سه‌شنبه 28 آذر 1396 - 1:42
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

كتاب

 

اكرم اماني

 

انوري (آفرينندگان فرهنگ و تمدن اسلام و بوم ايران)

 

    - انوري (آفرينندگان فرهنگ و تمدن اسلام و بوم ايران)

- دکتر علي اکبر ولايتي

- شرکت سهامي کتابهاي جيبي وابسته به انتشارات اميرکبير، چاپ اول 1391

- شابک: 2- 412- 303- 964- 978

- قيمت: 2100 تومان

اوحدالدين محمد بن محمد انوري قصيده سراي بزرگ نيمه­ي دوم قرن ششم، از اهالي ابيورد، شهري ميان سرخس و نساء، بود. در علوم زمان خود دست داشت و در شعر از پايه گذاران نام دار شعر فارسي بويژه در غزل و قصيده است. شعر او در اکثر شعراي پس از وي تأثيري عميق گذاشته است.

اين تأثيرگذاري بويژه در شعر شيخ مصلح الدين سعدي کاملاً مشهود است.

به سبب تسلط وي بر علوم زمان خود، زبان فارسي، زبان عربي و بحور شعر فارسي و عربي، ديوان وي براي همه­ي شاعران و شعر شناسان پس از او معيار بوده است.

به سبب بار عملي اشعار او و تسلطش بر مباني حکمت و وجود معاني دقيق و باريک در اشعارش، در بسياري از موارد، خواننده بدون تعمق و تفکر و مراجعه به حواشي و تعليقات اصل فضل، امکان درک دقيق را ندارد. انوري بر آوردن معاني نغز و لطيف و مضامين شيوا و بديع، در انتخاب الفاظ و ترکيب کلمات ذوق و سليقه­ي خاصي داشت که اقتدار او را در سخنوري مي­رساند.

در ديوان وي از لغات و ترکيبات و کنايات پارسي و اصطلاحات علمي فراوان ديده مي­شود. از انوري ديواني شامل 14700 بيت مشتمل بر قصايد و غزليات و قطعات و رباعيات باقي مانده است. بررسي شرح حال انوري نشان مي­دهد که او زندگي پر فراز و نشيبي داشت. گاهي صاحب مکنت بود و بعضي اوقات دچار فقر و مسکنت مي­شد. بخش مهمي از زندگي خويش را در دربار سنجر، آخرين پادشاه صاحب قدرت سلجوقي گذراند . . .

کتاب «انوري» سي و هفتمين اثر از مجموعه­­ي «آفتاب» به قلم دکتر علي اکبر ولايتي مي­باشد که در هشت فصل تهيه و تنظيم شده است.

نويسنده فصل اول را به عصر انوري اختصاص داده و مي­گويد: عصر انوري دوران شکوفايي شعر و ادب فارسي است و هم عصرانش در حکومت و سياست، افراد مقتدري مانند سلطان سنجر، ملکشاه سلجوقي خواجه نظام الملک و حسن صباح و در شعر و ادب، اديباني مانند خيام، رشيد وطواط و عروضي سمرقندي و امثال آن بوده­اند.

اين دوران عصري پر اضطراب است که بسياري از اقوام و قبايل کوچک و بزرگ، چند صباحي به حکومت رسيدند و سپس مغلوب و منقرض شدند . . .  

مؤلف در فصل دوم به زندگي نامه­ي انوري مي­پردازد و در اين فصل به زادگاه و دوران کودکي، نام و لقب و نسب او، اخلاق و انديشه­ي او، مذهب انوري، ابتداي شاعري و ورود به دربار، ممدوحان وي، اتفاقات مهم در حيات انوري و وفات وي اشاره مي­کند.

دکتر ولايتي درباره­ي اخلاق و انديشه­ي انوري چنين مي­گويد: انوري شاعري مدح گو و ستايشگري درباري است و شاعري نزد او وسيله­ي کسب روزي و معاش و درآمد براي گذران زندگي بوده است . . .

نويسنده بيماريهاي انوري، ازدواجش، واقعه­ي قران کواکب و نظريه­ي اشتباه وي را جز اتفاقات مهم در حيات انوري مي­ داند.

انوري به بيماري رشته مبتلا بود و از آن رنج مي­برد:

به دست حادثه بندي نهاد بر پايم

که همچو حادثه گاهي نهان و گه پيداست

سبک به صورت و چونان گران به قوت و طبع

که پشت طاقتم از بار او هميشه دو تاست . . .

در آثار انوري چند قطعه در مذمت زن گرفتن آمده است که مي­رساند وي با ازدواج و زن اختيار کردن موافق نبوده و کم عيالي را سعادت مرد دانسته است. با اين حال، از قطعه­ي ديگر وي پيداست که سرانجام پس از گذراندن جواني گرفتار عيال شده و به ازدواج تن مي­دهد:

همه جور من از اين کهنه دو صندوق تهي­ست

که به پريش گمان همه کس مغرور است

 خانه چون کعبه­ي بوبکر ربابي است، ولي

اندرو هيچ طب نيست که بي طنبور است

اي دريغا که برون رفت بدر عمر و هنوز

در و ديوار تمني همه نامعمور است

دوران آخر عمر انوري چندان روشن نيست و جز واقعه­ي پيش گويي قران، از حالش چيزي معلوم نيست. شايد علت روشن نبودن احوالش در آخر عمر، بدان سبب باشد که عزلت اختيار کرده، و از شاعري و مداحي، حتي از گفتن قول و غزل هم دست کشيده است؛

تاريخ وفات انوري نيز همچون تاريخ ولادتش آميخته با ابهام است. مورخان و تذکره نويسان در تاريخ وفاتش اقوال گوناگوني ذکر کرده­اند؛ از جمله آذر 540 ق، دولتشاه سمرقندي 547 ق، خوافي 585 ق و . . . در محل دفن وي نيز اختلاف است.

مقام علمي و معلومات انوري و منزلتش نزد بزرگان عصر عناويني است که نويسنده در فصل سوم به آنها مي­پردازد.

انوري از دانشمندان نامور روزگار خود بشمار مي­رود و اشعارش در بردارنده­ي دانش­ها و معارف آن دوران است. اشارات، تلميحات، تصويرسازي و مضمون آفريني­هايش همه از استادي او در منطق، موسيقي، هيئت، رياضي، علوم طبيعي، نجوم و حکمت حکايت دارد. در اشعارش اين رويداد را به راحتي مي­توان مشاهده کرد و به احاطه­ي دانش او پي برد.

هرچند انوري را در مقام شاعر مي­شناسيم، اما آنچه او را در ميان ساير شعراي آن عهد بهتر و برتر و مورد احترام سلاطين و وزرا و بزرگان آن عصر قرار داده، مهارتش بر انواع علوم رايج زمانش بود. از شواهد موجود معلوم مي­شود که وي در حکمت و فلسفه و هيئت و نجوم و هندسه و مجسطي و همچنين در علوم ادبي و فقه و تفسير و حديث و غيره از ائمه­ي فن بشمار مي­رفت و تمامي اين فنون و علوم را به خوبي و نزد استادان فن فرا گرفته بود. همچنين علاقه­ي وي به مطالعه­ي کتب حکمت، و تحقيق در علم الهي و طبيعي و رياضي از اشعارش بخوبي آشکار است. به ابن سينا اعتقادي تام داشت و گفته­اند که برخي از آثار او را به خط خود نوشته است . . .

دکتر ولايتي در فصل چهارم انوري را با شاعراني همچون سعدي، ابوالفرج روني و قاآني مقايسه کرده و چنين مي­گويد: انوري سخنور بزرگي است که شعرش در بيشتر شاعران و هم طرازان وي تأثير داشته است. شيخ اجل سعدي هم در غزل سرايي از انوري پيروي کرده و از بسياري از غزل­هاي او استقبال کرده است. در سبک انوري، نرمي و سلامت بر تعقيد و صلابت غلبه کرده، و از همين روي با همه­ي حسن ترکيب و جزالت کلام نزد استادان مسلم اين فن و حتي تواناتر از خود مشهور شده است. ابيات يا غزل­هايي از انوري يافت مي­شود، در کمال سهولت مي­توان به جاي غزل سعدي گرفت. انوري قطعي­ترين و روشن­ترين مرحله­ي تکامل زبان غزل بشمار مي­رود، و سعدي را در رسيدن به ذروره­ي کمال آن کمک کرده است، از مثالها و شواهدي که آورده شده است فقط به اين دو شاهد اکتفا مي­کنيم:

انوري:

ني ز تو بتوان شکيب تا بشکيبم

ني به تو بتوان رسيد تا بشتابم

سعدي:

نه بخت و دولت آنم که با تو بنشينم

نه صبر و طاقت آنم که از تو درگذرم

فصل پنجم با عنوان هنر شعر و شاعري انوري، به قدرت شعري، سبک شعري، طنز و هزل و انوري از ديدگاه منتقدان اختصاص دارد.

انوري در شعرسرايي طبع قوي و انديشه­ي والا و قدرت اعجاب انگيزي در آوردن معاني دقيق و مشکل در کلام داشت. و در شعرش زبان محاوره ساري و جاري است؛ گويي او قسمت­هايي از محاورات معمول و عادي را در شعر خود گنجانده است . . .

انوري در شعر طبعي قوي و فکري نيرومند و ذوقي توانا داشت و در استفاده از معاني باريک و تعبيرات دقيق چيره بود و هرچه مي­خواست، بدون رنج و زحمتي به فکرش مي­رسيد و مي­آفريد؛ چنانکه خود در اين باره گفته است:

خاطري دارم منقاد چنانک اندر حال

گويدم گير هر آن علم که گويم که بيار

و به همين سبب طبع توانا، مضامين و معاني گوناگون را در روايات وقايع و ساختن داستان­ها و توصيف طبيعت و به تصوير کشيدم مناظر آن و بيان ما في الضمير خويش به زيبايي به نظم مي­کشيد و با تسلط کامل در تمام اقساط سخن وارد مي­شد؛ از اين رو، شعرش در شيوايي و دل ربايي و آوردن معاني تازه و استدلال شاعرانه از معاصران خويش، بلکه بيشتر از کساني که پيش از او و پس از او شعر گفته­اند برتر و ممتازتر است. و چون او مردي حکيم و فيلسوف و منجم و رياضيدان بود و در احکام نجوم، بهره و نصيبي وافر داشت مسائل اين علوم و مصطلحات اين فنون را به نظم کشيده و معلومات خود را در اشعارش به خوبي آشکار کرده است . . .

در شعر انوري، تکرار ابيات نيز فراوان ديده مي­شود؛ بويژه در قصايدي که به يک وزن و قافيه است. در اشعار وي معاني دقيق و باريک است؛ اشعاري که خواننده اغلب بدون تفکر و تعمق به معني آن راه نمي­يابد. انوري در انتخاب اوزان شعري نيز ذوق سرشاري داشته و بيشتر اوزان روان را در شعر خويش برگزيده است؛ بويژه در غزليات که کمتر به اوزان سنگين، شعر گفته و شايد همين هم يکي از علل دقت غزل وي باشد و براي قدرت نمايي خود به بحور گوناگون شعر طبع آزمايي کرده است.

در قدرت شعري او همين بس که در کتاب المعجم في معايير اشعار المعجم، شمس قيس رازي شواهد اوزان شعري را بيشتر از شعر انوري بيان کرده و سهم او در اين باب از ديگران بيشتر، و شعر او براي اوزان گوناگون، از هر شاعر ديگري افزون­تر است.

يکي ديگر از ويژگي­هاي شعر وي، آوردن جمله­ها و نمونه­هاي عربي است. انوري افزودن بر آن که در تمام اقسام شعر تواناست، در ايراد معاني نغز و شيوا نيز چيره و زبردست است . . .

شعر انوري اغلب مطبوع، لطيف، شيوا، بي نهايت دلنشين و از تشبيهات در کمال حسن و دقت است و در اشعارش تکلفات بي جا، مانند التزام به حذف بعضي حروف و آوردن رديف­هاي غير ضروري بسيار اندک و نادر است.

قصايد وي بيشتر در تعريف و مدح اشخاص است و شاعر تملق و خوشامد گويي را در قصيده­ها وجه همت خويش قرار داده و آن را به حد اعلا بالا برده است و گاه در مدح امرا و صدور، مبالغه را از حد گذرانيد و آنها را، چنانکه پادشاهي را بستايد، مدح مي­کند.

در قصايدش پند و موعظه و اندرز کم است، همچنين با آنکه شاعر هجاست و قطعات بسياري در هجو دارد قصايدش از اينگونه الفاظ و کلمات به کلي پاک است.

انوري در مرثيه گويي هم توانا بوده و چند مرثيه­اي که در ديوانش موجود است، گوياي اقتدار او در اين فن است؛ بويژه رثايي که در مرگ ابوطالب نعمه گفته، بسيار خوب و بي نهايت مؤثر و غم انگيز و تأثرآور است. مرثيه­ي انوري چنان باسوز و گداز و عبارات و جملات آن چندان ملال انگيز است که هر سنگدلي را متأثر مي­کند . . .

اما سبک شعري انوري ميانه­ي سبک خراساني و سبک عراقي است؛ بدين معنا که انوري با تکميل سبک ابوالفرج روني، راه را براي ظهور سبک عراقي هموار ساخت.

نويسنده معتقد است که بحث در سبک انوري را مي­توان در سه حوزه­ي زبان و صور خيال و خلق مضمون دنبال کرد. پيوند زبان محاوره با زبان شيواي شعر و ادب، بويژه در غزل، مهم­ترين ويژگي سبک انوري است. اين سبک پس از يک سده سير تکاملي، به بهترين صورت بر زبان سعدي جلوه کرد . . .

دکتر ولايتي همچنين آفريدن استعاره و تشبيعات نو، و از پرتو آنها پروراندن معاني نغز و مرغوب را از ويژگيهاي مهم سبک انوري مي­داند.

فصل ششم به آثار انوري اختصاص دارد و نويسنده در اين باره چنين مي­گويد: حاصل تلاش انوري در عرصه­ي شعر و ادب، ديواني است مشتمل بر قصايد، قطعات، غزليات و رباعيات که حدود 14700 بيت دارد.

نويسنده در فصل هفتم به کتاب شناسي انوري مي­پردازد و آن را در دو قسمت؛ منابع شرح حال او و چاپ­هاي ديوان وي بررسي مي­کند؛ وي سپس چند نمونه از اشعار انوري را در آخرين فصل کتاب – فصل هشتم – بعنوان پيوست مي­ آورد و در ذيل به عنوان نمونه به چند بيت از آن اشاره مي­شود:

آلوده­ي منت کسان کم نشو

تا يک شبه در وثاق تو نان است

اي نفس! به رسته­ي قناعت شو

کانجا همه­چيز، نيک ارزان است

تا بتواني حذر کن از منت

کاين منت خلق کاهش جان است . . .

بيشي ز نر طلب، نه از مال

اکنون باري چو مي­تواني

هان تا به خيال بد چون دونان

در حال حيات اين جهاني

افزون نکني بر آنچه داري

قانع نشوي بدانچه داني

مشغول مشو به تن نه ايني

فارغ منشين ز جان نه آني . . . ­        

 

 

سه‌شنبه 13 تير 1391 - 13:23


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری