يكشنبه 2 مهر 1396 - 23:4
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

مقاله

 

فرزانه نيكوبرش راد

 

عفاف و حجاب در سيره حضرت زهرا (س)

 

روز 21 تير ماه به مناسبت يادآوري شهادت مروه شرويني در دادگاه آلمان که بيرحمانه به دست يکي از نژاد پرستان آلماني در دفاع از حق خويش به شهادت رسيد؛روز عفا ف وحجاب نام گذاري شد.از اين روي مناسب است  نگاهي به عفاف وحجاب داشته باشيم.

عفاف و حجاب دو ارزش  اخلاقي در جامعه بشري بويژه جوامع اسلامي است كه همواره در كنار هم و گاه به جاي هم به كار رفته‌اند. با توجه به معاني ذكر شده، حجاب يك امر ظاهري و بيروني است؛ يعني در حقيقت پوشش ظاهري افراد، بويژه زنان را حجاب مي‌گويند. اما «عفاف وحيا» ، يك حالت دروني است كه انسان را از گناه وحرام باز مي‌دارد و آثار آن در گفتار و كردار انسان نمود پيدا مي‌كند. «حجاب» در حقيقت همان نمود «عفاف» در نوع پوشش است.

مسئله پوشش و حفظ عفاف خاص دنياي اسلام و حتي دنياي اديان توحيدي نيست. براساس زمينه فطري، حتي جوامع اوليه و به دور از تمدن و مذهب هم آن را مورد توجه خود قرار داده اند.1 ودر همه جوامع و ملل به
صورت هاي گوناگون، کم و بيش وجود داشته است، اما با آمدن اسلام اين مسئله به عنوان يک حکم تکليفي و ضروري براي زنان تعيين گرديد.

بر مبناي دستورات اسلام هنگامي که زن پوشيده با وقار باشد ودر روابط اجتماعي جانب عفاف و پاکدامني را رعايت کند، افراد مغرض، جرات نخواهند کردتا  وي شوند .2 بر اساس فطرت وطبيعت انساني، زنان از ازظرافت، لطافت و جاذبيت هاي خاصي برخوردار هستند كه عمل ورفتار آن هامي تواند مردان، رابه سوي خود جذب كنند.هم چنان كه در روايات آمده است: «المرئه ريحانة»3  يعني «زن هم چون ريحانه يا شاخه گلي، ظريف است»،اگر باغبان او را پاس ندارد، از ديد و دست تعرض گلچين، مصون نمي ماند.

البته با بررسي آيات و روايات در مي يابيم كه رعايت  عفاف شامل مردان نيز مي شودو نيز در لزوم رعايت عفاف، تفاوتي بين افراد زن ومرد وجود ندارد. 4 اما به علت طبيعت وروحيه زنان،اسلام  براي آن كه قدر و ارزش زن ها محفوظ باشد با مقرر داشتن حکم پوشش، زنان را از سهل الوصول بودن مصون داشته وبا حجاب محدوده مطمئن تري پيرامون او قرار داده است.5 بنابراين براي سالم سازي جامعه بايد به دنبال عفت عمومي باشيم تا حجاب آگاهانه گسترش يابدتاسلامت وامنيت اجتماعي در جامعه پايدارشود.

عفاف وحجاب در رفتار حضرت زهرا (س)     

  «عفاف و حجاب»  در رفتار فاطمه(س) نمود كاملي دارد كه با افتخار مي توان گفت كه در ميان زنان جهان  حضرت فاطمه ى زهرا (س) بسيار پاكدامن و عفيف بودند و در طول زندگى خويش،در خانه و خانواده و روابط اجتماعي  تجسم عيني حيا وعفاف  به حساب مى آمدند.

حضرت (س) اگرچه نمونه كامل يك زن مسلمان در تمام اوصاف و كمالات اسلامى به ويژه در حجاب و عفاف بود، ولى مسائل سياسى و اجتماعى را نيز در مواقع حساس ناديده نمى گرفت،ودر صورت لزوم در اجتماع حضور مي يافت وبه مبارزه مي پرداخت وحتي در مجامع عمومى وخصوصي به مناظره نشست وبه روشنگري پرداخت، ولى در عين حال هرگز از پرده حجاب كامل و عفاف لازم بيرون نرفت.

حضرت زهرا(س) درتمام ابعاد بهترين سرمشق والگوي عملي براي جامعه امروز وفردا است. يعني جامعه بايد وضعيت عفاف و حجاب فاطمه(س)  را مورد مطالعه و بررسي قرار دهد و به همان صورت عمل نمايد. صديقه طاهره وقتي وظيفه ايجاب مي‌كند كه سخن بگويد، با قاطعيت تمام سخنراني مي‌كند و آنجا كه ديگر داعي ندارد براي اينكه با نامحرم بنشيند، مجلس را ترك مي‌كند مراعات حفظ حريم حجاب به قدري دقيق و ظريف است، که ضروري است براي حفظ امنيت و ارتباطات اجتماعي و سلامت جامعه همگان در اين مورد با نظر دقيق بنگرند.

مهمان نوازي فاطمه زهرا(س)

در ديدگاه اسلام معاشرت هاي اجتماعي درقالب دوستانه وصله رحم همواره مورد تاکيد قرار گرفته است؛اين ارتباط هاي اجتماعي امري غير قابل اجتناب است .در سيره فاطمي نوع اين ارتباط و رفت وآمدها رامشاهده مي کنيم با اين تفاوت که حضرت زهرا(س) در معاشرت ها حيا وعفاف را همراه باححاب و پوشش مناسب رعايت
 مي کردند.6 در اين مقاله تنها به نمونه اي از حضور زهرا(س) درمهمان نوازي ونحوه ي حضور حضرت اشاره
مي کنيم:

مهمان نابينا

حضرت زهرا (س)  چنان حيا و عفاف را به عنوان يک اين فضيلت ارزشي وکمال گرايانه  که مورد خواست و رضايت خداونداست را سرلوحه ى رفتار خويش قرار داده بود كه از همه ى نامحرمان حتى از مردان نابينا نيز خود را مى پوشاند.

در روايت هاآمده است که مردي نابينا پس از اجازه گرفتن، وارد منزل امام علي(ع) شد. پيامبر(ص) مشاهده کردند که حضرت زهرا(س) برخاست، فرمودند: «دخترم! اين مرد نابيناست.»قالت فاطمه(س): اِن لَم يَکُن يَرانِي فَانّي أرَآهُ وَ هُوَ يَشُمُّ الرِّيحَ؛پدر، اگر او مرا نمي‏بيند، من او را مي‏نگرم! اگر چه او نمي‏بيند؛ اما بو را استشمام مي‏کند!» 7

 رسول خدا پس از شنيدن سخنان دخترش فرمود: «شهادت مي‏دهم که تو پاره تن من هستي.»8

از اين حديث استفاده مى شود كه دختر عالى قدر رسول خدا تا چه ميزانى شرم و حيا داشت و چقدر از مردان بيگانه دورى مى جست؟ و تا ضرورتى نبود از كنار مردها نمى گذشت، هرچند تاريخ اذعان دارد که فاطمه (س) در مواقعي که لازم بود به ميان جامعه آمده و سخنرانى كرده است.در اين حديث بيان حيا وعاف فاطمي مطرح است که از نظر روانشناسي نوع برخورد وحيا  وعفاف حضرت راکاملا نشان مي دهد.

جابر ،مهمان خانه زهرا(س)

در روايت ديگري امام باقر (ع) در خصوص رعايت حجاب فاطمي درمهمان نوازي فرمودند:«روزى پيغمبر اسلام (ص) همراه جابر به طرف خانه حضرت زهرا (س) حرکت کردند، وقتى که کنار در رسيدند، پيغمبر (ص) دستش ‍ را روى در گذاشت و با صداى بلند فرمود: سلام عليکم .

حضرت فاطمه(س) فرمود: و عليکم السّلام

حضرت رسول (ص) فرمود: آيا اجازه هست وارد خانه بشويم ؟ حضرت فاطمه (س) فرمود: آرى اى رسول خدا.

حضرت رسول (ص) فرمود: آيا اجازه هست همراه شخصى که با من است وارد گردم ؟

حضرت فاطمه (س) فرمود: سر برهنه هستم .

حضرت پيغمبر (ص) فرمود: با رو انداز]عبا[ ، خود را بپوشان . حضرت فاطمه (س) خود را پوشانيد. بار ديگر حضرت پيغمبر براى خود و جابر طلب اجازه کرد، حضرت فاطمه (س) اجازه داد، آنگاه آن دو وارد خانه شدند.»9

عمران بن حصين، مهمان خانه زهرا(س)

در روايت ديگري آمده است که روزي پيامبر (ص)  به عمران بن حصين فرمود: «با من به ديدن فاطمه
 نمي آيي! »؛عمران گفت چرا يا رسول الله مايل به ديدار او هستم و با هم به سراغ فاطمه (س) رفتيم. در زديم و پيامبر(ص)  از فاطمه (س) رخصت خواست و فاطمه (س) اجازه ورود داد. رسول خدا (ص) فرمود کسي همراه من است آيا با او داخل شوم؟ فاطمه (س) گفت جز پارچه اي پشمين وسيله اي براي پوشش و ستر خود ندارم.

رسول خدا (ص) دستور پوشش داد که چنين و چنان خود را بپوشان تا وارد شويم فاطمه (س) عرض کرد چيزي که سرم را بپوشاند ندارم – پيامبر(ص) پارچه اي کهنه به همراه داشت که با اين پارچه سرت را بپوشان، و
فاطمه (س)  خود را پوشاند وآنان وارد شدند.10

اين روايت نشان مي دهد که حضور زنان در مجامع دوستانه هم بايد بارعايت حجاب باشد.عدم پوشش ونداشتن پوشش ،هرگز توجيه مناسبي براي فرار از دستورات اسلامي نمي تواند باشد.اين نحوه حضور پيامبر(ص) به نزد
 فاطمه (س)و گفتگوي ميان آن ها ،در حقيقت درسي بوده است براي اجتماع مسلمين ؛که بتوانند از آن به عنوان الگوي رفتار اجتماعي درجامعه استفاده کنند.

پوشش ساده

درسيره فاطمي عفاف و حجاب ،اصل غير قابل تغيير است .هدف رعايت  پوشش  مورد نظر اسلام است که باساده ترين پارچه هم مي توان عفاف وحجاب را داشت.در زندگي حضرت زهرا(س) تجمل و تبرج امري مذموم است که در اسلام ترد شده است.فاطمه(س) که دختر پيامبر(ص) و همسر علي (ع) است ،مي توانست از
 پارچه هاي زربفت و حرير ،نوع پوشش خود راانتخاب کند؛اما تاريخ اذعان دارد که فاطمه(س)در نهايت سادگي وخضوع چادري برسر داشت که شايد زنان ديگر مدينه هرگز چنين پوششي نداشتند.

اما از ديدگاه فاطمي نفس وجود حجاب  وحفظ آن در جامعه است که بتواند سرمشقي براي پايين ترين زندگي مردم هم باشد ؛که حجاب و عفاف مخصوص  سران يا عامه مردم نيست بلکه همه ي مردم در هر سطحي(فقير يا ثروتمند) بايد آن رارعايت کنند ،حتي اگر اين چادر ،چادري وصله دار باشد.

پوشش زاهدانه حضرت زهرا(س) به اين علت بود که با ساده زيستي خود زنان راازغلتيدن در دام تجمل ها و
تبرج ها ،بازدارندو در مرحله عمل ،ارزش ها و منزلت انسان را در تعالي روحي ومعنوي اثبات کنند. هم چنان که مقام معظم رهبري درخصوص ساده زيستي زهرا(س)ودرس گرفتن ازآن فرمودند:«ساده زيستى دختر پيامبر(ص)  يك نمونه براى زنان امروز جامعه مااست. ما روحيه مصرف گرايى را كنار بگذاريم و در زندگى به حد لزوم اكتفا كنيم و از افراط بپرهيزيم و آرزوهاى حقير و كوچك را فداى ارزش هاى بزرگ بكنيم، نمونه كامل آن را در زندگى فاطمه زهرا ـ سلام الله عليها ـ مى توان در تاريخ مشاهده كرد.»11

درخصوص چادرساده صديقه طاهره از سلمان نقل شده است:« روزي حضرت فاطمه(س) را ديدم که چادري وصله‏دار و ساده بر سر داشت.در شگفتي ماندم و گفتم عجبا! دختران پادشاهان ايران و قيصر روم بر کرسي‌هاي طلايي مي‏نشينند و پارچه‏هاي زربفت به تن مي‏کنند، وه که اين دختر رسول خداست! نه چادرهاي گران قيمت بر سر دارد و نه لباس‌هاي زيبا!!

فاطمه(س) پاسخ داد: قالت: «يا سَلمانُ! اِنَّ اللهَ ذَخَّرَ لَنا الثِيّابَ وَ الکَراسِيَّ لِيَومٍ آخِرٍ.»12

«اي سلمان! خداوند بزرگ، لباس‌هاي زينتي و تخت‌هاي طلايي را براي ما در روز قيامت ذخيره کرده است.»13

اصل وتکليف پوشش در اسلام امري موکد است ،در برخي آيات، قرآن زنان را مکلف مي کند ، جاذبه ها و زينت هاي ظاهري و باطني خود را آشکار نکنند ، مگر آنچه نمايان است .14 آنها بايد پوششي مناسب که تمام گردن و سينه و اندام ها و زينت هاي پنهان آنها را مستور کند داشته باشند که موجب تهيج شهوت مردان نگردد و موجب آزار و اذيت خود توسط افراد بيمار دل را فراهم نکنند. 15کردار و راه رفتن آنها نيز بايد به دور از
جلوه گري، خودنمايي و جلب توجه باشد .

 در نظام مقدس اسلام ، اين امور کاملاً حکيمانه و به مصلحت زن و اجتماع وضع گرديده است.با دقت در سيره حضرت زهرا (س)آن اسوه به تمام معنا در مي يابيم که ايشان آيينه تمام نماي حجاب وعفاف اسلامي است وهدف پوشش زن بوده است نه تبرج و خودنمايي بالباس هاي زينتي و...!!

چادربا برکت  16

    ابن شهر آشوب وقطب راوندى روايت كرده اند كه روزى حضرت اميرالمؤ منين علي (ع)مـحـتـاج بـه قرض شد وچادر حضرت فاطمه(س)را به نزد مرد يهودى كه نامش زيـد بود رهن گذاشت وآن چادر از پشم بود وقدرى از جوبه قرض ‍ گرفت .

     پس يهودى آن چـادر را بـه خـانـه بـرد ودر حجره گذاشت ، چون شب شد زن يهودى به آن حجره درآمد نـورى از آن چـادر ساطع ديد كه تمام حجره را روشن كرده بود چون زن آن حالت غريب را مـشـاهـده كـرد بـه نـزد شـوهـر خـود رفـت وآنـچـه ديـده بـود نـقـل كـرد.

   يـهـودى از اسـتـمـاع آن حـالت در تـعـجب شد وفراموش كرده بود كه چادر حـضـرت فـاطـمـه (س) در آن خـانـه اسـت بـه سـرعـت شـتـافـت وداخل آن حجره شد كه ديد شعاع چادر آن خورشيد فلك عِصْمت است كه مانند بَدْر مُنير خانه را روشـن كـرده اسـت ، يـهودى از مشاهده اين حالت تعجبش زياده شد پس ‍ يهودى وزنش به خانه خويشان خود دويدند وهشتاد نفر از ايشان را حاضر گردانيدند واز بركت شعاع چادر فاطمه (س) همگى به نور اسلام منوّر گرديدند.

 

رهن چادر زهرا(س)

    روزي سلمان فارسي براي اجراي فرمان رسول خدا(ص)درتهيه غذا براي يک اعرابي مسلمان شده، ابتدا به در خانه برخي از اصحاب پيامبر(ص) رفت و چون از کسي چيزي دريافت نکرد به درب خانه حضرت فاطمه (س) رفت .ايثار و گذشت حضرت زهرا(س) براي خير رسانيدن به ديگران و برنگردادن سائل از نکات مهم اخلاقي و جود وسخاوت ايشان است که به اعتبار وجود فاطمه(س) شکل مي گيرد وتاريخ را حيرت زده مي کند که زهرا(س) از شان و حايگاه خود و اعتبار اجتماعي خويش بهره مي برد و چادر وصله دار خويش را براي يک يهودي مي فرستد تا به امانت نگه دارد و غذا (نه براي خود ،بلکه براي سائل) در خواست مي کند.

   روايت ها نقل کرده اند که سلمان  مي گويد :«من به خانه‌هاي پيامبر(ص) براي به دست آوردن غذا سر زدم، ولي چيزي دستگيرم نشد، پس خود را به منزل حضرت زهرا (س)رساندم. حضرت فاطمه (س) فرمودند :‌سلمان! سه روز است که خود و فرزندانم گرسنه‌ايم و چيزي در خانه نداريم. اما خير را از خود بر نمي‌گردانيم. اينک بيا و اين چادر17مرا بگير و به سراغ شمعون يهودي برو و پيام مرا به او برسان و بگو : « هذه درع فاطمه بنت محمد(ص) تقول لک: اقرضني عليه صاعاً من تمرٍ و صاعاً من شعيرٍ أرُدُّه عليک ان شاء الله »

اين چادر فاطمه (س) است او مي‌فرمايد: «سه کيلو خرما و سه کيلو جو به من قرض بدهيد ( و چادر پيش شما رهن باشد) که ان شاء الله عوض آن را به شما برمي‌گردانم. »

    سلمان مي گويد: چادر را به شمعون يهودي دادم و پيام فاطمه(س) را رساندم، شمعون چادر را گرفت و بدان خيره شد. وصله‌هاي آن را ديد و چشمانش را پر از اشک کرد و چنين گفت:«يا سلمان! هذا هو الزهد في الدنيا هذا الذي اخبرنا به موسي بن عمران في التورات انا اشهد ان لااله الا اللَّه و اشهد ان محمدا رسول اللَّه، فاسلم و حسن اسلامه.»

«اي سلمان! اين چادر، نشانه‌ي زهد فاطمه (س) در دنيا است، اين دين همان است که موسي در تورات به ما خبر داده و . پس من شهادت مي‌دهم به وحدانيّت خدا و رسالت حضرت محمد (ص). »

   سلمان امانت هارابه نزد فاطمه(س) آورد . آن حضرت با دست خودآرد کرد و نان پخت وبه سلمان داد. سلمان عرض کرد اي دخترپيامبرمقداري هم براي حسن وحسين(ع) بردار حضرت فاطمه(س) فرمود :«درچيزي که براي خدا داده ام ،تصرف نمي کنم.»18

اين روايت ها بر اين نکته تاکيد داردحجاب در اسلام هرگز مانع حضور زنان درعرصه جامعه و فعاليت هاي فرهنگي واجتماعي ومانع رشد استعدادهاي علمي و توانايي هاي زنان نيست؛بلکه مي خواهد اين حضور در حريم امن اجتماعي عمل شودوبيان مي دارد که حجاب  احترام وعزت ايجادمي کند. واعتبار معنوي حضرت زهرا(س) بقدري بود که شمعون يهودي باکمال رضايت واحترام ،چادروصله دارحضرت را مي گيرد و دربرابراين عظمت روحي وايثارحضرت زهرا(س)سربرسجده مي گذاردو مسلمان مي شود.

نتيجه

احکام و دستوراتي که اسلام در سيره معصومين و حضرت زهرا(س)الگوي عملي جوامع  قرار داده،همه و همه بيانگر توجه دقيق و موشکافانه اسلام نسبت به سلامت جامعه و فرد مي باشد.در روابط اجتماعي عفاف وحجاب رمز بهداشت وسلامت رواني جامعه است ويكي از ارزش‏هاي والاي انساني و اسلامي كه سرچشمه ارزش‏هاي ديگر، و موجب آثار درخشان معنوي است، كه مي‏توان آن ها را از پايه‏هاي اخلاق و صفت كليدي براي عقب زدن رذايل  در روابط اجتماعي و سوق دهنده به سوي تكامل و درجات عالي و كمالات متعالي زنان ومردان در جامعه دانست.

در بين مسائل مختلف اخلاقي واجتماعي خانواده ،رعايت عفاف وحجاب زنان و  مردان، ونحوه
ارتباط هاي اجتماعي  از مسائل مهمي است كه متاسفانه امروز در جوامع با  تهاجم و شبيه خون فرهنگي مورد  غفلت و تسامح و تساهل  قرار گرفته است وبنيان خانواده واجتماع را مورد هجمه قرار داده است.وضعيت موجود در روابط اجتماعي و خانوادگي نشان مي دهد كه نوعي انحراف از فطرت  زنان ومردان  ايجادشده است  كه ماحصل آن گامي به سوي بي بند و باري و فساد در روابط اجتماعي است.

جهت حل معضلات ومشکلات اجتماعي نيازبه الگوي عملي براي زنان ومردان است که با پيروي ازاين الگو وهمانند سازي مي توانند مسيرهدايت وسعادت وآرامش را به دست آورند.با توجه به وضعيت عفاف وحجاب در جامعه امروزوآشنايي با سيره فاطمه(س) والگوگيري در گفتار ورفتار ورعايت عفاف در روابط اجتماعي ،بسيار ضروري وحياتي است.

شناخت ومعرفت فاطمي نشان مي دهد که درسيره  وروش آن حضرت حفظ ححاب وعفاف اصلي  مهم است که هرگز مانع فعاليت هاي اجتماعي  نمي شود؛بلکه بي مبالاتي درحفظ ورعايت عفاف وحجاب و خودنمايي وتبرج و اختلاط بي جادر معاشرت ها ممنوع ومذموم است.واين که حکم عفاف وحجاب براي شناخته شدن زن به عفاف و پاکي و امنيت او از آزارواذيت هاي اجتماعي  الزامي شده است. اسلام مي خواهد باتدبيرودرايت زن ومرددر روابط اجتماعي با هم مرتبط باشند تا نگاه انساني و بستر تکاملي در جامعه فراهم شود وجسم ها در ديد قرار
نگيرد ،بلکه معرفت و انسانيت وارزش هادر معاشرت ها حاکم شود.

زير نويس ها:

1-نوشته اند: «زن هاي تاتار از لحاظ عصمت، وقار و وظيفه شناسي در برابر شوهران نظير ندارند. پاکدامني و حجب و حياي آن ها قابل تحسين است. بي احترامي به عفت عمومي و هتک ناموس گناهي بزرگ است، در قانون نامه ياساي مغول، هتک ناموس.. کيفر اعدام داشت» شيرين بياني، زن درايران عصرمغول ،ص58

2 - سوره احزاب،آيه33 / عبدالله جوادي آملي، زن در آيينه جلال وجمال،ص 438

3 - محمد بن الحسن حرعاملي،وسايل الشيعه،ج2،ص168

4- قرآن، افراد مجرد را كه نياز بيشتري به تحصيل و تقويت ملكه عفاف قرار دارند، مورد خطاب قرار داده و مي فرمايد:«وليستعفف الذين لايجدون نكاحاً حتي يغنيهم الله من فضله؛»آنان كه مقدمات ازدواج برايشان فراهم نيست بايد عفت پيشه كنند تا خداوند از فضلش آن ها را بي نياز كند. سوره نور ،آيه33

5 - قرآن درسوره نور ، آيه30در باره حجاب مي فرمايد: «قل للمؤمنات يغضضن من ابصارهن و يحفظن فروجهن و لا يبدين زينتهن الا ما ظهر منها وليضربن بخمرهن علي جيوبهن الا لبعولتهن او آباء بعولتهن او ابنائهن او ابناء بعولتهن او اخوانهن او بني اخوانهن او بني اخواتهن او نسائهن ... و توبوا الي الله جميعا ايها المؤمنون لعلکم تفلحون .»

*در سوره احزاب،آيه 28آمده است: «يا ايها النبي قل لازواجک و بناتک و نساء المؤمنين يدنين عليهن من جلابيبهن ذلک ادني ان يعرفن فلا يؤذين و کان الله غفورا رحيما»; اي پيامبر به همسران و دختران خويش و ديگر زنان مؤمنان بگو که جلباب ها (روسري ها)ي خويش را بر خود فرو افکنند اين کار براي اينکه شناخته شوند و مورد آزار قرار نگيرند به [احتياط] نزديک تر و خداوند آمرزنده و مهربان است.»

6  - سيد محمد کاظم قزويني،فاطمه زهرا(س) از ولادت تا شهادت،ص243

7- علي بن محمد ابن مغازلى، مناقب آل ابي طالب.ترجمه شهاب الدين مرعشي نجفي ، ص 380(ح 428)/ محمد باقر مجلسي ،بحارالانوار، ج 43، ص 91

8 - حسين نوري ، مستدرک الوسائل، ج ۱۴، ص ۲۸۹ / علي بن محمد ابن مغازلى، همان، ص ۳۸۰(ح۴۲۸ )/ قاضي نورالله شوشتري ،
احقاق الحق،ج ۱۰، ص ۲۵۸

9- علي بن عيسي الاربلي، كشف الغمّه، ج2، ص23 و 24

10- احمد بن عبدالله ابونعيم اصفهاني  ، حلية الاوليا وطبقات الاصفياء ،  ج ۲، ص ۴۲

11-بيانات مقام معظم رهبري در4/11/1364

12 -  محمد باقر مجلسي ،همان،  ج 8، ص 303،(ح 61)

13 - دربرخي روايت ها آمده است که حضرت فاطمه(س) سپس به خدمت پدر گراميش رفت و شگفتي سلمان را مطرح کرد و گفت : اي رسول خدا سلمان ازسادگي لباس من تعجب نمود، سوگند به خدايي که تورا مبعوث فرمود: مدت پنج سال است فرش خانه ما پوست گوسفندي است که روزها بر روي آن شترمان علف مي خورد و شب ها برروي آن مي خوابيم و بالش ما چرمي است که از ليف خرما پرشده است .»  محب الدين طبري،ذخائر العقبي، ص 44/عبدالرحمن بن ابي بکر سيوطي، الدر المنثور ،( درذيل آيه 42، آل عمران)

14- سوره نور،آيه 31

15 - فلا تخضَعنَ بالقول فَيَطمَعَ الذّي في قَلب مَرَضَ وَ قولاً معروفاً» سوره احزاب،آيه33

16 - محمد باقر مجلسي ،همان، ج۴۳،ص۳۰/محمد محمدي اشتهاردي، سيره چهارده معصوم (ع)، ص 64

17- برخي روايت ها به جاي چادر ،از پيراهن نام بردند./ ذبيح الله محلاتي، رياحين الشريعه ج1،صص 134-130

18- عباس قمي،سفينه البحار، ج 1، صص 570 و 571/ محمد باقر مجلسي ،همان، ج 43، صص 69 - 74

 

 

سه‌شنبه 20 تير 1391 - 9:27


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری