم اما کسي از ما حمايت ويژه نمي­کند منظورم از کسي نهاد صدا و سيما است مقام معظم رهبري زماني از نوحه خواني­ها گله مند بودند خوب ما اثري خلق کرديم که اين مشکل را حل مي­کند آثار متعدد ديگري که نمي­توان اين آثار را در سر چهارراه­ها يا در سوپرمارکت­ها به فروش گذاشت کارهاي فاخر و سنگيني هستند اما صدا و سيما هم مسير را براي تبليغ بسته است.

- پيشنهاد تبليغ محيطي داده­ايد؟

بله. اما نمي­خواهند حوزه هنري ديده شود. حاضريم براي يک کاري که 20 ميليون هزينه ساخت داشته است 20 ميليون هزينه تبليغ انجام دهيم اما تبليغ ما بعد از اخبار 30/20 پخش شود اما صدا و سيما مي­گويد اين نوع آگهي­ها بايد در نيمه شب پخش شود که ما باز هم به اين گفته راضي هستيم اما اين حرکت را هم انجام نمي­دهند. ببينيد ما سال گذشته با شاعر خوزستاني آقاي مرتضي آلي کشيف دو تا کار اجرا کرديم که از شبکه العالم پخش شد و به نوعي لبناني­ها دنبال آلي کشيف هستند که اين عرب خونگرم خوزستاني را به سمت خودشان جذب کنند وقتي اين کار را براي صدا و سيما فرستاديم از تک تک کارها ايراد گرفت. بعد از اين جريان سازمان با اين خواننده تماس مي­گيرد و به ايشان پيشنهاد مي­دهد که با دو برابر پول بيشتر پيشنهادي حوزه هنري يک کار براي صدا و سيما اجرا کند! خوب اسم اين حرکت را چه مي­توان گذاشت؟ بهتر نيست حمايت از اين در رأس امور قرار بگيرد بجاي اينکه برويم و کارهاي سامي يوسف را پخش کنيم. در صورتيکه نمي­دانيم از نظر شرعي اين خواننده از اجراي کارهايش در صدا و سيماي ايران راضي است يا خير؟! نکته اينجاست که آلبوم 72 بهترين کار عاشورائي دهه 80 بود که قبل از آن آلبوم آتش آهنگران در سطح کشور فضاسازي کرده بود.

- شما اين تضادها را با مديران ارشد مطرح کرديد؟ به نظر مي­رسد کار از طرح سؤال گذشته است.

بله. خودشان هم مانده­اند که چرا در سطوح پايين­تر اين اتفاقات رخ مي­دهد ما در سال بزرگداشت عطار کاست عطارنامه را توليد کرديم تنها چند خبرگزاري از توليد اين اثر حمايت رسانه­اي کردند. فقط کم مانده خودم بروم سر چهارراه­ها و cd فروشي کنم. در سال حمايت از کار و سرمايه داخلي، توليدات داخلي حوزه هنري بايد به انواع مختلف حمايت شود امروز بزرگان ما در کنار يکديگر نيستند. و به نوعي حرفي براي گفتن ندارند. اساتيد خلوت نشين شده­اند. پاتوق­هاي هنري از بين رفته است بنابراين بايد هم با کمبود توليدات فاخر و خلاقانه روبرو شويم.

- اين پاتوق­هاي مي­تواند در حوزه هنري برپا شود اين که ديگر دست صدا و سيما نيست؟

بايد مدير حوزه هنري در اين باره تصميم گيري کند.

- هنرمنداني که زماني با حوزه کار مي­کردند و امروز بيرون از حوزه فعاليت دارند هيچ گاه از طرف حوزه و مديران دعوت به همکاري نشده­اند. چرا احساس مي­کنيد اين هنرمندان هستند که بايد به سوي شما دست ياري دراز کنند.     

ما با برگزاري اين پاتوق­هاي هنري در حوزه هنري مي­توانيم مسيري مناسب براي جذب هنرمندان سالم و صميمي در نظر بگيريم هنرمندان مي­توانند در اين پاتوق­ها شک و شبهاتشان را مطرح کنند و هر حرفي که احساس مي­کنند بايد گفته شود را بزنند چرا که اين راه بهترين مسير براي تعامل ميان هنرمندان و توليد آثار خلاقانه است. مشکل فرهنگي ما با برگزاري برنامه­هاي ناسالم فرهنگي در کيش و صرف هزينه­هاي ميليوني در زمينه­هاي غيرفرهنگي انجام نمي­ گيرد. مشکلات فرهنگي ما در کتاب فروشي­ها و کتابخانه­هاي ما قابل حل و فصل شدن است. دولت چندي قبل پرداخت ماليات را از شانه کتاب فروشي­ها برداشت چرا قبل از اين اتفاق کتاب فروشي­ها به دليل عدم سودآوري مطلوب تبديل به پاکن کن فروشي شده بودند. پاک کن­هاي خوشبوي کره­اي وارد مي­کردند و با سود مطلوب مي­فروختند.

- اميدي به بخش خصوصي نداريد؟  

عملاً کارآئي خاصي ندارد زماني ارشاد صنوف مختلف هنري در عرصه­هاي سينمائي، موسيقي، تئاتر و ديگر اقسام هنري راه اندازي کرد و اتفاقي که افتاد اين بود که اين صنوف بر عليه ارشاد فعاليت مي­کردند.   

- که البته يکي يکي برچيده شدند؟

عملاً تعطيل نشده است نوع خدمات رساني­شان را تغيير داده­اند .

- عملکرد سيستم نظارتي و از طرفي توزيع در سطوح مختلف هنري را چگونه مي­بينيد؟

از جنبه­ي نظارتي که شاهد اتفاقات جالبي نيستيم. عملاً بحث کنترل به بيراهه رفته است و اگر در اين ميان دولت پايش را کنار بکشد شاهد رخدادهاي تأسف باري در زمينه­ي هنري خواهيم بود. از نظر سيستم توزيع و پخش هم که حوزه هنري در نظر دارد يک سيستم پخش راه اندازي کند. اما بودجه­اي نزديک به يک ميليارد تومان نياز دارد. اگر  اين بودجه اختصاص داده شود بنده کلاً قيد توليد را هم خواهم زد و تمام توان خود و تيم هنريمان را بر روي تأسيس يک سيستم پخش قوي در سراسر کشور خواهيم گذاشت در حال حاضر در بحث توزيع حوزه هنري محتاج همکاري چند تا از توزيع کنندگان لاله زاري است که اين افراد هم آثار سنگين ما را توزيع نمي­کنند. در حاليکه مردم با مطالعه و سخت انتخاب کم نداريم اما سيستم مناسبي وجود ندارد که به اين افراد خوراک بدهيم مغازه دارها هم که اين افراد را به ما پاس مي­دهند و مي­گويند برويد از خودشان بگيريد حال چرا مغازه داران علاقه­اي به ارائه­ي محصولات ما ندارند را بايد از خودشان سؤال کرد. اغلب معتقدند آثار ما سنگين و همه پسند نيستند. اما در نظر نداريم که مردمي هم هستند که منتظر توليد چنين آثاري­اند. ما بعد از انقلاب بهترين و تنها مجله موسيقي حرفه­اي کشور را توليد مي­کنيم مجله­اي که بنده به عنوان سردبير اين نشريه گاهي مطالب مقالات را از بعد سنگين بودن متوجه نمي­شوم و با اساتيد مشورت مي­کنم اما اين نشريه با قيمت 8500 تومان به فروش مي­رسد و در انتهاي ماه کمياب مي­شود اين نشان مي­دهد که جامعه به دنبال اين نوع مطالب است.

- حوزه هنري در سال جديد در بحث بردن موسيقي به دل استان­ها چه کرده است؟

از استان­ها کارهاي مختلفي براي گرفتن مجوز به دفتر ما ارسال مي­شود و ما هم از اين آثار در حد بضاعت حمايت­هاي ويژه­ي مادي و معنوي خواهيم کرد. اما سعي داريم بحث سرود را در شهرستان­ها جدي پيگيري کنيم البته اين اتفاق در تهران هم رخ مي­دهد. الان ما به مسئولين و رابطين خود گفتيم که به مدارس بروند و با بچه­ها سرود کار کنند. اين کار اينقدر ساده است که رابطين ما فکر مي­کنند ما داريم به اين افراد توهين مي­کنيم در حاليکه امروز جامعه­ي ما نيازمند اين نوع موسيقي است. خدا را شکر که آموزش و پرورش اين کار را رها کرده است با اين حال حوزه هنري پيگير اين اتفاق است. در اين مسير مجبور شديم که خودمان علمدار شويم و با ارتباطات که با بسيج و آموزش و پرورش داشتيم تا يک ماه آينده گروه تشکيل خواهد شد و اولين کار را هم با عنوان رهبري اجرا خواهيم کرد.

- خب از اول خودتان وارد کار مي­شديد و کار را به نتيجه مي­رسانديد فکر مي­کنم نزديک به دو سال است که جريان راه اندازي گروه سرود بر زبان­ها بود.

خب مشکل همين است. چرا بايد همه­ي کارها با ورود بنده به موضوع انجام بگيرد. در حال حاضر کم حرف و حديث پشت ما نيست. ما اين کارها را با 7 و 8 تا پرسنل کاري و مخلص که کارآئي­شان از هفتاد پرسنل مراکز هنري ديگر بيشتر است، به سرانجام رسانديم. دست تک تک­شان را مي­بوسم.

- اخلاص و فعاليت خالصانه همکارانتان شما را ياد اتفاقات سالهاي اول تأسيس حوزه هنري نمي­ اندازند؟

به نکته خوبي اشاره کرديد. زماني را به ياد دارم مسئولين و کارمندان و هنرمندان خالصانه شبانه روزي براي رشد و پايداري فرهنگ و هنر اسلامي فداکارانه کار مي­کردند. زماني بچه­هاي بسيج و سپاه هنگاميکه قصد داشتند خودشان را معرفي کنند خود را استخدام سپاه معرفي نمي­کردند بلکه مي­گفتند ما عضو سپاه هستيم چرا که عضويت باعث مي­شود که فرد به فعاليت روزمره و تکرار نيافتد. خود بنده هم اين حرکت را سرلوحه کارم قرار دادم و هنوز هم در بيان بيوگرافي خودم، فعاليتم در حوزه را از نگاه يک عضو بيان مي­کنم چرا که اگر دنبال استخدام بودم بهتر بود مکان بهتري را براي ارتزاق انتخاب مي­کردم. توقع ما از همکارانمان در حوزه هنري هم اين است که خودشان را عضو حوزه بدانند چرا که نگاه کارمند مآبانه به فعاليتهاي حوزه، هنرمند را به تکرار و روزمرگي مي­کشاند. اميدوارم در اين ميان هنرمندان و کارمندان حوزه سياست­هاي کاربردي و اهداف فرهنگي و هنري در نظر گرفته شده را به آرشيو خاطره­ها نسپارند و يک دل و يک صدا در اين مسير خالصانه فعاليت کنند.

- قرار بود بعد از برگزاري جشنواره ايران 1404، نقدهاي آسيب شناسانه براي رفع مشکلات و بهبود فضاي جشنواره در سال گذشته توصيف و تفسير شود. آيا در اين مسير اتفاقي حادث شد؟

بنده به عنوان دبير اجرائي بخش موسيقي جشنواره 1404 بعد از برگزاري جشنواره چيز خاصي مشاهده نکرديم. ببينيد اين جشنواره چند نفر و يا چند ارگان حامي داشت؟ شهرداري و بنياد مستضعفان و حوزه هنري و ارگان­هاي ديگر حامي اين برنامه بودند اما به جز شخص جناب خاموشي هيچ کدام از اين حاميان، هزينه­اي براي برنامه­هاي جشنواره 1404 نکردند. در حاليکه آرم اين مراکز و تبليغات جشنواره به اسم اين نهادها در مجامع و محافل رسانه­اي مطرح شد و به نوعي تک تک اين ارگان­ها نهايت منفعت و سود را از اين تبليغات بودند. خوب به نظر شما هنرمندان يا مديران اجرائي جشنواره و يا ديگر افراد شرکت کننده انگيزه­اي براي کار فرهنگي و سالم دارند؟ سال گذشته دو اتفاق هنري بزرگ در کشور واقع شد يکي جشنواره هنرهاي معاصر با حمايت ارشاد و ديگري جشنواره 1404 با حمايت جمعي از مراکز و نهادهاي فرهنگي بود. ما عاشقانه در اين مسير حرکت کرديم و اين جشنواره هم براي اولين بار برگزار مي­شد هرچند که آسيب­هاي زيادي نيز متوجه اين جشنواره بود انشاالله در سال جاري اين جشنواره با يک بودجه مخصوص با محوريت و موضوع خانواده و اخلاق برگزار خواهد شد.

- پيرامون سازمان موسيقيائي که فرموديد اندکي توضيح دهيد؟    

سال 83 اين پيشنهاد را به مديريت وقت حوزه ارائه کردم در اين سازمان آثار رسيده از چند فيلتر عبور مي­کند که از مهمترين اين فيلترها شوراي جوانان، شوراي فارغ التحصيلان، شوراي علمي، محتوائي و مميزي عبور خواهد کرد اما زماني افرادي تمام قد برابر اين پيشنهاد قد علم کردند و متأسفانه به دليل خلأ مديريت يکسان و محکم و به نوعي کمبود فرهنگ و سواد موسيقي در سطوح مختلف ادارات هنري­مان استاد 80 ساله عرصه موسيقي بايد براي تائيد يک ترانه 5 ساعت در اداره مميزي زمان صرف کند. متأسفانه صحبت­ها در رسانه­ها انعکاس پيدا نمي­کند اما از شما به عنوان رسانه­ي درون سازماني مي­خواهيم که اين اتفاق بيافتد. چه اشکالي دارد که اساتيد هنري­مان را در طول سال از هر نظر حمايت مالي و معنوي کنيم و در انتهاي سال از اين اساتيد توقع خلق آثار شگرف و ماندگار داشته باشيم. آيا اين اتفاق قابل اجرا نيست؟ بنده اين حرکت را انجام دادم و نتيجه مطلوبي داشت. استاد احمد پژمان که در امريکا زندگي مي­کند براي دو ماه به ايران تشريف آوردند در اين دو ماه توانستيم اثر خورشيد ايران 1404 را تهيه و ضبط کنيم که اعتقاد بسياري از اساتيد اين اثر در 80 سال گذشته نمونه نداشته است اين اثر براي پخش راهي صدا و سيما شد اما از اين اثر اشکال گرفتند!!! شايد از استاد احمد پژمان هم بهتر داشته باشيم اما هيچ گاه دليل اين يکسونگري­ها مطرح نمي­شود.

- پيرامون اهداف سال جاري چه برنامه­هاي مثبتي در حال پيگيري است؟

ما سعي داريم تمرکز فعاليت­هاي هنري­مان را بر روي کودکان و بحث خانواده و اخلاق داشته باشيم. به هر حال بسياري از اتفاقات و عادات و رسم و رسومات نيک ما وجود دارد که رفته رفته توسط مردم از فرهنگ ما در حال کنار گذاشتن هستند. مثلاً بحث همسايه مداري و يا نيکي به پدر و مادر و احترام به حقوق يکديگر، احترام به اساتيد و معلمان و ديگر نکات مثبت اجتماعي و درون گروهي که امروز توسط مردم کمتر به اين موارد اهتمام گذاشته مي­شود.   

 

 

 

 

دوشنبه 26 تير 1391 - 9:26


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری