سه‌شنبه 25 مهر 1396 - 9:23
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

فرهنگي و هنري

 

داود خسروي

 

روايت ياري رساني به مناطق محروم

 

نگاهي به گروه فيلمسازي يک فيلم شبکه ويدئويي کشور: «شکوفه‌هاي سنگي»( عزيزالله حميدنژاد )

عزيزالله حميدنژاد متولد 1338 گرمسار است. او با سينماي آزاد تهران در سال 1356 همکاري داشت. حميدنژاد پس از گذراندن دوره فيلمسازي از مركز اسلامي آموزش فيلمسازي، فعاليت هنري اش را آغاز كرد. وي از سال 1362 تا 1364 با شبکه اول سيما به عنوان دستيار کارگردان همکاري داشت.

حميدنژاد سينماي حرفه اي را براي اولين بار به عنوان عكاس با فيلم «آواي غيب» به كارگرداني سعيد حاجي ميري تجربه كرد. هور در آتش(1370) تا به امروز بهترين فيلم حميدنژاد و يکي از آثار ماندگار سينماي دفاع مقدس است. شكوفه هاي سنگي(1383) پنجمين فيلم حميدنژاد است. او پس از اين فيلم، آناهيتا(1387) را ساخت.

زماني که حميد نژاد براي ساخت اشک سرما در انتظار به سر مي برد به دليل طولاني شدن مراحل تدارک توليد فيلم، تصميم گرفت در اين ميان شکوفه هاي سنگي را بسازد.

طرح و ايده اوليه فيلمنامه شکوفه هاي سنگي در جريان سفرهاي متعدد حميدنژاد به کردستان، براي يافتن لوکيشن ها و بررسي شرايط توليد اشک سرما در آن منطقه شکل گرفت و با مشارکت و حمايت مرگز گسترش سينماي تجربي و نيمه حرفه اي توليد آن زودتر از اشک سرما آغاز شد.

تدارک توليد فيلم پاييز سال81 و همزمان با اشک سرما آغاز شد و با توجه به زمان زيادي که براي آماده کردن دکورها و ابزار مورد نياز صرف شد؛ فيلمبرداري بخش اول شکوفه هاي سنگي اواسط پاييز 81 آغاز شد و تا اوايل دي ماه طول کشيد.

 بر اساس ضرورت قصه، شکوفه هاي سنگي بايد در دو فصل متفاوت فيلمبرداري مي شد، بنابراين کار در اين مرحله با گرفتن صحنه هاي زمستاني متوقف شد و حميدنژاد فيلمبرداري اشک سرما را شروع کرد و بعد در وقفه اجباري پيش آمده در جريان ساخت آن فيلم، در بهار 82 دوباره به کارگرداني شکوفه هاي سنگي پرداخت و چند سکانس باقيمانده را که بايد در فصل بهار گرفته مي شد، فيلمبرداري کرد.

البته در اين فاصله در وقفه هاي اشک سرما، تدوين شکوفه هاي سنگي را هم انجام مي داد. در نهايت فيلم طي حدود 55 جلسه فيلمبرداري و با بودجه نه چندان چشمگيري ساخته شد. شکوفه هاي سنگي ساختاري مستند گونه دارد و تمام بازيگران آن از اهالي بومي منطقه هستند. 

 حميد نژاد درباره مضمون فيلم مي گويد: «شکوفه هاي سنگي از دل مسائل اجتماعي کردستان سر برآورد؛ اجتماعي که لايه هاي بسيار ظريفي دارد. تغيير شرايط اجتماعي مرد ميدان مي خواهد و دلي پردرد؛ و اين دو خصوصيت در آران شخصيت اصلي ماجرا يک جا جمع بود. موضوع بکر و دست نخورده بود و دغدغه هاي آن جايي از وجودم لانه داشت.»

حميدنژاد درباره ساخت شکوفه هاي سنگي مي گويد: «اين فيلم اثري مستقل از اشک سرما بود که زودتر از آن فيلم توليد شد. فيلمنامه شکوفه‌هاي سنگي در سال 81 نوشته شد، اما در سفرهايي که به منطقه داشتم با آشنايي بيشتري که به دست آوردم، آن را بازنويسي کردم.

شکوفه هاي سنگي را با بچه هاي کرد ساختيم، در ميانه ميدان. در مرکز شهر سردشت هر روز صبح يخ هاي زمستان را شکستيم تا ميدان بگيريم. و اما علي رويين تن آن جا بود که خودي نشان داد. واقعا رويين تن بود. در ستارگان خاک هم با ما بود اما گمنام.

 قلمرو شکوفه هاي سنگي از آن همه بود، چند نفري از پيرانشهر، يکي دو تا از مهاباد، تعدادي از سردشت، يکي از بانه و جلال ساعد پناه از سنندج و... منشوري چند وجهي از هنرمندان کرد. هنرمندان فطري که شيفته کار بودند و براي اولين بار جلوي دوربين مي رفتند. همان ها که برخي در فيلم اشک سرما هم ما را تنها نگذاشتند و با جان و دل در عرصه فرهنگ خودآزمايي کردند.

و چه باشکوه بود فيلمبردار و گروهش که در لحظه هاي بحراني براي باز شدن جاده، برف پارو مي کردند و صدابرداري که ماشين هل مي داد و ديگراني که در برف و بوران براي انجام کار راه نمي رفتند بلکه مي دويدند و بوسه بر دستاني که اشک سرما و شکوفه هاي سنگي برف ها را بر باد دادند تا بوران با شکوهي بسازند. شکوهي که تصاوير را در برگرفت و براي هميشه ثبت شد.

اين فيلم به لحاظ فيلمنامه و سبک، کاري غيرکلاسيک و غيرمتعارف است و البته تصوير کردن آن جسارت مي‌خواست. سفرهاي مختلفي داشتم تا اين ايده شکلي قابل تعريف پيدا کند و به نگارش درآيد و البته به اين هم آگاه بوديم که هرکسي از اين فيلمنامه لذت نخواهد برد، چراکه همه چيز در اجرا معنا پيدا مي‌کند.

جا دارد از اقدامات مرکز گسترش سينماي مستند و تجربي تشکر کنم، اين نوع سينما نياز به ريسک و حامي دارد. مرکز اين کار را کرد، نه فقط براي من که براي خيلي از فيلم‌ ها. در کنار سينماي بدنه و تجاري، اين نوع سينماي غيرمتعارف نيز بايد جايگاه خود را داشته باشد و بتواند باب جديدي را باز کند؛ يعني توليد فيلم غيرمتعارف با بودجه مناسب و اندک.»

حميدنژاد درباره انتخاب بازيگران فيلم مي گويد: «براي انتخاب بازيگران فيلم، شهرهاي زيادي را جستجو کرديم. مطالعه و تحقيق کرديم و تست گرفتيم و آقاي پناهي به لحاظ فيزيک و استعداد، بهترين انتخاب بودند.

ما با ايشان تمرين‌هاي دشواري داشتيم که اگر صبوري و متانت ايشان نبود و نزديکي‌شان به نقش، کار پيش نمي‌رفت. اين‌که چرا سراغ نابازيگران رفته‌‌ ام نوع قصه و جغرافياي آن منطقه مي‌طلبيد و البته بودجه و فرصت زماني هم که داشتيم در آن تاثير داشت.»

محمد پناهي سردشتي، بازيگر نقش خليفه ميرزا درباره بازي در فيلم مي گويد: «من تجربه سينمايي نداشتم ولي البته در دوره دبستان و دبيرستان تمرين تئاتر کرده بودم و با توضيحات آقاي حميدنژاد به نقش در شکوفه‌هاي سنگي نزديک شدم و البته راهنمايي و کمک آقاي علي رويين‌تن هم بود.»

برديا کيارس(آهنگساز) مي گويد: «در موسيقي فيلم از آواها و تم‌هاي محلي کردستان و سازهاي محلي استفاده کردم و نقش اصلي را ساز تنبور و بالابان ايفا مي‌کرد. با گفت‌وگوهايي که با آقاي حميدنژاد داشتم، متوجه شدم که ايشان مي‌خواهند موسيقي همراهي‌کننده فيلم باشد.»

ايرج شفايي(تدوين‌گر) درباره تدوين شکوفه هاي سنگي مي گويد: «انرژي زيادي را صرف کردم، چون بخشي از فيلم حالت مستند و بخشي شکل داستاني داشت و البته من تصوير و نماهاي زيادي داشتم نهايتا بايد آن‌ قدر انتخاب دقيق مي‌شد تا بتوانم به مفهوم فيلم وفادار بمانم و به نظرات و نگاه آقاي حميدنژاد برسم.»

علي رويين ‌تن، مجري طرح فيلم درباره توليد فيلم مي گويد: «اگر سينما را به يک انسان تشبيه کنند، آرمان او فيلمنامه مي‌شود، کارگردان مغز و فيلمبردار چشم اوست، صدابردار گوش و توليد قلب اين انسان است که بايد به همه اعضاي بدن خون برساند.

اين خون‌رساني بايد درست و به‌ موقع باشد. مجري طرح خوب بايد اشراف بر معنا داشته و توانايي کمک‌رساني به همه بخش‌ها را نيز داشته باشد. درست است که دست‌اندرکاران فيلم اولين تجربه حضور در يک فيلم سينمايي را سپري کرده‌اند ولي شبيه جواهراتي بودند که غبار گرفته‌‌اند. حميدنژاد غبارها را پس زد.»

مشخصات «شکوفه هاي سنگي»:

نويسنده، کارگردان و طراح صحنه: عزيز الله حميدنژاد، فيلمبردار: حميدرضا لطفيان. صدابردار: فرزام منطقي. صداگذاري و ميکس: حسين فشمي، محمد پيرباديان، تدوين: محمد حسين دارالشفايي، طراح چهره پردازي: سعيد ملکان، موسيقي: برديا کيارس.

بازيگران: کامران حمزه آقايي، ليلي عبداللهي، محمد پناهي سردشتي، حسين اميني، رژين عبدالله زاده، تهيه کننده: مرکز گسترش سينماي مستند و تجربي، عزيز الله حميدنژاد.

خلاصه داستان: در يکي از شهرهاي مرزي کردستان، زندگي معلم مدرسه اي با زندگي دانش آموزانش در هم آميخته است. او وقتي مي بيند يکي از دانش آموزان در شرايط بسيار نامناسبي کار مي کند، تمام تلاش و هنر خود را به کار مي بندد تا شرايط اجتماعي محيط اطرافش را تغيير دهد و ...  

 

چهارشنبه 21 تير 1391 - 8:52


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری