پنجشنبه 8 تير 1396 - 13:25
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

كتاب

 

محمدرضا صادقي

 

قصه دوستي کودکان با طبيعت

 

 

نگاهي به کتاب«لپ قرمزي» نوشته ناهيد هاشميان

 

کتاب«لپ قرمزي» مجموعه‌ اي اپيزوديک (داستان‌هايي كه هر بخش آن ماجرايي متفاوت دارد) براي کودکان و به قلم ناهيد هاشميان است که با تصويرگري نرگس محمدي از سوي انتشارات سوره مهر حوزه هنري سازمان تبليغات اسلامي چاپ و منتشر شده است.

اين کتاب که محصولي از دفتر کودک و نوجوان مرکز آفرينش هاي ادبي حوزه هنري محسوب مي شود، براي گروه هاي سني الف و ب نوشته شده و ابراهيم کاشاني کارهاي گرافيکي آن را انجام داده است. داستان کتاب در سيزده روايت براي کودکان تعريف شده و قهرمان اصلي آن، دختر کوچکي است که اطرافيانش او را«لپ قرمزي» صدا مي کنند.

در روايت اول و ابتداي داستان، نويسنده اين شخصيت را با عناوين«دختر کوچولو» و «دخترک» خطاب مي کند. او به جنگل اطراف روستا مي رود، در آنجا راه بازگشت به روستا را گم مي کند و در اين هنگام گل سرخي را مي بيند که شاخه خشکي روي ساقه ظريف آن افتاده و سر گل سرخ خم شده است. دخترک با روبان حريري که با آن موهاي سرش را مي بسته، زخم گل سرخ را مي بندد.«حالا گل سرش را بالا گرفته بود و دخترک را تماشا مي کرد؛ يک گل سرخ عجيب در لا به لاي برگ هاي خشک پاييزي!

گل آن قدر زيبا بود که دخترک صورتش را به گل نزديک کرد و بي اختيار آن را بوسيد. ناگهان احساس کرد گونه هايش گرم مي شود.

با اين که دخترک نفهميد گل عجيب، بخشي از سرخي گلبرگ هايش را به گونه هاي او بخشيده است، احساس خوبي به او دست داد و به آرامي لبخندي زد.» (ص 14 و 15)

از اين صحنه به بعد نام شخصيت دخترک داستان تغيير مي کند و همه او را لپ قرمزي صدا مي کنند و اين نام در بقيه روايت هاي داستان هم تا پايان با دخترک مي مانند.

مخاطب در روايت اول، با شخصيت لپ قرمزي که عنوان کتاب هم از آن برگرفته شده، آشنا مي شود و در روايت هاي بعدي با ماجراهاي ديگري از اين شخصيت رو به رو مي شود.

روايت دوم،«گلي» نام دارد که در آن ماجراي تولد خواهر کوچک لپ قرمزي بيان مي شود که نام اين کودک را گلي مي گذارند. با تولد اين کودک، ماجراهاي ريز و درشت در مسير زندگي لپ قرمزي هم شروع مي شود و طرح داستان به سمت گره افکني پيش مي رود.

در روايت سوم کتاب با نام «مادر»، خواننده با شخصيت مادر لپ قرمزي بيشتر آشنا مي شود، چون با تولد گلي کوچولو، مادر لپ قرمزي مجبور مي شود براي نگهداري از نوزاد تازه متولد شده براي مدتي در خانه بماند و ديگر به محل کار خود در کارگاه قالي باقي روستا نرود. همچنين در اين بخش لپ قرمزي احساس مي کند بعد از تولد گلي، مادرش به او کم توجهي مي کند و با او مثل قبل برخورد نمي کند. با اين حال، او مادرش را دوست دارد و تصميمي مي گيرد به جاي مادرش به کارگاه قالي بافي روستا برود و به در آنجا کار کند.

نويسنده ماجراهاي اين بخش را در روايت جداگانه اي با نام«کارگاه قالي بافي» تعريف کرده است. لپ قرمزي با فضاي کارگاه قالي بافي روستا از نزديک آشنا مي شود و خيلي زود مهارت گره زدن به دار قالي را ياد مي گيرد.«لپ قرمزي پنجاه گره زده بود. مدير هر يک را که امتحان مي کرد، درست بود. همه محکم و خوب بودند. مدير لبخندي زد و گفت: «آفرين! در ابتداي کار اگر دو سه گره هم شل باشد، اشکالي ندارد.»

لپ قرمزي با تعجب نگاهي کرد و گفت:«گره شل چرا؟ همه گره هاي من محکم است. هيچ گرهي نبايد باز شود. همه گره ها مثل هم هستند. همه بايد در قالي بمانند. هر کدام ذره اي از گل قالي هستند. من همه گره ها را محکم مي زنم. اگر نگران گره هاي شل هستيد، مي توانم هر چند تا که بخواهيد، جداگانه برايتان شل ببافم...کاري ندارد. ولي در تمام قالي من، گره شل وجود ندارد تا باز شود» (ص 29)

اين بخش براي نشان دادن پشتکار و مهارت شخصيت لپ قرمزي در داستان آورده شده تا مخاطب با رفتارهاي عملي قهرمان قصه بيشتر آشنا شود، چرا که قهرمان قصه، جذاب ترين مسئله براي کودک است و او در تمام مدت خواند يا شنيدن قصه، خود را در نقش قهرمان قصه مي‌بيند. به خاطر اين همزاد پنداري، کودک تصور مي‌کند که با قهرمان داستان در برابر آزمون‌ها و بلايا به زحمت مي‌افتد و با او به پيروزي دست مي‌يابد؛ چرا که فضيلت پيروز است. کودک چنين هم ذات پنداري را به تنهايي انجام مي‌دهد و چالش‌هاي دروني و بيروني قهرمان، اخلاقيات را بر لوح ضمير او حک مي‌کند.

در روايت هاي بعدي کتاب، همين قهرمان قصه که حالا براي مخاطب تا حدودي شناخته شده است، رفتارهاي ديگري از خود نشان مي دهد که مي توان گفت جزو اهداف نويسنده است و آن، جنبه هاي تعليمي قصه است. در حکايت«پرنده»، وقتي لپ قرمزي مي بيند لانه پرنده اي سوراخ است و تخم هاي پرنده از آن پايين مي افتد و مي شکند، با توجه به مهارت هايي که در کارگاه قالي بافي ياد گرفته، از هنر گره زدن براي ترميم لانه پرنده استفاده مي کند.

در طول قصه هم همين رفتارهاي مثبت لپ قرمزي باعث مي شود ديگران به سوي او کشش پيدا کنند. از جمله«ترانه»، دختر ارباب که به رغم تفاوت هاي زياد در طبقه اجتماعي که اين دو(لپ قرمزي و ترانه) در آن قرار دارند، به سوي لپ قرمزي کشيده مي شود. دوستي اين دو روايت هاي بعدي قصه را تشکيل مي دهد.

به بيان ديگر، رفتارهاي شايسته و همچنين خلاقيت هاي لپ قرمزي در روند عادي زندگي باعث ارتقاء جايگاه اجتماعي او شده و تصوير تلخ تنگدستي در خانواده را براي او کمرنگ مي کند. در دو حکايت«مزرعه»و «باغ پسته»، لپ قرمزي به کمک طبيعت و محيط زيست مي رود و همين مسئله در تغيير نگرش کودکان به اين عنصر حياتي موثر باشد.

همچنين در حکايت«باد بادک»خلاقيت اين شخصيت باعث تغيير نگرش اطرافيانش مي شود.

در مجموع، کتاب لپ قرمزي روايت هاي به هم پيوسته و صميمي از يک شخصيت خيالي براي کودکان است که خلاقيت در زندگي و کمک به طبيعت و محيط زيست را براي مخاطبان کودک يادآوري مي کند.

 

.

 

چهارشنبه 21 تير 1391 - 8:50


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری